در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    اگر شما نویسنده ی داستان رهایی از قفس بودی چگونه آن را تمام می کردید

    1 بازدید

    اگر شما نویسنده ی داستان رهایی از قفس بودی چگونه آن را تمام می کردید را از سایت پشتوک دریافت کنید.

    داستان طوطی و بازرگان

    داستان طوطی و بازرگان

    بازرگانی یک طوطی زیبا و شیرین سخن در قفس داشت. روزی که آمادة سفرِ به هندوستان بود. از هر یک از خدمتکاران خود پرسید که چه ارمغانی برایتان بیاورم, هر کدام از آنها چیزی سفارش دادند. بازرگان از طوطی پرسید: چه سوغاتی از هند برایت بیاورم؟ طوطی گفت: اگر در هند به طوطیان رسیدی حال و روز مرا برای آنها بگو. بگو که من مشتاق دیدار شما هستم. ولی از بخت بد در قفس گرفتارم. بگو به شما سلام می‌رساند و از شما کمک و راهنمایی می‌خواهد. بگو آیا شایسته است من مشتاق شما باشم و در این قفس تنگ از درد جدایی و تنهایی بمیرم؟ وفای دوستان کجاست؟ آیا رواست که من در قفس باشم و شما در باغ و سبزه‌زار. ای یاران از این مرغ دردمند و زار یاد کنید. یاد یاران برای یاران خوب و زیباست. مرد بازرگان, پیام طوطی را شنید و قول داد که آن را به طوطیان هند برساند. وقتی به هند رسید. چند طوطی را بر درختان جنگل دید. اسب را نگهداشت و به طوطی‌ها سلام کرد و پیام طوطی خود را گفت: ناگهان یکی از طوطیان لرزید و از درخت افتاد و در دم جان داد. بازرگان از گفتن پیام, پشیمان شد و گفت من باعث مرگ این طوطی شدم, حتماً این طوطی با طوطی من قوم و خویش بود. یا اینکه این دو یک روح‌اند درد دو بدن. چرا گفتم و این بیچاره را کشتم. زبان در دهان مثل سنگ و آهن است. سنگ و آهن را بیهوده بر هم مزن که از دهان آتش بیرون می‌پرد. جهان تاریک است مثل پنبه‌زار, چرا در پنبه‌زار آتش می‌اندازی. کسانی که چشم می‌بندند و جهانی را با سخنان خود آتش می‌کشند ظالمند.


    عالَمی را یک سخن ویران کند روبهان مرده را شیران کند
    بازرگان تجارت خود را با دردمندی تمام کرد و به شهر خود بازگشت, و برای هر یک از دوستان و خدمتکاران خود یک سوغات آورد. طوطی گفت: ارمغان من کو؟ آیا پیام مرا رساندی؟ طوطیان چه گفتند؟
    بازرگان گفت: من از آن پیام رساندن پشیمانم. دیگر چیزی نخواهم گفت. چرا من نادان چنان کاری کردم دیگر ندانسته سخن نخواهم گفت. طوطی گفت: چرا پیشمان شدی؟ چه اتفاقی افتاد؟ چرا ناراحتی؟ بازرگان چیزی نمی‌گفت. طوطی اصرار کرد. بازرگان گفت: وقتی پیام تو را به طوطیان گفتم, یکی از آنها از درد تو آگاه بود لرزید و از درخت افتاد و مرد. من پشیمان شدم که چرا گفتم؟ امّا پشیمانی سودی نداشت سخنی که از زبان بیرون جست مثل تیری است که از کمان رها شده و برنمی‌گردد. طوطی چون سخن بازرگان را شنید, لرزید و افتاد و مُرد. بازرگان فریاد زد و کلاهش را از ناراحتی بر زمین کوبید. گفت: ای مرغ شیرین! زبان من چرا چنین شدی؟ ای دریغا مرغ خوش سخن من مُرد. ای زبان تو مایه زیان و بیچارگی من هستی.
    ای زبان هم آتـشی هم خرمنی چند این آتش در این خرمن زنی؟
    ای زبان هم گنج بی‌پایان تویی ای زبـان هم رنج بی‌درمان تویی
    بازرگان در غم طوطی ناله کرد, طوطی را از قفس در آورد و بیرون انداخت, ناگهان طوطی به پرواز درآمد و بر شاخ درخت بلندی نشست. بازرگان حیران ماند. و گفت: ای مرغ زیبا, مرا از رمز این کار آگاه کن. آن طوطیِ هند به تو چه آموخت, که چنین مرا بیچاره کرد. طوطی گفت: او به من با عمل خود پند داد و گفت ترا به خاطر شیرین زبانی‌ات در قفس کرده‌اند , برای رهایی باید ترک صفات کنی. باید فنا شوی. باید هیچ شوی تا رها شوی. اگر دانه باشی مرغها ترا می‌خورند. اگر غنچه باشی کودکان ترا می‌چینند. هر کس زیبایی و هنر خود را نمایش دهد. صد حادثة بد در انتظار اوست. دوست و دشمن او را نظر می‌زنند. دشمنان حسد و حیله می‌ورزند. طوطی از بالای درخت به بازرگان پند و اندرز داد و خداحافظی کرد. بازرگان گفت: برو! خدا نگه دار تو باشد. تو راه حقیقت را به من نشان دادی من هم به راه تو می‌روم. جان من از طوطی کمتر نیست. برای رهایی جان باید همه چیز را ترک کرد.

    منبع مطلب : www.kanoon.ir

    مدیر محترم سایت www.kanoon.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    قصه مرد بازرگان و طوطی

    قصه مرد بازرگان و طوطی

    (رمزشناسی مولانا 7)

    یکی دیگر از حکایت های دفتر اول مثنوی معنوی مولانا که یکی از نقش های اصلی آن را دوباره یک طوطی ایفا می کند، داستان مرد بازرگانی است که قصد سفر به هند را دارد. در این مقاله این حکایت شیرین و پر نکته مثنوی را با یکدیگر مرور می کنیم.

    بود بازرگان و، او را طوطیی                                در قفس محبوس، زیبا طوطیی

    چونکه بازرگان سفر را ساز کرد                            سوی هندستان شدن آغاز کرد

    هر غلام و هر کنیزک را ز جود                            گفت: بهر تو چه آرم؟ گوی زود

    هر یکی از وی مرادی خواست کرد                       جمله را وعده بداد آن نیک مرد

    مرد بازرگانی یک طوطی زیبا داشت و آن را در قفسی زندانی کرده بود. بازرگان قصد سفر به هندوستان داشت. از روی بخشندگی و سخاوت به هر کدام از کنیزان و غلامانش گفت: که از سفر به هندوستان چه سوغاتی برایت بیاورم؟ هر کدام از آنها درخواست چیزی کرد و آن بازرگان نیکو خصال به همه آنها وعده داد که آنچه که خواسته اند را برایشان می آورد.

    تا اینکه نوبت به طوطی رسید

    گفت طوطی را چه خواهی ارمغان؟                        کآرمت از خِطُه هندوستان

    گفت آن طوطی را که آنجا طوطیان                         چون ببینی، کن ز حال من بیان

    کان فلان طوطی که مشتاق شماست                        از قضای آسمان، در حبس ماست  

    بر شما کرد او سلام و داد خواست                          وز شما چاره و رهِ ارشاد خواست

    گفت: می شاید که من در اشتیاق                            جان دهم اینجا، بمیرم از فراق؟

    این روا باشد که من در بند سخت                           گه شما بر سبزه، گاهی بر درخت؟

    این چنین باشد وفای دوستان                                 من در این حبس و شما در گلستان؟

    یاد آرید ای مهان زین مَرغ زار                            یک صبوحی در میان مرغزار

    مرد بازرگان از طوطی می پرسد که تو چه هدیه و سوغاتی می خواهی که برایت بیاورم؟

    طوطی پاسخ می دهد: هر گاه طوطیان هم نوع مرا در هندوستان دیدی، آنان را از حال من با خبر کن. بگو آن طوطی که بسیار مشتاق است که با شما دیدار داشته باشد، به حکم تقدیر در قفس زندانی شده است. آن طوطی برایتان سلام فرستاد و گفت: برای رهایی از قفس منتظر راهنمایی شما هستم.

    طوطی به بازرگان گفت: به آن طوطیان بگو: آیا شایسته است که من در شوق دیدار شما جان بسپارم و در این قفس از غم دوری شما بمیرم؟ آیا این سزاوار است که من سخت در اسارت باشم و شما آزادانه گاهی بر سبزه زار گردش کنید و گاهی بر شاخه درخت بنشینید؟ آیا این وفای شما دوستان است که من در این قفس زندانی باشم و شما آزادانه در گلزار بگردید؟ ای بزرگان آنزمان که در میان گلزار از باده طرب سرخوشید، این مرغ ناتوان و زار را به یاد آورید.

    چونکه تا اقصای هندوستان رسید                               در بیابان، طوطیِ چندی بدید

    مرکب استانید پس آواز داد                                      آن سلام و آن امانت باز داد

    طوطیی ز آن طوطیان، لرزید بس                             اوفتاد و مُرد و بگسستش نفس

    شد پشیمان خواجه از گفت خبر                                 گفت: رفتم در هلاک جانور

    این مگر خویش است با آن طوطیک                          این مگر دو جسم بود و روح، یک؟

    این چرا کردم؟ چرا دادم پیام؟                                  سوختم بیچاره را زین گفت خام

    وقتی بازرگان به هندوستان رسید، چند طوطی را دید. بازرگان در همانجا که آنها جمع شده بودند توقف کرد و طوطیان را صدا زد و سلام و پیغام آن طوطی قفس نشین را به آنان رسانید. بعد اتمام سخن بازرگان ناگهان یکی از طوطیان سخت لرزید و بر زمین افتاد و نفسش بند آمد و جان سپرد. بازرگان از رساندن آن پیغام پشیمان شد و از اینکه پیغام طوطی را برای طوطیان هندوستان بازگو کرده اظهار پشیمانی کرد و با خود گفت: حیف که باعث مرگ این حیوان شدم! چرا این کار و کردم و این پیغام را رساندم؟ من با این سخن ناپخته جان عزیز او را تباه کردم.

    این بخش داستان برای مولانا بهانه ای می شود تا به موضوع گزند زبان و مضرات سخنان ناروا بپردازد:

    این زبان چون سنگ و، هم آهن وش است                     وآنچه بجهد از زبان، چون آتش است

    سنگ و آهن را مزن بر هم، گزاف                             گه ز روی نَقل و، گه از روی لاف

    زآنکه تاریکی است و هر سو پنبه زار                        در میان پنبه، چون باشد شرار؟

    ظالم آن قومی که چشمان دوختند                               ز آن سخن ها، عالمی را سوختند

    عالمی را یک سخن ویران کند                                  روبهانِ مرده را شیران کند

    زبان آدمی در مَثَل مانند سنگ و آهن است و هر سخنی که از زبان بی عنان صادر شود، آتشبار است. پس ای سخنگو سنگ و آتش را بیهوده بر هم مزن و زبانت را بیهوده به هر سخن لاف و گزافه باز نکن، چرا که این دنیا همانند پنبه زاری تاریک است و سخن نا به جای تو مانند شراره آتش؛ حال بیندیش که اگر شراره آتش در میان پنبه زار بیفتند چه اتفاقی رخ می دهد؟

    انسان های ظالم کسانی هستند که چشم بر هم گذاشته و جهانی را با سخن آتش انگیز خود می سوزانند و یک سخن فتنه انگیز می تواند جهانی را به ویرانی کشیده و روبهان ناتوان را به شیری شرزه تبدیل کند.

    کرد بازرگان تجارت را تمام                                   باز آمد سوی منزل شادکام

    هر غلامی را بیاورد ارمغان                                   هر کنیزک را ببخشید او نشان

    گفت طوطی: ارمغان بنده کو؟                                  آنچه گفتی، آنچه دیدی، بازگو

    گفت: نی من خود پشیمانم از آن                               دست خود خایان و انگشتان، گزان

    گفت: ای خواجه پشیمانی ز چیست؟                          چیست آن کین خشم و غم را مقتضی است؟

    بازرگان تجارت را به پایان رسانید و شاد و خرسند به منزل بازگشت. آن مرد طبق وعده ای که داده بود برای غلام و کنیزکان خود ارمغانی آورده بود. نوبت به طوطی رسید. طوطی رو به بازرگان گفت: پس ارمغان من کو؟ هرچه دیدی و شنیدی و برای من بازگو کن. بازرگان به طوطی گفت: من از آن پیغامی که به طوطیان هندوستان رساندم بسیار پشیمانم. طوطی پرسید: ای خواجه پشیمانی تو برای چیست؟ چه چیزی خشم و اندوه تو را برانگیخته است؟

    گفت: گفتم آن شکایت های تو                                 با گروهی طوطیان، همتای تو

    آن یکی طوطی ز دردت بوی برد                            زهره اش بدرید و لرزید و بمرد

    من پشیمان گشتم این گفتن چه بود؟                            لیک چون گفتم، پشیمانی چه سود؟

    بازرگان جواب داد: من حرف ها و شکایت های تو را به دوستانت در هندوستان رساندم. یکی از طوطیان همینکه درد و رنج تو را احساس کرد، زهره اش ترکید و بر زمین افتاد و مرد. من از اینکه حرف تو را به آنها رساندم پشیمان شدم. ولی پس از آن حادثه دیگر پشیمانی چه سودی دارد؟

    ادامه دارد......

    منبع مطلب : article.tebyan.net

    مدیر محترم سایت article.tebyan.net لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    درس پنجم فارسی چهارم ابتدایی رهایی از قفس

    درس پنجم فارسی چهارم ابتدایی رهایی از قفس

    قالب این شعر:مثنوی شاعر:مولوی

    معنی بیت ها ومتن : درس پنجم فارسی چهارم

    بیت ۱.بازرگان به طوطی گفت:چه هدیه ای می خواهی که من از سرزمین هندوستان برای تو بیاورم؟

    بیت۲.طوطی گفت:در آنجا وقتی طوطیان را میبینی ،شرح حال ما را برایشان بگو.

    بیت۳.بگو آن طوطی که مایل به دیدن شما بود،به خاطر تقدیر و سرنوشت آسمانی در دست ما زندانی است.

    بیت۴.چرا این کار را کردم و چرا این پیام را دادم؟طوطی بیچاره را به خاطر این سخن نسنجیده ،ناراحت و رنجیده کردم.

    بیت ۵.بازرگان کار معامله و تجارت را تمام کرد و خوشحال به سوی منزل بازگشت.

    بیت ۶.برای هر غلامی ،هدیه ای آورد و سهم هر کنیزک را به او داد.

    بیت ۷.طوطی گفت: هدیه من کجاست؟هر چیزی را که گفتی و هر چیزی را که دیدی ،برایم بازگو کن.

    بیت ۸.گفت شکایت های تو را با گروهی از طوطیان همانند تو در میان گذاشتم.

    بیت ۹.گفت:آن طوطی که از درد تو آگاه شد ،ترسید و بر خود لرزید و مرد.

    معنی واژه ها به ترتیب سطرها

    ثروتمند:دارا،توانگر

    شیرین زبان:شیرین گفتار،شیرین بیان،شیرین سخن

    غلام:بنده،نوکر

    سوغاتی:ره آورد،ارمغان،هدیه

    گران بها:نفیس،باارزش،قیمتی

    ارمغان:هدیه

    خطه:پاره ای از زمین،شهر بزرگ،ناحیه،کشور

    مشتاق:آرزومند،مایل،راغب

    قضا:تقدیر،سرنوشت

    حبس:زندانی کردن،بازداشتن،زندان

    هم زبان:هم صحبت،کسانی که با یک زبان حرف می زنند

    دلتنگ:پریشان،غمگین

    قول داد:وعده داد،مقرر گردید

    پیغام:خبر،پیام،مژده

    بازگو کند:بیان کند

    صحنه:منظره ای واقعی یا خیالی که رویدادی را نشان می دهد.

    شگفت زده:متعجب

    دلش برای آن سوخت:کنایه از ناراحت شد

    گفت خام :سخن ناپخته.بی تجربه

    تجارت:بازرگانی کردن،داد و ستد

    شادکام:خوشحال،کامروا،کامران

    کنیزک:دخترک یا زنی که برده باشد

    نشان:سهم،نصیب

    کو:کجاست

    خواجه:سرور،بزرگ،پول دار

    همتا:نظیر،مانند،معادل،مساوی

    زهره:کیسه ی صفرا

    زهره اش برید:بسیار ترسید

    دلداری دهد:تسلی دهد،غم خواری کند

    از دست رفته است:کنایه از مرده است

    زاری:گریه ی سوزناک

    هم خانواده:

    شگفت زده:شگفت انگیز

    موضوع:وضع،اوضاع

    مشتاق:اشتیاق،شوق

    شرمنده:شرمسار،شرمگین

    پیام:پیامبر،پیام رسان،پیامک

    شکایت:شاکی

    سکوت:ساکت

    تجارت:تاجر،تجار

    لذت:لذیذ

    اسیر:اسارت

    حبس:محبوس

    متضاد:

    زیبا#زشت

    شیرین#تلخ

    گران بها#ارزان

    اسیر#آزاد

    بخواه#نخواه

    ساکت#شلوغ

    بالا#پایین

    خام#پخته

    کوتاه#بلند

    پیام درس به زبان ساده

    برای آزادی و رهایی از قفس و آزاد زندگی کردن در دنیا باید بعضی از دل بستگی ها را که سبب می شود انسان ها در دام بیفتند،رها کرد .اصل پیام این است که انسان ها برای آزاد زیستن باید به دنیای مادی دل نبندند تا گرفتار نباشند.

    در داستان (طوطی و بازرگان) مولوی،همان روح و روان انسان است و قفس،همان جسم و تن انسان و رهایی از دنیای مادی همان ازاد شدن است.

    تاریخ ادبیات:

    این شعر از کتاب(مثنوی مولوی)،شاعر قرن هفتم است.در این داستان،مولوی،شخصیت های بازرگان و طوطی را به زبان شعر بیان میکند که بعضی از بیت ها را در این درس خواندیم.

    بخوان و بیندیش: قدم یازدهم نوع نثر:ساده و روان

    معنی واژه ها

    گنبد کبود:آسمان کبود

    کولش:شانه ی او

    دنگ:صدایی که از برخورد با میله ها بلند میشود

    مامور: مسول انجام کاری

    ماجرا:داستان،اتفاق

    توی:داخل

    معنی برخی جمله های مهم:چه دسته گل به آب دادن است:کنایه از ،چه اشتباه بزرگی را انجام داده است.

    )این مثل ،برای کسانی به کار میرود که اشتباه کرده باشند.( پیام درس:

    برای اینکه میل به آزادی داشته باشیم و دنیای زیبایی را تجربه کنیم و به موفقیت بهتری برسیم باید جرات و جسارت بیشتری داشته باشیم و تلاش بیشتری بکنیم تا از دنیا بهره ی بهتری ببریم.آن هایی که به عظمت و بزرگی رسیده اند سختی ها را بیشتر تحمل کرده اند و تلاش و کوشش زیادی انجام داده اند.

    تاریخ ادبیات:

    سوسن طاقدیس از نویسندگان کتاب کودک است که در سال ۱۳۳۸ در شیراز متولد شد.او قصه گویی را قبل از سن مدرسه برای کودکان هم سال خود آغاز کرد.علاقه به گفتن و نوشتن در او ادامه یافت.کلاس انشا بهترین ساعات زندگی او بود.بهترین اثر او)قدم یازدهم(است که در سال ۱۳۸۴ برنده ی جایزه ی کتاب شد.از دیگر آثار او می توان به) شما یک دماغ زرد ندیدید؟(اشاره کرد که توانست برگزیده ی جایزه ی پروین اعتصامی شود.

    مثل:

    نوع نثر:ساده و روان

    معنی واژه ها:

    خدمتکار:آن که در خانه ی کسی کار کند

    دستمزد:حقوق علت:دلیل،سبب

    قافله:کاروان

    نفر:در این درس واحد شمارش شتر است

    راس:در این درس واحد شمارش چهارپایان است

    قاطر:حیوانی است که از ترکیب اسب و خر به وجود می آید بی علت:بدون دلیل

    بی حکمت:بدون دلیل خردمندانه

    پیام درس:

    ارزش هر کس به توانایی،علم و خرد او است.هر کس که تواناتر و باهوش تر باشد از امکانات بهتر و بیشتری بهره میبرد و برعکس کسی که توانایی کنتری داشته وضعیت نامطلوبی دارد همانطور که گفته اند”:هیچ ارزانی بی علت نیست و هیچ گرانی بی حکمت”

    واژه آموزی:

    در آغاز به معنی واژه ی”نامه”نگاه کنید:

    به مطالبی که برای کسی یا سازمانی بر روی کاغذ و مانند آن نوشته می شود و معمولا داخل پاکت قرار می گیرد و به وسیله ی پست به دست گیرنده می رسد نامه می گویند.

    در دستور زبان فارسی گاهی برای ساختن یک واژه ی مرکب)واژه ای که بیش از یک کلمه دارد( از کلمه” نامه”استفاده می شود.

    مانند:

    شناس نامه)شناس+نامه(نوشته ای که اطلاعات شخصی هر فرد در آن می آید.

    سفارش نامه)سفارش+نامه(نوشته ای که در آن از شخصی برای دیگری درخواست انجام کاری می شود

    )روزنامه)روز+نامه_(تقدیر نامه)تقدیر+ نامه_(کارنامه)کار+نامه

    اهداف درس پنجم فارسی چهارم ابتدایی رهایی از قفس

    1 آشنایی دانش آموزان با تفکّر خلّق و کاربرد آن در زندگی
    2 معرفی مولوی و آثار وی به دانش آموزان
    3 گسترش واژگان با استفاده از فرایند ترکیب
    4 تقویت مهار تهای زبان آموزی با طرّاحی نمایش
    5 آموزش بهره گیری از آرایهٔ تشبیه (به طور غیرمستقیم) در نوشتن بند توصیفی
    6 پرورش سواد دیداری و بهره گیری از آن در بند توصیفی
    7 تقویت مهارت درک متن

    واژه آموزی درس پنجم فارسی چهارم ابتدایی رهایی از قفس

    یکی از فرایندهای پر بسامد واژه سازی در زبان فارسی فرایند ترکیب است.

    در این درس ترکیب اسم یا بن فعل آمده است.

    کلمات مرکب که بر اثر فرایندترکیب حاصل می شوند،

    کلماتی هستند که اجزای آنها به تنهایی معنی مستقل دارند

    و پساز ساخت ترکیب و شکل گیری واژهٔ جدید، معنای تازه ای می دهند.

    مثال
    اسم + اسم مانند کتاب نامه
    بن +  فعل اسم مانند شناسنامه

    بازی از جمله فعّالیت هایی است که در برنامهٔ درسی زبان آموزی مورد تأکید است؛

    زیرا دانش آموزان در بازی به ارتقای درک شنوایی و رشد و پرورش قوهٔ بیان، دست می یابند و یاد می گیرند که با یکدیگر فکر کنند و به افکار خود سامان بدهند و به حلّ مسائل با مشارکت یکدیگر برآیند.

    در پایهٔ چهارم، بازی های زبانی همراه با تحرّک و نشاط موردنظر است.

    تدریس کلمات مرکب  در قالب بازی نیز به یادگیری آسان آن می انجامد

    تمرین خواندن درس پنجم فارسی چهارم ابتدایی رهایی از قفس

    تمرین خواندن مانند دروس گذشته انجام شود.

    درست، شمرده، رسا و با لحن مناسب خواندن، مثل همهٔ دروس مورد توجّه و دقّت قرار گیرد.

    در این درس«جمله خوانی»پیشنهاد می شود.

    دانش آموزان به ترتیبی که نشسته اند، خواندن را آغاز می کنند.

    هر دانش آموز یک جمله می خواند و جملهٔ بعدی توسط دانش آموز دیگر خوانده می شود این کار ادامه پیدا می کند تا متن به پایان برسد.

    این روش خواندن، مورد علاقه دانش آموزان است.

    مراحل خواندن به اختصار، در نمودار زیر بعد نشان داده شده است:

    شناخت حرف  ⇐ کلمه خوانی  ⇐   گروه کلمه / عبارت خوانی  ⇐  جمله خوانی

    نمایش درس پنجم فارسی چهارم ابتدایی رهایی از قفس

    دانش آموزان در سال قبل با چهار نوع نمایش و اجرای آن آشنا شدند.

    در اجرای این درس ابتدا دانش آموزان باید به متن نمایشنامه گوش فرا دهند و سپس به طراحی و اجرا بپردازند.

    هنگامی که آنها به متن شنیداری گوش می کنند،

    تمرکز و درک شنیداری آنها تقویت می شود و زمانی که به طراحی نمایش می پردازند خلّاقیت و تفکّر  و تخیل در آنها پرورش می یابد.

    زمان اجرا نیز رفتارهای کلامی و غیرکلامی آنها درانتقال پیام به هنگام سخن گفتن تقویت می شود.

    از همکاران محترم تقاضا می شود وقت فعّالیت هایی مانند این را که در تقویت مهارت های زبانی دانش آموزان بسیار مؤثر هستند،به سایر دروس ندهند.

    توانمند کردن دانش آموزان در مهارت های زبانی نوع تفکّر آنها را نیز شکل می دهد و موجب موفقیت آنها در زندگی اجتماعی می شود.

    املای درس پنجم فارسی چهارم ابتدایی رهایی از قفس

    املای بگرد و پیدا کن

    دانش آموزان در گروه، یک متن املا با 10 جای خالی از متن درس تهیه می کنند
    (جای خالی از کلمات مهم درس باشد بهتر است).

    در بالای متن املا یک جدول با 12 یا 13 خانه کشیده می شود و کلماتی که بایدجاهای خالی را تکمیل کنند،

    به علاوهٔ چند کلمهٔ اضافه در این خانه ها نوشته می شود.

    قبل از شروع فرایند املا از دانش آموزان خواسته می شود متن درس را با دقت در زمان معین (سه تا پنج دقیقه) مطالعه کنند.

    سپس کتاب را بسته و برگه های املای تهیه شده، بین گروه ها جابه جا شود.

    دانش آموزان هر گروه در زمان تعیین شده توسط معلّم باید کلمات را از داخل جدول پیدا کرده و در جاهای خالی بنویسند.

    تصحیح املا با نظارت معلّم در گروه انجام می شود.

    روش دوم که در راهنمای پایه سوم نیز پیشنهاد شده به شرح زیر می باشد.

    با هدف تمرکز برروی لغات و آموزش درست نویسی از دانش آموزان بخواهید

    که در گروه، جدولی طرّاحی نمایند و طبقه بندی واژه های متن درس را انجام بدهند.

    معیار تفکیک لغات را به عهدهٔ گروه بگذارید.

    املا به صورت دو بخشی

    املا مطابق با برنامهٔ تدریس کلیهٔ دروس به صورت دو بخشی شامل املای تقریری و فعّالیت های املایی طرّاحی می شود

    و سطح پیشرفت دانش آموز نسبت به خودش، با توجّه به میزان درست نویسی در ارزشیابی های املایی قبلی، سنجیده می شود.

    اگر یک متن ترکیبی در قالب داستانی کوتاه توسط معلّم تدوین گردد

    برای دانش آموزان جذّاب و قابل توجّه است. برای تولید متن ترکیبی می توانید از روش زیراستفاده کنید:

    ۱ ابتدا کلمات مورد نظر خود را استخراج نمایید.
    ۲ حالا متنی تهیه کنید که تا حدّ امکان از این کلمات در آن استفاده شده باشد.
    مثال زیر، بخشی از املای تقریری معلّم ساخته از متن درس است.

    از روزگاران دور کشور هندوستان، به عنوان یک خطّهٔ زیبا معروف بوده است.
    بازرگانان ثروتمند از تماشای صحنهٔ پرواز دسته های طوطی لذّت می برند.

    از آنجاطوطی ها را به همراه می آورند و این سوغاتی گران بها را به دوستان همزبان خود ارمغانمی دهند.

    تجارت در این کشور ……….

    درس پنجم نوشتاری چهارم ابتدایی

    فعّالیت های نوشتاری 1: املا و واژه آموزی

    درتمرین سوم کلمات در جای خالی به این ترتیب می باشند:

    سالنامه – هفته نامه-  هفت هنامه  – کتابنامه –  سالنامه –  قولنامه  – قولنامه

    فعّالیت های نوشتاری2: املا

    در تمرین دو، علاوه بر تقویت مهارت املانویسی استفاده از رنگ به ایجاد روحیهٔ نشاط در دانش آموزان کمک می کند.

    طراحی این قبیل جداول به عنوان تکلیف شب برای دانش آموزان جالب و مهیّج است.

    فعّالیت های نوشتاری 4: درک متن

    این صفحه شامل دو بخش فعّالیت های درک متن و کتابخوانی می باشد. در قسمت کتابخوانی، یک داستان واحد برای کل کلاس خوانده می شود.

    سپس بچّه ها به صورت گروهی رویدادهای آن را فهرست نموده، شماره گذاری می نمایند.

    فعّالیت های نوشتاری5: نگارش

    در درس گذشته دانش آموزان نوشتن بند توصیفی را آموختند.

    این درس نیز درادامهٔ درس گذشته به آموزش بند توصیفی اختصاص دارد

    با این تفاوت که یک سطح فراتر رفته و به لحاظ ادبی متن زیباتری خلق خواهد شد.

    به همین منظور از آرایهٔ ادبی تشبیه استفاده شده است.

    توجه داشته باشیم که در مورد آرایه تشبیه چیزی آموزش ندهیم و با سبکی که در کتاب نوشتاری ارائه شده، مطلب را بیان کنیم.

    نمونه سوال فارسی چهارم ابتدایی

    آموزش درس پنجم فارسی چهارم ابتدایی رهایی از قفس

    قالب این شعر:مثنوی شاعر:مولوی

    روش تدریس درس پنجم فارسی چهارم ابتدایی رهایی از قفس:

    ایفای نقش،روشن سازی طرز تلقی

    روشن سازی طرز تلقی:این طرح برای دانش آموزان فرصتی را فراهم می کند تا عقاید متنوع هم کلاسی های خود را بشنوند و آنان را قادر می سازد که کشف کنند.

    در داستان طوطی و بازرگان ،طوطی نماد انسان،بازرگان نماد دنیا و قفس نماد جماد و ماده و درحقیقت شهرت طلبی است که جان انسان را در بند خود گرفته است.

    معنی شعر های درس رهایی از قفس:

    بیت ۱.بازرگان به طوطی گفت:چه هدیه ای می خواهی که من از سرزمین هندوستان برای تو بیاورم؟

    بیت۲.طوطی گفت:در آنجا وقتی طوطیان را میبینی ،شرح حال ما را برایشان بگو.

    بیت۳.بگو آن طوطی که مایل به دیدن شما بود،به خاطر تقدیر و سرنوشت آسمانی در دست ما زندانی است.

    بیت۴.چرا این کار را کردم و چرا این پیام را دادم؟طوطی بیچاره را به خاطر این سخن نسنجیده ،ناراحت و رنجیده کردم.

    بیت ۵.بازرگان کار معامله و تجارت را تمام کرد و خوشحال به سوی منزل بازگشت.

    بیت ۶.برای هر غلامی ،هدیه ای آورد و سهم هر کنیزک را به او داد.

    بیت ۷.طوطی گفت: هدیه من کجاست؟هر چیزی را که گفتی و هر چیزی را که دیدی ،برایم بازگو کن.

    بیت ۸.گفت شکایت های تو را با گروهی از طوطیان همانند تو در میان گذاشتم.

    بیت ۹.گفت:آن طوطی که از درد تو آگاه شد ،ترسید و بر خود لرزید و مرد.

    معنی واژه ها درس پنجم فارسی چهارم ابتدایی

    ثروتمند:دارا،توانگر

    شیرین زبان:شیرین گفتار،شیرین بیان،شیرین سخن

    غلام:بنده،نوکر

    سوغاتی:ره آورد،ارمغان،هدیه

    گران بها:نفیس،باارزش،قیمتی

    ارمغان:هدیه

    خطه:پاره ای از زمین،شهر بزرگ،ناحیه،کشور

    مشتاق:آرزومند،مایل،راغب

    قضا:تقدیر،سرنوشت

    حبس:زندانی کردن،بازداشتن،زندان

    هم زبان:هم صحبت،کسانی که با یک زبان حرف می زنند

    دلتنگ:پریشان،غمگین

    قول داد:وعده داد،مقرر گردید

    پیغام:خبر،پیام،مژده

    بازگو کند:بیان کند

    صحنه:منظره ای واقعی یا خیالی که رویدادی را نشان می دهد.

    شگفت زده:متعجب

    دلش برای آن سوخت:کنایه از ناراحت شد

    گفت خام :سخن ناپخته.بی تجربه

    تجارت:بازرگانی کردن،داد و ستد

    شادکام:خوشحال،کامروا،کامران

    کنیزک:دخترک یا زنی که برده باشد

    نشان:سهم،نصیب

    کو:کجاست

    خواجه:سرور،بزرگ،پول دار

    همتا:نظیر،مانند،معادل،مساوی

    زهره:کیسه ی صفرا

    زهره اش برید:بسیار ترسید

    دلداری دهد:تسلی دهد،غم خواری کند

    از دست رفته است:کنایه از مرده است

    زاری:گریه ی سوزناک

    هم خانواده:

    شگفت زده:شگفت انگیز

    موضوع:وضع،اوضاع

    مشتاق:اشتیاق،شوق

    شرمنده:شرمسار،شرمگین

    پیام:پیامبر،پیام رسان،پیامک

    شکایت:شاکی

    سکوت:ساکت

    تجارت:تاجر،تجار

    لذت:لذیذ

    اسیر:اسارت

    حبس:محبوس

    متضاد:

    زیبا#زشت

    شیرین#تلخ

    گران بها#ارزان

    اسیر#آزاد

    بخواه#نخواه

    ساکت#شلوغ

    بالا#پایین

    خام#پخته

    کوتاه#بلند

    پیام درس:

    برای آزادی و رهایی از قفس و آزاد زندگی کردن در دنیا باید بعضی از دل بستگی ها را که سبب می شود انسان ها در دام بیفتند،رها کرد .اصل پیام این است که انسان ها برای آزاد زیستن باید به دنیای مادی دل نبندند تا گرفتار نباشند.

    در داستان (طوطی و بازرگان) مولوی،همان روح و روان انسان است و قفس،همان جسم و تن انسان و رهایی از دنیای مادی همان ازاد شدن است.

    تاریخ ادبیات درس رهایی از قفس پنجم:

    این شعر از کتاب(مثنوی مولوی)،شاعر قرن هفتم است.در این داستان،مولوی،شخصیت های بازرگان و طوطی را به زبان شعر بیان میکند که بعضی از بیت ها را در این درس خواندیم.

    بخوان و بیندیش: قدم یازدهم نوع نثر:ساده و روان

    معنی واژه ها

    گنبد کبود:آسمان کبود

    کولش:شانه ی او

    دنگ:صدایی که از برخورد با میله ها بلند میشود

    مامور: مسول انجام کاری

    ماجرا:داستان،اتفاق

    توی:داخل

    پیام درس رهایی از قفس پنجم :

    ارزش هر کس به توانایی،علم و خرد او است.هر کس که تواناتر و باهوش تر باشد از امکانات بهتر و بیشتری بهره میبرد و برعکس کسی که توانایی کنتری داشته وضعیت نامطلوبی دارد همانطور که گفته اند”:هیچ ارزانی بی علت نیست و هیچ گرانی بی حکمت”

    عزیزان تدریس به پایان رسید امیدوارم مفید واقع شده باشد.نظرات و تجربیات خود را برای بهبود آموزش در قسمت دیدگاه بنویسید.

    نمونه سوالات درس پنجم فارسی چهارم ابتدایی رهایی از قفس

    برای دریافت نمونه سوالات درس پنجم فارسی و سایر دروس فارسی چهارم ابتدایی شامل سوالات درس به درس امتحان دی ماه و خرداد و …می توانید از لینک زیر اقدام کنید

    دریافت نمونه سوالات

    کاربرگ درس پنجم فارسی چهارم ابتدایی  رهایی از قفس

    برای دریافت کاربرگ های درس پنجم فارسی و سایر دروس فارسی چهارم ابتدایی شامل کاربرگ املا،انشا،نگارش و… می توانید از لینک زیر اقدام کنید

    دریافت کاربرگ ها

    منبع مطلب : dabesto.ir

    مدیر محترم سایت dabesto.ir لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 2 ماه قبل
    0

    نویسنده داستان رهایی از قفس چه کسی بود؟

    مهدی 9 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید