این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    ابوعلی بلعمی به ترتیب در چه قرنی می زیست و وزارت کدام یک از موارد زیر را برعهده داشت

    دسته بندی :
    1. پشتوک
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    ابوعلی بلعمی به ترتیب در چه قرنی می زیست و وزارت کدام یک از موارد زیر را برعهده داشت را از سایت نکس اسکرین دریافت کنید.

    ابوعلی بلعمی

    ابوعلی بلعمی

    پرش به ناوبری پرش به جستجو

    ابوعلی بلعمی (متوفی حدود 383)، مورخ و ادیب ایرانی است که وزارت عبدالملك بن نوح و منصور بن نوح از پادشاهان سامانی را بر عهده داشت و به دستور منصور بن نوح «تاریخ طبرى» را از عربى به فارسى ترجمه كرد. بلعمى در این ترجمه بسیارى از موارد «تاریخ طبرى» را تلخیص كرده و در موارد بسیاری از منابع دیگری استفاده كرد به گونه ای که كتاب او حكم تألیف جدیدى را پیدا كرده است.

    محتویات

    ۱ ولادت ۲ دوران وزارت

    ۳ ابوعلی بلعمی و ترجمه تاریخ طبری

    ۴ وفات ۵ پانویس ۶ منابع

    ولادت

    محمد بن محمد بن عبیدالله التمیمی البلعمی معروف به ابوعلی بلعمی در بخارا تولد یافت. در ارتباط با دوران كودكی و ایام ابتدایی زندگی­ اش اطلاع چندانی در دست نیست. وی فرزند بلعمی بزرگ، ابوالفضل محمد بن عبیدالله بلعمی (م 329) است.[۱] که از وزیران سامانیان است

    علت شهرت او به بلعمى به خاطر انتساب او و نیاكان وى به بلعمان از قراء مرو بود.

    دوران وزارت

    ابوعلی نخستین بار در 349 هجری به جای ابومنصور یوسف بن اسحاق به وزارت عبدالملک بن نوح رسید. برکناری ابومنصور و سپرده شدن وزارت به ابوعلی با پشتیبانی آلپ تَکین (متوفی حدود 359) که فرمانده خراسان بود صورت گرفت و همین کار اتحاد و دوستی بیشتری بین ابوعلی و آلپ تکین برقرار کرد، و او حامی ابوعلی شد و این دو بر آن شدند که هیچ کاری بی رایزنی یکدیگر انجام ندهند.[۲]

    ابوعلی پس از عبدالملک بن نوح وزیر منصور بن نوح سامانی شد اما مدت وزارت او در دربار منصور روشن نیست. و در این دوره وزارت، گاه از آنِ ابوعلی و زمانی در دست ابوجعفر عتبی بوده است.[۲]

    ابوعلی بلعمی و ترجمه تاریخ طبری

    ابوعلی بلعمی همانند پدرش در نشر زبان فارسی تاثیر بسیار گذاشت و با ادیبان آن دوره از جمله ابوبكر خوارزمی (م383 یا 390) دوستی و مكاتبه داشت.[۲]

    یكی از كارهای باارزش و ماندگار ابوعلی بلعمی، ترجمه و تلخیص تاریخ الرسل والملوك یا تاریخ طبری به دستور منصور بن نوح سامانی بود. او این کار را در سال 352 انجام داد كه هنوز نیم قرن از وفات طبری نگذشته بود.[۳]

    این ترجمه كه شامل تمام تاریخ طبری است، ترجمه صرف و بدون تغییر این كتاب نیست. تفاوت كار بلعمی با طبری در این است كه بلعمی نام روات و اسناد را حذف كرده و از ذكر روایات مختلف در یك مورد كه در اصل عربی ذكر شده، پرهیز کرده است. او از اختلاف روایت­ های بر یك روایت كه در نزد مولف یا مترجم مرجح به نظر رسیده، اكتفا جسته است و هر جا روایتی ناقص یافته آن را از مآخذ دیگر و در متن كتاب نقل كرده است و اشاره نموده كه محمد بن جریر طبری این روایت را نیاورده است.[۴]

    سید ابوالقاسم فروزانی می­ نویسد: «از آنجا كه ترجمه ­ای كه بلعمی از كتاب تاریخ الرسل والملوك به عمل آورده با حذف اسناد طولانی و نیز روایات متعدد در باب حادثه واحد همراه بوده و نیز در بعضی موارد به خصوص در مورد تاریخ باستانی ایران نكته ­هایی در بردارد كه در اصل كتاب تاریخ طبری نیست، می توان این ترجمه را كه به تاریخ بلعمی معروف است كتاب تاریخ مستقلی به شمار آورد و قدیمی­ترین تاریخ عمومی فارسی دانست.[۵] اثر بلعمی علاوه بر اضافاتی كه درباره پیدایش جهان و عقاید ایرانیان در باب آغاز آفرینش آدم علیه السلام و... دارد، حوادث را تا سال 355 هجری ذكر كرده است در حالی كه در تاریخ طبری حوادث تنها تا سال 302 آمده است بنابراین این بخش، پیوستی بر تاریخ طبری محسوب می­شود.

    ترجمه تاریخ طبری كه برخی نام آن را «تاریخنامه طبری» خوانده­ اند، ماخذ و مرجع بسیاری از ترجمه­ های دیگر؛ مانند ترجمه تركی شده است. زیرا به واسطه اطناب و تفصیل تاریخ طبری و زیادی حجم آن و اختصار و شیوایی ترجمه بلعمی مورد توجه قرار گرفته است.[۶]

    برخی معتقدند ترجمه تاریخ طبری توسط ابوعلی بلعمی شخصا صورت نگرفته، بلکه این ترجمه توسط دبیران وی انجام گرفته است. محمد روشن مصحح تاریخ ­نامه طبری می­ نویسد: «ابوعلی بلعمی از پایه و مایه دانش، بهره چندانی نداشته و در این كار واسطه­‌ای بیش نبوده و ترجمه ناب این اثر توسط دبیران و منشیان دانشمند و گمنام دیوان سامانیان انجام شده است.».[۷] اما برخی معتقدند برای این ادعا دلیل كافی در دست نیست.[۸]

    در ارتباط با نام این كتاب نیز باید گفت برخی نام تاریخ بلعمی[۹] را برای این اثر مورد استفاده قرار می­دهند. اما برخی نام «ترجمه تاریخ طبری»[۱۰] و یا «تاریخنامه طبری» را درست می­‌دانند. مصحح این اثر در مقدمه آن، ذكر عنوان «تاریخ بلعمی» را برای این كتاب نادرست شمرده است. ایشان آورده است: «سپاس خدای را كه تاریخنامه طبری كه به نادرست در پاره ­ای از نگاشته­ های پارسی «تاریخ بلعمی» خوانده شده است... به انجام رسید».[۱۱]

    وفات

    تاریخ مرگ بلعمی چندان روشن نیست . گردیزی در کتاب زين الاخبار آن را در 363 ضبط کرده است که ظاهراً درست نیست ، چون عتبی در تاریخ یمینی ذیل رویدادهای 383 از ابوعلی یاد کرده است. بنابراین، مرگ بلعمی باید در این سال یا پس از آن روی داده باشد.[۲]

    پانویس

    ↑ تهرانی، آغا بزرگ، الذریعه، بیروت، دارالاضواء، بی تا، ج3، ص222 و صفا، ذبیح الله، تاریخ ادبیات ایران، فردوس،‌ 1378، هشتم، ج1، ص 619.

    ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ دانشنامه جهان اسلام، زیر نظر غلامعلی حداد عادل، تهران، بنیاد دایرة المعارف اسلامی، مدخل "بلعمی" از شهناز رازپوش

    ↑ آقا بزرگ تهرانی، پیشین،‌ ج3، ص 222.

    ↑ طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، 1375، پنجم موخره، ج16، ص 56-55 به قلم مترجم.

    ↑ فروزانی، سید ابوالقاسم، تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی ایران در دوره سامانیان، تهران، سمت، 1387، چهارم، ص 184.

    ↑ طبری، پیشین، مقدمه، ص 56 به قلم مترجم.

    ↑ بلعمی، ابوعلی، تاریخ نامه طبری، تهران، سروش، سوم، مقدمه محمد روشن، ج1، ص 12.

    ↑ دانشنامه جهان اسلام، ص 52 به نقل از استوری، چارلز امبروز،‌ ادبیات فارسی بر مبنای تالیف استوری،‌ ترجمه آرین پور و ایزدی و كشاورز، تهران، منزوی، 1362 ج2، ص 427.

    ↑ فروزانی، پیشین، ص 184.

    ↑ قدیانی، عباس، فرهنگ جامع تاریخ ایران، تهران، آرون، 1387، ششم، ج1، ص 78.

    ↑ بلعمی، ابوعلی، پیشین،‌ ج1، ص 11.

    منابع

    یدالله حاجی زاده، خاندان بلعمی، دانشنامه پژوهه، بازیابی: 4 بهمن 1391

    انجمن مفاخر فرهنگی، اثر آفرینان، ج 2، ص 69.

    منبع : wiki.ahlolbait.com

    ابوعلی بلعمی

    ابوعلی بلعمی

    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

    ابو علی محمد بن محمد بن عبدالله البلعمی وزیر سرشناس عبدالملک بن نوح و منصور بن نوح سامانی در سده ۴ هجری بود. پدر او ابوالفضل بلعمی نیز پیش از را در سال ۳۶۳ قمری/۳۵۳ خورشیدی نوشته‌اند.

    تاریخ بلعمی[ویرایش]

    ابو علی محمد به فرمان منصور بن نوح به ترجمهٔ کتاب بزرگ تاریخ طبری پرداخت. وی برای این کار از چند تن از دانشمندان ماوراءالنهر یاری گرفت. این کتاب امروزه در دسترس است و به نام تاریخ بلعمی یا تاریخنامهٔ طبری مشهور است.

    اشعار[ویرایش]

    صاحب فرهنگ جهانگیری درضمن آوردن دو واژهٔ «خسپی» و «شیشله»، دو بیت را به بلعمی نسبت داده‌است که شاید متعلق به ابوعلی بلعمی یا پدر او ابوالفضل بلعمی (معروف به بلعمی بزرگ) یا فردی از خاندان بلعمی باشد.

    ، دمنده چو ثغبان درفشان چو خسپی، درافشان چو آذر

    چون برافروزی رخ از باده کله‌سازی یله دست‌هایم شیک گردد پای‌هایم شیشله

    البته ممکن است بلعمی اشعاری نیز سروده باشد که به‌مانند بسیاری از آثار کهن فارسی، متأسفانه اثری از آن به جای نمانده‌است.

    منابع[ویرایش]

    ابوعلی بلعمی، ، به تصحیح محمدتقی بهار و محمد پروین گنابادی، ۱۳۵۳

    پیوند به بیرون[ویرایش]

    ابوعلی بلعمی، دانشنامه اسلامی

    گسترش نبو خاندان بلعمی گسترش نبو مشاهیر خراسان

    رده‌ها: اهالی ایران در سده ۱۰ (میلادی)ایرانیان قرون وسطیبلعمیتاریخ‌نگاران اهل ایرانتاریخ‌نگاران سده ۱۰ (میلادی)خاندان بلعمیدرگذشتگان ۹۷۴ (میلادی)شاعران دوره سامانیانمردمان تاجیکنویسندگان مرد اهل ایرانوزیران سامانی

    منبع : fa.wikipedia.org

    بلعمی، محمد بن محمد

    دانشنامه تخصصی کتاب شناسی و زندگی نامه

    بلعمی، محمد بن محمد

    پرش به: ناوبری، جستجو

    بلعمی، محمد بن محمد

    نام بلعمی، محمد بن محمد

    نام‎های دیگر بلعمی، ابوعلی محمد

    نام پدر ابوالفضل محمد بن عبداللّه بلعمى

    متولد محل تولد بخارا رحلت ۳۸۳ ق اساتید

    برخی آثار تاریخ‌نامه طبری (پیش از اسلام)

    تاریخ‌نامه طبری (دوران اسلامی)

    تاریخ طبری

    ابوعلی، محمد بن محمد بن عبیدالله بلعمی (متوفای حدود سال ۳۸۳ ق)، مشهور به بلعمی صغیر یا امیرک بلعمی، دومين وزير از خاندان بلعميان که وزارت ابوصالح منصور بن نوح سامانى را داشت و به امر او به ترجمۀ تاريخ طبرى اقدام نمود و از افاضل عصر خويش بود، پدر او ابوالفضل محمد بن عبداللّه بلعمى، وزارت نصر بن احمد و پسرش محمد بن محمد، وزارت عبدالملك بن نوح را عهده‌دار بودند.

    بَلْعَمی، شهرت دو وزیر دوره سامانی به نام‌های ابوالفضل محمد بن عبیدالله (عبدالله) و پسر وی، ابوعلی محمد بن محمد بلعمی، در قرن چهارم می‌باشد.

    محتویات

    ۱ وجه تسمیه بلعمی

    ۲ بیوگرافی و مناصب بلعمی صغیر

    ۳ وزارت در دوران عبدالملک بن نوح

    ۴ خلع وزارت در اوائل حکومت منصور

    ۵ وزارت در دوران منصور بن نوح

    ۶ وفات بلعمی صغیر

    ۷ نشر زبان فارسی توسط بلعمی

    ۸ ترجمه تاریخ بلعمی ۹ منابع مقاله ۱۰ وابسته‌ها

    وجه تسمیه بلعمی

    در وجه تسمیه بلعمی دو روایت هست؛ به نوشته برخی منابع هنگام حمله مَسْلَمَة بن عَبدالمَلِک (متوفی ۱۲۰) به روم (آسیای صغیر)، نیای خاندان بلعمی، رجاء بن معبد تَمیمی، که از ملازمان مسلمة بن عبدالملک بود، پس از فتح آن دیار در محلی به نام بَلْعم ساکن شد و بلعمی منسوب به آنجاست.

    اما سمعانی روایت دیگری نیز از ابوالعباس مَعدانی فقیه (متوفی ۳۷۵) نقل می‌کند که براساس آن، بهار بن خالد بن مغیث، نیای این خاندان، از همراهان قُتَیْبة بن مُسلم (متوفی ۹۶)، سردار عرب و والی خراسان، بوده که در لشکرکشی او به مرو، در قریه بَلاشگِرد و در محلی به نام بَلْعَمان سکونت گزیده و نسبت بلعمی به این محل است.

    بیوگرافی و مناصب بلعمی صغیر

    ابوعلی، محمد بن محمد بن عبیدالله بلعمی، مشهور به بلعمی صغیر یا امیرک بلعمی (متوفی حدود ۳۸۳) وزیر سه تن از امیران سامانی و مترجم تاریخ طبری می‌باشد.

    وزارت در دوران عبدالملک بن نوح

    از هنگام تولد و دوره نوجوانی او اطلاعی نیست. نخستین بار در ۳۴۹، به جای ابومنصور یوسف بن اسحاق به وزارت عبدالملک بن نوح رسید.

    در دوره وزارت ابوعلی، اوضاع دربار سامانیان سامانی نداشت و درباریان، بخصوص ابومنصور محمد بن عبدالرزاق طوسی (متوفی ۳۵۱)، ابوالحسن سیمجور (متوفی ۳۷۸)، ابوالعباس حسام الدوله تاش (متوفی حدود ۳۷۸) و بالاخره آلپ تَکین (متوفی حدود ۳۵۹) که جملگی سپه‌سالاری خراسان را به عهده داشتند، پیوسته بر سر قدرت در کشمکش بودند. در این میان، آلپ تکین نفوذ و قدرت سیاسی بسیاری داشت و در واقع، بر اثر سعایت او بود که ابومنصور یوسف از وزارت بر کنار شد و ابوعلی جای او را گرفت. و همین کار اتحاد و دوستی بیشتری بین ابوعلی و آلپ تکین برقرار کرد، و او حامی ابوعلی شد و این دو بر آن شدند که هیچ کاری بی‌رایزنی یکدیگر انجام ندهند.

    آلپ تکین در ذیحجه ۳۴۹ رهسپار نیشابور شد و تا هنگام مرگ عبدالملک بن نوح سامانی (متوفی ۳۵۰) در آن‌جا ماند.

    خلع وزارت در اوائل حکومت منصور

    پس از مرگ امیر سامانی، اوضاع نابسامان شد و لشکریان شورش کردند و امور کشور متزلزل گردید. در این هنگام، ابوعلی در نامه‌ای نظر آلپ تکین را برای جانشینی عبدالملک جویا شد.

    گویا آلپ تکین، نصر بن عبدالملک را برای این منصب پیشنهاد کرد، اما درباریان با کمک فائق خاصه، حاجب منصور بن نوح، نصر را پس از یک روز امارت، خلع کردند و منصور قدرت را به دست گرفت و همین پیشنهاد آلپ تکین باعث شد که منصور بر او خشم گیرد و از مقامش بر کنار کند.

    از موقعیت ابوعلی در این دوره آگاهی چندانی نیست. روایت گردیزی و نرشخی درباره عزل آلپ تکین و درگیری وی با منصور بن نوح کم و بیش همانند است، اما آنان از خلع بلعمی و نقش وی در آن هنگام مطلبی نقل نکرده‌اند.

    ظاهراً دلیل بر کناری وی از این شغل مناسبات دوستانه وی با آلپ تکین بوده و یا به گفته نظام الملک بسیاری از درباریانِ منصور، از جمله ابومنصور محمد بن عبدالرزاق و ابوعبدالله جیهانی و دیگران در خفا به باطنیان، که در آن زمان در خراسان و ماوراءالنهر فعالیت خود را آغاز کرده بودند، گرویده و از ابوعلی بلعمی نزد منصور بدگویی کرده‌اند. او نیز ابوعلی را در کهندژ حبس کرد.

    آلپ تکین برای رهایی ابوعلی و همچنین آگاه کردن منصور راهی بخارا شد. اما ابومنصور محمد بن عبدالرزاق از این کار جلوگیری کرد و آلپ تکین به‌ناچار به غزنین رفت. اما قبل از رفتن نامه‌ای برای قاضی بخارا فرستاد و پس از شرح رویدادها از او خواست که منصور را از اوضاع دربار آگاه کند.

    وزارت در دوران منصور بن نوح

    امیر منصور پس از آگاهی از ماجرا، ابوعلی بلعمی را از زندان آزاد کرد و به سامان دربار پرداخت. بنابراین، ابوعلی در ۳۵۰ وزیر منصور بوده و در ۳۵۲ به فرمان منصور ترجمه تاریخ طبری را آغاز کرده است، اما مدت وزارت او در دربار منصور روشن نیست. به نوشته گردیزی و مقدسی در دوره حکمرانی منصور، وزارت، گاه از آنِ ابوعلی و زمانی در دست ابوجعفر عتبی بوده است.

    پس از درگذشت منصور (متوفی ۳۶۵)، فرزندش نوح (حک: ۳۶۵ـ۳۸۷) به سلطنت رسید و اوضاع ناآرامتر و پریشان‌تر از پیش شد، زیرا نوح هنوز نوجوان بود و امور مملکت را فائق خاصه و تاش حاجب اداره می‌کردند،

    اما همچون گذشته پیوسته میان آنان درگیری و نزاع بود. در این زمان، وزارت بر چند تن از جمله ابوعبدالله محمد بن احمد جیهانی، محمد بن عبدالله بن عزیر، ابوالحسین عتبی و ابوالحسین (ابوالحسن) محمد مَزنَی، مقرر شده بود.

    در این اوضاع آشفته، فائق خاصه نیز از فرمان نوح سرپیچی کرد. او در ۳۸۳، با ابوموسی هارون بن ایلک‌خان، معروف به بغراخان (نخستین امیر ایلکخانی، متوفی ۳۸۴) متحد شد و با هم برای تصرف بخارا، بدان سو حرکت کردند. نوح ناگزیر به ترک بخارا شد و به آمل شَط (در ساحل جیحون) رفت

    و با گروهی از درباریان به گردآوری سپاه پرداخت و ابوعلی بلعمی را به وزارت برگزید، اما ابوعلی از عهده این کار برنیامد و عبدالله بن عزیر (محمد بن عبدالله بن عزیر) را به این کار برگماشتند. این واپسین نوبت وزارت ابوعلی بوده است.

    منبع : wikinoor.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 14 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید