در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    امام حسن قهرمان چه جنگ هایی بود

    1 بازدید

    امام حسن قهرمان چه جنگ هایی بود را از سایت پشتوک دریافت کنید.

    از جنگ‌آوری امام حسن (ع) در صفین تا صلح قهرمانانه ایشان

    در دوران پیامبر(ص)

    امام حسن (ع) هفت سال از عمرش را در دوران پیامبر سپری کرد. امام حسن (ع) علاوه بر درک محضر پیامبر در بسیاری از حوادث دوران هجرت همراه ایشان بود، مانند حادثه مباهله. آن حضرت مشمول حدیث کساء و آیه تطهیر شد که از دلایل مهم بر عصمت آن حضرت است. علاوه بر آن همراه برادرش حسین در بیعت رضوان حاضر بود. امام حسن (ع) به همراه برادرش، امام حسین (ع)، بالای سر پیامبر (ص) هنگام رحلت حاضر بود.

    در زمان امامت حضرت علی (ع)

    امام حسن (ع) همراه پدرشان در سه جنگ‌ جمل، صفین و نهروان شرکت داشت. ایشان قبل از جنگ جمل سخنرانی کرد. امیرالمؤمنین وی را در این جنگ به میمنه (سمت راست) سپاه فرستاد.

    در جنگ صفین وقتی معاویه جنگیدن امام حسن را دید، کوشید تا وی را با وعده‌هایی از میدان به در کند. به همین منظور، عبیدالله بن عمر را به میدان جنگ فرستاد تا امام حسن (ع) را با وعده خلافت از میدان به در کند. وقتی عبیدالله، امام مجتبی (ع) را مشغول کارزار دید، نزدیک رفت و گفت: با تو کاری دارم.

    امام دست از جنگ کشید و نزدیک آمد. عبیدالله پیشنهاد معاویه را به امام رسانید. امام با تندی فرمود: گویی می‌بینمت که امروز یا فردا کشته خواهی شد، ولی شیطان فریبت داده و این کار را برایت زیبا نموده است تا روزی که زنان شام بر جنازه‌ات بگریند. به زودی خدا بر زمینت می‌زند و جنازه‌ات را با صورت به خاک می‌کشد.

    عبیدالله به سوی خیمه‌گاه بازگشت. معاویه با دیدن حالت او، خود به جواب پی برد و گفت: او پسر همان پدر است.

    حضرت علی برای جلوگیری از وقوع فتنه و اختلاف بعد از جریان حکمیت، فرزندش امام حسن را فراخواند تا با سخنرانی و با بیان دلیل و برهان، واقعیت امر را بر مردم آشکار کند و امام حسن نیز چنین کرد که به دلیل کوردلی کوفیان این خطبه در دل آنان اثر نکرده و ماجرای حکمیت موجب عزل خلافت ظاهری امام علی (ع) شد.

    نامه سی و یکم نهج‌البلاغه که وصیت نامه اخلاقی معروف امام علی (ع) به امام حسن (ع) است، در بازگشت از صفین در منطقه‌ای به نام حاضرین نوشته شد.

    امامت

    بعد از شهادت امام علی (ع) در 21 رمضان سال 40 قمری امام حسن(ع) هدایت و امامت مسلمانان را عهده‌دار شد که 10 سال به طول انجامید.

    از خلافت تا صلح

    پس از شهادت امام علی (ع) مردم برای بیعت به سوی امام حسن (ع) شتافتند. آن حضرت بر منبر رفت و به ایراد خطبه پرداخت. با پایان خطبه، عبدالله بن عباس مردم را به بیعت فرا خواند. امام حسن بیعت عراقیان را با این شرط قبول کرد که با هرکسی که قصد جنگ داشت، بجنگند و با هرکسی که صلح کرد، صلح کنند. برخی، که آماده جنگ با معاویه بودند، از این سخنرانی برداشت کردند که امام حسن قصد صلح دارد. آنان به سوی امام حسین (ع) شتافتند؛ اما آن حضرت خود را مطیع برادر دانست. آنان سپس بازگشتند و با امام حسن بیعت کردند. بدین ترتیب مسلمانان در سرزمین‌های مختلف چون عراق، حجاز و ایران خلافت حسن بن علی را به رسمیت شناختند .در این میان منطقه شام که به شدت تحت نفوذ معاویه و یارانش بود در شمار بیعت‌کنندگان قرار نداشت.

    بر اساس برخی گزارش‌ها امام حسن قریب به پنچاه روز یا بیشتر، پس از شهادت پدر و بیعت مردم، در زمینه جنگ یا صلح هیچ اقدامی نکرد. نخستین اقدام امام پس از بیعت، افزایش صد درصدی مستمری جنگجویان بود.

    جنگ با معاویه

    هنگامی که معاویه از شهادت امام علی (ع) با خبر شد و فهمید که مردم با فرزند وی بیعت کرده‌اند، دو نفر را برای جاسوسی و تحریک مردم علیه امام حسن به بصره و کوفه فرستاد. امام حسن دستور داد هر دو را دستگیر و کیفر کردند. امام حسن (ع) نامه‌ای به معاویه نوشت و خواست که تسلیم شود. وی در پاسخ به امام نوشت که اگر امام تسلیم شود، از اموال عراق هرچه بخواهد به او می‌دهد و بعد از مرگ معاویه هم خلافت به او می‌رسد.

    بیعت مردم عراق و پاسخ صریح امام به معاویه، راهی جز جنگ را برای معاویه، که در صدد تصاحب قدرت بود، باقی نگذاشت. از این رو، معاویه آماده پیکار شد و سپاهی ۶۰ هزار نفری برای حرکت به سمت عراق آماده کرد. وقتی سپاه معاویه از پل منبج واقع بر رود فرات، عبور کرد، امام حسن (ع) از مردم کوفه خواست آماده جهاد شوند و حجر بن عدی را مأمور بسیج مردم کرد.

    با عزیمت سپاه کوفه برای جنگ، امام در ساباط مدائن به سپاه پیوست و در با خطبه‌ای مردم را به همدلی و وحدت فراخواند و اصلاح ذات‌البین را بهتر از تفرقه و کینه و دشمنی برشمرد. از این سخنان مردم چنین دریافتند که امام قصد صلح با معاویه را دارد. از این رو عده‌ای او را به کفر متهم کردند و به خیمه‌اش یورش بردند و شمار زیادی از مردم او را ترک کردند.

    معاویه دو نماینده برای پیشنهاد صلح نزد امام حسن (ع) فرستاد. این نماینده‌ها با بیان اینکه باید از خون‌ریزی جلوگیری کرد، امام را به صلح دعوت کردند. آنان گفتند که خلافت پس از معاویه به امام می‌رسد. معاویه همراه آنان کاغذی سفید با مهر خود نزد امام فرستاد و از ایشان خواست که خود شروط صلح را بنویسد.

    شروط و مواد صلح عبارت‌اند از :این صلح‌نامه حسن بن‌علی و معاویه بن ابی سفیان است. با او صلح می‌کند که ولایت مسلمانان را به او بسپارد بدان شرط که:

    از صلح تا شهادت

    امام حسن بعد از صلح به مدینه رفت و در آنجا مرجعیت علمی، دینی، اجتماعی و سیاسی داشت. ایشان در مقابله با معاویه و طرفدارانش در مدینه و دمشق موضع گرفت و با معاویه مناظراتی داشت.

    پس از آنکه امام حسن برای حفظ جان مسلمانان و جلوگیری از خدشه‌دار شدن دین ایشان با معاویه معاهده‌ای را امضا کرد، سخت‌ترین دوره‌های زندگی خویش را آغاز کرد. نکوهش اطرافیان، رعایت مناسبات سیاسی، امامت شیعیان، از دست دادن بسیاری از یاران قدیم و شهادت ایشان از جمله سختی‌های این دوره بود.

    این دوره از حیات امام حسن به رغم گوشه‌گیری ظاهری و خانه‌نشینی، یکی از دوره‌های اثرگذار و بسیار دشوار در تاریخ حیات آن حضرت به شمار می‌رود؛ چه از یک سو امامت شیعیان بر عهده آن حضرت بود و از سوی دیگر تغییرات به وجود آمده در مناسبات وی با معاویه کار رسیدگی به امور شیعیان را برای امام دشوار می‌ساخت.

    امام حسن پس از صلح میان مردم حاضر شد و در خطبه‌ای ضمن اشاره به این واقعیت که معاویه با او درباره حقش منازعه کرده، به بیان علت‌‌های صلح خود که همانا حفظ جان مردم و جلوگیری از خونریزی بود، پرداخت .معاویه نیز پس از صلح و در نخستین حضورش در کوفه، سخنرانی کرد و عهد‌ها را زیرپا نهاد و ضمن آنکه امام حسن را خواستار صلح معرفی کرد، به امام علی (ع) نیز ناسزا گفت. سپس امام حسن در خطبه‌ای ماجرای صلح و پیشنهاد معاویه را شرح داده و پاسخ بی‌حرمتی معاویه به پدرش را داد.

    معاویه با آگاهی از جایگاه امام، در ظاهر حرمت ایشان را نگاه می‌داشت. برای نمونه در زمان که زیاد بن ابیه در کوفه بر سر قدرت بود طی رخدادی مربوط به آزار یکی از یاران امام، آن حضرت در نامه‌ای او را از رفتار ناشایست برحذر داشت. چون زیاد پاسخ نامه امام را بی‌حرمتی داده بود، حضرت افزون بر جوابیه‌ای تاریخی، موضوع را به معاویه انتقال داد و معاویه همگام با خواست امام حسن، زیاد بن ابیه را به شدت نکوهید.

    برنامه‌ریزی برای به قدرت رسیدن یزید توسط پدرش یکی دیگر از مهم‌ترین انتقادهای امام به معاویه بود. بر این مبنا که جوانی لاابالی و شرابخوار را بر مسندی عظیم بنشاند. البته رفتار آمر به معروف و ناهی از منکرانه امام در برابر معاویه بسیار نمونه دارد تا آنجا که در مواردی خلیفه را به پیروی از کتاب و سنت پیامبر دعود می‌کرد.

    به دور از انتقادهای امام معصوم و تن ندادن به خواسته‌های او، آن حضرت بر آن بود که تا از میان رفتن معاویه مصلحت بر حرکت مقابله‌جویانه نیست و بر همین اساس بر این معنا پای می‌فشرد. امام در زمان خروج از کوفه یاران را دعوت می‌کند که خود را برای زمانی مناسب مهیا دارند.

    زمانی که در قضیه خروج برخی از افراد قبیله «هوازن» در زیر پرچم ستورد بن عُلفه معاویه برای نبرد آماده می‌شد، ضمن درخواست تأیید، حضور امام را نیز در کنار خود ضروری می‌دید. در این میان عملگرد هوشمندانه امام و بهره جویی و اعتبار دهی به سخنی از حضرت علی در تفکیک برخطارفتگان از کافران، لزومی بر پیروی و پذیرش درخواست وی نمی‌بیند؛ لذا از قرارگرفتن در زیر پرچم معاویه خودداری می‌کند، بدون آنکه خدشه‌ای آشکار در مناسبات ایشان روی دهد.

    در روایت است که معاویه به رغم رفتار موجه خود در جمع، در خفا حتی فرمان داده بود که ضمن تعقیب شیعیان علی، در منابر به سب وی بپردازند. گماردن فردی مانند زیاد بر ولایت کوفه هم بر همین اساس بوده است.

    یاران امام که برخی از آنها در شمار صحابه پیامبر بودند٬ با مشاهده عملکرد معاویه و ولات او همچون زیاد بن ابیه، لب به انتقاد می‌گشودند، همیشه مورد آزار حکومتیان قرار داشتند. آنچه بر سر عمرو بن حَمق خزاعی در ده‌های پایانی عمر او آمد، نمونه آشکارا از این امر است. عمرو به سبب نقد رفتار معاویه تعقیب و در نهایت دستگیر شد و در زندان کوفه به شهادت رسید.

    امام حسن چون از شهادت عمرو آگاه شد، طی نامه‌ای به شدت معاویه را نکوهید. از دیگر نمونه‌های شیوه عملکرد معاویه در شکستن عهد خویش باید به رفتار او با حجر بن عدی و یارانش اشاره کرد که در ادامه انتقادهایی شدید، در کوفه دستگیر و به دمشق روان گشتند و سرآنجام به شهادت رسیدند. به این فهرست می‌توان نام رشید هَجَری از یاران پارسای امام علی(ع) را هم اضافه کرد که برخلاف خواست امام حسن(ع) در مجموعه شروط صلح، به شهادت رسید.

    در کل، بخش پایانی زندگی امام حسن که دربردارنده برخی سفرها به حجاز و دمشق هم هست. دوره‌ای دشوار بود و امام تنها با درایت و شکیبایی این دروه گذار را پشت سر نهاد و عملا زمان را برای امامت برادر خویش، امام حسین مهیا نمود.

    شهادت

    بنا بر نقل مشهور، شهادت امام حسن (ع) در سال 50 قمری رخ داد. معاویه کسی را نزد جعده دختر اشعث بن قیس، همسر امام حسن (ع) فرستاد و به او وعده صد هزار درهم و همسری یزید را داد. به شرط آنکه حسن (ع) را زهر دهد. جعده امام را مسموم کرد. با توجه به یکی از مفاد عهدنامه مبنی بر عدم انتخاب جانشین از سوی معاویه، او که امام حسن (ع) را سدی در برابر ولایت‌عهدی یزید می‌دید، تصمیم به قتل امام حسن (ع) گرفت.

    واقعه دفن امام حسن (ع) در قبرستان بقیع و تیرباران شدن پیکر آن حضرت در تابوت نیز از تاثرانگیزترین وقایعی است که در زمان امامت امام حسین (ع) رخ داد.

    منابع:

    ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۷۹ق.

    ابن اثیر، اسد الغابه، بیروت: دارالکتاب العربی.

    ابن اعثم کوفی، احمد، الفتوح، بیروت، ۱۴۱۱.

    ابن بابویه، علی بن حسین، الامامة و التبصرة من الحیرة، قم ۱۳۶۳ش.

    ابن سعد، الطبقات الکبری، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۶۸-۱۹۷۷

    ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم.

    منبع مطلب : defapress.ir

    مدیر محترم سایت defapress.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    قدس آنلاین

    قدس آنلاین

     امام حسن(ع) در پانزدهم رمضان سوم هجری در مدینه متولد شدند، پیغمبر اکرم(ص) به فرمان پروردگار نام حسن بر ایشان نهادند. بیش از هفت سال از عمر جد خود را درک کردند و در آغوش مهر آن حضرت بسر بردند و پس از رحلت حضرت فاطمه(س) که با رحلت پیغمبر اکرم(ص) چند ماه بیشتر فاصله نداشت، تحت تربیت پدر بزرگوار خود قرار گرفتند. ایشان شباهت بسیاری به رسول خدا(ص) داشتند، شاید در همان روزهای آغازین حیات مبارکش بود که پیامبر خاتم(ص) با نظاره جمال و کمال او فرمودند: «اشبهت خلقی و خلقی: تو از لحاظ آفرینش و خوی (صورت و سیرت) مانند من هستی.» به مناسبت میلاد سبط اکبر رسول ا...(ص) گفتگویی با حجة الاسلام دکتر مهدی رستم نژاد، عضو هیأت علمی جامعةالمصطفی(ص) و نویسنده کتابهای حوزه دین شناسی انجام دادیم که از نظر شما می گذرد.

    ویطهرکم تطهیرا

    امام حسن(ع) جزء اصحاب کساء شمرده می شوند و اهل بیت پیامبر و اصحاب کسا مورد لطف و محبت حضرت ختمی مرتبت قرار گرفته اند و آیات و روایات فراوانی درباره آنان عنوان شده است.حجة الاسلام دکتر مهدی رستم نژاد، در این ارتباط می گوید: غیر از آیات کلی که در ارتباط با اهل بیت(ع) و مقام منزلت آنها نازل شده است، در چند آیه امام حسن مجتبی(ع) نقش مستقیم و صریح دارد، از جمله این آیه ها آیه مباهله است، در این آیه خداوند امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را به عنوان پسران و فرزندان پیامبر(ص) یاد کرده است «فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناء». احدی از فرقه های مسلمین در تفسیر این آیه شک ندارد که «أَبًنَاءنَا» امام حسن(ع) و حسین(ع) هستند، این مطلب در صحیح مسلم هم آمده است.وی ادامه می دهد: در آیه تطهیر «انما یرید ا... لیذهب عنکم الرجس أَهل البیت ویطهرکم تطهِیرا» هم طبق روایات متعدد شیعه و اهل سنت این آیه شامل اهل بیت پیامبر می شود و حتی در صحاح اهل سنت هم هست که یکی از افرادی که اسم برده شده امام حسن(ع) است. در آیه مودت هم «قل لا اسالکم علیه اجرا الا المودَ فی القربی» در تفاسیر مختلف اهل سنت و شیعه آمده است که وقتی این آیه نازل شده، سؤال شد که اینها چه کسانی هستند که ما باید نسبت به آنها مودت داشته باشیم، پیامبر (ص) فرمودند: علی، فاطمه و فرزندانشان. همچنین آیه اطعام «ویطعمون الطعام علی حبه و یتیما و اسیرا» در منابع اهل سنت آمده که یکی از کسانی که در این آیه شرکت دارد امام حسن مجتبی(ع) است.

    ریحانه پیامبر(ص)

    عضو هیأت علمی جامعة المصطفی با اشاره به منابع اهل سنت که راجع به جایگاه و مقام امام حسن احادیثی را روایت کرده اند، می گوید: در احادیث هم راجع به امام حسن مجتبی(ع) تعابیر زیبای فراوانی از رسول خدا(ص) آمده است، در صحیح بخاری آمده است «عبدا... بن عمر می گوید از پیغمبر(ص) شنیدم که این دو امام حسن و امام حسین ریحانه من از دنیا هستند. در کنزالعمال متقی هندی از دیگر منابع اهل سنت هم حدیثی در ارتباط با امام حسن آمده است که عمر بن خطاب روایت می کند که من بر شانه های پیغمبر(ص) امام حسن و امام حسین را دیدم، گفتم: چه مرکوب خوبی شما دارید. پیغمبر(ص) فرمودند: این دو چه راکبان خوبی هستند. تعبیر بسیار زیبایی است که این حدیث در منابع شیعی هم آمده است.
    وی می افزاید: در مجمع الزوائد از دیگر منابع اهل سنت آمده است که می خواستند امام حسن(ع) را از کنار پیامبر(ص) ببرند، ایشان فرمودند: پسرم را و میوه دلم را رها کن، بگذار کنار من باشد. هر کس امام حسن(ع) را اذیت کند، من را اذیت کرده و هر کس مرا اذیت کند، خداوند را اذیت کرده است.همچنین در صحیح بخاری آمده است که؛ رسول ا...(ص) روی منبر نشسته بود، امام حسن (ع) هم کنارش بود و پیامبر(ص) گاهی به مردم و گاهی به امام حسن(ع) نگاه می کردند و این طور می فرمودند: این فرزند من سید است و امید که خداوند به وسیله این فرزندم بین دو گروه عظیم از مسلمین صلح برقرار کند.
    امانتی که باید حفظ شود

    نویسنده کتاب تکرارپذیری حادثه عاشور، در ادامه به دوران امامت امام علی(ع) اشاره کرده و نقش امام حسن را در آن ایام مورد توجه قرار داده و اظهار می دارد: تا زمان امامت امام علی(ع) ایشان شخص رشید، بزرگ و به کمال رسیده ای است؛ غیر از کمالاتی که خودشان دارند. در ارتباط با ایشان می بینیم که امام امیرالمؤمنین(ع) حالت تحفظ بر امام حسن(ع) را دارند، یعنی می خواهند ایشان را از خطرها حفظ کنند. جالب است در جنگ صفین وقتی امام حسن(ع) شجاعانه می جنگیدند، امیرالمؤمنین(ع) می پرسند این مرد شجاع کیست و او را برگردانید، یعنی می خواهند که ایشان را حفظ کنند.مثلا در روایات آمده که ابن حنفیه گاهی اعتراض می کند که چرا شما مرا به سمت شمشیرهای دشمن زیاد می فرستید، اما حسن(ع) و حسین(ع) را که برادران بزرگ تر من هستند کمتر می فرستید. امام(ع) تعبیر بسیار جالبی تقریبا به این مضمون دارند که تو دست منی، امام حسین(ع) چشمان من هستند. تعبیر دیگری که از امیرالمؤمنین(ع) رسیده است این است که ایشان فرزندان پیامبر(ص) هستند، یعنی امیرالمؤمنین(ع) یکی از رسالتهای خودشان را این قرار داده است که فرزندان پیامبر(ص) یعنی امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را حفظ کنند.

    برجسته ترین مسأله سیاسی زندگی امام حسن(ع)

    رستم نژاد با گذری بر دوران امامت امام حسن(ع)، تصریح می کند: برجسته ترین مسأله در زندگی امام حسن(ع) از دوره امامت ایشان شروع می شود که علم و حلم و صبر باشکوه و مسائل مختلفی که درباره این شخصیت عظیم می توان بیان کرد؛ سفره ای که آن حضرت(ع) در مدینه داشتند و کرم آن حضرت به نحوی که به کریم اهل بیت(ع) معروف شدند از جمله اینهاست.
    وی در ادامه، صلح تاریخی امام با معاویه را مطرح کرده و می گوید: برجسته ترین مسأله زندگی امام حسن(ع) از نظر سیاسی صلح امام حسن(ع) با معاویه است که در واقع یک صلح تحمیلی است. وی می افزاید: حضرت غریب و تنها شده بودند به تعبیری که در برخی از منابع اهل سنت آمده مثلا ابن اثیر و دیگران روایت می کنند که وقتی تنهایش گذاشتند، دیگر به امضای صلح ناچار شدند.
    این استاد دانشگاه ادامه می دهد: در روز صلح، امام حسن(ع) خطبه ای را در حضور جمع زیادی از مردم و معاویه دارد، این خطبه بسیار پر مطلب است، اتفاقا این خطبه را شیعه و بخش هایی از آن را اهل سنت هم نقل کرده است، در این خطبه ایشان می فرمایند شما به برکت اهل بیت(ع) هدایت شدید... معاویه با من منازعه کرد و حقی که مال من بود را به خاطر مصلحت امت و حفظ کردن خونشان ترک کردم. من این را امروز به صلاح شما می دانم ولی بدانید که این اولاً حجتی است و این فتنه و امتحانی برای شماست و متاعی است تا زمانی.
    وی در ادامه می گوید: برخی این شبهه را مطرح می کنند که آیا واقعاً امام حسن مجتبی(ع) به اندازه امام حسین(ع) یار و یاور نداشت، در حالی که بنابر برخی از نقل های تاریخی نزدیک به چهل هزار سرباز داشتند؟ امام حسن مجتبی(ع) در شش ماه حکومت خود در حال جنگ با معاویه بودند و سربازان زیادی داشتند و در مقابل معاویه ایستادگی هم کردند، چطور شد که ایشان صلح کرد تعداد اندکی هم یار و یاور نداشت؟، باید درپاسخ به این شبهات گفت؛ مشکلی که در آن زمان بود، این است که توده مردم معاویه را خلیفه پیامبر(ص) می دانستند و یا به تعبیر برخی ها او را مجتهد می دانند. وی می افزاید: در فضایی که عموم مردم چنین طرز فکری دارند اگر امام حسن(ع) قیام می کردند و هفت هزار نفر هم پای رکاب او بودند،خون بسیاری از مردم و خون پسر پیغمبر(ص) ریخته می شد و مردم می گفتند که دو مجتهد بر سر یک فتوا جنگیدند.
    رستم نژاد تصریح می کند: وقتی سطح فکری طبقه عموم مردم چنین است، اگر در این دوره امام حسن(ع) دست به شمشیر و قیام بزند قطعا نتیجه ای نخواهد داشت و بنابراین امام حسن مجتبی(ع) با معاویه صلح می کند و قیام امام حسین(ع) هم بیست سال دیگر اتفاق می افتد، در این مدت چهره معاویه که یک چهره مزورانه است روشن می شود و دیگر کسی معتقد نیست که معاویه مجتهد است و یا این شخص، شخصی است که در مسیر اسلام قرار دارد. کسی او را خلیفه مسلمین و جانشین رسول ا...(ص) نمی داند و در واقع پرده ها کنار رفته است.
    وی می گوید: طبق منابع اهل سنت، در همان سال صلح، وقتی معاویه وارد مسجد پیغمبر(ص) شد، بر بالای منبر و بر جای جلوس پیغمبر(ص) نشست، وقتی مردم مدینه این حالت را دیدند اشک ریختند، به خاطر اینکه اولین باری بود که کسی غیر از رسول ا...(ص) به جای ایشان روی منبر می نشیند، چون خلفای دیگر روی پله می نشستند اما معاویه این جسارت را کرده است. معاویه صلح نامه ای را که امضا کرده بود زیر پای خود گذاشت و گفت: من کاری به نماز و روزه شما ندارم، من می خواستم به حکومت برسم که رسیدم.نویسنده کتاب شگردهای دین ستیزی از نگاه قرآن ادامه می دهد: معاویه بعد از اینکه صلح امضاء شد، چهره مزورانه خود را نشان داد و در این مدت 20 سال کاملاً این چهره مشخص شده است. وقتی دوران امامت امام حسین(ع) آغاز می شود، ایشان هم 10 سال بر صلح برادرش باقی می مانند، یعنی 10 سال امام حسن(ع) و 10 سال امام حسین(ع) با معاویه صلح داشتند.
    بعد از مرگ معاویه، یزید فاسق که فسق و فجورش، ظاهری است در مقابل امام حسین(ع) قرار دارد و بنابراین امام حسین(ع) در مقابل این فسق ایستادگی می کنند.وی در پایان تأکید می کند: اگر امام حسین(ع) هم در این دوران امامت را برعهده داشتند، صلح می کردند چون در این زمان جنگ با تزویر و کفر پنهان است نه جنگ با کفر عریان، در جنگ با کفر پنهان چاره ای نیست که صلح اتفاق بیفتد تا چهره اینها بر همه مشخص شود و آن وقت شهادت کربلا اثر خود را می گذارد.

    منبع مطلب : qudsonline.ir

    مدیر محترم سایت qudsonline.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    a 3 ماه قبل
    0

    سلام صفین و نهروان

    مهدی 10 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید