این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    آیه 85 سوره اسرا علم بشر را در چه حد و اندازه میداند

    دسته بندی :
    1. پشتوک
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    آیه 85 سوره اسرا علم بشر را در چه حد و اندازه میداند را از سایت تکست لس دریافت کنید.

    کرامت انسان در قرآن

    انسان سرور زمین و عهده‌دار نقش اول در قرآن است و همه اشیایی که در زمین وجود دارد برای او و هر گونه تغییر و...

    کرامت انسان در قرآن

    نویسندگان: طیبه صادق پورمنبع: بینات 1386 شماره 53حوزه های تخصصی:

    حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن انسان و جامعه در قرآن انسان در قرآن

    حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن موارد دیگر دانستنیهای قرآن

    دریافت مقاله

    آرشیو

    آرشیو شماره ها:

    ۸۰

    سال ۱۳۹۵ (۴)

    سال ۱۳۹۴ (۳)

    سال ۱۳۹۳ (۲)

    سال ۱۳۹۲ (۲)

    سال ۱۳۹۱ (۴)

    سال ۱۳۹۰ (۴)

    سال ۱۳۸۹ (۴)

    سال ۱۳۸۸ (۲)

    سال ۱۳۸۷ (۴)

    سال ۱۳۸۶ (۴)

    سال ۱۳۸۵ (۳)

    سال ۱۳۸۴ (۴)

    سال ۱۳۸۳ (۴)

    سال ۱۳۸۲ (۲)

    سال ۱۳۸۱ (۴)

    سال ۱۳۸۰ (۴)

    سال ۱۳۷۹ (۴)

    سال ۱۳۷۸ (۲)

    سال ۱۳۷۷ (۴)

    سال ۱۳۷۶ (۴)

    سال ۱۳۷۵ (۴)

    سال ۱۳۷۴ (۴)

    سال ۱۳۷۳ (۴)

    چکیده

    ساختار وجودی انسان بهترین ساختار آفرینش است:لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم(تین،95/4) و دارای ظرفیت و استعداد بالا و والاست و خواهان رسیدن به نا محدود است. از نظر قرآن،انسان موجودی است که از روح خدا در او دمیده شده و از چنان گوهر و وجودی برخوردار است که خداوند،دیگر موجودات جهان آفرینش را برای او خلق کرده است و جهان را به گونه‌ای آفریده است که انسان بتواند در جهت بهره‌وری خود از آن استفاده کند و تا آنجا او را برتری داده است که به فرشتگان دستور داده تا به تعظیم او بپردازند. همه این امور بیانگر این حقیقت است که انسان از کرامت و فضیلت ذاتی برخوردار است و این کرامت در مقام انسانیت اوست و نوع انسان کریم است.این کرامت بالقوه در تمام انسان‌ها که باید با طی مسیر کمال و درجات به فعلیت برسد،وجود دارد. در این نوشتار با استناد به آیات متعدد قرآن کریم جهات برتری انسان بر سایر موجودات که همان کرامت ذاتی اوست بیان شده است. مانند: 1.برخورداری از روح الهی؛2. آفرینش انسان به دست خدا؛3.انسان‌های اندیشمند؛4.خلاصه و عصاره خلقت؛5.هدف نهایی خلقت؛6.کمال جوو بی‌نهایت طلب؛7.مختار و آزاد. در نهایت آثار کرامت الهی چنین دانسته شده است:1.مسجود فرشتگان؛ 2. امانتدار الهی؛3.خلیفة الله در زمین.

    متن

    انسان سرور زمین و عهده‌دار نقش اول در قرآن است و همه اشیایی که در زمین وجود دارد برای او و هر گونه تغییر و تبدیلی به دست اوست.چنین برجستگی باعث می‌شود که انسان،گرامی‌تر و عزیزتر از همه اشیاء مادی باشد.

    قرآن کریم ساختار وجودی او را بهترین ساختار وجودی دستگاه آفرینش می‌داند و می‌فرماید:و لقد خلقنا الانسان فی أحسن تقویم.(تین،95/4) و خداوند همه مواهب زمین را برای او آفریده است و او را به عنوان نماینده و جانشین خود در زمین قرار داده:انی جاعل فی الارض خلیفة.(بقره،2/30) و از همین روی،در بین تمام آفریده‌های جهان،او را با کرامت خاص،مقام ویژه‌ای بخشیده و فرمود:و لقد کرّمنا بنی آدم.(اسراء،17/70) آدمی خلیفه خدا در زمین و عهده‌دار شکوفا سازی امانت‌هایی است که در نهان خانه ضمیرش جای دارد.انسان دارای ظرفیت بی‌حد و استعداد بی‌نهایت و خواهان رسیدن به نامحدود است.

    خداوند در قرآن می‌فرماید:أخرجکم من بطون امهاتکم لاتعلمون شیئاً.(نحل،16/78) یعنی شما را از شکم مادران خارج ساختیم در حالی که هیچ چیز نمی‌دانستید.این همان مرتبه استعداد محض است که در دفتر وجودی انسان وجود دارد و باید به فعلیت برسد.

    معنای کرامت

    کرامت به معنای سخاوت،شرافت و عزت است.راغب در کتاب مفردات می‌گوید:

    کرم اگر وصف خدا واقع شود،مراد از آن احسان و نعمت آشکار خداست و اگر وصف انسان باشد.نام اخلاق و افعال پسندیده اوست که از وی ظاهر می‌شود.1

    چرا که کرامت نحوهٔ وجود و هستی خاصی است که کامل‌ترین مصداق آن برای خدای سبحان ثابت است که دارای عالی‌ترین درجه بوده،بلکه خود هستی محض است و چون معنای کرامت هم بر واجب الوجود و هم بر ممکن به نحو اشتراک معنوی نه لفظی اطلاق می‌گردد:معلوم می‌شود که از سنخ ماهیت نبوده و داخل هیچ مقوله ماهوی نمی‌باشد.2

    تنها آیه‌ای از قرآن که به صراحت به بحث کرامت انسانی پرداخته،آیه 70 سورهٔ اسراء می‌باشد که مقصود از تکریم،اختصاص دادن به عنایت و شرافت دادن به خصوصیتی است که در دیگران نباشد.تکریم معنایی است نفسی و در آن کاری به غیر نیست بلکه تنها شخص مورد تکریم مورد نظر است که دارای شرافتی و کرامتی شود.3

    بعضی گفته‌اند:

    تکریم شامل نعمت‌های دنیا می‌شود و آن نعمت‌هایی است که مصحّح و مجوز تکلیف شده است.4

    اقسام کرامت انسان

    به اعتقاد برخی از اندیشمندان در سراسر آفرینش سه گونه کرامت وجود دارد:

    1.کرامت ملکوتی که فرا طبیعی صرف و مربوط به فرشتگان خدا،عرش الهی،حاملان عرش و… است.

    2.کرامت طبیعی که مربوط به موجودات طبیعی است.از این رو خداوند گیاهان را با وصف کرامت یاد می‌کند و می‌فرماید:او لم یروا الی الأرض کم أنبتنا فیها من کل زوج کریم.(شعرا،26/7)

    3.کرامت بلند انسانی که از تلفیق بین طبیعت و فرا طبیعت حاصل آمده و از جمع سالم میان کرامت ملکوتی و کرامت طبیعی پدیدار گشته است.5

    بیان قرآن در زمینه کرامت انسان دو گونه است:در بخشی از آیات از کرامت و ارجمندی انسان و برتری او بر دیگر موجودات سخن به میان آمده است.6 و در برخی انسان مورد نکوهش قرار گرفته و حتی فروتر بودن او از حیوانات مطرح شده است.7

    تأمل و دقت در آیات یاد شده ما را به این حقیقت رهنمون می‌کند که انسان از دیدگاه قرآن دارای دو نوع کرامت است:کرامتی ذاتی یا هستی شناسی ـ کرامت اکتسابی یا ارزش شناختی.

    کرامت ذاتی

    مقصود از کرامت ذاتی آن است که خداوند انسان را به گونه‌ای آفریده است که در مقایسه با برخی موجودات دیگر از لحاظ ساختمان وجودی،از امکانات و مزایای بیشتری برخوردار است و یا تنظیم و ساختار امکاناتش به شکل بهتر صورت پذیرفته و در هر حال از دارایی و غنایی بیشتری برخوردار است.این نوع امکانات در واقع حاکی از عنایت ویژه خداوند به نوع انسان است و همه انسان‌ها از آن برخوردارند.از این رو هیچ کس نباید به خاطر برخورداری از آن برموجودی دیگر فخر بفروشد و آن را ملاک ارزشمندی و تکامل انسانی خود بداند.

    چرا که این کرامت به اختیار انسان ربطی ندارد و انسان چه بخواهد و چه نخواهد از این کرامت برخوردار است.آیاتی مانند آیه 4سوره تین:لقد خلقنا الانسان فی أحسن تقویم و آیه 14مؤمنون:ثم أنشأناه خلقاً آخر فتبارک الله احسن الخالقین و آیه 70 سورهٔ اسراء:لقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر… و آیات فراوانی که از تسخیر جهان آفرینش و آنچه در زمین است برای انسان،سخن می‌گویند،همه بر کرامت تکوینی و ذاتی نوع انسان دلالت دارند.8

    منبع : ensani.ir

    آیات 1 تا 60 سوره اسراء

    متن کامل سوره ها، فضیلت و خواص سوره ها، تلاوت سوره هاآیات 1 تا 60 سوره اسراء - تفسیر نور

    موقعیت فعلی: فهرست قرآن / سوره اسراء / تفسیر نور / آیات 1 تا 60 سوره اسراء

    فهرست قرآن متن فضیلت

    سیمای سوره ی اسراء

    سوره ی«اسراء»،یکصد و یازده آیه دارد و بنابر قول مشهور مکّی است.البتّه بعضی پنج آیه ی 26،32،33،57 و 78 را مدنی می دانند.

    این سوره؛به جهت کلمه ی اوّل آن،«سبحان»وبه خاطر ماجرای معراج، «اسراء»و به سبب بازگویی داستان بنی اسرائیل،«بنی اسرائیل» نامگذاری شده است.

    در این سوره همچون دیگر سوره های مکّی،موضوعاتی از قبیل:توحید، معاد،نصایح سودمند و مبارزه با هرگونه شرک،ظلم و انحراف،سنّت ها وقوانین فردی واجتماعی در تاریخ،تاریخچه ی آدم و ابلیس،پیامبر اسلام و موقعیّت آن حضرت در مکّه،بیان شده است.از مسائل عمده و قابل توجّه در این سوره، معراج حضرت رسول صلی الله علیه و آله است.

    شروع سوره با«تسبیح»خداست و پایان آن با«حمد»و ستایش او.

    در روایات به تلاوت این سوره در شب های جمعه سفارش شده و از جمله فوائد آن،دیدار امام زمان علیه السلام دانسته شده است.[1]

    بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    «1»سُبْحانَ الَّذِی أَسْری بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی الَّذِی بارَکْنا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیاتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ

    پاک و منزّه است آن(خدایی)که بنده اش را از مسجدالحرام تا مسجدالاقصی که اطرافش را برکت داده ایم شبانه بُرد،تا از نشانه های خود به او نشان دهیم.همانا او شنوا و بیناست.

    نکته ها:

    * معراج،مقدّس ترین سفر در طول تاریخ است،مسافرش پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله،فرودگاهش مسجدالحرام،گذرگاهش مسجد الاقصی،میزبانش خدا،هدف آن دیدن آیات الهی، سوغاتی اش اخبار آسمان ها و ملکوت و بالا بردن سطح فهم بشر از این دنیای مادّی بوده است.[2]*بر اساس روایات،پیامبر یک سال قبل از هجرت،پس از نماز مغرب در مسجدالحرام،از طریق مسجدالاقصی به وسیله ی «بُراق»[3]به آسمان ها رفت و چون بازگشت،نماز صبح را در مسجدالحرام خواند.[4]*معراج پیامبر،جسمانی و در بیداری بوده،نه در خواب و با روح! و اصل آن از ضروریات دین و مورد اتّفاق همه ی فرقه های اسلامی است. [5]

    روایات متواتر[6]و برخی دعاها و زیارتنامه ها هم به این مسأله اشاره دارد و در برخی احادیث،منکر آن کافر معرّفی شده است.

    *خداوند،حضرت آدم را از آسمان به زمین آورد،ولی حضرت رسول صلی الله علیه و آله را از زمین به آسمان برد.[7] پیامبر در آن شب،عوالم بالا،ملکوت آسمان ها و عجائب آفرینش را دیده[8]و با انبیا ملاقات کردند[9]و احادیث قدسی در این سفر بر آن حضرت وارد شده است، رهبری و ولایت علی علیه السلام مطرح شد.

    در این سفر،حضرت رسول،بهشت و جهنّم را دید،وضعیّت بهشتیان و نعمت هایشان و دوزخیان و عذاب هایشان از مشاهدات دیگر پیامبر بود.وقتی پیامبر داستان معراج را بیان فرمود،بعضی مردم کم ظرفیّت از دین برگشتند.[10]

    اشکال و جواب:*بعضی در مورد معراج و سفر آسمانی پیامبر صلی الله علیه و آله،سؤال ها یا شبهه هایی را مطرح می کنند، از قبیل اینکه:در فضای بیرون جوّ،هوا نیست،گرمای سوزان و سرمای کشنده هست، مشکل بی وزنی وجود دارد،اشعّه های کیهانی خطرناک است،یک شب برای سیر در آسمان ها کوتاه است و اگر کسی بخواهد در فضا سیر کند،باید سرعتی شبیه سرعت نور یا بیشتر داشته باشد،برای فرار از جاذبه باید سرعتی معادل 40000 کیلومتر در ساعت داشت و امثال اینها.

    پاسخ اجمالی شبهات این است:اصل معراج در قرآن وروایات متواتر آمده[11]و آنچه مهم است،ایمان به اصل آن است وایمان به جزئیّاتش ضروری نیست.[12] از طرفی معجزه باید عقلاً محال نباشد وچون معراج از معجزات پیامبراسلام صلی الله علیه و آله است،مشمول قواعد کلّی همه ی معجزات می شود.

    بقیّه ی مشکلات وشبهات نیز با توجّه به قدرت الهی قابل حلّ است.علاوه برآنکه امروزه که انسان،هواپیما و قمرمصنوعی وسفینه های فضایی به کرات دیگر می فرستد،پذیرفتن معراج آسان است.

    چنانکه قرآن،جابه جایی تخت بلقیس را از کشوری به کشور دیگر در یک چشم به هم زدن مطرح می کند که این مسأله،مشکل طیّ مسافت را حلّ می کند.

    پیام ها:

    1-معراج،لغو نیست،بلکه اسراری قابل توجّه دارد. سُبْحانَ الَّذِی أَسْری ...

    2-معراج،اردوی خصوصی و بازدید علمی پیامبر بود،وگرنه خداوند بی مکان است. سُبْحانَ الَّذِی أَسْری ...

    3-عبودیّت،مقدّمه ی پرواز است و عروج،بی خروج از صفات رذیله،ممکن نیست. «أَسْری بِعَبْدِهِ»

    4-انسان اگر هم به معراج برود،باز«عبد»است.پس درباره ی اولیای خدا غلوّ نکنیم. «أَسْری بِعَبْدِهِ»

    5-عبودیّت،از افتخارات پیامبر و زمینه ی دریافت های الهی اوست. «بِعَبْدِهِ»

    6-پیامبری که امتّش در آینده از فضانوردان نیز خواهند بود،لازم است به معراج و سفر آسمانی رفته باشد. «أَسْری بِعَبْدِهِ» 7-برای قرب به خدا،شب بهترین وقت است. [13]أَسْری ... لَیْلاً

    8-شب معراج،شب بسیار مهمی است. «لَیْلاً» نکره آمده است.

    9-اگر استعداد وشایستگی باشد،پرواز یکشبه انجام می گیرد. «أَسْری بِعَبْدِهِ لَیْلاً»

    10-مسجد،بهترین سکوی پرواز معنوی مؤمن است. «مِنَ الْمَسْجِدِ»

    11-مسجد باید محور کارهای ما باشد. «مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی»

    12-حرکت های مقدّس،باید از راههای مقدّس باشد. أَسْری ... مِنَ الْمَسْجِدِ

    13-سرسبزی و برکات،باید بر محور مسجد باشد. اَلْمَسْجِدِ ... بارَکْنا حَوْلَهُ

    14-بیت المقدّس و حوالی آن،محلّ نزول برکات آسمانی،مقّر پیامبران و فرودگاه فرشتگان در تاریخ بوده است. «بارَکْنا حَوْلَهُ»

    15-ظرفیّت علمی انسان،از دانستنی های زمین بیشتر و شگفتی های آسمان نیز از زمین بیشتر است. أَسْری ... لِنُرِیَهُ مِنْ آیاتِنا

    16-هدف معراج،کسب معرفت و رشد معنوی بود. «لِنُرِیَهُ مِنْ آیاتِنا»

    17-آیات الهی آن قدر بی انتهاست که رسول خدا نیز توان دستیابی به همه ی آنها را ندارد. «مِنْ آیاتِنا» [14]

    18-خداوند،به مخالفان هشدار می دهد که آنان را می بیند و سخنانشان را می شنود. «السَّمِیعُ الْبَصِیرُ»

    وَ آتَیْنا مُوسَی الْکِتابَ وَ جَعَلْناهُ هُدیً لِبَنِی إِسْرائِیلَ أَلاّ تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِی وَکِیلاً«2»

    ما به موسی کتاب(آسمانی)دادیم واو را هدایت گر بنی اسرائیل قراردادیم، که غیر از من تکیه گاه و کارسازی نگیرید.

    منبع : quran.anhar.ir

    آیه 85 سوره اسراء

    آیه 85 سوره اسراء

    پرش به ناوبری پرش به جستجو

    وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ ۖ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا

    [17–85] (مشاهده آیه در سوره)

    <<84 آیه 85 سوره اسراء 86>>

    سوره : سوره اسراء (17)

    جزء : 15 نزول : مکه

    محتویات

    ۱ ترجمه های فارسی

    ۲ ترجمه های انگلیسی(English translations)

    ۳ معانی کلمات آیه ۴ نزول ۵ تفسیر آیه ۶ پانویس ۷ منابع

    ترجمه های فارسی

    و تو را از حقیقت روح می‌پرسند، جواب ده که روح از (عالم) امر خداست (و بی‌واسطه جسمانیات به امر الهی به بدنها تعلق می‌گیرد) و (شما پی به حقیقت آن نمی‌برید زیرا) آنچه از علم به شما دادند بسیار اندک است.

    و از تو درباره روح می پرسند، بگو: روح از امر پروردگار من است، و از دانش و علم جز اندکی به شما نداده اند.

    و در باره روح از تو مى‌پرسند، بگو: «روح از [سنخ‌] فرمان پروردگار من است، و به شما از دانش جز اندكى داده نشده است.»

    تو را از روح مى‌پرسند. بگو: روح جزئى از فرمان پروردگار من است و شما را جز اندك دانشى نداده‌اند.

    و از تو درباره «روح» سؤال می‌کنند، بگو: «روح از فرمان پروردگار من است؛ و جز اندکی از دانش، به شما داده نشده است!»

    ترجمه های انگلیسی(English translations)

    They question you concerning the Spirit. Say, ‘The Spirit is of the command of my Lord, and you have not been given of the knowledge except a few [of you].’

    And they ask you about the soul. Say: The soul is one of the commands of my Lord, and you are not given aught of knowledge but a little.

    They are asking thee concerning the Spirit. Say: The Spirit is by command of my Lord, and of knowledge ye have been vouchsafed but little.

    They ask thee concerning the Spirit (of inspiration). Say: "The Spirit (cometh) by command of my Lord: of knowledge it is only a little that is communicated to you, (O men!)"

    معانی کلمات آیه

    «الرُّوحِ»: روح آدمی. جان. مراد آفریده‌ای از آفریدگان خدا است که ساختمان و ماهیّت آن فراتر از ساختمان و ماهیّت جهان ماده است و غیبی از غیوب الهی است و حقیقت آن بر ما روشن نیست. برخی با توجّه به آیه‌های ماقبل و مابعد این آیه، واژه روح را قرآن معنی می‌کنند. چرا که قرآن معجزه جاویدان و نادره ناشناخته جهان، در قالب الفاظ و عباراتی نیست که انس و جنّ بتوانند از آن تقلید کنند و همسان آن را بسازند. بلکه چگونگی آن سرّی از اسرار است. «أَمْرِ»: جمع آن امور است، یعنی: کاروبار. «مِنْ أَمْرِ رَبّی»: چیزی است که تنها خدایم از آن آگاه است، و رازی است که در حیطه علم آفریدگارم است و بس.

    نزول

    ابن مسعود گوید: با رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم راه مى رفتیم تا بعده اى از قریش رسیدیم. یکى از آن‌ها به دیگرى مى گفت: تو سؤال کن، لذا نزد پیامبر آمدند و گفتند: یا محمد به ما از روح خبر بده. پیامبر ایستاد در حالتى که سر خود را بالا مى گرفت، فهمیدیم که منتظر وحى پروردگار است سپس این آیه نازل گردید.[۱]

    و نیز گویند: قریش به یهود گفتند: به ما چیزى یاد بدهید که از محمد بپرسیم، گفتند: از او درباره روح پرسش کنید. لذا قریش از روح پرسیدند و این آیه نازل شد.[۲] از جمع بین این دو حدیث می‌توان نتیجه گرفت که این آیه چند بار نازل گردیده است[۳] و جریان نزول این آیه نیز در اول سوره کهف به طرز دیگرى بیان شده است.[۴]

    تفسیر آیه

    تفسیر نور (محسن قرائتی)

    وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا «85»

    و از تو درباره‌ى روح مى‌پرسند. بگو: روح از امور پروردگارم (و مربوط به او) است و جز اندكى از دانش به شما نداده‌اند.

    نکته ها

    كلمه‌ى «روح»، 21 مرتبه در قرآن آمده و در موارد زير بكار رفته است:

    الف: روحى كه در كالبد انسان دميده شده است. «نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ» «2»

    ب: وحى. «يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلى‌ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ» «3»

    ج: قرآن. «كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا» «4»

    «2». سجده، 9. «3». غافر، 15. «4». شورى، 52. جلد 5 - صفحه 113

    د: روح القدس. «أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ» «1»*

    ه: بزرگ فرشتگان. «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ» «2»

    ولى به هر حال روح بشر، امرى پيچيده، ناشناخته و نفخه‌اى الهى و داراى بعد آسمانى است و تنها خداوند آن را مى‌شناسد.

    امام باقر عليه السلام كلمه‌ى «قليل» را به علم قليل تفسير نكردند، بلكه به معناى افراد قليل تفسير فرمودند. «3» يعنى علم كامل، تنها به اندكى از مردم داده شده وتنها آنان به‌روح آگاهى دارند.

    پیام ها

    1- پيامبران، مرجع پرسش‌هاى مردم بودند. «يَسْئَلُونَكَ»

    2- حقيقت روح، فوق فهم ودانش بشر وسرّى از اسرار الهى است. «مِنْ أَمْرِ رَبِّي»

    3- تمام علوم بشرى، هديه‌ى الهى است. «أُوتِيتُمْ»

    4- دانش انسان، محدود و بسيار اندك است. «ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا»

    «1». بقره، 87. «2». قدر، 4.

    «3». تفسيرنورالثقلين.

    تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)

    وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً (85)

    شأن نزول‌ «1»: مشركين مكه نضربن حارث و ابى بن خلف و عتبه بن ابى معيط را بمدينه فرستادند براى استفسار حال پيغمبر از يهود مدينه.

    پس از ملاقات و بيان حال پيغمبر متعجب شده گفتند اى صناديد ما دانسته بوديم ظهور پيغمبرى نزديك است و از شما رائحه او را استشمام كنيم براى تحقيق از او بپرسيد احوال جوانان پيشين را كه گمشدند چگونه است و آنكه مشرق و مغرب عالم را سير نمود و روح چيست اگر هر سه را جواب يا هيچكدام را جواب نداد بدانيد كه پيغمبر نيست و اگر دو تا را جواب و لكن روح را جواب ندهد پيغمبر باشد زيرا ما در كتاب خود چنين يافته‌ايم ايشان به مكه مراجعت و مجلسى تشكيل و از حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آنها را پرسيدند در جواب اول آيه شريفه نازل‌ (أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً) «2» و در جواب دوم آيه‌ (وَ يَسْئَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ) «3» و در جواب سوم نازل شد (وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي ...). مفسرين‌

    منبع : wiki.ahlolbait.com

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 14 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید