این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    تحقیق در مورد گلچین گیلانی شاعر شعر باران کلاس چهارم

    دسته بندی :
    1. پشتوک
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    تحقیق در مورد گلچین گیلانی شاعر شعر باران کلاس چهارم را از سایت نکس اسکرین دریافت کنید.

    تحقیق درباره گلچین گیلانی

    تحقیق در مورد گلچین گیلانی همراه معنی شعر باز باران کلاس چهارم شعر باز باران با ترانه از جمله شعر های زیبای کتاب های درسی است که از محبوبیت بالایی برخورد

    سینا اسدبیگی با قراردادی 3

    تحقیق درباره گلچین گیلانی | گلچین گیلانی که بود ؟ |

    admin دسامبر 2, 2020 بیوگرافی و زندگینامه نظری بدهید 7,161 بازدید

    تحقیق در مورد گلچین گیلانی همراه معنی شعر باز باران کلاس چهارم 

    شعر باز باران با ترانه از جمله شعر های زیبای کتاب های درسی است که از محبوبیت بالایی برخورد است . شاعر این شعر گلچین گیلانی از شاعر های معاصر ایرانی است . در ادامه تحقیقی درباره گلچین گیلانی ، معنی شعر باز باران کلاس چهارم و شعر باز باران به صورت یک داستان را می خوانید .

    تحقیق در مورد گلچین گیلانی , تحقیق درباره گلچین گیلانی , زندگی نامه ی گلچین گیلانی

    گلچین گیلانی که بود ؟

    خواندن و شنیدن شعر زیبای باز باران با ترانه، خاطرات زیادی را به خصوص برای کودکان دهه ۵۰ و ۶۰ زنده می‌کند. این ترانه یکی از سروده‌های دکتر مجدالدین میرفخرایی متخلص به گلچین گیلانی است.

    مجدالدین میرفخرایی پزشک و شاعر، متخلص به گلچین، معروف به گلچین گیلانی، جزو نخستین گروه از شعرای سراینده ی شعر نو ایران می باشد.

    نام اصلی: مجدالدین میرفخراییزمینهٔ کاری: شعر نو به فارسیزادروز: ۱۱ دی ۱۲۸۸ رشتپدر و مادر: سید مهدی میرفخراییمرگ : ۲۹ آذر ۱۳۵۱ (۶۳ سال) لندنملیت: ایرانمحل زندگی: لندنپیشه: شاعر و پزشکسال‌های نویسندگی: ۱۳۵۱–۱۳۰۷تخلص: گلچین گیلانی

    زندگی نامه ی گلچین گیلانی

    مجدالدین میرفخرایی پزشک و شاعر، متخلص به گلچین، معروف به گلچین گیلانی، جزو نخستین گروه از شعرای سراینده ی شعر نو ایران می باشد. در واقع او اولین شاعر نو پردازی است که شعرش به کتاب‌های ابتدائی راه یافت.

    دکتر مجدالدین میر فخرایی، متخلص به گلچین گیلانی در یازدهم دی ماه سال ۱۲۸۸ در رشت به دنیا آمد و در آذر ماه سال ۱۳۵۱ در لندن درگذشت.

    از سرایندگان شعر نو فارسی است. تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش و متوسطه را در تهران به پایان رسانید و در رشتهٔ فلسفه و علوم تربیتی موفق به اخذ لیسانس شد. سپس به انگلستان رفت و در رشتهٔ طب به دریافت درجهٔ دکترا نایل گردید. پس از آن در لندن اقامت گزید و دیگر به ایران نیامد.

    گلچین از نوجوانی به شاعری پرداخت و کم‌کم اشعارش مورد توجه قرار گرفت و برای اولین بار در ۱۳۰۷ ش در مجلهٔ «ارمغان» و بعدها در مجله‌های «روزگار نو»، «فروغ» و مجله سخن انتشار یافت. سال ۱۳۱۲ در آزمون اعزام دانشجو به اروپا پذیرفته شد. ابتدا در فرانسه و سپس در انگلستان به ادامه تحصیل پرداخت.

    تحقیق درباره گلچین گیلانی شاعر باز باران

    او ابتدا لیسانس ادبیات گرفت و سپس تغییر رشته داد و درلندن پزشک شد و تا پایان زندگی در آنجا بود و شعرهایش را نیز از آنجا می فرستاد.

    در زمان جنگ جهانی دوم و بسته شدن دانشگاه های لندن و قطع شدن کمک هزینه های تحصیلی برای امرار معاش به کارهای متفاوتی از جمله رانندگی آمبولانس و گویندگی فیلم‌ها و رادیو، ترجمه‌ی خبر و مقاله پرداخت. در سال ۱۹۴۷میلادی در رشته بیماری‌های عفونی و بیماری‌های سرزمین‌های گرمسیری، دکترای تخصصی گرفت و کار پزشکی را آغاز کرد. نیمی از عمرش در غربت گذشت.

    شعرهای گلچین گیلانی

    شعر «باران» او یکی از معروفترین شعرهایی است که قسمت‌هایی از آن در کتاب‌های کودکان به چاپ رسید. او اولین شاعر نوپردازی است که شعرش به کتاب‌های دورهٔ ابتدائی راه یافت.

    چندین دفتر شعر از وی منتشر گردیده که معروفترین شان « برگ » ، « نهفته » ، « مهر و کین » و « گلی برای تو » می باشند.

    معروفیت گلچین با انتشار شعر « باران » در مجله « سخن » آغاز گردید و از شعر « پرده پندار » به عنوان اوج خلاقیت وی در عرصه شاعری نام می برند.

    گلچین گیلانی در ۲۹ آذر سال ۱۳۵۱ در لندن ، احتمالا در یک روز بارانی درگذشت.

     گلچین گیلانی که بود , شعر باران گلچین گیلانی , شاعر گلچین گیلانی 

     تحقیق در مورد گلچین گیلانی , گلچین گیلانی زندگینامه , تحقیق درباره گلچین گیلانی

    متن کامل شعر باز باران با ترانه

    در سال‌های گذشته خلاصه‌ای از ترانه باز باران در کتاب‌های پایه چهارم ابتدایی وجود داشت. متن کامل این شعر به شرح زیر است:

    ﺑﺎﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺎ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﺑﺎ ﮔﻬﺮ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮ ﺑﺎﻡ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺷﯿﺸﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺩﺭ ﮔﺬﺭﻫﺎ ﺭﻭﺩﻫﺎ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺷﺎﺩ ﻭ ﺧﺮﻡ

    ﯾﮏ ﺩﻭ ﺳﻪ ﮔﻨﺠﺸﮏ ﭘﺮ ﮔﻮ

    ﺑﺎﺯ ﻫﺮ ﺩﻡ

    ﻣﯽ ﭘﺮﻧﺪ، ﺍﯾﻦ ﺳﻮ ﻭ  ﺁﻥ ﺳﻮ

    ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮ ﺷﯿﺸﻪ ﻭ  ﺩﺭ

    ﻣﺸﺖ و  ﺳﯿﻠﯽ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺴﺖ ﻧﯿﻠﯽ ﯾﺎﺩﻡ ﺁﺭﺩ ﺭﻭﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﮔﺮﺩﺵ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﯾﺮﯾﻦ ﺧﻮﺏ ﻭ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺗﻮﯼ ﺟﻨﮕﻞ ﻫﺎﯼ ﮔﯿﻼﻥ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺩﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺷﺎﺩ ﻭ ﺧﺮﻡ ﻧﺮﻡ ﻭ ﻧﺎﺯﮎ ﭼﺴﺖ ﻭ ﭼﺎﺑﮏ ﺍﺯ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺍﺯ ﺧﺰﻧﺪﻩ ﺍﺯ ﭼﺮﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺟﻨﮕﻞ ﮔﺮﻡ ﻭ ﺯﻧﺪﻩ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺑﯽ، ﭼﻮ ﺩﺭﯾﺎ

    ﯾﮏ ﺩﻭ ﺍﺑﺮ، ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻭ ﺁﻧﺠﺎ

    ﭼﻮﻥ ﺩﻝ ﻣﻦ ﺭﻭﺯ ﺭﻭﺷن ﺑﻮﯼ ﺟﻨﮕﻞ ﺗﺎﺯﻩ ﻭ ﺗﺮ ﻫﻤﭽﻮ ﻣﯽ ﻣﺴﺘﯽ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺑﺮ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﻣﯿﺰﺩﯼ ﭘﺮ ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﺯﯾﺒﺎ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺑﺮﮐﻪ ﻫﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺁﺑﯽ

    ﺑﺮﮒ ﻭ ﮔﻞ ﻫﺮ ﺟﺎ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ

    ﭼﺘﺮ ﻧﯿﻠﻮﻓﺮ ﺩﺭﺧﺸﺎﻥ ﺁﻓﺘﺎبی ﺳﻨﮓ ﻫﺎ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺟﺴﺘﻪ ﺍﺯ ﺧﺰﻩ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﺗﻦ ﺭﺍ ﺑﺲ ﻭﺯﻍ ﺁﻧﺠﺎ ﻧﺸﺴﺘﻪ

    ﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺷﻮﺭ ﻭ ﻏﻮﻏﺎ

    ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﺩﻭ ﺻﺪ ﺯﯾﺒﺎ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﻫﺎﯼ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ

    ﭼﺮﺥ ﻣﯿﺰﺩ، ﭼﺮﺥ ﻣﯿﺰﺩ، ﻫﻤﭽﻮ ﻣﺴﺘﺎن

    ﭼﺸﻤﻪ ﻫﺎ ﭼﻮﻥ ﺷﯿﺸﻪ ﻫﺎﯼ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ

    ﻧﺮﻡ ﻭ ﺧﻮﺵ ﺩﺭ ﺟﻮﺵ ﻭ ﻟﺮﺯﻩ

    ﺗﻮﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺳﻨﮓ ﺭﯾﺰﻩ

    ﺳﺮﺥ ﻭ ﺳﺒﺰ ﻭ ﺯﺭﺩ ﻭ ﺁﺑﯽ

    ﺑﺎ ﺩﻭ ﭘﺎﯼ ﮐﻮﺩﮐﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﺩﻭﯾﺪﻡ ﻫﻤﭽﻮ ﺁﻫﻮ ﻣﯽ ﭘﺮﯾﺪﻡ ﺍﺯ ﻟﺐ ﺟﻮ ﺩﻭﺭ می‌گشتم ﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﮐﺸﺎﻧﯿﺪﻡ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺷﺎﺧﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﺪ ﻣﺸﮑﯽ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﻣﯽ ﮔﺸﺖ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﺍﺯ ﺗﻤﺸﮏ ﺳﺮﺥ ﻭ ﻣﺸﮑﯽ ﻣﯽ ﺷﻨﺪﯾﻢ ﺍﺯ ﭘﺮﻧﺪﻩ

    منبع : www.majalenazi.ir

    گلچین گیلانی

    گلچین گیلانی

    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

    گلچین گیلانی

    نام اصلی مجدالدین میرفخرایی زاده ۱۱ دی ۱۲۸۸ سبزه میدان رشت محل زندگی لندن

    درگذشته ۲۹ آذر ۱۳۵۱ (۶۳ سال)

    لندن تخلص گلچین گیلانی پیشه شاعر و پزشک

    زمینه کاری شعر نو به فارسی

    ملیت  ایران

    سال‌های فعالیت ۱۳۵۱–۱۳۰۷

    دلیل سرشناسی شعر باران

    پدر و مادر سید مهدی میرفخرایی

    دکتر سید مجدالدین میرفخرایی، متخلص به گلچین گیلانی، (۱۱ دی ۱۲۸۸ در سبزه میدان رشت - ۲۹ آذر ۱۳۵۱ در لندن) از سرایندگان شعر نو به فارسی است.

    پدرش، سید مهدی میرفخرایی، زادهٔ تفرش و مدتی فرماندار قم و سبزوار بود. مجدالدین تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش و متوسطه را در تهران به پایان رسانید و در رشتهٔ فلسفه و علوم تربیتی موفق به اخذ لیسانس شد. سپس به انگلستان رفت و در رشتهٔ طب به دریافت درجهٔ دکترا نایل گردید. پس از آن در لندن اقامت گزید و دیگر به ایران نیامد. او در گورستان پاتنی ویلPutney Vale Cemetery خاکسپاری شده (Block U, Number 28).

    گلچین از نوجوانی به شاعری پرداخت و کم‌کم اشعارش مورد توجه قرار گرفت و برای اولین بار در ۱۳۰۷ ش در مجلهٔ «ارمغان» به سردبیری وحید دستگردی[۱] و بعدها در مجله‌های «روزگار نو»، «فروغ» و مجله سخن انتشار یافت. شعر «باران» او یکی از معروفترین شعرهایی است که قسمت‌هایی از آن در کتاب‌های کودکان به چاپ رسید. او اولین شاعر نوپردازی است که شعرش به کتاب‌های دورهٔ ابتدائی راه یافت.

    از آثارش: سه مجموعهٔ شعری، «گلی برای تو»، «مهر و کین»، و «نهفته» یا «نهضت» (در ۱۹۴۸ م در لندن)، و «دیوان» شعر به چاپ رسید.

    شعر باز باران[ویرایش]

    باز باران با ترانه با گهرهای فراوان می‌خورد بر بام خانه من به پشت شیشه تنها ایستاده در گذرها رودها را افتاده شاد و خرم

    یک دو سه گنجشک پر گو

    باز هر دم

    می‌پرند این سو و آن سو

    می‌خورد بر شیشه و در

    مشت و سیلی

    آسمان امروز دیگر نیست نیلی

    یادم آرد روز باران گردش یک روز دیرین خوب و شیرین توی جنگلهای گیلان کودکی ده ساله بودم

    شاد و خرم نرم و نازک

    چست و چابک

    از پرنده از چرنده از خزنده

    بود جنگل گرم و زنده آسمان آبی چو دریا

    یک دو ابر اینجا و آنجا

    چون دل من روز روشن بوی جنگل تازه و تر همچو می مستی دهنده بر درختان می‌زدی پر هر کجا زیبا پرنده برکه‌ها آرام و آبی

    برگ و گل هر جا نمایان

    چتر نیلوفر درخشان آفتابی سنگها از آب جسته از خزه پوشیده تن را بس وزغ آن جا نشسته دمبدم در شور و غوغا رودخانه با دو صد زیبا ترانه زیر پاهای درختان

    چرخ می‌زد همچو مستان

    چشمه‌ها چون شیشه‌های آفتابی

    نرم و خوش در جوش و لرزه

    توی آنها سنگ ریزه

    سرخ و سبزو زرد و آبی

    با دو پای کودکانه می‌دویدم همچو آهو

    می‌پریدم از سر جو دور می‌گشتم ز خانه می‌پراندم سنگ ریزه تا دهد بر اب لرزه بهر چاه و بهر چاله می‌شکستم کردخاله می‌کشانیدم به پایین شاخه‌های بید مشکی دست من می‌گشت رنگین از تمشک سرخ و مشکی

    می‌شنیدم از پرنده داستانهای نهانی

    از لب باد وزنده رازهای زندگانی هر چه می‌دیدم آنجا بود دلکش بود زیبا شاد بودم می‌سرودم روز ای روز دلارا

    داده ات خورشید رخشان

    این چنین رخسار زیبا

    ورنه بودی زشت و بی جان

    با همه سبزی و خوبی

    گو چه می‌بودند جز پاهای چوبی

    گر نبودی مهر رخشان روز ای روز دلارا

    گر دلارایی است از خورشید باشد

    اندک اندک رفته رفته ابرها گشتند چیره

    آسمان گردید تیره

    بسته شد رخساره خورشید رخشان

    ریخت باران ریخت باران

    جنگل از باد گریزان چرخها می‌زد چو دریا دانه‌های گرد باران پهن می‌گشتند هر جا برق چون شمشیر بران

    پاره می‌کرد ابرها را

    تندر دیوانه غران مشت می‌زد ابرها را روی برکه مرغ آبی

    از میانه از کناره با شتابی

    چرخ می‌زد بی شماره گیسوی سیمین ما را

    شانه می‌زد دست باران

    بادها با فوت خوانا می نمودندش پریشان سبزه در زیر درختان رفته رفته گشت دریا توی این دریای جوشان جنگل وارونه پیدا به چه زیبا بود جنگل بس ترانه بس فسانه بس فسانه بس ترانه بس گوارا بود باران

    می‌شنیدم اندر این گوهر فشانی

    رازهای جاودانی پندهای آسمانی

    بشنو از من کودک من پیش چشم مرد فردا

    زندگی خواه تیره خواه روشن

    هست زیبا هست زیبا هست زیبا

    نامگذاری خیابان[ویرایش]

    در ۲۷ آبان ۹۹ خیابان گلچین در محدوده خیابان کلاهدوز بنام گلچین گیلانی تغییر نام یافت.[۱]

    منابع[ویرایش]

    ↑ «نامگذاری ۱۳ خیابان تهران به نام شاعران/ مخالفت خانواده مرحوم سرحدی‌زاده با نامگذاری یک خیابان به یاد او». . دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۳-۰۹.

    به بهانه افقی شدن جسم خاکی گلچین گیلانی در ۲۹/۹/۱۳۵۱

    GOLČIN GILĀNI – Encyclopaedia Iranica

    با گلچین گیلانی دوباره کودک می‌شویم.. بازدید در تاریخ ۵ آوریل ۲۰۱۱.

    پیوند به بیرون[ویرایش]

    مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به در ویکی‌گفتاورد موجود است.

    متن شعر باران گسترش نبو ادبیات فارسی

    رده‌ها: اهالی رشتپزشکان اهل ایرانپزشکان گرمسیری اهل ایراندرگذشتگان ۱۳۵۱درگذشتگان ۱۹۷۲ (میلادی)دور از وطن‌های اهل ایران در بریتانیازادگان ۱۲۸۸زادگان ۱۹۱۰ (میلادی)شاعران اهل رشتشاعران سده ۲۰ (میلادی) اهل ایرانشاعران مرد اهل ایراننویسندگان مرد سده ۲۰ (میلادی)

    منبع : fa.wikipedia.org

    خلاصه ی شعر باران کلاس چهارم

    در این مطلب برایتان متن و معنی شعر باز باران با ترانه به صورت داستان (فارسی چهارم) را آورده ایم .

    خلاصه ی شعر باران کلاس چهارم

    17 0

    زمان مطالعه: 4 دقیقه

    خواندن و شنیدن شعر زیبای باز باران با ترانه، خاطرات زیادی را به خصوص برای کودکان دهه ۵۰ و ۶۰ زنده می‌کند. این ترانه یکی از سروده‌های دکتر مجدالدین میرفخرایی متخلص به گلچین گیلانی است.

    متن و معنی شعر باز باران با ترانه به صورت داستان (فارسی چهارم)

    گلچین گیلانی از سرایندگان شعر نو فارسی بوده که در سال ۱۲۸۸ در رشت متولد شد و از نوجوانی به شاعری پرداخت. او در سال ۱۳۵۱ در لندن درگذشت. در ادامه این مطلب متن کامل این ترانه همراه با داستانی از آن بیان شده است.

    متن شعر باز باران با ترانه

    باز باران با ترانه با گوهرهای فراوان می خورد بر بام خانه یادم آرد روز باران گردش یک روز دیرین خوب و شیرین توی جنگل های گیلان کودکی ده ساله بودم شاد و خرم

    نرم و نازک چست و چابک

    با دو پای کودکانه می دویدم همچو آهو می پریدم ازلب جوی دور میگشتم ز خانه می شنیدم از پرنده داستان های نهانی از لب باد وزنده رازهای زندگانی بس گوارا بود باران

    وه چه زیبا بود باران

    می شنیدم اندر این گوهر فشانی

    رازهای جاودانی پندهای آسمانی بشنو از من کودک منپ یش چشم مرد فردا

    زندگانی خواه تیره خواه روشن

    هست زیبا هست زیبا هست زیبا

    مجدالدین میر فخرایی معروف به گلچین گیلانی

    معنی شعر باز باران با ترانه به زبان ساده (شعر از: گلچین گیلانی)

    در این قسمت خلاصه ی معنی شعر باز باران با ترانه ی کلاس چهارم دبستان برایتان توضیح داده خواهد شد. به ادامه مطلب همراه باشید .

    بند اول: باز هم باران، با صدایی همانند سرود و آواز و با دانه های فراوانی چون دانه های مروارید بر بام خانه می خورد. این لحظه مرا به یاد روز بارانی می اندازد. روز پیش که در آن جنگلهای سرسبز استان گیلان لحظات خوبی را می گذراندم و به گردش می پراختم.بند دوم: کودک ده ساله ای بودم، بسیار شاد و با نشاط، با پوستی نرم و نازک و با پاهایی چابک و زرنگ، با همان پاهای کودکانه خود مانند آهو تند و سریع می دویدم و از سر جویهای آب می پریدم.بند سوم: از خانه دور می شدم، در آن حال از پرنده و آواز آن و همچنین از هوهوی بادی که می وزید، داستانهای پنهان و اسرار زندگی را می شنیدم و رعد و برق مانند یک شمشیر تیز و بران.بند چهارم: ابرها را پاره می کرد و غرش ابر مانند دیوانه ای که می غرد و می خروشد. گویی بر ابرها مشت می زد. جنگل مانند دریا (درختان و شاخه ها و سبزه زارها) از دست باد فراری و وزنده، چرخ می زد و شاخسارها به این سو و آن سو می رفتند و دانه های گرد باران، در همه جا پهن می شدند و همه جا را خیس می کردند.بند پنجم: سبزه زار جنگل که در زیر درختان قرار داشت از شدت باران، کم کم مانند دریا پر آب شد. و در داخل این دریای پرجوش و خروش (شاعر سبزه زار پر از آب باران را به دریا تشبیه کرده) عکس و نمای جنگل به صورت سرنگون یا وارونه پیدا شد (عکس جنگل در این آب افتاد). این باران بسیار گوارا و دلنشین بود و به به که این باران چقدر زیبا بود. در میان این همه ریزش باران که مانند پاشیدن دُر و گوهر بود، رازها و اسرار ابدی و همچنین پندها و درسهای آسمانی را می شنیدم (در حقیقت شاعر می خواهد بگوید که با نعمتهای خداوند انسان به زیبایی خلقت بیشتر پی می برد و قدرت خدواند را شکر و سپاس می گوید.)بند ششم: و این اسرار ابدی و پندهای آسمانی آن است که ای کودک دلبند من، از من بشنو و بدان که در پیش چشم کودکی که خرداد (در آینده) مردی خواهد شد. زندگی چه تیره و سخت و چه روشن و زیبا، بسیار دل انگیز است. بسیار دل انگیز است بسیار دل انگیز است.

    شعر روز شکوفه ها | برترین اشعار زیبا به مناسبت روز جشن شکوفه ها

    شعر نو برای کلاس اول : چند شعر زیبا مناسب کلاس اولی ها

    این مطلب چقدر مفید بود ؟

    1 2 3 4 5

    4.1 از 5 (17 رای)

    منبع ask98.ir برچسب #شعر باز باران #فارسی چهارم #شعر باران

    منبع : www.delgarm.com

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 8 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید