این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    آتش عشق است کاندر نی فتاد جوشش عشق است کاندر می فتاد

    دسته بندی :
    1. پشتوک
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    آتش عشق است کاندر نی فتاد جوشش عشق است کاندر می فتاد را از سایت تکست لس دریافت کنید.

    معنی ، مفهوم،توضیح و نمونه سوالات ادبیات فارسی پیش دانشگاهی درس اول : نی نامه

    درس اول : نی نامه ۱. بشنو از ني چون حكايت مي كند از جدايي ها شكايت مي كند - « ني» استعاره از مولانا يا نماد هر انسان آگاه و دور مانده از اصل خويش است .

    معنی ، مفهوم،توضیح و نمونه سوالات ادبیات فارسی پیش دانشگاهی درس اول : نی نامه

    درس اول : نی نامه۱. بشنو از ني چون حكايت مي كند              از جدايي ها شكايت مي كند

    - « ني» استعاره از مولانا يا نماد هر انسان آگاه و دور مانده از اصل خويش است .

    - بين حكايت و شكايت جناس ناقص اختلافي است

    - مقصود از جدايي : جدايي روح جزئي ( انسان ) از روح كل (خدا) است.

    -چون :  اگردر معنای « زمانی که ، هنگامی که »بکار رفته باشد؛ پیوند وابسته ساز است .

    معنی: وقتي كه اين ني به صدا در مي آيد و از درد دوري و فراق خود شكوه مي كند به آن گوش فرادار

    پيام : ناله ي همه ی موجودات به خاطر دوري از حق و جدایی از عالم معناست .

            ۲. كز نيستان تا مرا ببريده اند             از نفيرم مرد و زن ناليده اند

    - « ‌نيستان» استعاره از عالم معنا

    - « مرد وزن» مجازاً كل هستي و همه ي موجودات

    -مرا : « م  » مفول و « را » نشانه ی مفعول است . / « م » در نفیرم : مضاف الیه است .

    معنی: از زماني كه مرا از نيستان(عالم معنا) جداكره اند از سوز و ناله هاي عاشقانه ي من تمامي هستي با من هم نوا شده اند.

    پيام : ناله و اندوه تمام هستي به دليل جدايي از عالم معناست.

       ۳. سينه خواهم شرحه شرحه از فراق          تا بگويم شرح درد اشتياق

    - « سينه » مجازاً شنونده اي درمند و درد آشنا

    - بين « شرحه » و « ‌شرح » جناس ناقص افزايشي است

    - واج آرايي (( ش‌)) / واژه ي « شرحه » تكرار است

    - « درد اشتياق » : مفهومي پارادُكسي دارد ( متناقص نما)

    - اشتیاق : مضاف الیه درد است .

    -فِراق : جدایی( فَراغ : آسایش ، راحتی )

    معنی: براي بيان درد اشتياق ، شنونده اي مي خواهم كه دوري از حق را ادراك كرده و دلش از درد و داغ فراق سوخته باشد.

    پيام : به لياقت درك عشق اشاره دارد . با بيت 14 پيوند معنايي دارد.

     ۴. هركسي كاو دور ماند از اصل خويش              بازجويد روزگار وصل خويش

    - بين واژه ي اصل و وصل جناس ناقص اختلافي

    - آرايه ي تلميح در بيت مشهود است : « انالله و انا اليه راجعون» و « كل شي ءً يرجعُ الي اصله » .

    -  بین دور ماندن و وصل به نوعی تضاد وجود دارد .

    معنی: هرکسی که از جایگاه اصلی خود و مبدأ هستی خود دور مانده باشد  سرانجام روزگار وصال از دست رفته را می جوید و به اصل خود و به سوی پروردگار باز می گردد ..

    پيام : همه ي موجودات به جايگاه اصلي خود بر مي گردند.

     ۵. من به هر جمعيتي نالان شدم               جفت بد حالان و خوش حالان شدم

    - بين نالان و حالان جناس ناقص اختلافي وجود دارد و بدحالان و خوش حالان تضاد و  مجازاً همه

    ـ مقصود از بد حالان كساني هستند كه سير و سلوك آنها به سوي حق کُند است اما خوش حالان رهروان راه حق اند که از سیر به سوی حق شادمان اند .

    --معنی: من (مولانا )ناله ی عشق به حق را برای همه سر دادم چه آنانی که از عشق کم بهره بودند و چه آنانی که در عشق به حق ،به مراتبی رسیده بودند همراه و همدم شدم

    پيام: به فراگيري ناله ي ني و انعطاف پذیری و مدارا سازگار بودن با اقشار مختلف اشاره دارد.

     ۶. هركسي از ظن خود شد يار من                   از درون من نجست اسرار من

    - ظّن : گمان ، عقیده ی فردی ، متضاد یقین

    اسرار : جمع سّر ، رازها ( اِصرار : پافشاری ، الحاح)

    - بين « ‌ظن» و « من» جناس ناقص اختلافي است.

    - واژه ي من تكرار شده است.

    - واج آرايي « ‌ن» محسوس است.

    معنی: هرکسی در حد فهم و ادراک خود با من (مولانا )همراه و یار شد اما حقیقت حال مرا درک نکرد .

    ۷.  سِرّ من از ناله ي من دور نيست                ليك چشم و گوش را آن نور نيست

    - بين دور و نور جناس ناقص اختلافي است ضمن اين كه قافيه نيز هستند.

    - « چشم و گوش»مراعات نظیر و مجازاً كل حواس ظاهري است.

    - « نور» مجازاً قدرت درک و بینایی است .

    - « من» آرايه ي تكرار دارد.

    - « نیست » در مصراع اول : فعل اسنادی و در مصراع دوم : در معنای « وجود ندارد »

    - « را » حرف اضافه در معنی « برای »

    - سّر من از ناله ی من دور نیست : مفهومی معادل « رنگ رخساره خبر می دهد از سّر ضمیر »

    معنی: اسرار من در ناله هاي من نهفته است اما با چشم و گوش و حواس ظاهري نمي توان به حقيقت اين ناله و اسرار درون پي برد.

    پيام : ظاهر بینان از درک حقیقت عشق عاجزند .

    ۸.  تن ز جان و جان زتن مستور نيست              ليك كس را ديد جان دستور نيست

    - بين مستور و دستور جناس ناقص اختلافي است ضمن اين كه قافيه نيز محسوب مي شوند.

    - مستور : پوشیده ، نهان  /  مسطور : نوشته شده

    - « تن زجان و جان ز تن » آرايه ي قلب و عكس دارند.

    - « تن و جان» مفهومي متضاد دارند و نيز واژه ي « جان» تكرار نيز هست.

    - در این  بیت در صامت « ن » آرایه ی واج آرایی بکار رفته است .

    - واژه ي« ديد» در معناي مصدري« ديدن» آمده كه به آن مصدر مرخم مي گوييم / و حرف « را » به معناي  « براي» و حرف اضافه است .

    - مقصود از جان اسرار درون آدمي است .

    -معنی: اگر چه تن ( جنبه ی مادی) و جان ( جنبه ی روحانی ) انسان ، پوشیده و جدا از هم نیستند امّا به هیچ چشم ظاهر بینی ، اجازه ی دیدن جان و جنبه ی روحانی انسان داده نشده است .

    -پيام:«روح»از اموري ناديدني است.(بيت ۷و۸با هم پيوند معنايي دارند و بيت ۸ تاكيدي بر بيت۷ است).

    ۹.  آتش است اين بانگ نای و نيست باد          هر كه اين آتش ندارد ، نيست باد

    - بانگ نای به آتش تشبه شده است .

    - « نيست باد» در مصراع اول و دوم جناس تام دارد ، « نيست» در مصراع اول فعل اسنادی و در مصراع دوم صفت است به معناي « نابود باد» ، « باد » در مصراع اول به معنی « هوا »اسم است و « نیست باد »در مصراع دوم فعل دعايي استبه معنی « نابود باد » . در نتيجه « نيست باد»  در حكم قافيه است نه رديف كه قافيه ي اصلي واژه ی« باد » است يعني بيت « ذو قافيتين» است .

    -« آتش » در مصرع دوم ، استعاره از شور و سوز و گداز عشق است .

    - در بیت بین واژه های « است و نیست / باد و آتش ، تضاد وجود دارد .

    - باد و آتش، مراعات نظیر دارند .

    - باد و باد  / نیست و نیست ، باهم جناس تام دارند .

    منبع : adabeyatfarsi54.blogfa.com

    آتش عشق است کاندر نی فتاد ** جوشش عشق است کاندر می ‌‌فتاد

    آتش عشق است کاندر نی فتاد ** جوشش عشق است کاندر می ‌‌فتاد - مثنوی مولانا

    آتش عشق است کاندر نی فتاد ** جوشش عشق است کاندر می ‌‌فتاد 10

    نی حریف هر که از یاری برید ** پرده‌‌هایش پرده‌‌های ما درید

    همچو نی زهری و تریاقی که دید ** همچو نی دمساز و مشتاقی که دید

    نی حدیث راه پر خون می‌‌کند ** قصه‌‌های عشق مجنون می‌‌کند

    محرم این هوش جز بی‌‌هوش نیست ** مر زبان را مشتری جز گوش نیست‌‌

    در غم ما روزها بی‌‌گاه شد ** روزها با سوزها همراه شد 15

    روزها گر رفت گو رو باک نیست ** تو بمان ای آن که چون تو پاک نیست‌‌

    هر که جز ماهی ز آبش سیر شد ** هر که بی‌‌روزی است روزش دیر شد

    درنیابد حال پخته هیچ خام ** پس سخن کوتاه باید و السلام‌‌

    بند بگسل، باش آزاد ای پسر ** چند باشی بند سیم و بند زر

    منبع : www.masnavi.net

    شرح و تفسیر دیباچه دفتر اول مثنوی معنوی مولوی

    دکلمه ، شرح و تفسیر دیباچه دفتر اول مثنوی معنوی مولوی ابیات 1 الی 34 از مولانا جلال الدین محمد بلخی در مرکز تخصصی شعر و عرفان وب سایت دیدار جان

    شرح و تفسیر دیباچه دفتر اول مثنوی معنوی مولوی

    صفحه نخست شرح و تفسیر دیباچه دفتر اول مثنوی معنوی مولوی

    +98.      [email protected]

    12/04/2017, تفسیر دفتر اول مثنوی معنوی, دیباچه مثنوی معنوی مولوی, شرح و تفسیر شعر, شرح و تفسیر مثنوی معنوی مولوی

    شرح و تفسیر دیباچه دفتر اول مثنوی معنوی مولوی در مرکز تخصصی شعر و عرفان دیدارجان

    شرح و تفسیر دیباچه دفتر اول مثنوی معنوی مولوی

    شاعر : مولانا جلال الدین محمد بلخی

    کتاب : مثنوی معنوی

    قالب شعر : مثنوی

    آدرس شعر : مثنوی معنوی مولوی دفتر اول ابیات 1 الی 34

    نام بخش : دیباچه مثنوی معنوی مولوی

    بخش : 1 از 1

    داستان و حکایت

    مثنوی البته کتاب تعلیم است : تعلیم طریقت برای نیل به حقیقت . اما نزد مولوی شریعت نیز از گذرگاه حقیقت دور نیست . از اینرو عجب نیست که شاعر در جستجوی حقیقت ، شیوه اهل شریعت را پیش گیرد . درست است که مثنوی سخن اهل جدال و اهل کلام نیست اما شاعر در آن مثل اهل کلام در اثبات عقاید و آراء اهل شریعت اهتمام دارد . با اینهمه مثل اهل کلام نیست که تنها یک مذهب و یک اندیشه را حق و درست بداند . کشمکش متکلمان را از مقوله نزاع های کودکانه می شمرد مانند نزاع آن چهار کس که برای خاطر انگور به هم در افتاده بودند و اختلاف زبان ، آنها را از اتحاد مقصد بازداشته بود و یا مثل اختلاف نظری که از لمس کردن پیل در آن خانه تاریک برای یک عده پیش آمد . از اینروست که از این اختلافهای لفظی خود را کنار می کشد و …

    متن کامل ” دیباچه مثنوی معنوی مولوی “ را در مرکز تخصصی شعر و عرفان مطالعه نمایید.

    متن کامل ابیات 1 الی 34

    1) بشنو این نی چون حکایت می کند / از جدایی ها شکایت می کند

    2) کز نیستان تا مرا ببریده اند / در نفیرم مرد و زن نالیده اند

    3) سینه خواهم شرحه شرحه از فراق / تا بگویم شرح درد اشتیاق

    4) هر کسی کو دور ماند از اصل خویش / باز جوید روزگار وصل خویش

    5) من به هر جمعیتی نالان شدم / جفت بد حالان و خوش حالان شدم

    6) هر کسی از ظن خود شد یار من / از درون من نجست اسرار من

    7) سر من از ناله من دور نیست / لیک چشم و گوش را آن نور نیست

    8) تن ز جان و جان ز تن مستور نیست / لیک کس را دید جان دستور نیست

    9) آتش است این بانگ نای و نیست باد / هر که این آتش ندارد نیست باد

    10) آتش عشق است کاندر نی فتاد / جوشش عشق است کاندر می فتاد

    11) نی حریف هر که از یاری برید / پرده هایش پرده های ما درید

    12) همچو نی زهری و تریاقی که دید / همچو نی دمساز و مشتاقی که دید

    13) نی حدیث راه پر خون می کند / قصه های عشق مجنون می کند

    14) محرم این هوش جز بی هوش نیست / مر زبان را مشتری جز گوش نیست

    15) در غم ما روزها بیگاه شد / روزها با سوزها همراه شد

    16) روزها گر رفت ، گو : رو ، باک نیست / تو بمان ای آنکه جز تو پاک نیست

    17) هر که جز ماهی ، ز آبش سیر شد / هر گه بی روزی است ، روزش دیر شد

    18) در نیابد حال پخته هیچ خام / پس سخن کوتاه باید ، والسلام

    19) بند ، بگسل ، باش آزاد ای پسر / چند باشی ، بند سیم و بند زر ؟

    20) گر بریزی بحر را در کوزه ای / چند گنجد ؟ قسمت یک روزه ای

    21) کوزه چشم حریصان پر نشد / تا صدف قانع نشد ، پر در نشد

    22) هر که را جامه ز عشقی چاک شد / او ز حرص و جمله عیبی پاک شد

    23) شاد باش ای عشق خوش سودای ما / ای طبیب جمله علت های ما

    24) ای دوای نخوت و ناموس ما / ای تو افلاطون و جالینوس ما

    25) جسم خاک از عشق ، بر افلاک شد / کوه ، در رقص آمد و چالاک شد

    26) عشق ، جان طور آمد ، عاشقا / طور ، مست و خر موسی ، صاعقا

    27) با لب دمساز خود گر جفتمی / همچو نی من گفتنی ها گفتمی

    28) هر که او از همزبانی شد جدا / بی زبان شد ، گر چه دارد صد نوا

    29) چونکه گل رفت و گلستان در گذشت/ نشنوی زان پس ز بلبل سرگذشت

    30) جمله معشوق است و عاشق پرده ای / زنده معشوق است و عاشق و مرده ای

    31) چون نباشد عشق را پروای او / او چو مرغی ماند بی پر ، وای او

    32) من چگونه هوش دارم پیش و پس / چون نباشد نور یارم پیش و پس

    33) عشق خواهد زین سخن بیرون بود / آینه ، غماز نبود ، چون بود ؟

    34) آینه ات ، دانی چرا غماز نیست / زآنکه زنگار از رخش ممتاز نیست

    شرح و تفسیر دیباچه دفتر اول مثنوی معنوی مولوی

    شرح و تفسیر بیت 1

    بشنو این نی چون حکایت می کند / از جدائی ها شکایت می کند

    از این نی بشنو که چگونه از فراق سخن می گوید و از جدائی ها و ایام هجران شکوه می کند . [ نی تمثیلی است از انسان کامل و ولیّ واصل . اینکه نی رمزی از وجود انسان تلقی شود . پیش از مولانا هم در نزد صوفیان معمول بوده است . از آن جمله شیخ احمد غزالی در رساله بوارق یک جا به نی ( = قَصَب ) اشاره می کند و آن را رمزی از ذات انسانی می شمرد . همچنین در حدیقه سنایی و در ذیل اوحدالدین رازی بر سیرالعباد سنایی هم اشارت هایی به درد و سوز نی و ارتباط آن با احوال انسانی است . ( جستجو در تصوف ایران ، ص 303 و 304 ) . شارحان مثنوی منظور از نی را انسان کامل دانسته اند از آن جمله عبدالرحمن جامی ( رساله نائیه ، ص 3 تا 6 ) و یعقوب چرخی ( رساله نائیه <چرخی> ، ص 4 و 5 ) و اسماعیل انقروی ( شرح کبیر انقروی ، ج 1 ، ص 4 ) . نیکلسون با الهام از شارحان پیشین می گوید : نمی توان تردید کرد که نی بطور کلی روح ولّی یا انسان کامل را می نمایاند که به سبب جدایی خود از نیستان ، یعنی آن عالم روحانی که در مرتبه پیش از وجود مادی ، آنجا وطن داشت . نالان است و در دیگران نیز همین اشتیاق را به وطن حقیقی شان زنده می سازد . دیگر اینکه نی در اینجا یا کنایه است از حسام الدین ( که شاعر با او عارفانه یکی است ) و یا نشانی است از خودِ شاعر که وجودش از نفخه الهی پُر است و آن را در قالب نغمه و ترانه جاری می سازد . این استعاره هم در دیوان شمس و هم در مثنوی معنوی فراوان آمده است . ( شرح مثنوی معنوی مولوی ، دفتر اول ، ص 18 و 19 ) ]

    منبع : didarejan.com

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 10 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید