این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    به نظر شما چرا مردم آن شهر همیشه تندرست و سالم بودند

    دسته بندی :
    1. پشتوک
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    به نظر شما چرا مردم آن شهر همیشه تندرست و سالم بودند را از سایت تکست لس دریافت کنید.

    درسنامه آموزشی فارسی کلاس دوم درس 3: خرس کوچولو با پاسخ

    نگاه کن و بگو (صفحه 18 کتاب درسی) | درست، نادرست (صفحه 19 کتاب درسی) | واژه سازی (صفحه 19 کتاب درسی) | بیاموز و بگو (صفحه 20 کتاب درسی) | کتاب خوانی (صفحه 20 کتاب درسی)

    درسنامه آموزشی فارسی کلاس دوم

    درس 3: خرس کوچولو با پاسخ

    آخرین ویرایش 13 دی 1400

    گزارش خطا 2317 فارسی

    ستایش: بهترین سرآغاز

    فصل 1: نهادها

    درس 1: کتابخانه‌ی کلاس ما

    درس 2: مسجد محلّه‌ی ما

    فصل 2: بهداشت درس 3: خرس کوچولو

    درس 4: مدرسه‌ی خرگوش‌ها

    فصل 3: اخلاق فردی و اجتماعی

    درس 5: چوپان درستکار

    درس 6: کوشا و نوشا درس 7: دوستان ما فصل 4: راهِ زندگی

    درس 8: از همه مهربان تر

    درس 9: زیارت فصل 5: هنر و ادب درس 10: هنرمند درس 12: فردوسی فصل 6: ایرانِ من درس 13: ایرانِ زیبا درس 14: پرچم درس 15: نوروز فصل 7: طبیعت

    درس 16: پَروازِ قَطره

    درس 17: مثلِ دانشمندان

    نیایش: ای پروردگار بزرگ

    پاورپوینت دوره کامل آموزشی، فارسی دوم دبستان

    مدرس: حسن علیرضا نژاد

    مدت دوره: 183 اسلاید (9 فایل)

    فارسی

    1158 تست 81,060 تومان

    ریاضی

    1038 تست 72,660 تومان

    علوم تجربی

    839 تست 58,730 تومان

    هدیه‌های آسمانی

    418 تست 29,260 تومان

    خرس کوچولو بارها شنیده بود که «میکروب‌ها» موجودات خطرناکی هستند. به همین دلیل، تصمیم گرفت با آن‌ها بجنگد.

    یک روز صبح زود چوبی برداشت و به راه افتاد. در راه به یک بچّه گنجشک رسید. نگاهی به او کرد و گفت: «من می‌خواهم با میکروب‌ها بجنگم. تو آن‌ها را اینجا ندیده‌ای؟»

    گنجشک جواب داد:«این طوری که نمی‌شود؛ تو باید...»

    اما خرس کوچولو به بقیه‌ی حرف‌های او گوش نکرد. رفت تا به بچّه فیلی رسید. پرسید: «تو میکروب‌ها را این طرف‌ها ندیده‌ای؟ من می‌خواهم با آن‌ها بجنگم.» بچّه فیل گفت: «اگر می‌خواهی با میکروب‌ها بجنگی، باید اول دست‌هایت را خوب بشویی.»

    خرس کوچولو که از حرف‌های بچّه فیل هم چیزی نفهمیده بود، ناراحت و بی‌حوصله به راه افتاد. کمی بعد، خسته و گرسنه زیر درختی نشست تا استراحت کند. بالای درخت یک کندوی عسل بود. خرس کوچولو تا چشمش به کندو افتاد، خوش‌حال شد و از درخت بالا رفت. عسل‌ها را با همان دست‌های کثیفش خورد و با خودش گفت: «حالا خیلی خسته‌ام. فردا می‌آیم و با میکروب‌ها می‌جنگم.»

    روز بعد، خرس کوچولو بیمار شد و دیگر نتوانست به جنگ میکروب‌ها برود.

    مادرش به او گفت: «عزیزم، اگر اول از من می‌پرسیدی که میکروب‌ها کجا هستند و چه‌طوری می‌شود با آن‌ها جنگید، به تو می‌گفتم. تو باید بدانی که میکروب‌ها در جاهای کثیف زندگی می‌کنند. پس برای جنگیدن با آن‌ها، بهتر است همیشه خود را پاکیزه نگه‌داری و دست‌‌هایت را قبل از غذا خوردن بشویی. حالا هم باید استراحت کنی تا دوباره سالم و شاداب شوی.»

    نگاه کن و بگو (صفحه 18 کتاب درسی)

    درست، نادرست (صفحه 19 کتاب درسی)

    1- میکروب‌ها موجودات خطرناکی هستند.

    2- خرس کوچولو همه‌ی حرف‌های بچّه فیل را فهمیده بود.

    3- برای جنگیدن با میکروب‌ها بهتر است همیشه خود را پاکیزه نگه داریم.

    4- ..................................................................

    واژه سازی (صفحه 19 کتاب درسی)

    - بی‌ادب کسی است که ادب ندارد.

    - بی‌حوصله کسی است که حوصله ندارد.

    - بی‌کار کسی است که کار ندارد.

    حالا تو بگو

    - بی‌هدف کسی است که ....................... ندارد.

    - بی‌اهمیت چیزی است که ....................... ندارد.

    به کلمه‌های زیر توجه کن‌وبگو

    - بی‌هنر یعنی ....................................................................

    - بی‌سلیقه یعنی .................................................................

    - بی‌سواد یعنی ..................................................................

    بیاموز و بگو (صفحه 20 کتاب درسی)

    در پایانِ بیشتر جمله‌ها نقطه (.) می‌گذاریم مانند:

    - میکروب‌ها موجودات خطرناکی هستند.

    - من می‌خواهم با میکروب‌ها بجنگم.

    در پایان بعضی از جمله‌ها علامت پرسش (؟) می‌گذاریم مانند:

    - آیا میکروب‌ها موجودات خطرناکی هستند؟

    - امروز هوا سرد است؟

    حالا تو بگو

    چه جمله‌هایی در درس با علامت پرسش (؟) به کار رفته است؟ آن‌ها را با صدای بلند و پرسشی بخوان.

    کتاب خوانی (صفحه 20 کتاب درسی)

    1- تازه‌ترین کتاب داستانی را که خواندهای، نام ببر.

    2- کدام قسمت داستان برایت جالب بود؟ برای گروه خود تعریف کن.

    حکایتراه سلامتی

    روزی پزشکی نزِد پیامبر (ص) رفت و گفت: «مدتی است که مردم برای درمان، پیش من نمی‌آیند و من بی‌کار مانده‌ام. مگر چه اتّفاقی در این شهر افتاده است؟»

    پیغمبر (ص) با مهربانی فرمودند: «مردم این شهر، تندرست و سالم هستند؛ زیرا به آنان چیزهایی را سفارش کرده‌ام و مردم هم به سفارش‌های من عمل می‌کنند.»

    پزشک پرسید: «ای رسول‌خدا، چه سفارش‌هایی به مردم کرده‌اید؟»

    پیامبر گرامی (ص) فرمودند: «به مردم گفته‌ام تا گرسنه نشده‌اند، چیزی نخورند. هنگام گرسنگی نیز به‌اندازه بخورند و پیش از سیر شدن، دست از غذا بکشند.»

    منبع : gama.ir

    رسانه مجازی نگاه

    شبکه اینترنتی نگاه - دایره المعارف چند رسانه ای ایران با امکان اشتراک گذاری فایل های ویدئویی، صوتی و عکس کاربران

    داستان راز تندرستی

    Error loading player: No playable sources found

    امتیاز مثبت امتیاز منفی دانلود ارسال به دوستان علاقه مندی ها اشتراک بازدید : 1982

    6.6 27 مرداد 1394

    داستان راز تندرستی راز تندرستی در روستایی مردم متقی وزحمتکشی بودند که به سفارش مرد حکیمی که برای آنها حدیثی از پیامبر اکرم (ص) گفته بود عمل می کردند وبیمار نمی شدند روزی حکیم بزرگمهر به ان روستا آمد ومدتی ماند اما هیچکس برای معالجه نزد او نیآمد حکیم علت را پرسید گفتند ما به سفار ش پیامبر که تا گرسنه نشده ای دست به غذا نبرید وقبل از سیر شدن کامل از آن دست بکشید عمل می کنیم در نتیجه بیمار نمی شویم حکیم رخت سفر بر بست که اینجا کسی بیمار نخواهد شد طبیبی یک سال در دیار عرب بود اما کسی برای معالجه پیش او نیامد. یعد از یک سال پیش پیامبر (ص) و گله کرد که مرا برای معالجه این مردم فرستاده اند ولی کسی پیش من نمی آید تا خدمتی به او بکنم. پیامبر فرمود: این طایفه تا اشتهایشان غالب نشود غذا نمی خورند و تا هنوز اشتها دارند دست از غذا می کشند. حکیم گفت: این است موجب تندرستی و زمین را ببوسید و برفت. ســــــــخن آنگه کند حکیم آغاز یا سر انگشت سوی لقمه دراز که ز ناگفتنــــــــــــش خلل زاید یا ز ناخوردنش به جــــــــان آیـد لاجرم حکمتــــــــــش بود گفتار خـــردنش تندرســـــــتی آرد بار راه سلامتی ( حکایت از گلستان سعدی ) روزی پزشکی نزد پیامبر (ص) رفت و گفت : مدّتی است که مردم برای درمان ، پیش من نمی آیند و من بی کار مانده ام . مگر چه اتّفاقی در این شهر افتاده است ؟ پیغمبر (ص) با مهربانی فرمودند :« مردم این شهر ، تندرست و سالم هستند ، زیرا به آنان چیزهایی را سفارش کرده ام و مردم هم به سفارش های من عمل می کنند ». پزشک پرسید : ای رسول خدا ، چه سفارش هایی به مردم کرده اید ؟ پیامبر گرامی (ص) فرمودند : « به مردم گفته ام ، تا گرسنه نشده اند ، چیزی نخورند . هنگام گرسنگی نیز به اندازه بخورند و پیش از سیر شدن ، دست از غذا بکشند » . پزشک ، کمی به فکر فرو رفت و سپس گفت : آری ، به راستی که راز تندرستی مردم ، در همین است

    کودک، زن و خانواده / تغذیه و سلامت

    یزد يادداشت ها (0 مورد)

    براي ثبت نظر و مشاركت در گفتگو ،در سايت ثبت نام نمائيد.

    منبع : www.negahmedia.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 9 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید