این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    انشا درباره حیاط مدرسه کلاس هفتم با مقدمه بدنه نتیجه

    دسته بندی :
    1. پشتوک
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    انشا درباره حیاط مدرسه کلاس هفتم با مقدمه بدنه نتیجه را از سایت نکس اسکرین دریافت کنید.

    10 انشا درمورد حیاط مدرسه مناسب برای پایه سوم تا نهم

    در این مقاله از مجله دلگرم چند انشای زیبا و خواندنی درمورد حیاط مدرسه آورده ایم که تقدیم حضورتان خواهیم کرد.

    10 انشا درمورد حیاط مدرسه مناسب برای پایه سوم تا نهم

    20 0

    زمان مطالعه: 20 دقیقه

    در این مقاله از مجله دلگرم چند انشای زیبا و خواندنی درمورد حیاط مدرسه آورده ایم که تقدیم حضورتان خواهیم کرد.

    انشا حیاط مدرسه

    اگر به دنبال انشا درباره حیاط مدرسه هستید، این مطلب را از دست ندهید و تا انتها با ما همراه باشید.

    انشا از زبان حیاط مدرسه

    مقدمه: خاطرات و لحظات شیرین و خوب و بد ما در حیاط بزرگی است که در آن سالیان سال حضور داشتیم؛ جایی که اولین بار با لباس دانش آموزی در آن قدم گذاشته ایم و سال به سال با پیشرفت به مقاطع بالاتر ارتقا یافته ایم.توصیف انشا: حیاط مدرسه خلوتگاه و ارامش دهنده و گاهی پراضطراب ترین لحظات دوران درس و مدرسه ی یک دانش آموز را تشکیل داده است.

    زمانی که در حیاط مدرسه قدم زده، درس خوانده، بازی کرده، خندیده، گریه کرده و گاهی از شادی زیاد و اخذ نمرات خوب، بالا و پایین رفته و اشک شوق ریخته است.

    حیاط مدرسه ی ما جایی است پراز درختان سنوبر و کاج که زیر سایه ی ان می نشینیم و با دوستانمان گل می گوییم و گل می شنویم. زمین فوتبالی دارد و با تیرک دروازه که همیشه عده ایی از بچه ها در حال بازی در انجا هستند و توپ را ازاین سمت به آن سمت می برند،

    و گاهی میخندند و گاهی دعوا می کنند. زمین والیبالی دارد با تور والیبال که همیشه تیم والیبال در حال تمرین هستند تا برای بازی های استانی امادگی لازم را داشته باشند.

    حیاط مدرسه ما پر از گل های نوشکفته ایی است که هر کدام عطر و بوی خاصی دارند به اسم عطر نوجوانی! گل هایی که روزی باز می شوند و هرکدام به سمت و سویی مختلف می روند تا آینده ساز این مملکت باشند.

    بله این گل ها همان دانش آموزانی هستند که هر ساله عده ای با آن خداحافظی می کنند و عده ای سلام!

    نتیجه گیری: بیاییم همیشه از مدرسه و حیاط مدرسه خود مراقبت کنیم تا برای ایندگان نیز حیاط مدرسه پراز حال خوب و حس خوب تازگی را داشته باشند.

    انشا درمورد حیاط مدرسه با مقدمه و نتیجه گیری

    مقدمه: در رو که باز کردم یه دنیا خاطره به سمتم هجوم آورد، یه لبخند همراه با ترس تو صورتم جاش رو به بهت و حیرت داد.بدنه انشا: تا حدودى اینجا عوض شده بود ولى باز همون حس و حال گذشته رو داشت حداقل ساختمونش که همون بود. مدرسه دنیاى کوچیکى که چیزاى کمى داشت ولى با همین چیزا چهار سال رو گذروندیم.

    دبیرستان دوران طلایی ما بود، تو حیات مدرسه یکم قدم زدم هر گوشه ى اینجا یه عالمى داره کنار در نماز خونه ایستادم یه خنده از ته دل، انگار برگشتم به عقب چند تا دختر یه دنیاى بزرگ با هم ساخته بودند.

    اینجا رو پله هاى همین مدرسه چه آتیش هایی که سوزوندیم، همینجا بود رو سر کله هم میزدیم، شعر و آواز میخوندیم. فارغ از نگاه عبوس ناظم از جلو در گذشتم، یکم آب بارون کفه حیاط جمع شده بود با پام آروم موج درست میکردم.

    روزى که با بطرى آب نزدیک امتحان هاى خرداد اینجا دنبال هم کرده بودیم و جیغ میزدیم از اونجا گذشتم، خونه سرایدار رو دیدم آخ که بیچاره چه عذابى میکشید از دستمون چقدر اذیتش کردیم.

    روی دیوارهاى مدرسه نقاشى هاىی رو با کمک نقاش میکشیدم که الان هیچکدوم ردى ازش نمونده بود.

    سکوى مدرسه چه روزاى که روى این خطا وایسادیم تا مدیر بهمون بفهمونه که باید بیشتر درس بخونیم باید مثل یه خانم رفتار کنیم ته همه ى سخنرانى ها هم میرسید به جیغ و داد.

    یه ساختمون دو طبقه با کلى کلاس الان روبه رومه ، هوا ابرى بود و هیچ صداى جز صداى معلم ها نمیومد در حال تلاش براى قابل فهم کردن یه موضوع ساده که کسى بهش توجه نمیکرد.

    صداى زنگ اومد، زنگ آخر بود کلى ادم متفاوت با چهر هاى خسته، شاد، ناراحت به سمتم اومدند تک تک این چهره ها من رو یاد خودم مینداخت از کنارم میگذشتن و از در مدرسه میرفتن بیرون غرق شدم تو این حجم از حس هاى مختلف.

    ده سال از زمانى که ما اینجا بودیم گذشته هر کدوم از ما الان یه جا داره زندگى میکنه هر کدوم با یه دغدغه . کاش هیچ وقت ارزو نکرده بودیم که تموم شه، کاش هیچ وقت فکر نمیکردم اینجا داریم سختى میکشیم .

    کم کم مدرسه خالى شد به سمت ساختمون رفتم آرام از سالن ها گذشتم و کلاس ها رو نگاه کردم کلاس هاى این مدرسه یه دنیا پر از خاطراته براى من و کسانی که بامن تو این مدرسه بودند.

    از پله ها رفتم بالا به سمت دفتر مدرسه جاى که همیشه ازش وحشت داشتم که به جرم کرده و نکرده مجبور بشم برم اونجا، جایى که بار ها دلم شکست جاىی که بارها ترسیدم بخاطر یه مریضى به اسم افت تحصیلى باز خواست بشم.

    مدرسه تنها جاى دنیاست که همه به درس خوندنت، خندیدنت، لباس پوشیدنت، رفتنت، اومدنت حتى خوردنت کار دارن از مدیرش گرفته تا سرایدارش براى اینکه بهتر بتونن شوتت کنن تو دانشگاه.

    دونه دونه پله هاى اینجا رو که یه زمانى دوتا یکى میکردیم و میرفتیم بالا ، امروز با ارامش ازشون گذشتم دم دفتر بودم چه حس عجیبى هیچ وقت فکر نمیکردم یه روزى رو بدون ترس و استرس دم این در وایسم .

    در زدم رفتم تو چشم هاى زیادى به سمت من برگشتن بعضى با تعجب بعضى با لبخند بعضى با بى تفاوتى خیلى هارو نمیشناختم، اما هنوز چهرهاى آشنا اینجا بودن یه جوراى انگار بغضم گرفت چقدر همه شکسته شده بودند.

    چقدر خستگى زندگى تو صورتشون موج میزد، معلم دینى که همیشه اکثر بچه ها باهاش مشکل داشتن از جمله خود من اولین کسى بود که من رو شناخت و به سمتت اومد بغلم کرد انگار یک لحظه لال شدم حرفى نبود براى گفتن این.

    اگه امروز همون روزاى مدرسه بود این آدم آخرین کسى بود که تو دنیا ممکن بود من رو بغل کنه به صورتش نگاه کردم انگار اون هم تعجب میکرد از این حالتش.

    بعد از سلام احوال پرسى مدیر مدرسه که انگار عوض شده بود بهم فهموند که باید در دفتر رو قفل کنند و همه برن چون پاییز بود و هوا داشت تاریک میشد از همه خدافظى کردم دور شدم وقتى اومدم بیرون از مدرسه دوباره حیات مدرسه رو نگا کردم،

    اینجا کوچیک بود اما غصه هاى ما هم کوچیک بودن یه قطره روى گونم چکید بالا رو نگاه کردم اسمون گرفته بود داشت بارون میبارید دلم گرفت دلم گرفت از این سرعت گذر زمان،

    ولى تهش باز رسید به یه تصویری از چهارتا دختر عجول که دنبال هم بودن و میخندیدن رفتم بیرون در رو بستم سرم رو تکیه دادم به در به خیابون نگاه کردم و براى همیشه خدافظى کردم با دنیاى داخل این چهار دیوارى…

    منبع : www.delgarm.com

    انشا درباره حیاط مدرسه با مقدمه و نتیجه گیری پایه هفتم – گام به گام

    انشا درباره حیاط مدرسه با مقدمه و نتیجه گیری پایه هفتم

    / نوامبر 3, 2018

    انشا درباره حیاط مدرسه با مقدمه و نتیجه گیری پایه هفتم

    انشا درباره حیاط مدرسه با مقدمه و نتیجه گیری پایه هفتم

    انشا درباره حیاط مدرسه درس یک صفحه بیست ۲۰ پایه هفتم

    *******************

    انشا درباره حیاط مدرسه – اول :

    مقدمه : خاطرات و لحظات شیرین و خوب و بد ما در حیاط بزرگی است که در آن سالیان سال حضور داشتیم؛ جایی که اولین بار با لباس دانش آموزی در آن قدم گذاشته ایم و سال به سال با پیشرفت به مقاطع بالاتر ارتقا یافته ایم.

    توصیف انشا : حیاط مدرسه خلوتگاه و ارامش دهنده و گاهی پراضطراب ترین لحظات دوران درس و مدرسه ی یک دانش اموز را تشکیل داده است.

    زمانی که در حیاط مدرسه قدم زده،درس خوانده،بازی کرده،خندیده،گریه کرده و گاهی از شادی زیاد و اخذ نمرات خوب،بالا و پایین رفته و اشک شوق ریخته است.حیاط مدرسه ی ما جایی است پراز درختان سنوبر و کاج که زیر سایه ی ان می نشینیم.و با دوستانمان گل می گوییم و گل می شنویم.زمین فوتبالی دارد و با تیرک دروازه که همیشه عده ایی از بچه ها در حال بازی در انجا هستند و توپ راازاین سمت به ان سمت می برند و گاهی میخندند و گاهی دعوا می کنند.زمین والیبالی دارد با تور والیبال که همیشه تیم والیبال در حال تمرین هستند تا برای بازی های استانی امادگی لازم را داشته باشند.حیاط مدرسه ما پراز گل های نوشکفته ایی است که هر کدام عطر و بویه  خاصی دارند به اسم عطر نوجوانی!گل هایی  که روزی باز می شوند و هرکدام به سمت و سویی مختلف می روند تا اینده ساز این مملکت باشند.بله این گل ها همان دانش اموزانی هستند که هر ساله عده ایی با ان خداحافظی می کنند و عده ایی سلام!

    نتیجه گیری : بیاییم همیشه از مدرسه و حیاط مدرسه خود مراقبت کنیم تا برای ایندگان نیز حیاط مدرسه پراز حال خوب و حس خوب تازگی را داشته باشند.

    **************

    انشا درباره حیاط مدرسه – دوم :

    حیاط مدرسه مکانی که خاطرات بسیاری از دانش اموزان در ان رقم میخورده است گاه خاطرات خوب و گاه دعواهای سر بازی ها …

    حیاط مدرسه محل بازی و بازیگوشی دانش اموزان است

    که در ان فوتبال و والیبال و سایر ورزش هارا انجام میدهند

    بچه ها زنگ تفریح خود را در حیاظ مدرسه میگذرانند و مشغول استراحت و بازیکوشی هستند

    همچنین بچه ها در حیاط بازی های فوتبال بین مدرسه ای و مسابقات انجام میدهند

    خاطره ای که از حیاط مدرسه به یاد دارم بر میگردد به دوران ابتدایی

    که در حیاظ مسابقه دو میدانی برگزار کردند که مسیر ان دور تا دور مدرسه بود

    و من در ان مسابقه دوم شدم

    در حیاط مدرسه همچنین فوتبال نیز بازی میکردم و و بازی میکنم

    همچنین در روز های که راهپیمایی بود همه در حیاط مدرسه ما جمع میشدند که بسیار بزرگ بود

    حیاط مدرسه علاوه بر خاطه های خوشی که دارد خاطرات بدی نیز دارد

    در حیاط و در بازی فوتبال چند باری افتاده ام و زخمی شده ام

    ولی حیاط مدرسه با تمام اتفاقات خوب و بدش برای همه دانش اموزان و همه ی مردم سرشار از خاطرات خوب و خوشی های تکرار نشدنی است

    *************

    انشا درباره حیاط مدرسه – سوم :

    مدرسه ما حیاط بزرگی دارد. در زنگ های ورزش بیشترین لذت را با بازی در حیاط مدرسه می بریم. از فوتبال و والیبال و بدمینتون گرفته تا وسطی و گرگم به هوا بازی کردن! آن روز در زنگ ورزش، مسابقه دو داشتیم از این سر حیاط مدرسه تا آن سر حیاط . معلم ورزش تا سوت را به صدا درآورد با آخرین سرعت شروع به دویدن کردیم. حیاط مدرسه مان آنقدر بزرگ بود که همگی بدون برخورد به بکدیگر می دویدیم.

    آن روز مسابقه را نبردم ولی آن قدر انرژی داشتم و شاد بودم که حد نداشت! زنگ ورزش با تمام خوشی هایش تمام شد و زنگ تفریح به صدا درآمد. زنگ تفریح برای ما دست کمی از زنگ ورزش نداشت! ما تمام تفریحاتمان را در زنگ تفریح در حیاط انجام می دهیم.

    نظافت حیاط مدرسه به عهده همه ما دانش آموزان مدرسه است. تمام حواسمان جمع هست تا مبادا حیاط مدرسه چهره ای آشفته و ناپاک به خود بگیرد. البته گاهی بعضی ها خواسته یا ناخواسته زمین مدرسه را پر از زباله می کنند و نظافت را رعایت نمی کنند.

    در گوشه ای از حیاط مدرسه مان بوفه ای وجود دارد که خوراکی هایمان را از آنجا می خریم. گاهی آنقدر شلوغ می شود که زنگ می خورد و بدون خوردن چیزی راهی کلاس درس می شویم! البته آب سرد کن حیاط هم در اوایل پاییز و بعد از بهار آنقدر شلوغ میشود که به سختی می توانیم آب خنک بنوشیم! البته اگر خودمان آب خنک و لقمه از خانه به مدرسه ببریم مشکل بوفه و آب سردکن هم حل می شود!!

    خلاصه حیاط مدرسه ما با دیوارهای رنگی و نقاشی شده اش آن قدر برایمان جذاب است که گاهی دلمان نمی خواهد به کلاس برویم و مجبور می شویم با سوت های تذکرآمیز ناظم به اجبار راهی کلاس شویم. حیاط مدرسه قلب مدرسه است

    ************

    انشا درباره حیاط مدرسه – چهارم :

    حیاط مدرسه یکی از خاطرات زیبای دوران مدرسه می باشد یادآور روز اولی که وارد آن می شویم و هیچگونه دوستی نداریم و منتظر می مانیم تا کسی برای دوست شدن به سمت ما بیاید و یا اینکه بازی ها و شاید های زنگ های تفریح را برای ما یاداور می شود همه این ها را می توان به عنوان یک انشا ززیبا به تحریر دراورد.

    انشا درباره حیاط مدرسه ، انشا با موضوع حیاط مدرسه

    مقدمه :

    همه ی افریده های خداوند پرتویی از نور خداوندی هستند که با این که به چشم دیده نمی شوند ام در حقیقت می توان اثار وجودی او را در تمام افریده هایش دید.

    بند اول :

    حیاط مدرسه ی من بسیار بزرگ است من خیلی حییاط مدرسه ام را دوست دارم زیرا حیاط مدرسه ام سرشار از درخت های بزرگ و کوچک تا نهال های کوچکی که کاشته شده و گل هایی به رنگ بنفش وجود دارد. که روی بعضی از گل های زیبا تعدادی پروانه نشسته است

    بند دوم :

    آبخوری های مدرسه ام در مکان های مختلفی واقع شده اند یک جا در کنار بوفه و یک جای دیگر در کنار تور  والیبال است. در هر زمان که من اب میخورم یادیگران را میبینم که در حال اب خوردن هستند به یاد امام حسین فرزندانش و یاران ااو می افتم و همیشه هر کس را که میبینم که قصد اب خوردن را دارد ویا در حال آب خوردن است به او توصییه میکنم که این جمله را بگوید: سلام بر حسین شهید  و لعنت بر

    منبع : gam-ba-gam.com

    انشا درباره حیاط مدرسه

    انشا درباره حیاط مدرسه |انشا هفتم|مدرسه ما حیاط بزرگی دارد. در زنگ های ورزش بیشترین لذت را با بازی در حیاط مدرسه می بریم.

    0 ورود ثبت نام

    انشا درباره حیاط مدرسه

    خانه » انشا آماده » انشا درباره حیاط مدرسه

    شهربانو دوستی

    شهربانو دوستی هستم، مدیر و موسس وب سایت عینکی دبیر آموزش و پرورش و علاقه مند به سئو

    توضیحات

    انشا درباره حیاط مدرسه با مقدمه و نتیجه گیری پایه هفتم (1)

    مقدمه: در گوشه گوشه آن خاطره هایی داریم با قدم گذاشتن در هر قسمتش ،خاطرهایمان درست مانند یک فیلم از جلوی چشمهایمان میگذرد.بدنه: اولین روز مدرسه رو یادتون هست؟ وقتی لباس مادر یا پدرمونو تو مُشتامون جمع کرده بودیم ،اجازه نمیدادیم ک مارو به داخل مدرسه ببرن ، یادش بخیر اون موقع حیاط مدرسه رو مثل یک تونل وحشت میدیدیم.

    سالها پشت سرهم میگذشتن و ماها دیگه ترسی از مدرسه رفتن نداشتیم و اون رو مثل خونه دوممون دوست داشتیم ،چون حیاطش این اجازه رو به ما میداد که هنوز مثل خونه شیطونی کنیم.

    بیشتر ما خاطراتی ک توی حیاط مدرسه داشتیم خیلی زیادتر از کلاس درس بود.

    اینقدر به ما خوش میگذشت، که منتظر میشدیم تا کلاس تموم بشه و ما به ادامه بازیمون برسیم.

    یادم هست حیاط مدرسه مان آنقدر بزرگ بود که همه جشن های مناسبتی را در مدرسه ما برگذار میکردن و دانش اموزان مدرسه های دیگر هم به مدرسه ما می آمدند .

    اما حالا که سالیان طولانی از آن روزها میگذرد ، وقتی به حیاط مدرسه قدم گذاشتم باورم نمیشد، با خودم فکر میکردم نکند مدرسه را کوچکتر کرده اند ؟ اما نه خودش بود .

    شاید باورتان نشود ولی مدرسه ما انقدر هم که فکر میکردم بزرگ نبود بلکه ما بودیم که کوچک بودیم و الان بزرگتر که شدم این موضوع را فهمیده ام.

    نتیجه: حیاط مدرسه ،سرشار از اتفاقات خوب و بد است و چه زیاد هستند دوستی هایی که در این محیط دلباز شکل گرفته و ماندگار شده است .

    تا میتوانیم قدر چنین روزهایی را بدانیم و تا میتوانیم از خودمان برای دوستانمان خاطرات خوش به یادگار بگذاریم.

    انشا در مورد حیاط مدرسه پایه هفتم  (2)

    مقدمه : خاطرات و لحظات شیرین و خوب و بد ما در حیاط بزرگی است که در آن سالیان سال حضور داشتیم.

    جایی که اولین بار با لباس دانش آموزی در آن قدم گذاشته ایم و سال به سال با پیشرفت به مقاطع بالاتر ارتقا یافته ایم.

    بدنه انشا : حیاط مدرسه خلوتگاه و آرامش دهنده و گاهی پراضطراب ترین لحظات دوران درس و مدرسه ی یک دانش آموز را تشکیل داده است.

    زمانی که در حیاط مدرسه قدم زده،درس خوانده،بازی کرده،خندیده،گریه کرده و گاهی از شادی زیاد و اخذ نمرات خوب،بالا و پایین رفته و اشک شوق ریخته است.

    حیاط مدرسه ی ما جایی است پراز درختان سنوبر و کاج که زیر سایه ی آن می نشینیم،و با دوستانمان گل می گوییم و گل می شنویم.

    زمین فوتبالی دارد و با تیرک دروازه که همیشه عده ایی از بچه ها در حال بازی در آنجا هستند و توپ را ازاین سمت به آن سمت می برند و گاهی میخندند و گاهی دعوا می کنند.

    زمین والیبالی دارد با تور والیبال که همیشه تیم والیبال در حال تمرین هستند تا برای بازی های استانی آمادگی لازم را داشته باشند.

    حیاط مدرسه ما پراز گل های نوشکفته ایی است که هر کدام عطر و بوی  خاصی دارند به اسم عطر نوجوانی!

    گل هایی  که روزی باز می شوند و هرکدام به سمت و سویی مختلف می روند تا آینده ساز این مملکت باشند.

    بله این گل ها همان دانش آموزانی هستند که هر ساله عده ایی با آن خداحافظی می کنند و عده ایی سلام!

    نتیجه گیری : بیاییم همیشه از مدرسه و حیاط مدرسه خود مراقبت کنیم تا برای آیندگان نیز حیاط مدرسه پراز حال خوب و حس خوب تازگی را داشته باشند.

    انشا با موضوع حیاط مدرسه (3)

    مدرسه ما حیاط بزرگی دارد. در زنگ های ورزش بیشترین لذت را با بازی در حیاط مدرسه می بریم.

    از فوتبال و والیبال و بدمینتون گرفته تا وسطی و گرگم به هوا بازی کردن! آن روز در زنگ ورزش، مسابقه دو داشتیم از این سر حیاط مدرسه تا آن سر حیاط .

    معلم ورزش تا سوت را به صدا درآورد با آخرین سرعت شروع به دویدن کردیم.

    حیاط مدرسه مان آنقدر بزرگ بود که همگی بدون برخورد به یکدیگر می دویدیم.

    آن روز مسابقه را نبردم ولی آن قدر انرژی داشتم و شاد بودم که حد نداشت! زنگ ورزش با تمام خوشی هایش تمام شد و زنگ تفریح به صدا درآمد.

    زنگ تفریح برای ما دست کمی از زنگ ورزش نداشت! ما تمام تفریحاتمان را در زنگ تفریح در حیاط انجام می دهیم.

    نظافت حیاط مدرسه به عهده همه ما دانش آموزان مدرسه است.

    تمام حواسمان جمع هست تا مبادا حیاط مدرسه چهره ای آشفته و ناپاک به خود بگیرد.

    البته گاهی بعضی ها خواسته یا ناخواسته زمین مدرسه را پر از زباله می کنند و نظافت را رعایت نمی کنند.

    در گوشه ای از حیاط مدرسه مان بوفه ای وجود دارد که خوراکی هایمان را از آنجا می خریم.

    گاهی آنقدر شلوغ می شود که زنگ می خورد و بدون خوردن چیزی راهی کلاس درس می شویم! البته آب سرد کن حیاط هم در اوایل پاییز و بعد از بهار آنقدر شلوغ میشود که به سختی می توانیم آب خنک بنوشیم!

    البته اگر خودمان آب خنک و لقمه از خانه به مدرسه ببریم مشکل بوفه و آب سردکن هم حل می شود!!

    خلاصه حیاط مدرسه ما با دیوارهای رنگی و نقاشی شده اش آن قدر برایمان جذاب است که گاهی دلمان نمی خواهد به کلاس برویم و مجبور می شویم با سوت های تذکرآمیز ناظم به اجبار راهی کلاس شویم.

    حیاط مدرسه قلب مدرسه است!

    منبع : einaky.com

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 10 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید