در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    تحقیق در مورد نظامی گنجوی کلاس پنجم

    1 بازدید

    تحقیق در مورد نظامی گنجوی کلاس پنجم را از سایت پشتوک دریافت کنید.

    تحقیق در مورد زندگی نظامی گنجوی + اشعار و آثار

    تحقیق در مورد زندگی نظامی گنجوی + اشعار و آثار

    همه چیز درباره زندگی نامه نظامی گنجوی

    زندگینامه نظامی گنجوی

    جمال‌الدین ابومحمّد الیاس بن یوسف بن زکی بن مؤیَّد، متخلص به نظامی و مشهور به حکیم نظامی، شاعر و داستان‌سرای ایرانی است که در قرن ششم هجری می زیسته است. در ادامه با زندگیایشان بیشتر آشنا می شوید. با دانشچی همراه باشید.

    نظامی گنجوی سال ۵۲۵ در شهر گنجه متولد شد. وی خیلی زود یتیم شد و از ابتدا توسط دایی مادرش بزرگ شد و تحت حمایت وی تحصیل نمود. مادر او از اشراف کرد بوده و این بر پایهٔ یک بیت از دیباچهٔ لیلی و مجنون («گر مادر من رئیسهٔ کرد…») دانسته شده‌است.

    خودش نام و نسبش را در ابیاتش آورده، که بنابراین شعر، نام خودش الیاس و نام پدرش یوسف بن زکی بن مؤید بوده‌است:

    در خط نظامی ار نهی گام بینی عدد هزار و یک نام
    والیاس که الف بری ز لامش هم با نود و نه است نامش

    ز این‌گونه هزار و یک حصارم با صد کم یک سلیح دارم
    گر شد پدرم به سنت جد یوسف، پسر زکی مؤید

    چنانچه از اشعار او معلوم می شود «فضیلت نظامی منحصر به شعر و شاعری نبوده و از جوانی به فنون ادب و تاریخ و قصص علاقه داشته و درتحصیل علم همت کرده و مخصوصاً درنجوم صاحب اطلاع بوده است چنانکه خود گوید:

    هر چه هست از دقیقه های نجوم            با یکایک نهفته های علوم

    خواندم و هر ورق که می جستم             چون ترا یافتم ورق شستم

    دوران زندگی نظامی با دوره حکومت اتابکان آذربایجان و موصل و شروانشاهان هم زمان بوده است. تعلق خاطر نظامی به تصوف زندگانی وی را بیشتر با زهد و عزلت همراه کرده و این امر او را از وابستگی به دربارهای سلاطین دور کرده است.

    درگذشت و آرامگاه نظامی گنجوی

    نظامی همه عمر خود را در گنجه در زهد و عزلت بسر برد و تنها در سال ۵۸۱ سفری کوتاه به دعوت سلطان قزل ارسلان (درگذشتهٔ ۵۸۷) به سی فرسنگی گنجه رفت و از آن پادشاه عزت و حرمت دید.
    نظامی در فاصلهٔ سال‌های ۶۰۲ تا ۶۱۲ در گنجه درگذشت و آرامگاهی به او در همان شهر منسوب است.

    آثار نظامی گنجوی

    اثر معروف و شاهکار بی‌مانند نظامی، خمسه یا پنج گنج است که در قلمرو داستان‌های غنایی امتیاز بسیار دارد و او را باید پیشوای این‌گونه شعر در ادب فارسی دانست. شاعر بر روی هم رفته سی سال از زندگانی خود را بر سر نظم و تدوین آن‌ها گذاشته‌است. خمسه یا پنج گنج نظامی شامل پنج مثنوی است:

    مخزن الاسرار

    خسرو و شیرین

    لیلی و مجنون

    هفت پیکر

    اسکندرنامه

    از نمونه‌های بارز ادبیات تعلیمیدر زبان پارسی است. در بحر سریع، در حدود ۲۲۶۰ بیت مشتمل بر ۲۰ مقاله در اخلاق و مواعظ و حکمت. در حدود سال ۵۷۰ هجری و در آستانه چهل سالگی شاعر به اتمام رسیده‌است.

    خسرو برای بار اول شیرین را در چشمه‌ای مشغول شنا می‌بیند. در بحر هزج مسدس مقصور و محذوف، در ۶۵۰۰ بیت، که به سال ۵۷۶ ه‍.ق نظمش پایان گرفته‌است.

    اگرچه نام لیلی و مجنون پیش از نظامی گنجوی نیز در اشعار و ادبیات پارسی به چشم می‌خورد، ولی نظامی برای نخستین بار، آن را به شکل منظومه‌ای واحد به این زبان در ۴۷۰۰ بیت به درخواست پادشاه شروان به نظم کشید. نظامی خود از بابت این سفارش ناراضی و بی‌میل بوده‌است و کار را در چهار ماه به پایان برده‌است.

    وزن این مثنوی جدید بوده و پس از نظامی شعرای زیادی در این وزن داستان‌های عاشقانه سروده‌اند. همچنین ده‌ها شاعر در ایران، هند و ترکستان منظومه‌هایی را به استقبال از لیلی و مجنون نظیره پردازی کرده و شعرای دیگری نیز به داستان نظامی شاخ و برگ بیشتری افزوده یا آن را تغییر داده‌اند.

    (که آن را بهرام‌نامه و هفت گنبد نیز خوانده‌اند)، در بحر خفیف مسدس مخبون مقصور و محذوف، در ۵۱۳۶ بیت، در سرگذشت افسانه‌ای بهرام گور.

    در بحر متقارب مثمن مقصور و محذوف، در ۱۰۵۰۰ بیت، مشتمل بر دو بخش شرفنامه و اقبالنامه که در حوالی سال ۶۰۰ به اتمام رسیده‌است.

    نمونه ای از اشعار نظامی گنجوی

    مناظره خسرو با فرهاد

    نخستین بار گفتش کز کجائی
    بگفت از دار ملک آشنائی

    بگفت آنجا به صنعت در چه کوشند
    بگفت انده خرند و جان فروشند

    بگفتا جان فروشی در ادب نیست
    بگفت از عشقبازان این عجب نیست

    بگفت از دل شدی عاشق بدینسان؟
    بگفت از دل تو می‌گوئی من از جان

    بگفتا عشق شیرین بر تو چونست
    بگفت از جان شیرینم فزونست

    بگفتا هر شبش بینی چو مهتاب
    بگفت آری چو خواب آید کجا خواب

    بگفتا دل ز مهرش کی کنی پاک
    بگفت آنگه که باشم خفته در خاک

    بگفتا گر خرامی در سرایش
    بگفت اندازم این سر زیر پایش

    بگفتا گر کند چشم تو را ریش
    بگفت این چشم دیگر دارمش پیش

    بگفتا گر کسیش آرد فرا چنگ
    بگفت آهن خورد ور خود بود سنگ

    بگفتا گر نیابی سوی او راه
    بگفت از دور شاید دید در ماه

    بگفتا دوری از مه نیست در خور
    بگفت آشفته از مه دور بهتر

    بگفتا گر بخواهد هر چه داری
    بگفت این از خدا خواهم به زاری

    بگفتا گر به سر یابیش خوشنود
    بگفت از گردن این وام افکنم زود

    بگفتا دوستیش از طبع بگذار
    بگفت از دوستان ناید چنین کار

    بگفت آسوده شو که این کار خامست
    بگفت آسودگی بر من حرام است

    بگفتا رو صبوری کن درین درد
    بگفت از جان صبوری چون توان کرد

    بگفت از صبر کردن کس خجل نیست
    بگفت این دل تواند کرد دل نیست

    بگفت از عشق کارت سخت زار است
    بگفت از عاشقی خوشتر چکار است

    بگفتا جان مده بس دل که با اوست
    بگفتا دشمنند این هر دو بی دوست

    بگفتا در غمش می‌ترسی از کس
    بگفت از محنت هجران او بس

    بگفتا هیچ هم خوابیت باید
    بگفت ار من نباشم نیز شاید

    بگفتا چونی از عشق جمالش
    بگفت آن کس نداند جز خیالش

    بگفت از دل جدا کن عشق شیرین
    بگفتا چون زیم بی‌جان شیرین

    بگفت او آن من شد زو مکن یاد
    بگفت این کی کند بیچاره فرهاد

    بگفت ار من کنم در وی نگاهی
    بگفت آفاق را سوزم به آهی

    چو عاجز گشت خسرو در جوابش
    نیامد بیش پرسیدن صوابش

    به یاران گفت کز خاکی و آبی
    ندیدم کس بدین حاضر جوابی

    به زر دیدم که با او بر نیایم
    چو زرش نیز بر سنگ آزمایم

    گشاد آنگه زبان چون تیغ پولاد
    فکند الماس را بر سنگ بنیاد

    که ما را هست کوهی بر گذرگاه
    که مشکل می‌توان کردن بدو راه

    میان کوه راهی کند باید
    چنانک آمد شد ما را بشاید

    بدین تدبیر کس را دسترس نیست
    که کار تست و کار هیچ کس نیست

    به حق حرمت شیرین دلبند
    کز این بهتر ندانم خورد سوگند

    که با من سر بدین حاجت در آری
    چو حاجتمندم این حاجت برآری

    جوابش داد مرد آهنین چنگ
    که بردارم ز راه خسرو این سنگ

    به شرط آنکه خدمت کرده باشم
    چنین شرطی به جای آورده باشم

    دل خسرو رضای من بجوید
    به ترک شکر شیرین بگوید

    چنان در خشم شد خسرو ز فرهاد
    که حلقش خواست آزردن به پولاد

    دگر ره گفت ازین شرطم چه باکست
    که سنگ است آنچه فرمودم نه خاکست

    اگر خاکست چون شاید بریدن
    و گر برد کجا شاید کشیدن

    به گرمی گفت کاری شرط کردم
    و گر زین شرط برگردم نه مردم

    میان دربند و زور دست بگشای
    برون شو دست برد خویش بنمای

    چو بشنید این سخن فرهاد بی‌دل
    نشان کوه جست از شاه عادل

    به کوهی کرد خسرو رهنمونش
    که خواند هر کس اکنون بی ستونش

    به حکم آنکه سنگی بود خارا
    به سختی روی آن سنگ آشکارا

    ز دعوی گاه خسرو با دلی خوش
    روان شد کوهکن چون کوه آتش

    بر آن کوه کمرکش رفت چون باد
    کمر دربست و زخم تیشه بگشاد

    نخست آزرم آن کرسی نگهداشت
    بر او تمثال‌های نغز بنگاشت

    به تیشه صورت شیرین بر آن سنگ
    چنان بر زد که مانی نقش ارژنگ

    پس آنگه از سنان تیشه تیز
    گزارش کرد شکل شاه و شبدیز

    بر آن صورت شنیدی کز جوانی
    جوانمردی چه کرد از مهربانی

    وزان دنبه که آمد پیه پرورد
    چه کرد آن پیرزن با آن جوانمرد

    اگرچه دنبه بر گرگان تله بست
    به دنیه شیر مردی زان تله رست

    چو پیه از دنیه زانسان دید بازی
    تو بر دنبه چرا پیه می‌گدازی

    مکن کین میش دندان پیر دارد
    به خوردن دنبه‌ای دلگیر دارد

    چو برنج طالعت نمد ذنب دار
    ز پس رفتن چرا باید ذنب وار

    *************

    آغاز سخن

    بسم‌الله الرحمن الرحیم
    هست کلید در گنج حکیم

    فاتحه فکرت و ختم سخن
    نام خدایست بر او ختم کن

    پیش وجود همه آیندگان
    بیش بقای همه پایندگان

    سابقه سالار جهان قدم
    مرسله پیوند گلوی قلم

    پرده گشای فلک پرده‌دار
    پردگی پرده شناسان کار

    مبدع هر چشمه که جودیش هست
    مخترع هر چه وجودیش هست

    لعل طراز کمر آفتاب
    حله گر خاک و حلی بند آب

    پرورش‌آموز درون پروران
    روز برآرنده روزی خوران

    مهره کش رشته باریک عقل
    روشنی دیده تاریک عقل

    داغ نه ناصیه داران پاک
    تاج ده تخت نشینان خاک

    خام کن پخته تدبیرها
    عذر پذیرنده تقصیرها

    شحنه غوغای هراسندگان
    چشمه تدبیر شناسندگان

    اول و آخر بوجود و صفات
    هست کن و نیست کن کاینات

    با جبروتش که دو عالم کمست
    اول ما آخر ما یکدمست

    کیست درین دیر گه دیر پای
    کو لمن الملک زند جز خدای

    بود و نبود آنچه بلندست و پست
    باشد و این نیز نباشد که هست

    پرورش آموختگان ازل
    مشکل این کار نکردند حل

    کز ازلش علم چه دریاست این
    تا ابدش ملک چه صحراست این

    اول او اول بی ابتداست
    آخر او آخر بی‌انتهاست

    روضه ترکیب ترا حور ازوست
    نرگس بینای ترا نور ازوست

    کشمکش هر چه در و زندگیست
    پیش خداوندی او بندگیست

    هر چه جز او هست بقائیش نیست
    اوست مقدس که فنائیش نیست

    منت او راست هزار آستین
    بر کمر کوه و کلاه زمین

    تا کرمش در تتق نور بود
    خار زگل نی زشکر دور بود

    چون که به جودش کرم آباد شد
    بند وجود از عدم آزاد شد

    در هوس این دو سه ویرانه ده
    کار فلک بود گره در گره

    تا نگشاد این گره وهم سوز
    زلف شب ایمن نشد از دست روز

    چون گهر عقد فلک دانه کرد
    جعد شب از گرد عدم شانه کرد

    زین دو سه چنبر که بر افلاک زد
    هفت گره بر کمر خاک زد

    کرد قبا جبه خورشید و ماه
    زین دو کله‌وار سپید و سیاه

    زهره میغ از دل دریا گشاد
    چشمه خضر از لب خضرا گشاد

    جام سحر در گل شبرنگ ریخت
    جرعه آن در دهن سنگ ریخت

    زاتش و آبی که بهم در شکست
    پیه در و گرده یاقوت بست

    خون دل خاک زبحران باد
    در جگر لعل جگرگون نهاد

    باغ سخا را چو فلک تازه کرد
    مرغ سخن را فلک آوازه کرد

    نخل زبانرا رطب نوش داد
    در سخن را صدف گوش داد

    پرده‌نشین کرد سر خواب را
    کسوت جان داد تن آب را

    زلف زمین در بر عالم فکند
    خال (عصی) بر رخ آدم فکند

    زنگ هوا را به کواکب سترد
    جان صبا را به ریاحین سپرد

    خون جهان در جگر گل گرفت
    نبض خرد در مجس دل گرفت

    خنده به غمخوارگی لب کشاند
    زهره به خنیاگری شب نشاند

    ناف شب از مشک فروشان اوست
    ماه نو از حلقه به گوشان اوست

    پای سخنرا که درازست دست
    سنگ سراپرده او سر شکست

    وهم تهی پای بسی ره نبشت
    هم زدرش دست تهی بازگشت

    راه بسی رفت و ضمیرش نیافت
    دیده بسی جست و نظیرش نیافت

    عقل درآمد که طلب کردمش
    ترک ادب بود ادب کردمش

    هر که فتاد از سر پرگار او
    جمله چو ما هست طلبگار او

    سدره نشینان سوی او پر زدند
    عرش روان نیز همین در زدند

    گر سر چرخست پر از طوق اوست
    ور دل خاکست پر از شوق اوست

    زندهٔ نام جبروتش احد
    پایه تخت ملکوتش ابد

    خاص نوالش نفس خستگان
    پیک روانش قدم بستگان

    دل که زجان نسبت پاکی کند
    بر در او دعوی خاکی کند

    رسته خاک در او دانه‌ایست
    کز گل باغش ارم افسانه‌ایست

    خاک نظامی که بتایید اوست
    مزرعه دانه توحید اوست

    نظامی گنجوی

    نظامی گنجوی

    جمال‌الدین ابومحمّد الیاس بن یوسف بن زکی بن مؤیَّد، متخلص به نظامی و نامور حکیم نظامی (زادهٔ ۵۳۵ هـ. ق در گنجه[۷][۸] – درگذشتهٔ ۶۰۷–۶۱۲ هـ. ق) شاعر و داستان‌سرای ایرانی[۹][۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴] پارسی‌گوی در سده ششم هجری (دوازدهم میلادی)، که به‌عنوان صاحب سبک و پیشوای داستان‌سرایی در ادبیات پارسی شناخته شده‌است.[۱۵] آرامگاه نظامی گنجوی، در حاشیه غربی شهر گنجه قرار دارد. نظامی در زمرهٔ گویندگان توانای شعر پارسی است، که نه‌تنها دارای روش و سبکی جداگانه است، بلکه تأثیر شیوهٔ او بر شعر پارسی نیز در شاعرانِ پس از او آشکارا پیداست. نظامی از دانش‌های رایج روزگار خویش (علوم ادبی، نجوم، فلسفه، علوم اسلامی، فقه، کلام و زبان عرب) آگاهی گسترده‌ای داشته و این ویژگی از شعر او به روشنی دانسته می‌شود. روز ۲۱ اسفند در تقویم رسمی ایران روز بزرگداشت نظامی گنجوی است.

    زندگی‌نامه[ویرایش]

    از زندگانی نظامی اطلاعات دقیق در دست نیست و دربارهٔ سال تولد و وفات او نقل‌های تذکره‌نویسان مختلف است. آنچه مسلم در شهر گنجه می‌زیست و در همین شهر وفات یافت است.[۱۶] وی خیلی زود یتیم شد و از ابتدا توسط دایی مادرش بزرگ شد و تحت حمایت وی تحصیل نمود. مادر او از اشراف کرد بوده و این بر پایهٔ یک بیت از دیباچهٔ لیلی و مجنون («گر مادر من رئیسهٔ کرد…») دانسته شده‌است.[۱۷][۱۸][۱۹] خودش نام و نسبش را در ابیاتش آورده، که بنابراین شعر، نام خودش الیاس و نام پدرش یوسف بن زکی بن مؤید بوده‌است:

    دربارهٔ زادگاه پدری او اختلاف نظر است. برخی از منابع او را از اهالی تفرش[۲۰] یا فراهان[۲۱] و برخی او را از طبقه دهقانان (ایرانیان) آران می‌دانند. در رابطه با پدر او، بهروز ثروتیان این بیت در لیلی و مجنون را شاهد می‌آورد («دهقان فصیح پارسی‌زاد - از حال عرب چنین کند یاد») و می‌نویسد: «دهقان فصیح پارسی‌زاد: نظامی گنجهای/عرب:مجنون و پدر او/یادداشت- سرآغاز بندهای لیلی و مجنون همه به توضیحی کنایی آراسته‌است و شاعر بالکنایه اشاره می‌کند که این بخش از خود اوست یا در داستان اصلی و به زبان عربی آمده‌است. بیت اول بند ۳۶ از اهمیت به‌سزایی از نظر تاریخ تحقیق در زندگی و آثار نظامی برخوردار است و آن اینکه شاعر شغل و موقعیت اجتماعی خود را که «دهقان» بوده‌است و همچنین نژاد او که خود را «پارسی زاده» می‌نامد، به تصریح بیان داشته و هیچ‌گونه تردیدی در صحت بیت و مطلب نیست و با تحقیق دربارهٔ دهقانان قرن ششم در آذربایجان و بررسی «پارسی» که آیا نظر او «ایرانی» است یا زبان «پارسی» یا هر دو، گوش‌های از حیات و موقعیت اجتماعی شاعر آشکار می‌گردد.[۲۲]"[۲۳]

    پدر نظامی (یوسف) به تصریح صریح خود او در «لیلی و مجنون»، پارسی بوده‌است، چنان‌که گوید: دهقان فصیح پارسی زاد /از حال عرب چنین کند یاد. دهقان به معنی یک ایرانی اصیل و مالک زمین‌های کشاورزی‌ست، چنان‌که فردوسی گوید: از ایشان هر آن کس که دهگان بُدند/ ز تخم و نژاد بزرگان بُدند. این تعبیر دهگان، بعدها از باب اطلاق جزء به کلّ به همهٔ ایرانیان اطلاق شده‌است؛ در عین حال، واژهٔ دهقان به معنی «تاریخ‌نگار» هم به کار رفته‌است، چنان‌که تعبیر نظامی که دهقان را به صفت «فصیح» متصف می‌کند، به همین معنی اخیر است و باز در همین معنی فردوسی هم گفته‌است: ز دهقان کنون بشنو این داستان/ که برخواند از گفتهٔ باستان. یا: سراینده دهقان موبد نژاد/ از این داستانم چنین کرد یاد. پس نظامی که خود را «دهقان فصیح پارسی زاد»، معرفی می‌کند، باید هم ایرانی نژاده و اصیل، هم تاریخ‌دان و سخنور و هم صاحب زمین‌های کشاورزی باشد. نقش دهگانان در حفاظت از فرهنگ و تاریخ ایران در عصر اسلامی و نیز در گردآوری خراج و ایصال آن به دولت مرکزی، نیز قابل ذکر است. خلاصه آن‌که خاندان نظامی در گنجه یک خاندان دهگان با آگاهی فرهنگی و تمکّن مادی بوده‌اند. یکی از قرائن این سوابق خانوادگی، آشنایی تاریخی ما با پدر نظامی «مؤید مطرزی» و عمو یا برادر یا عموزاده‌اش به نام قوامی مطرزی از پارسی‌گویان قصیده و غزل سرای آذربایجان است".[۲۴]

    وحید دستگردی می‌نویسد: «برای اثبات این مطلب که آیا زادبوم نظامی همان شهر گنجه است یا آنکه در عراق عجم متولد و در زمان کودکی با پدر به گنجه رفته، دلیلی در اشعارش نیست، ولی تقریباً تمام تذکره نویسان می‌نگارند که در گنجه متولد شده‌است، اما عراقی الاصل بودن وی مسلم است. بدین دلیل که در همه جا عراق را ستایش و همواره به دیدار عراق و مسافرت بدین صوب اظهار شوق کرده‌است و از آن جمله است (مخزن الاسرار ص ۱۷۹):

    (خسرو و شیرین ص ۳۶۱):

    شرَفنامه (ص ۵۳)

    از اشاره‌های موجود در خسرو و شیرین دانسته می‌شود که نخستین همسر او، کنیزکی که دارای دربند به عنوان هدیه برایش فرستاده بود، زمانی که نظامی سرودن خسرو و شیرین را به پایان رساند و پسرشان محمد هفت سال بیشتر نداشت، از دنیا رفته بوده‌است.[۲۵] هرچند برخی از محققان مانند وحید دستگردی با استناد یک بیت، نام این کنیزک را آفاق دانستند، اما سعید نفیسی می‌گوید: «مرحوم وحید دستگردی ازین بیت که گوید:

    استنباط عجیبی کرده و نام این کنیزک و همسر نظامی را «آفاق» دانسته‌است و متوجه نبوده‌است که مراد وی از «گمان افتاد خود آفاق من بود» این نیست که نامش آفاق بوده بلکه مقصود اینست که چنین باو دل بسته بوده‌است که او را همه چیز خود می‌دانسته و در نزد او جانشین همهٔ آفاق و در برابر همهٔ آفاق بوده‌است. البته در زمان ما معمول شده‌است که نام زنان را «آفاق» بگذارند اما در زمان نظامی این کلمه در نام زنان معمول نبوده و نظیر آن در جای دیگر نشده‌است و بسیار بعید می‌نماید که نام این همسر آفاق بوده باشد»[۲۶]

    از این اشعار آشکار می‌گردد که گذشته از کنیز و همسری که هنگام نظم خسرو و شیرین از دست داده‌است، همسر دیگری از دست داده که هنگام لیلی و مجنون زنده نبوده و همسر سومی از دست او رفته که هم کنیز بوده و چنان‌که که خود گوید جز وی مرد دیگری ندیده یعنی باکره بوده‌است و هنگام نظم اقبال نامه زنده نبوده‌است. به نظر می‌رسد که از این دو همسر دیگر فرزندی نداشته‌است. در لابلای شعرهای نظامی اشاره‌هایی به دو همسر بعدی او نیز دیده می‌شود که هر دو در زمان حیات شاعر درگذشته‌اند.[۲۷]

    درگذشت و آرامگاه[ویرایش]

    نظامی همه عمر خود را در گنجه در زهد و عزلت به‌سر برد و تنها در سال ۵۸۱ سفری کوتاه به دعوت سلطان قزل ارسلان (درگذشتهٔ ۵۸۷) به سی فرسنگی گنجه رفت و از آن پادشاه عزت و حرمت دید. نظامی هرچند شاعری مدح‌پیشه نبوده، با تعدادی از فرمانروایان معاصر مربوط بوده‌است، از جمله: فخرالدین بهرامشاه پادشاه ارزنگان از دست‌نشاندگان قلج ارسلان سلطان سلجوقی روم که کتاب مخزن الاسرار را به نام او کرده‌است، اتابک شمس‌الدین محمد جهان پهلوان که منظومه خسرو و شیرین به او تقدیم شده‌است، طغرل بن ارسلان سلجوقی و قزل ارسلان بن ایلدگز که در همین منظومه از ایشان نام برده‌است، ابوالمظفر اخستان بن منوچهر شروانشاه که لیلی و مجنون را به نام او کرده‌است.

    نظامی در فاصلهٔ سال‌های ۶۰۲ تا ۶۱۲ در گنجه درگذشت و آرامگاهی به او در همان شهر منسوب است. در دهه نود خورشیدی، پس از تصمیم دولت آذربایجان اشعار گنجوی در آرامگاه او که همگی به زبان فارسی هستند، پاک و تخریب شدند.[۲۸]

    سروده‌ها[ویرایش]

    اثر معروف و شاهکار بی‌مانند نظامی، خمسه یا پنج گنج است که در قلمرو داستان‌های غنایی امتیاز بسیار دارد و او را باید پیشوای این‌گونه شعر در ادب فارسی دانست. شاعر بر روی هم رفته سی سال از زندگانی خود را بر سر نظم و تدوین آن‌ها گذاشته‌است. خمسه یا پنج گنج نظامی شامل پنج مثنوی است:

    مخزن الاسرار[ویرایش]

    از نمونه‌های بارز ادبیات تعلیمی در زبان پارسی است.[۲۹] در بحر سریع، در حدود ۲۲۶۰ بیت مشتمل بر ۲۰ مقاله در اخلاق و مواعظ و حکمت. در حدود سال ۵۷۰ هجری و در آستانه چهل سالگی[۳۰] شاعر به اتمام رسیده‌است و از آن است این ابیات:

    خسرو و شیرین[ویرایش]

    در بحر هزج مسدس مقصور و محذوف، در ۶۵۰۰ بیت، که به سال ۵۷۶ ه‍.ق نظمش پایان گرفته‌است. ابیات زیر در توصیف آب‌تنی شیرین از آنجاست:

    لیلی و مجنون[ویرایش]

    اگرچه نام لیلی و مجنون پیش از نظامی گنجوی نیز در اشعار و ادبیات پارسی به چشم می‌خورد، ولی نظامی برای نخستین بار، آن را به شکل منظومه‌ای واحد به این زبان در ۴۷۰۰ بیت به درخواست پادشاه شروان به نظم کشید. نظامی خود از بابت این سفارش ناراضی و بی‌میل بوده‌است و کار را در چهار ماه به پایان برده‌است.

    وزن این مثنوی جدید بوده و پس از نظامی شعرای زیادی در این وزن داستان‌های عاشقانه سروده‌اند. همچنین ده‌ها شاعر در ایران، هند و ترکستان منظومه‌هایی را به استقبال از لیلی و مجنون نظیره پردازی کرده و شعرای دیگری نیز به داستان نظامی شاخ و برگ بیشتری افزوده یا آن را تغییر داده‌اند. در بحر هزج مسدس اخرب مقبوض مقصور و محذوف، نظم این مثنوی به سال ۵۸۸ هجری به پایان رسیده‌است و از آنجاست:

    هفت پیکر[ویرایش]

    (که آن را بهرام‌نامه و هفت گنبد نیز خوانده‌اند)، در بحر خفیف مسدس مخبون مقصور و محذوف، در ۵۱۳۶ بیت، در سرگذشت افسانه‌ای بهرام گور. از آن منظومه است در وصف ایران:

    اسکندرنامه[ویرایش]

    در بحر متقارب مثمن مقصور و محذوف، در ۱۰۵۰۰ بیت، مشتمل بر دو بخش شرفنامه و اقبالنامه که در حوالی سال ۶۰۰ به اتمام رسیده‌است؛ و از آنجاست این ابیات در مرگ دارا:

    دیوان قصاید و غزلیات[ویرایش]

    دفتر هفتم خمسه یا گنجینه گنجوی:

    دیوان اشعار او مشتمل بر قصاید، غزلیات، قطعات و رباعیات است. نمونه غزل:

    نمونه قصیده:

    متن‌شناسی و تصحیحات برجسته[ویرایش]

    نخستین کسی که سعی وافری در ارائهٔ مجموعه‌ای منسجم و مصحح از آثار نظامی کرد، وحید دستگردی بود که حاصل کارش بین ۱۳۱۳ تا ۱۳۱۷ خورشیدی منتشر شد. پس از وی چاپ‌های دیگری نیز انتشار یافت که از جملهٔ آنها مجموعهٔ شش جلدی با تصحیح و توضیح دکتر بهروز ثروتیان است که از سال ۱۳۶۳ تا ۱۳۷۹ توسط انتشارات توس به چاپ رسیده‌است،[۳۱] و دوباره در سال ۱۳۸۶ با تصحیح و شرح مجدد توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شده‌است.[۳۲] برات زنجانی نیز خمسهٔ نظامی را به همراه دیوان قصائد و غزلیات تصحیح کرده که توسط انتشارات دانشگاه تهران منتشر شده‌است.[۳۳] خمسهٔ نظامی گنجه‌ای در فهرست میراث مستند برنامهٔ حافظهٔ جهانی یونسکو از سوی ایران ثبت گردیده‌است.[۳۴] تصحیح دیگری نیز توسط تقی پورنامداریان و مصطفی موسوی در دست تهیه است.[۳۵]

    سبک‌شناسی[ویرایش]

    زبان شعر و سبک سخن‌سرایی نظامی[ویرایش]

    نظامی از شاعرانی است که باید او را در شمار ارکان شعر فارسی و از استادان مسلم این زبان دانست. وی از آن سخنگویانی است که مانند فردوسی و سعدی توانست به ایجاد و تکمیل سبک و روشی خاص دست یابد.

    وی در انتخاب الفاظ و کلمات مناسب و ایجاد ترکیبات خاص تازه و ابداع معانی و مضامین نو و دلپسند و تصویر جزئیات با نیروی تخیل و دقت در وصف مناظر و توصیف طبیعت و اشخاص و به کار بردن تشبیهات و استعارات مطبوع و نو، در شمار کسانی است که بعد از خود نظیری نیافته‌است.[۳۶]

    ضمناً بنا بر عادت اهل زمان از آوردن اصطلاحات علمی، واژگان و ترکیبات عربی وافر و بسیاری از اصول و مبانی حکمت و عرفان و علوم عقلی به هیچ روی ابا نکرده و به همین سبب و با توجه به دقت فراوانی که درآوردن مضامین و گنجانیدن خیالات باریک در اشعار خود داشت، سخن او گاه بسیار دشوار و پیچیده شده‌است. با این حال مهارت او در ایراد معانی مطبوع و قدرت او در تنظیم و ترتیب منظومه‌ها و داستان‌های خود باعث شد که آثار او به‌زودی مورد تقلید قرار گیرد.[۳۷]

    نظامی گرچه شاعری داستان‌سراست و بیشتر به داستان‌های عاشقانه یا به قول خود وی به «هوسنامه» ها پرداخته‌است، ولی او شاعری است حکیم و اندیشه‌ور، آشنا با فرهنگ و تاریخ ایران، که در پس قصه‌ها و هوسنامه‌هایش نکاتی عمیق نهفته‌است، و به همین سبب است که او چند بار از خوانندگان مثنوی‌هایش خواسته‌است تا رازها و رمزهای موجود در شعر او را نیز کشف کنند، از جمله در این دو بیت در هفت پیکر:

    [۳۸]

    اشعار نظامی گنجوی با سرچشمه فرهنگ ایرانی او، ایران پیشااسلامی و پسااسلامی را وحدت می‌بخشد.[۳۹]

    شعر غنایی[ویرایش]

    داستان‌سرایی در زبان فارسی به وسیله نظامی شروع نشده لیکن تنها شاعری که تا پایان سده ششم توانسته‌است ادبیات غنایی را به حد اعلای تکامل برساند نظامی است. کامران تلطف و جری کلینتون در کتابی با عنوان «شعر نظامی» (چاپ ۲۰۰۰ میلادی)، جایگاه ادبی او را «میان فردوسی و مولوی» ارزیابی می‌کنند.

    گرایش‌های عرفانی[ویرایش]

    برخی از غزلیات نظامی درونمایه فلسفی و کلامی دارد. نظامی مفاهیم فلسفی و کلامی را معمولاً بی توسل به اصطلاحات فنی آن به‌کار برده‌است و اندیشه‌هایی چون اغتنام فرصت و دم غنیمتی، زود گذر بودن عمر، بی‌اعتباری جهان و گذرا بودن آن اشاره می‌کند.[۴۰][۴۱]

    نظامی و پیشینیان[ویرایش]

    نظامی و فردوسی[ویرایش]

    پاره‌ای از داستان‌های نظامی در شاهنامه نیز آمده‌است، ولی نظامی از لحاظ سبک و سخنوری از فخرالدین اسعد گرگانی نیز بهره برده‌است.[۴۲]

    او در کتاب‌های خسرو و شیرین و لیلی و مجنون و اسکندرنامه و هفت پیکر از فردوسی و شاهنامه نام می‌آورد. برای نمونه در اسکندرنامه، فردوسی را سخنگوی پیشینه دانای توس می‌خواند.

    همچنین برخی از ابیات نظامی با شاهنامه تطبیق دارد:

    فردوسی:

    نظامی:

    فردوسی:

    نظامی:

    نظامی و فخرالدین اسعد گرگانی[ویرایش]

    نظامی هر چند نمونه عالی کار فخرالدین اسعد گرگانی در ویس و رامین را پیش روی داشته، با زیرکی و جوهرشناسی خاص خود داستان‌هایی را برای منظوم کردن پیش کشیده که بیشتر مقبول طبع ایرانیان مسلمان واقع شده‌است.[۴۳]

    نظامی و معاصران[ویرایش]

    نظامی و خاقانی[ویرایش]

    از معاصران خود با خاقانی دوستی داشت، و چون خاقانی درگذشت، نظامی در رثایش چنین سرود:

    سانسور آثار نظامی[ویرایش]

    در دوران حکومت جمهوری اسلامی در ایران، از روی سیاست‌های حکومت در ممیزی متون کلاسیک، آثار نظامی به ویژه منظومه خسرو و شیرین بارها سانسور و برخی از ابیات آن در چاپ‌های مختلف حذف شده‌اند.[۴۴] برخی اظهار نظرهای نویسندگان، شاعران و مترجمان سرشناس در اینباره:

    ساقی‌نامه‌های نظامی[ویرایش]

    برخی پژوهشگران، نظامی گنجوی را پایه‌گذار ساقی‌نامه می‌دانند. بعدها شاعران دیگر مانند حافظ نیز راه نظامی را ادامه دادند و ساقی‌نامه را به سبکی در ادبیات فارسی تبدیل کردند.[۴۷] نظامی در آغاز داستان‌های اسکندرنامه، به قصد براعت استهلال دو بیت ساقی‌نامه آورده‌است. دو بیت ساقی‌نامه، چکیدهٔ داستانی است که بعد از آن می‌آید.

    تأثیر نظامی بر شعر دوره‌های بعد[ویرایش]

    مقلدان خمسهٔ نظامی[ویرایش]

    بخش بزرگی از ادبیات منظوم فارسی، تقلید از آثار نظامی است.[۴۸] نظامی به دلیل سبک سخن سرایی و زبان شعر مخصوص به خودش، مورد تقلید بسیاری از شاعران قرار گرفته‌است.

    لیلی و مجنون نظامی، سرآغازی شد برای مثنوی‌های بیشماری که در دوره بسیار طولانی به تقلید از آن پرداختند. این سروده‌های تقلیدی تقریباً در تمامی زبان‌هایی که خود را تحت نفوذ فرهنگی زبان و ادبیات فارسی می‌دانستند (مانند فارسی، کردی و پشتو) سروده شدند؛ ولی تنها تعداد کمی از این سروده‌ها ماندگار شدند.[۴۹]

    نخستین مقلد بزرگ منظومه لیلی و مجنون نظامی در زبان فارسی، امیرخسرو دهلوی است. بعدها نورالدین عبدالرحمن جامی نیز در هفت پیکر خود منظومه لیلی و مجنون را بازآفرینی کرده‌است. در دوره تیموری و دوره صفوی چندین شاعر در ایران و هند، از جمله هاتفی خرجردی، میرزا محمدقاسم گنابادی و هلالی جغتایی لیلی و مجنون را بازآفرینی کردند و این روند تا دوره قاجار نیز ادامه یافته‌است.[۵۰] علاوه بر این سلمان ساوجی نیز از شعرایی است که سخت تحت تأثیر لیلی و مجنون نظامی بوده‌است و این تأثیر در فراق‌نامه او مشهود است.[۵۱] سهیلی جغتایی نیز منظومه‌ای با عنوان لیلی و مجنون و به پیروی از نظامی سروده‌است.[۵۲] تازه‌ترین منظومه‌های لیلی و مجنون از نامی اصفهانی و سرانجام حسن اهتمام (۱۳۳۵ خورشیدی) است. در مجموع به گفته حسن ذوالفقاری، ۸۶ نظیره‌پرداز به استقبال لیلی و مجنون نظامی رفته‌اند.[۵۳]

    روایت امیرخسرو دهلوی، جنبه عشق زمینی بیشتری داشته و مجنون و لیلی دست‌کم برای یک شب به مراد دل می‌رسند. در این روایت اشتیاق لیلی بیش از مجنون است. برخلاف روایت نظامی، در روایت دهلوی خبری از ازدواج لیلی نیست؛ ولی در عوض مجنون با خدیجه، دختر رئیس قبیله ازدواج می‌کند؛ ولی طاقت نمی‌آورد و باز سر به بیابان می‌گذارد. به گفته محمدجعفر محجوب، علاوه بر فضل تقدم، روایت نظامی بر روایت امیرخسرو دهلوی برتری انکارناپذیری دارد.[۵۴]

    روایت جامی با این هردو متفاوت است. به گفته او مجنون که جوانی عیاش است عاشق لیلی می‌شود، ولی به کام نمی‌رسد. در روایت جامی، مجنون پیش از لیلی می‌میرد. بخش اضافه روایت جامی آن است که مجنون در سلک گدایانی در می‌آید که لیلی به آنان نذری می‌دهد. در این میان لیلی کاسه او را می‌شکند و مجنون از این اتفاق سرمست می‌شود.[۵۵]

    مجنونی که در روایت ملاعبدالله هاتفی جامی (خواهرزاده نورالدین عبدالرحمان جامی) به تصویر کشیده می‌شود، فردی بهانه‌جو و زیبایی طلب است که از خردسالی جز در آغوش زیبارویان آرام نمی‌گرفته‌است.[۵۶]

    علاوه بر منظومه‌هایی که به نقل روایت لیلی و مجنون پرداخته‌اند، شعرای دیگر فارسی‌زبان با شیوه دیگری به این داستان اشاره کرده‌اند. برخی از آنان مضامین گفته شده در روایت‌های قبلی را در اشعار خود به کار برده‌اند و برخی دیگر بدون روایت کامل داستان، مضامین نوی بر داستان افزوده‌اند یا حوادث فرعی داستان را به ابتکار خود تغییر داده و به گونه متفاوتی بیان کرده‌اند و به ذکر حوادثی پرداخته‌اند که در هیچ‌یک از روایات قبلی داستان گفته نشده‌است. برای نمونه عطار نیشابوری از شعرایی است که اگرچه روایت کاملی از عشق لیلی و مجنون را به نظم نیاورده، ولی حکایات و مضامین فراوانی بر آن افزوده‌است.[۵۷] برخی از این حکایات حتی با اصل داستان نظامی نیز در تناقض است. برای نمونه عطار، مولوی و وحشی بافقی همگی از روی نازیبای لیلی خبر می‌دهند.[۵۸]

    در سطح جهانی[ویرایش]

    منظومه لیلی و مجنون نظامی به زبان‌های گوناگونی مانند آلمانی، فرانسوی، انگلیسی،[۵۹] روسی و ارمنی ترجمه شده‌است. در ادبیات ارمنی از دیدگاه مشابهت در جدال میان عشق و آداب و رسوم جامعه، منظومه «آنوش» (۱۸۹۲ میلادی) اثر هوهانس تومانیان با لیلی و مجنون مقایسه می‌شود.[۶۰] در ادبیات کردی منظومه مثنوی «مه‌م و زین» (قرن ۱۷ میلادی) اثر احمد خانی از نظر فضای ایرانی داستان، با آن قابل مقایسه‌است.[۶۱]

    اشعار نظامی به زبان‌های گوناگون برگردانده شده‌است. برای نمونه خمسه به همت رستم علی‌اف به زبان روسی برگردان و منتشر شده‌است.

    در زبان اردو نیز، آنچه به تقلید از لیلی و مجنون سروده شده، همگی تأثیر گرفته از زبان فارسی و روایت‌های فارسی لیلی و مجنون بوده‌است.[۶۲]

    تأثیر هنر نظامی بر ادبیات ترکی[ویرایش]

    شاعران ترک، چنان علاقه‌ای به نظامی و آثار او، به ویژه مثنوی‌های خمسه دارند، که تاریخ مثنوی‌سرایی در ادبیات ترکی را با نام نظامی پیوند زده‌اند. بیشتر مثنوی‌های صد سال اخیر ترکی، به پیروی یا در استقبال و ترجمه و تفسیر خمسهٔ نظامی سروده شده‌اند.[۶۳]

    علاوه بر ترجمه لیلی و مجنون نظامی به زبان ترکی،[۶۴] در ادبیات ترکی منظومه‌های تقلیدی‌ای از لیلی و مجنون سروده شدند که اغلب تحت تأثیر لیلی و مجنون نظامی بوده و به داستان اصلی وفاداری نشان داده‌اند.[۶۵] ازجمله شاعران ترک که مثنوی لیلی و مجنون سروده‌اند، محمد فضولی است. این مثنوی در سال ۹۴۲ قمری سروده شده‌است. اعتقاد بر این است که این مثنوی تحت نفوذ نظامی سروده شده‌است؛ ولی یک محقق ترک به نام نهاد تارلان مدعی است که فضولی در سرودن این منظومه تحت تأثیر هیچ‌کس نبوده و این منظومه را زاده قریحه و شخصیت فضولی دانسته‌است.[۶۶]

    جعل هویت نظامی[ویرایش]

    یکی از پژوهشگران جمهوری آذربایجان بیتی را به نظامی منسوب کرد[۶۷] که از دید فنی (قافیه) نادرست است (گرگ با ترک قافیه نمی‌شود و ایراد ادبی دارد)[۶۸] و در هیچ نسخهٔ خطی وجود ندارد. همچنین در ادبیات پارسی و فرهنگ ایرانی همواره گرگ جانوری خونخوار و دَدمنش به‌شمار آمده‌است. بیت جعلی مورد نظر (که بدون هیچ بیت پیشین و پسین جعل شده‌است) چنین است[۶۹].

    نظامی در ابیات راستینش نیز گرگ را حیوانی نادان و وحشی معرفی می‌کند و آن را کمتر از شیر و روبه می‌داند:

    با وجود اینکه تمامی آثار نظامی گنجوی فارسی است[۷۰]، قوم گرایان پان‌ترکیست دیوان یک شاعر دیگر به نام نظامی قونوی (از دوران حکومت عثمانی)[۷۱] را به نظامی گنجوی منسوب می‌کنند[۷۲]

    جمهوری آذربایجان سالیانی هست که در رابطه با تحریف نظامی گنجوی ادعاهای غیرعلمی مطرح می‌کند[۷۳]. جمهوری آذربایجان با نصب مجسمه او در میدان‌های مختلف جهان، آن را شاعر آذربایجانی و غیرایرانی معرفی کند. پروفسور پائولا اورساتی (Paola Orsatti)، استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه ساپینتزای شهر رُم، نصب مجسمه نظامی در رم را یک تحریف تاریخی می‌داند: «اما پرده‌برداری از مجسمه‌ای از نظامی گنجوی در شهر رُم با عنوان «شاعر آذربایجانی» باید ما را به خود بیاورد تا در برابر چنین تحریف‌هایی واکنش نشان دهیم».[۷۴] و همچنین استاد ایوان میخالویچ استبلین-کامنسکی، پروفسور و رئیس بخش شرق‌شناسی دانشگاه سینت پترزبورگ در رابطه با مجسمه نظامی در یکی از میدان‌های آن شهر و تحریف تاریخ می‌گوید:"برای نمونه ادعا آن‌ها یک مجسمه در میدان کمنوستورسک نصب کردند و او را "شاعر بزرگ آذربایجانی" نامیدند. در حالیکه نظامی گنجوی حتی ترکی صحبت نمی‌کرد. آن‌ها می‌گویند چون در سرزمین امروزی به نام جمهوری آذربایجان زندگی می‌کرد. اما نظامی تمامی آثارش به فارسی است"[۷۵]. همچنین در سال ۲۰۱۲ کتابی به نام «دربارهٔ سیاسی‌سازی شاعر ایرانی نظامی گنجوی در دوران نوین»، نوشته سیاوش لرنژاد و علی دوست‌زاده که اکتبر ۲۰۱۲ (مهرماه ۱۳۹۱)به زبان انگلیسی منتشر شده‌است به بررسی این اقدام‌ها و تحریف‌ها و بدخوانی‌ها و برداشت‌های اشتباه و غرض‌آلوده از سروده‌های نظامی به دست دانشمندان شوروی و «ناسیونالیست» ‌های جمهوری آذربایجان و پان‌ترکان می‌پردازد. این کتاب به‌طور رایگان در روی اینترنت قرار گرفت.[۷۳] خانم دکتر پائولا اورساتی (Paola Orsatti)، استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه ساپینتزای (Sapienza) شهر رُم، دربارهٔ این کتاب چنین می‌نویسد:[۷۳] «این کتاب فهرست کاملی از تحریف‌هایی را بررسی می‌کند که به منظورهای ناسیونالیستی به وجود آورده شدند و امروزه در زمینه پژوهش‌های مربوط به شاعر بزرگ ایرانی، نظامی گنجوی، رایج شده‌اند. این تحریف‌ها از زمانی آغاز شدند که دولت شوروی تصمیم گرفت هشتصدمین سالگرد نظامی را جشن بگیرد. نویسندگان این کتاب با نگاهی دقیق و انتقادی استدلال‌هایی را بررسی می‌کنند که دانشمندان شوروی و نیز به تازگی نویسندگان جمهوری آذربایجان دربارهٔ نظامی مطرح کرده‌اند تا او را به اصطلاح «شاعر آذربایجانی» بخوانند و آثار او را جزو به اصطلاح «ادبیات آذربایجانی» بدانند. نویسندگان این کتاب نادرست‌بودن این ادعاها را نشان می‌دهند. گذشته از این بخش‌های انتقادی، کتاب حاضر بخش‌های سازنده‌ای هم دارد و آن هم اطلاعات و آگاهی‌هایی است که نویسندگان از منبع‌های دست اول از جمله از راه بازخوانی دقیق آثار نظامی و دیگر شاعران هم‌روزگار او و نیز منبع‌های تاریخی هم‌روزگار او در پیش چشم ما گذاشته‌اند. این کتاب پژوهشی جالب و با دقت مستندشده در زمینه ادبیات کلاسیک فارسی است و نیز به پرسش‌هایی دربارهٔ وضعیت تاریخی و قوم‌نگاری و زبانی منطقه ارّان و تراقفقاز پاسخ می‌دهد.»

    در سال ۲۰۰۷ نوروز علی محمداف، دانشمند فرهنگی تالش بخاطر پشتیبانی از فرهنگ تالشی به زندان روانه شد (بنگرید به [Novruzali Mammadov] در ویکی‌پدیای انگلیسی).[۷۶] یکی از اتهامات دولت جمهوری آذربایجان علیه وی این بود که نظامی گنجوی را در یک نشریهٔ غیرترک و تالش خوانده بود.[۷۷][۷۸] در سال ۲۰۰۹ نوروز علی محمداف در زندان جان سپرد[۷۹].[۸۰]

    گنجه از قرن چهارم هجری مرکز ولایت ارّان بود، و تا پیش از یورش مغولان از زیباترین شهرهای آسیای غربی به‌شمار می‌رفت.[۸۱] نام گنجه، از لغت «گنج» فارسی برگرفته شده‌است.[۸۲] زبان محاورهٔ مردم ارّان مثل ساکنان سایر نواحی شمال غرب ایران، گونه‌ای از زبان پهلوی (یا فهلوی) بوده‌است.[۸۳] جغرافی‌نویسان قدیم آن زبان را ارّانی نامیده‌اند. ابن حوقل می‌گوید: «مردم بردعه (مرکز قدیم ارّان) به ارّانی سخن می‌گویند». شمس‌الدین مقدسی در احسن‌التقاسیم توضیح بیشتر دربارهٔ آن زبان دارد و می‌گوید: «در ارّان به ارّانی سخن می‌گویند و فارسی ایشان قابل فهم است، و در پاره‌ای حرف‌ها به زبان خراسانی نزدیک است.» اما زبان نوشتاری شاعران و نویسندگان آن دیار را «فارسی ارانی» نامیده‌اند (در برابر فارسی دری). آمیزش لهجه‌ها و زبان‌های نواحی مختلف ایران، و رواج سخن خاقانی و نظامی به مدت هشتصد سال در سراسر ایران، موجب شد که بسیاری از تعبیرهای خاص آنان وارد فرهنگ‌ها یا زبان شاعران و نویسندگان دیگر شده و جزو فارسی دری درآید.[۸۴]

    بنابر قول گیراگوس گاندزاکـِتسی (تاریخ‌نگار و کشیش ارمنی در دوران نظامی گنجوی و خود نیز از اهالی شهر گنجه)، پیش از حمله مغولان به شهر گنجه، شهر گنجه دارای انبوه جمعیت پارسیان و اقلیتی از مسیحیان بود[۸۵][۸۶]. باید توجه داشت که گیراگوس بین پارسی و عربی و ترک تفاوت می‌گذاشته‌است و وقتی در متن خود ساکنان شهر گنجه را پارسی می‌خواند منظورش پارسی است نه نام عمومی برای تمام مسلمانان. او برای اعراب از واژهٔ «تاچیک» (Tachik همان تاجیک یا تازیک = تازی = عرب = مسلمان - نیز بنگرید به نوشتارهای پارسی میانه همچون جاماسپ‌نامه) استفاده می‌کند و عربان را تاچیک می‌خواند. او ترکان را تئورک (T'urk) می‌نویسد. برای نمونه در فصل ۱۸ می‌نویسد که «جلال‌الدین محمد خوارزمشاه سپاهیان خود را از میان ایرانیان (پارسیان) و تاچیکان و تئورکان گرد آورد.»[۸۶][۸۷].

    در کتاب نزهت المجالس نیز شعرهایی از بیست و چهار شاعر پارسی‌گوی اهل گنجه از پیش از یورش مغولان ذکر شده‌است و وجود این تعداد شاعر پارسی‌گوی تنها از شهر گنجه، که در قرن ششم و هفتم در شمال‌غرب ایران قدم به عرصه گذاشته‌اند و در زبان همگانی ایرانیان ـ فارسی ـ شعر سروده‌اند، نشان‌دهندهٔ رواج بازار شعر و ادب پارسی در عصر نظامی و همچنین مؤید آن است که در ارّان، زبان و ادب فارسی، زبان مردم کوچه و بازار و دربار بوده‌است[۸۸][۸۹][۹۰].

    جعل دیوان تُرکی منسوب به نظامی گنجوی[ویرایش]

    در سال ۱۳۸۱ انتشارات «اندیشه نو» کتابی با عنوان «دیوان نظامی گنجوی؛ تورکجه یئنی تاپیلان» (دیوان نویافته ترکی نظامی گنجوی) را منتشر کرد. بر روی این کتاب عنوان غیرعلمی و ناشیانه «برای اولین بار در دنیا» درج شده بود و مصحح کتاب مدعی بود که نسخه خطی کتاب توسط فردی به نام «صدیار وظیفه، ائل اوغلی» اهل جمهوری آذربایجان کشف شده است. به باور پژوهشگران، مصحح کتاب محمدزاده صدیق هیچ دلیل قاطعی بر اصالت کتاب نداشته‌است، بلکه مصحح کتاب به ابیاتی از اشعار فارسی نظامی گنجوی اشاره کرده و آن را دال بر وجود دیوان اشعار ترکی نظامی گنجوی قلمداد نموده ولی به باور پژوهشگران این ابیات هیچ اشاره ای به وجود دیوان اشعار ترکی برای نظامی گنجوی ندارند:

    یا:

    پس از انتشار این دیوان که موجب حیرت جامعه ادبی ایران و انتقاد از اقدام سؤال برانگیز وزارت ارشاد، در اعطای مجوز نشر به این قبیل آثار، پیش از اثبات درستی یا نادرستی موازین علمی آنها گردید، موج اعتراض‌ها در داخل ایران و حتی انتقاد برخی از پژوهشگران بی‌طرف در جمهوری آذربایجان به راه افتاد. در این ارتباط یحیی شیدا که در احیای آثار زبان ترکی آذربایجانی مسبوق به سابقه فراوانی است، چاپ و انتشار این کتاب را دستاورد جعل «ائل اوغلو» و «محمدزاده صدیق» دانسته و اصل این دیوان را متعلق به یک شاعر تُرک زبان موسوم به نظامی قارامانلی از سخن سرایان سده هشتم و اوایل سده نهم هجری در آسیای صغیر دانسته‌است. جالب آنکه ویراستار اثر یعنی «محمدزاده صدیق» در مقدمه همین کتاب چاپ شده در ایران، نام نظامی قارامانلی را نیز قید کرده و اظهار داشته که بخشی از دیوان سروده‌های نظامی قارامانلی بوده، در حالی که بر روی جلد اثر و پیشگفتارِ محمدزاده صدیق، سخن از «دیوان ترکی نظامی گنجه‌ای» رفته‌است. پژوهشگران تصدیق نموده‌اند که این دیوان متعلق به شاعری از قونیه ترکیه امروزی به نام نظامی قارامانلی ملقب به قونوی است که در حدود ۱۴۳۵ تا ۱۴۴۰ میلادی در قونیه به دنیا آمده‌است. وی فرزند واعظی شهیر به نام «ملا ولی‌الدین» می‌باشد. نظامی قونیوی در حدود سال ۱۴۶۹ تا ۱۴۷۳ بدرود زندگی گفته و به سه زبان فارسی، عربی و ترکی شعر سروده‌است. ذکر این نکته جالب است که بدانیم دیوان ترکی نظامی نظامی قونوی در سال ۱۹۵۸ میلادی (۱۳۳۷ خورشیدی) یعنی حدود چهل سال پیش از «دیوان سازی» عناصر پانترکیسم، توسط «هانوک ایپکتن» در ترکیه و از سوی انتشارات دانشگاه استانبول منتشر شده و معرفی جامعی در خصوص این دیوان ترکی در شماره سیزدهم نشریه «تورکیه» این دانشگاه صورت گرفته‌است. همین استاد دانشگاه استانبول، در سال ۱۹۷۴ (۱۳۵۳ خورشیدی) کتاب دیگری در شرح احوال و آثار نظامی قونیوی نوشته و در آنکارا منتشر کرده‌است. وی در این کتاب از وجود شش نسخه خطی برای دیوان ترکی نظامی قونیوی خبر داده که ششمین نسخه در «دارالکتاب قاهره» مصر نگه‌داری می‌شود. این نسخه که ظاهراً همان دیوان جعلی نظامی گنجه‌ای است، در کتاب ساختگی «ائل اوغلو»، تحت عنوان «نسخه خدیویه مصر» معرفی شده‌است[۹۱][۹۲][۹۳].

    نظامی در هنر معاصر[ویرایش]

    نگارخانه[ویرایش]

    منابع[ویرایش]

    منابع انگلیسی[ویرایش]

    منابع روسی[ویرایش]

    پانویس[ویرایش]

    پیوند به بیرون[ویرایش]

    «دربارهٔ سیاسی‌سازی نوینِ شاعر ایرانی نظامی گنجوی در دوران نوین»، نوشتهٔ سیاوش لرنژاد و علی دوست‌زاده که اکتبر ۲۰۱۲ (مهرماه ۱۳۹۱) در ایروان به زبان انگلیسی منتشر شده‌است:

    مرورگر شما از این ویدیو پشتیبانی نمیکنید.

    خلاصه زندگینامه نظامی گنجوی + دانلود کتب

    خلاصه زندگینامه نظامی گنجوی + دانلود کتب

    به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان، حکیم جمال الدین ابومحمد الیاس بن یوسف بن زکی بن مؤید نظامی گنجوی شاعر معروف ایرانی در قرن ششم ه.ق در سال ۵۳۰ هجری در گنجه دیده به جهان گشود. مشخصات فردی جمال الدین نظامی گنجوی:

    نام و نام خانوادگی: نظامی گنجه ای (گنجوی)

    محل زندگی: گنجه

    مدفن: گنجه

    لقب‌ها: حکیم نظامی

    زمینه فعالیت: شعر فارسی و داستان

    سبک: سبک شعر فارسی عراقی

    دوره: سلجوقیان

    مادر: از نژاد کرد

    خودش نام و نسبش را در ابیاتش آورده، که بنا بر این شعر، نام خودش الیاس و نام پدرش یوسف بن زکی بن مؤید بوده است:

    نظامی را بی شک باید در شماراستادان مسلم زبان و شعر فارسی دانست. اگرچه داستان سرایی در زبان فارسی به وسیله نظامی شروع نشده است، لیکن تنها شاعری که تا پایان قرن ششم هجری توانست شعر تمثیلی را در زبان فارسی به حد اعلای تکامل برساند، نظامی است.

    وی در انتخاب الفاظ و کلمات مناسب و ایجاد ترکیبات خاص تازه و ابداع و اختراع معانی و مضامین نو و دلپسند و توصیف طبیعت و اشخاص و احوال آن ها در شمار کسانی است که بعد از خود نظیری نیافته است.

    مهارتی که نظامی در تنظیم و ترتیب منظومه های خود به کار برده است باعث شد که بزودی شاعران از آثار او تقلید کنند. نخستین و بزرگترین شاعری که به تقلید نظامی در نظم پنج گنج همت گماشت، امیر خسرو دهلوی است و از دیگر مقلدان بزرگ وی می توان به خواجوی کرمانی، جامی، هاتفی، وحشی بافقی و آذر بیگدلی اشاره کرد.
    نظامی علاوه بر پنج گنج دیوان قصاید و غزلیاتی هم دارد.
    نظامی قصاید متعددی دارد که به پیروی از سنایی در وعظ و حکمت سروده است. نظامی چنان که از اشعارش بر می آید، در آغاز جوانی به تحصیل ادب و تاریخ همت گماشت و بیشتر عمر خود را در گنجه گذرانید و کمتر از موطن خود دوری گزید، مگر سفر کوتاهی که به دعوت قزل ارسلان به یکی از شهرهای نزدیک گنجه کرد و در مجلس قزل ارسلان با نهایت عزت و احترام پذیرفته شد.
    وی با اصول عرفان آشنا بود و عملا نیز به زهد و تصوف می پرداخت و پادشاهان نیز رعایت مقام او را می کردند و در حضور وی از می و مطرب پرهیز می کردند.

    نظامی از شاعران معاصر خود تنها با خاقانی ارتباط داشت و بعد از فوت آن استاد در مرثیه او گفت:

    همی گفتم که خاقانی دریغاگوی من باشد

    دریغا من شدم آخر دریغاگوی خاقانی

    پنج گنج

    نظامی غیر از دیوانی که دولتشاه عدد ابیات آن را، بیست هزار بیت نوشته و اکنون مقداری از آن در دست است، پنج مثنوی مشهور به نام پنج گنج دارد که آن ها را خمسه ی نظامی می گویند.
    مثنوی اول از پنج گنج، مخزن الاسرار است که مشتمل بر حدود ۲۲۶۰ بیت است و شاعر آن را به نام فخرالدین بهرام شاه بن داوود، پادشاه ارزنگان نامیده است. فخرالدین بهرام شاه نیز در برابر این تحفه پنج هزار دینار و پنج سر استر رهوار به نظامی جایزه داد.

    مثنوی دوم منظومه خسرو و شیرین است که در ۶۵۰۰ بیت سروده شده است.

    مثنوی سوم منظومه لیلی و مجنون است که در ۴۷۰۰ بیت سروده شده است.

    مثنوی چهارم بهرام نامه یا هفت پیکر یا هفت گنبد است که در ۵۱۳۶ بیت ساخته شده است.

    پنجمین مثنوی از پنج گنج اسکندر نامه است. این کتاب مجموعا در۱۰۵۰۰ بیت سروده شده و شامل دو قسمت است که نظامی نخستین را، شرفنامه و دومین را اقبالنامه نامیده است.
    نظامی گنجوی در سال ۵۹۱ ه.ق وفات یافت.

    والدین و انساب 

    نظامی به سال ۵۳۰ یا ۵۴۰ هجری در گنجه متولد شد. پدر او، یوسف بوده و مادرش رئیسه نام داشت. برخی اصل او را از عراق، نواحی قم و تفرش می دانند. هر چند که او از زادگاه خود خشنود نبود، اما تمام عمر خود را در گنجه سپری کرده است.

    تحصیلات رسمی و حرفه ای

    نظامی نیز مانند تمام بزرگان دانش و ادب در زمان جوانی به دانش اندوزی و کسب هنر و کمال اشتغال داشت. او به دلیل کوشش و رنج بسیار در راه فراگرفتن دانش و ادب به آن مقام و مرتبه عالی در فرهنگ و سخنوری رسیده است.
    با مروری در آثار نظامی اهتمام بسیار او در کسب دانش های زمان را می توان مشاهده کرد چنانکه آورده است:

    به بازی نبردم جهان را به سر- که شغلی دگر بود جز خواب و خور

    نخفتم شبی شاد بر بستری- که نگشادم آن شب ز دانش دری

    چون نظامی در فراگیری علوم رایج رنج می برد و همروزگاران خود را از خود فروتر می یابد، به ستایش خود می پردازد:

    ز چندین سخنگو سخن یاد دار- سخن را منم در جهان یادگار

    سخن چون گرفت استقامت به من- قیامت کند تا قیامت به من

    منم سر و پیر ای باغ سخن- به خدمت میان بسته چون سرو من

    همسر و فرزندان

    نظامی با زنی که امیر در بند او را تحفه فرستاده بود، ازدواج کرد و او را عاشقانه دوست می داشت. مثنوی خسرو شیرین را متاثر از دوران خوش زندگی با همسرش می داند که آفاق نام داشت که در جوانی چشم از جهان فرو بست. حاصل این وصلت پسری بنام محمد است. نظامی پس از مرگ آفاق دوبار ازدواج نمود که علت آن مرگ زودهنگام همسرانش بود.

    نظامی به همسران خود احساسات لطیف و علاقه و محبتی خاص داشت؛ این امر را می توان در مثنوی های عاشقانه او و مضامین دقیق و خیالات باریک وی یافت. نظامی مرگ شیرین، قهرمان داستان و مظهر یک زن خوب را، که در آغاز جوانی و بهار زندگی با آن همه زیبایی و دلبری رخت از جهان کشید و در زیر خاک پنهان شد، شبیه مرگ «‌آفاق» معشوق و محبوب جوانمرگ خود می داند، و چنین می آورد:

    در این افسانه شرط است اشک راندن – گلابی تلخ بر شیرین فشاندن

    به حکم آنکه آن کم زندگانی- چو گل بر باد شد روز جوانی

    سبکرو چون بت قبچاق من بود- گمان افتاد خود کآفاق من بود

    همایون پیکری نغز و خردمند- فرستاده بمن دارای دربند

    وقایع میانسالی 

    در زمان نظامی خرافات و اعتقاد به سعد نحس بودن کواکب وجود داشت. چون نظامی خود دارای فکری بلند بود و در علوم عقلی و نقلی تبحر داشت، برخلاف مردم آن زمان، با کمال صراحت و شجاعت عقیده علمی خود را که مخالف عقاید عمومی آن زمان بود بیان می کند و می گوید ستارگان نیز خود مخلوق واجب الوجود هستند و هیچگونه تأثیری در سرنوشت و آینده فرزندان آدم ندارند.

    چگونگی عرضه آثار 

    مقام علمی نظامی در غرب و شرق زبانزد همگان است. به عنوان مثال، یان ریپکا، هفت پیکر نظامی را به زبان فرانسوی ترجمه کرده است. ویلهلم باحز، خاورشناس آلمانی نیز درباره نظامی بحث و تحقیق کرده، و همچنین ویلسون خاورشناس انگلیسی، هفت پیکر نظامی را به انگلیسی برگردانده است.

    در سال ۱۸۱۲ میلادی دو نفر از فضلای هند بنام های بدرالدین علی و میرحسین علی، اسکندرنامه را با نام منتخب شروح اسکندرنامه به چاپ رساندند. علاوه بر آن برتلس، دانشمند روسی نیز در مورد نظامی تحقیقاتی انجام داده است.

    یک خاورشناس روسی دیگر به نام فرانسوا اردمان منتخبی از اسکندرنامه نظامی را تحت عنوان جنگ روس و روم به چاپ رسانیده است. بعد از آن یک مستشرق دیگر روسی به نام لوئی اسپیتز ناجل کتابی به نام لشکرکشی اسکندر کبیر نوشت که مطالب آن را از اسکندرنامه نظامی اقتباس کرده بود. هربرت دودا، متشرق چکسلواکی نیز کتاب فرهاد و شرین را چاپ و منتشر کرده است.

    دکتر عبدالنعیم محمدحسن مصری هم کتابی بنام نظامی الگنجوی شاعر الفضیله در مصر به چاپ رسانیده است. رمضانی کاتب، قسمت اول اسکندر نامه نظامی را بنا به درخواست آقای ریچارد جانسن استنساخ کرد و قسمت دوم اسکندر نامه نیز توسط شخصی موسوم به میرعلیخان به همین شخص انگلیسی تقدیم گردید

    انگلیسی ها در قرون گذشته از آثار نظامی به منظور آموزش زبان فارسی به کارمندان شرکت هند شرقی استفاده می کردند، همانند کلیات نظامی، مخزن الاسرار، اسکندرنامه و خمسه نظامی که بدان جهت چاپهای متعددی از آن آثار به عمل آمده است.

    سبک نظامی

    وی از آن سخنگویانی است که مانند فردوسی و سعدی توانست به ایجاد و تکمیل سبک و روشی خاص دست یابد. اگرچه داستانسرایی در زبان فارسی به وسیله نظامی شروع نشده لیکن تنها شاعری که تا پایان قرن ششم توانسته است شعر تمثیلی را به حد اعلای تکامل برساند نظامی است.
    وی در انتخاب الفاظ و کلمات مناسب و ایجاد ترکیبات خاص تازه و ابداع معانی و مضامین نو و دلپسند و تصویر جزئیات با نیروی تخیل و دقت در وصف مناظر و توصیف طبیعت و اشخاص و به کار بردن تشبیهات و استعارات مطبوع و نو، در شمار کسانی است که بعد از خود نظیری نیافته است.
    با وجود آنکه آثار نظامی از نظر اطناب در سخن و بازی با لفاظ و آوردن اصطلاحات علمی و فلسفی و ترکیبات عربی فراوان و پیچیدگی معانی بعضی از ابیات، قابل خرده گیری است، ولی «محاسن کلام او به قدری است که باید او را یکی از بزرگترین شعرای ایران نامید و مخصوصاً در فن خود بی همتا و بی نظیر معرفی کرد.

    برجستگی ها و ویژگی های شعر نظامی

    ۱- تشبیهات و توضیحات او، زیبا و هنرمندانه و بسیار خیال انگیزند.
    ۲- در تصویر جزئیات طبیعت و حالات، بسیار تواناست.
    ۳- انتخاب الفاظ و کلمات مناسب که نتیجه آشکار آن، موسیقی شعر اوست.
    ۴- ایجاد ترکیبات خاص و ابداع و اختراع معانی و مضامین نو و دلپسند.
    ۵-تازگی معانی و ابداع ترکیبات تازه که در شعر نظامی به وفور یافت می شود، کلام وی را گاهی دچار ابهام می کند، علاوه بر اینها کثرت «لغات عربی» و «اصطلاحات علوم» و «اصول و مبانی فلسفه و معارف اسلامی» سخن این شاعر را دشوار و پیچیده کرده است.

    دانلود کتاب لیلی و مجنون و مخزن الاسرار: leyli-majnoon و makhzan-ol-asrar

    انتهای پیام/

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهسا 13 روز قبل
    2

    ۵

    -1
    عالی 9 روز قبل

    خیلی خوشم اومد مفید بود برای خواهرمم که کلاس دوم هست نوشتم به خانمش داد خانمش بهش جایزه داد

    پریسیما عمادی 14 روز قبل
    -1

    خیلی خوبه

    محمد مهدی 14 روز قبل
    1

    عالی

    مهیار 15 روز قبل
    -1

    مطالب مفیدی داشت خوب بود👌👌

    بترتبنرت 17 روز قبل
    0

    بنی‌عباس

    امیر 17 روز قبل
    2

    چه اسمی داره

    اتتاللل 17 روز قبل
    0

    خخااا

    تتتتاا

    فاطمه 18 روز قبل
    2

    سلام من کلاس ۵ هستم این خیلی مفید بود

    مهدی 18 روز قبل
    0

    😇🥰

    SHINA 18 روز قبل
    0

    🤢

    -2
    SHINA 18 روز قبل

    🤮

    مهدی 1 سال قبل
    4

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    -1
    هیما 17 روز قبل

    هههههاازوزه

    برای ارسال نظر کلیک کنید