این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    انشا درس دوم نگارش یازدهم

    دسته بندی :
    1. پشتوک
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    انشا درس دوم نگارش یازدهم را از این سایت دریافت کنید.

    آپارات

    منبع مطلب : www.aparat.com

    نگارش یازدهم درس دوم :: نمونه انشاء با موضوعات مختلف

    ۱۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نگارش یازدهم درس دوم» ثبت شده است - زنگ انشاء، نوشتن انشا، انشای آماده، موضوع انشا، نمونه انشا

    نمونه انشاء با موضوعات مختلف

    نمونه انشاء با موضوعات مختلف زنگ انشاء، نوشتن انشا، انشای آماده، موضوع انشا، نمونه انشا

    ۱۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نگارش یازدهم درس دوم» ثبت شده است

    ۱۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نگارش یازدهم درس دوم» ثبت شده است موضوع انشا عصر پاییزی جمعه

    موضوع انشا عصر پاییزی جمعهبندمقدمه:🌙پاییز،برای بعضی ها دل انگیزاست و برای بعضیها غم انگیز برامن فصل سردی دلهاست فصل باریدن اشکها اینروزها هوای دلم هم پاییزیست...بندیک:🌙یک روزدلگیر روی نیکمت پارک نشسته باشی،برگ های زردونارنجی روی سرت هوار شوند،موسیقی غمناک پاییزی گوش دهی،مهم نیست مهر،آبان یاحتی آذر بودنش!مهم آن غروب دل انگیز پاییزیست!آن عصر جمعه پاییزی🍂بنددو:🌙هوس میکنی دراین فضاقدم بزنی وپاهایت رابرهنه روی برگ های زردو نارنجی پاییزی بگذاری.تاباتمام وجودت پاییز را لمس کنی.تاصدایش رابشنوی.شنیدی!؟؟خش وخش وخش آخ ک چ فکرهایی ک برسرت نمی زند.پاییزچه فصل عاشقانه ای است.فصل آرزوهای محال!خاطرات خوب و بدت را ب یاد می آوری تا ب خودت می آیی اشک از دیدگانت فروریخته!بندسه:🌙شاعرانه های پاییزراکجامیتوان فریادکشید.خودش ک خیلی وقت است مهر خاموشی برلب زده!حالاهم نمیخواهی چیزی بگویی!؟؟مگرمیشودپاییزباشدوغروب خورشیدوجمعه وحرفی نزد!؟؟توچه دلی داری...بند نتیجه وجمع بندی:🌙حالامن،درمیان یک عصرجمعه ی پاییزی،میان برگ های زردونارنجی باپاهای برهنه گیرافتاده ام.دارم راه میروم وبه این فکر میکنم،ک پاییز چ فصلی است!ک بعض درختان هم می ترکد!که ما اشک میریزیم و آنها برگ!به عزیزانی ک پاییزهای قبل تر کنارم بودند فکرمیکنم.به هفتمــــین پاییزی فکـر میکنم که پدربزرگم را ندارم.ای کاش میشد این پاییزبود.ازپاییزهای عمرتان ب سادگی نگذرید...

    🌙خاطره شجاعی یازدهم تجربی🌙

    دبیرستان معراج، تشان ، بهبهان

    دبیر:✨خانم راحیل بیگدلی

    ۰ نظر انشاء

    انشا با موضوع توصیف مراسم برداشت محصول خرمای منطقه زرین دشت

    انشا با موضوع توصیف مراسم برداشت محصول خرمای منطقه زرین دشتبارش فکری :

    ◀️(نخل، صبوری،سایه سار، اواخرشهریور،کوههای زاگرس،جنوب ایران، خوشحالی باغداران، برکت، شادی، خنده ،رطب،طلوع آفتاب، زنان کارگر، اهل محله، صبح زود ،خوشه های نخل،دورهمی همسایه ها، بقچهٔ بزرگ، بسته بندی و...)

    واژه های مرتبط با زمان و مکان:

    ◀️اواخرشهریور، صبح زود، غروب ،جنوب ایران،کوههای زاگرس، باغهای نخل، شهرستان زرین دشت

    فضای نوشته:

    ◀️سایه نخل، نوشیدن چای، دورهمی همسایه ها، خوشحالی باغداران،برکت

    جزئیات:

    ◀️ بسته های خرما، بقچه ی بزرگ، بریدن خوشه ها، فروش محصول

    انشای بیشتر با همین موضوع

    ۰ نظر انشاء

    شعر گردانی لحظه ی دیدار نزدیک است باز من دیوانه ام مستم

    شعر گردانیلحظه ی دیدار نزدیک استباز من دیوانه ام مستم...

    "لحظه ی دیدار نزدیک است

    باز من دیوانه ام مستم

    باز می لرزد دلم دستم

    باز گویی در جهان دیگری هستم"

    با دلهره به عقربه ی ثانیه شمار ساعت که کند می گذرد ،خیره می شوم؛زیر لب زمزمه میکنم:دانی که چیست دولت ،دیدار یار دیدن،در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن...

    در هیاهوی سنگین روزانه ی شهر حاضرِغایب می شوم و به دیدار ساعتی بعد می اندیشم،اما سودای عشق پختن عقلم نمی پسندد...

    با صدای خنده های شاد دخترکان مدرسه ای ،نگاهم به آن سوی خیابان

    دوخته می شود،لبخندی می زنم

    این بار ،فرمان عقل بردن عشقم نمیگذارد و دوباره در رویاهایم فرو می روم...

    به لحظه ی دیدار رسیده ام ،لرزش دلم را از دستانم می شنوم

    از دور نمایان می شود آرام و راز آلود همچون گذشته های همیشه...

    پاییز است و نم باران...

    "بی حاصلست یارا اوقات زندگانی

    الاّ دمی که یاری با همدمی برآرد"

    افسانه معراجى ، دبیر ادبیات تهران ۰ نظر انشاء

    نگارش بازدهم انشا با موضوع بهترین رخداد زندگی من

    نگارش بازدهم انشا با موضوع بهترین رخداد زندگی من

    نوشتن از تو، که محرم دل بودی در ماهی که محرم می خواننش، آسان نیست. این ماه نوشتن را بر نمی تابد. باید دل سپرد به آوای سوزناکی که از هر گوشه و برزن می آید. باید سر بر گربیان برد و اشک ریخت. اما نه! چرا چنین در حزن بگذارانم؟ گاه می اندیشم حضور تو و نه رفتنت، بزرگترین رخداد در زندگی من بود. زیستن من مملو است از خاطرات و کلام تو است، تو که محرم دل بودی. من تو را شناختم، تو مرا شناختی. ما باهم تجربه کردیم، آموختیم، خندیدیم و جنگیدیم. این فتح قله های دوستی با تو، تا ابد جام پیروزی را به دستان من سپرده است. من قهرمانی در رفاقت را با تو تجربه کرده ام. تو در این لحظه، در حرکت این قلم، در ترکیب این کلمات حضور داری. جاری در لحظات من. زندگی را، کل هستی من را، معنای بخشیدی همسنگ بی بدیل ترین رخدادها‌. هرچند دست مرگ، نو شدن دوستی ما را از ما گرفت، اما من در هر ثانیه به جای تو تجربه می کنم، عشق می ورزم و زندگی می کنم.

    نوشته : امل گندم کال ، کرج

    انشای بیشتر با همین موضوع

    ۱ نظر انشاء

    نگارش یازدهم درس دوم با موضوع پاییز

    نگارش یازدهم درس دوم با موضوع پاییز

    سلام ماهرو،

    دارد پاییز میرسد.کاش تو برگ صنوبری تنها بودی که در راه خانه جلویِ پایم می افتد.

    و کاش من عابرِ خسته ای نبودم و تو را برمیداشتم و در جیب کوچک پیراهنم میگذاشتم.

    این سرزمین بی تو هر روزش شب است و هر فصلش پاییز؛اینجا عید که میشود هنوز آبان است،

    بعد رفتنت همه چیز فرق کرده است،من دیگر زیرِ لب نمیخوانم:باغِ بی برگیً؛

    خنده اش خونیست اشک امیز

    پادشاهِ فصل ها پاییز.

    دیگر مدت هاست با انگشتانِ بیگناهم خونِ انار ها را نمیریزم هسته ی پرتقال ها را جدا نمیکنم.

    دیگر گونی گونی دلتنگی نارنجی را با جارو از تهِ حیاط جمع نمیکنم که بندازمشان در انباری.

    منبع مطلب : enshay.blog.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 14 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید