این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    تو قلب سپه را به آیین بدار من اکنون پیاده کنم کارزار

    دسته بندی :
    1. پشتوک
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    تو قلب سپه را به آیین بدار من اکنون پیاده کنم کارزار را از این سایت دریافت کنید.

    کلک خیال

    کلک خیال وبلاگ گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی شهرستان دلفان

    کلک خیال

    وبلاگ گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی شهرستان دلفان

    کلک خیال وبلاگ گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی شهرستان دلفان معنی درس رستم و اشکبوس

    رستم  و  اشكبوس

    دلبری كجا نام او اشكبوس                            همی بر خروشید بر سان كوس

    معنی : پهلوانی كه نام او اشكبوس بود مثل طبل خروشید و فریاد زد .

    بیامد كه جوید ز ایران نبرد                         سر هم نبرد اندر آرد به گرد

    معنی : آمد كه از بین لشكریان ایران حریفی پیدا كند و با حریف خود بجنگد و او را شكست دهد .

    بشد تیز رهّام با خود و گبر                          همی گرد رزم اندر آور به ابر

    معنی : رهّام با كلاه خود و لباس جنگ ( مسلّح ) خیلی سریع به میدان جنگ آمد و جنگ سختی بین آن دو درگرفت

    برآویخت رهّام با اشكبوس                     برآمد ز هر دو سپه بوق و كوس

    معنی : رهّام با اشكبوس گلاویز شد و هر دو سپاه برای ایجاد هیجان در جنگ ، بوق و كوس نواختند .

    به گرز گران دست برد اشكبوس                    زمین آهنین شد سپهر آبنوس

    اغراق در بیان عظمت گرز اشکبوس است .

    معنی : اشكبوس با گرز سنگین خود جنگ را آغاز كرد ، زمین برای تحمّل ضربه‌های گرز او مثل آهن شد و آسمان پر از گرد و غبار شد .

    برآهیخت رهّام گرز گران                  غمی شد ز پیكار دست سران

    معنی : رهّام گرز سنگینش را برداشت ، دست دو پهلوان از جنگ با گرز خسته شد .

    چو رهّام گشت از كشانی ستوه            بپیچید زد روی و شد سوی كوه

    معنی : وقتی که رهّام از دست اشكبوس خسته شد ، روی از اشکبوس برگرداند و به سمت كوه رفت.

    ز قلب سپه اندر آشفت توس                      بزد اسب كاید بر اشكبوس

    معنی : توس فرمانده سپاه که در  مركز سپاه بود، عصبانی شد و اسبش را حرکت داد كه به سمت اشكبوس بیاید .

    تهمتن برآشفت و با توس گفت                   كه رهّام را جام باده ست جفت

    تهمتن : لقب رستم ( به معنای درشت اندام و قوی هیكل )

    معنی : رستم عصبانی شد و به توس گفت كه رهّام اهل بزم و شرابخواری است و اهل جنگیدن نیست .

    تو قلب سپه را به آیین بدار                         من اكنون پیاده كنم كارزار

    معنی : تو مركز سپاه را طبق رسم  ( منظم ) نگه دار، من الان پیاده به جنگ می‌روم .

    كمان به زه را به بازو فكند                                به بند كمر بر ، بزد تیر چند

    معنی : رستم كمان آماده به تیراندازی‌اش را به بازو افكند و به كمربندش هم چند تیر زد .

    خروشید كای مرد رزم آزمای                        هماوردت آمد مشو باز جای

    معنی : فریاد زد كه ای مرد جنگجو حریف تو آمد ، از میدان فرار مكن .

    كشانی بخندید و خیره بماند                 عنان را گران كرد و او را بخواند

    معنی : اشكبوس كشانی خندید و تعجّب زده شد ، افسار اسب را كشید و ایستاد و او را صدا كرد .

    بدو گفت خندان كه نام تو چیست                    تن بی سرت را كه خواهد گریست؟

    معنی : به او گفت كه تو از كدام خاندان و تبار هستی ؟ بعد از این كه مُردی چه كسی برایت عزاداری می كند ؟ ( منظور : حتماً می میری )

    تهمتن چنین داد پاسخ كه نام                   چه پرسی كزین پس نبینی تو كام

    معنی : رستم این گونه پاسخ داد كه چرا نام مرا می‌پرسی ( نپرس ) كه از این به بعد تو به آرزویت نمی‌رسی وبه دست من کشته می شوی.

    مرا مادرم نام مرگ تو كرد                     زمانه مرا پتک ترک تو كرد

    معنی : مادر من نام مرا مرگ تو نهاد ، روزگار مرا وسیله ی مرگ تو قرار داد .

    كشانی بود گفت بی بارگی                     به كشتن دهی سر به یكبارگی

    معنی : كشانی گفت : بدون اسب ؟همین الان می میری ،  بدون اسب آمده‌ای ؟ اكنون سرت را به باد می ‌دهی .

    تهمتن چنین داد پاسخ بدوی                كه ای بیهده مرد پرخاشجوی ،

    پیاده ندیدی كه جنگ آورد                  سر سركشان زیر سنگ آورد ؟

    معنی : رستم این گونه پاسخ داد كه ای جنگ جویی كه بیهوده می جنگی ، ندیده ای كه پهلوانی پیاده به جنگ آید و یاغیان را به زیر بیندازد و نابود كند ؟

    به شهر تو شیر و نهنگ و پلنگ                   سوار اندر آیند هر سه به جنگ ؟

    معنی : مگر در شهر تو شیر نهنگ و پلنگ ( جانوران معروف به قدرت ) سواره به جنگ می آیند ؟

    هم اكنون تو را ای نبرده سوار                 پیاده بیاموزمت كارزار

    معنی : اكنون به جنگ تو می‌آیم ای جنگ جوی سوار بر اسب و پیاده جنگیدن را به تو یاد می دهم .

    معنی : توس به این خاطر مرا پیاده‌ فرستاده است تا تو را از اسبت پایین بكشم و سوار بر اسبت شوم .

    كشانی پیاده شود ، همچو من                         بدو روی خندان شوند انجمن

    مصراع دوم كنایه از تمسخر كردن

    معنی : اشكبوس كوشانی هم مثل من پیاده شود و سپاهیان او را مسخره كنند و به او بخندند .

    پیاده به از چون تو پانصد سوار           بدین روز و این گردش كارزار

    معنی : در این روز و در این میدان جنگ پیاده ی  مثل من  بهتر از پانصد سوار مثل توست .

    كشانی بدو گفت : با تو سیلح                       نبینم همی جز فسوس و مزیح

    معنی : اشكبوس كوشانی به او گفت با تو سلاحی به غیر از مسخره كردن و جدّی نبودن چیز دیگری نمی‌بینم .

    بدو گفت رستم كه تیر و كمان                    ببین تا هم اكنون سرآری زمان

    معنی : رستم به او گفت كافی است كه تیر و كمانم را نگاه كنی تا از ترس بمیری .

    چو نازش به اسب گران مایه دید                    كمان را به زه كرد و اندر كشید

    معنی : وقتی كه رستم دید تمام فخر او به اسب گران بهایش است كمان را آماده‌ی تیراندازی كرد.

    یكی تیز زد بر بر اسب اوی                     كه اسب اندر آمد ز بالا به روی

    معنی : تیری به پهلوی اسب او زد و اسب با صورت به  زمین افتاد .

    بخندید رستم به آواز گفت                      كه بنشین به پیش گران مایه جفت

    معنی : رستم خندید و با صدای بلند گفت  برو نزد اسب گرانقدرت بنشین.

    سزد گر بداری سرش در كنار                      زمانی برآسایی از كارزار

    معنی : سزاوار است اگر سرش را در آغوش بگیری و زمانی از جنگیدن خلاص شوی .

    كمان را به زه كرد زود اشكبوس                       تنی لرز لرزان و رخ سندروس

    معنی : اشكبوس زود كمانش را آماده ی پرتاب كرد در حالی تنش مثل بید می‌لرزید و رنگ صورتش از ترس زرد شده بود .

    منبع : kelkekhiall.blogfa.com

    معنی درس دوازدهم ـ رستم و اشکبوس

    **1 - خروش سواران و اسپان ز دشت ز بهرام و کیوان همی برگذشت قلمرو فکری : در این قسمت از شاهنامه، فردوسی با ذکر عناصری از طبیعت که مظهر دلاوری و شجاعت هستند،

    ادب روز

    ادب روز معنی درس دوازدهم ـ رستم و اشکبوس

    معنی درس دوازدهم ـ رستم و اشکبوس**1 -  خروش سواران و اسپان ز دشت ز بهرام و کیوان همی برگذشتقلمرو فکری: در این قسمت از شاهنامه، فردوسی با ذکر عناصری از طبیعت که مظهر دلاوری و شجاعت هستند، در چند بیت نخست، ذهن خواننده را برای مواجه شدن با جنگی سخت آماده می‌کند و به فضاسازی میدان جنگ می‌پردازد.قلمرو ادبی: بهرام (مریخ) نماد: خون‌ریز فلک کیوان (زحل) نحس اکبر؛ نماد شومی. بهرام و کیوان: هر دو «مجاز از آسمان» هستند.                بیت اغراق دارد.قلمرو زبانی: اسب در فارسی کهن: اسپ «همی: می» نشانة سبک خراسانی، برای بیان ماضی استمراری یا مضارع اخباری. بر گذشتن: بالا رفتن، عبورکردنمعنی: فریاد جنگجویان و و اسبانشان آن‌قدر زیاد بود که گویی از سیاره‌های آسمانی (مریخ و زحل) هم فراتر می‌رفت! ** بیت ۲ : همه تیغ و ساعد ز خون بود لعل خروشان دل خاک در زیر نعلقلمرو ادبى: تشبیه بلیغ اسنادی: تیغ و ساعد: مشبه / لعل: مشبه‌ٌبه(تشبیه تیغ و ساعد به لعل) تشخیص در مصراع دو: خروشان بودن خاک= تشخیصدل خاک= تشخیص لعل، نعل: جناسمعنی بیت: شمشیرها و دست‌های جنگ‌جویان از شدت خون‌ به رنگ لعل (قرمز) شده بود. فریاد زمین هم در زیر ضربه های نعل اسبان‌، به گوش می رسید. ** بیت ۳ : برفتند از آن جای شیران نر عقاب دلاور بیفکند پرشیران نر: استعاره از جنگجویان شیر و عقاب / عقاب و پر: مراعات نظیربیفکند پر: کنایه از پرواز کردن             واج آرایی «ن» «ر» تشخیص: عقاب دلاور معنی بیت: جنگجویان، میدان نبرد را ترک کردند. عقاب شجاعهم از ترس، ازآن منطقه پرواز کرد.** بیت ۴: نماند ایچ با روی خورشید رنگ به جوش آمده خاک با کوه و سنگقلمرو زبانی: ایچ: هیچ، ازنشانه‌های سبکی خراسانی: قرن ۳ تا ابتدای ۶ قلمرو ادبی: رنگ بر رخ نداشتن خورشید: تشخیص و کنایه از وحشت.به جوش آمدن خاک: کنایه از اضطراب مصرع دوم، اغراق دارد.                    جناس: سنگ، رنگ.معنی بیت: از شدت ترس (نه‌تنها جانداران) که خورشید هم، رنگش پریده بود (= سخت ترسیده بود.)حتیخاک زمین و صخره‌های کوهستان هم از ترسِ هجومِ جنگاوران، به جوش آمده بودند (به اضطراب و ولوله افتاده بودند). ** ابیات ۵ و ۶- : به لشکر چنین گفت کاموس گرد که گر آسمان را بباید سپردهمه تیغ و گرز و کمند آورید به ایرانیان تنگ و بند آوریدقلمرو زبانی: سپُردن: در اینجا به معنی: سپَردن: طی کردن.سپُردن: ۱. واگذار کردن. ۲. طی کردن...قلمرو ادبی: آسمان سپُردن: کنایه: از طاق آسمان بالا رفتن: كار سخت و غير منتظره انجام دادن قلمرو فکری: معنی بیت: کاموس(یکی از فرماندهان سپاه افراسیاب تورانی) به لشکریان توصیه کرد: حتی اگر قرار باشد که آسمان را هم طی کنید (به هر وسیله و با هر مشقتی که هست)؛ بیت بعد: به ابزارهای جنگی مسلح شوید؛ ایرانیان را در تنگنا قرار دهید و آنان را به ستوه آورید و اسیر کنید **7 - دلیری کجا نام او اشکبوس همی برخروشید بر سان کوسکجا: که کوس: طبل بزرگ بر سان: مانند، ادات تشبیهتشبیه: اشکبوس مانند طبل خروشید واج آرایی «س»معنی: پهلوان دلیری که نامش اشکبوس بود مانند طبل خروشید **8- بیامد که جوید ز ایران نبرد سر هم نبرد اندر آرد به گردواج آرایی: «ر»، «د»، «مصوت کوتاهِ -َ» ایران: مجازاً ایرانیان تکرار: نبردکنایه: سر کسی را به گرد آوردن: شکست دادن و نابود کردن           هم نبرد: حریف، هم رزم

    منبع : adaberoz.blogfa.com

    درسنامه آموزشی فارسی (1) کلاس دهم عمومی کلیه رشته ها درس 12: رستم و اشکبوس با پاسخ

    قلمرو زبانی (صفحهٔ 99 کتاب درسی) | قلمرو ادبی (صفحهٔ 100 کتاب درسی) | قلمرو فکری (صفحهٔ 100 کتاب درسی) | گنج حکمت: عامل و رعیّت | واژه‌نامه

    درسنامه آموزشی فارسی (1) کلاس دهم عمومی کلیه رشته ها

    درس 12: رستم و اشکبوس با پاسخ

    آخرین ویرایش 14 تیر 1400

    گزارش خطا 117948 فارسی (1)

    ستایش: به نام کردگار

    فصل 1: ادبیات تعلیمی

    درس 1: چشمه

    درس 2: از آموختن، ننگ مدار

    فصل 2: ادبیات پایداری

    درس 3: پاسداری از حقیقت

    درس 5: بیداد ظالمان فصل 3: ادبیات غنایی درس 6: مهر و وفا درس 7: جمال و کمال

    فصل 4: ادبیات سفر و زندگی

    درس 8: سفر به بصره درس 9: کلاس نقاشی

    فصل 5: ادبیات انقلاب اسلامی

    درس 10: دریادلان صف شکن

    درس 11: خاک آزادگان فصل 6: ادبیات حماسی

    درس 12: رستم و اشکبوس

    درس 13: گرد آفرید

    فصل 7: ادبیات داستانی

    درس 14: طوطی و بقال درس 16: خسرو فصل 8: ادبیات جهان درس 17: سپیده دم درس 18: عظمت نگاه نیایش: الهی

    ویدیو دوره کامل آموزشی، فارسی (1) دهم دوره دوم متوسطه- نظری

    مدرس: مهدی احمدی

    مدت دوره: 30 ساعت (42 فایل)

    زبان انگلیسی (1)

    1684 تست 117,880 تومان

    ریاضی (1)

    1661 تست 116,270 تومان

    دین و زندگی (1)

    1353 تست 94,710 تومان

    عربی (1)

    1073 تست 75,110 تومان

    شیمی (1)

    1717 تست 120,190 تومان

    ریاضی و آمار (1)

    464 تست 32,480 تومان

    اقتصاد

    517 تست 36,190 تومان

    فیزیک (1)

    1440 تست 100,800 تومان

    عربی (1)

    844 تست 59,080 تومان

    تاریخ (1)

    2045 تست 143,150 تومان

    جامعه شناسی (1)

    764 تست 53,480 تومان

    زیست شناسی (1)

    3593 تست 251,510 تومان

    هندسه (1)

    633 تست 44,310 تومان

    علوم و فنون ادبی (1)

    455 تست 31,850 تومان

    منطق

    1302 تست 91,140 تومان

    تاریخ اسلام (1)

    155 تست 10,850 تومان

    هنر

    75 تست 5,250 تومان

    تفکر و سواد رسانه‌ای

    434 تست 30,380 تومان

    آمادگی دفاعی

    370 تست 25,900 تومان

    جغرافیای ایران

    1226 تست 85,820 تومان

    سخن بر سرِ پیکار میان ایرانیان و تورانیان است. هنگامی که کیخسرو در ایران بر تخت نشست، افراسیاب در سرزمین توران بر تخت پادشاهی نشسته بود. سپاه توران به یاری سردارانی از سرزمین‌های دیگر به ایران می‌تازد. کیخسرو، رستم را به یاری می‌خواند. اشکبوس، پهلوان سپاه توران به میدان می‌آید و مبارز می‌جوید. یکی دو تن از سپاه ایران پای به میدان می‌نهند، امّا سرانجام، رستم پیاده به میدان می‌رود. نبرد رستم با اشکبوس از عالی‌ترین صحنه‌های نبرد تن به تن است که در آن طنزگویی و چالاکی و دلاوری و زبان‌آوری با هم آمیخته است.

    خروش سواران و اسپان ز دشت

    ز بهرام و کیوان، همی برگذشت

    فریاد پلهوانان و نعرۀ اسب‌ها در میدان جنگ به اوج آسمان رسید.

    آرایه: مراعات نظیر (بهرام و کیوان) - اغراق (مصراع دوم) - کنایه (مصراع دوم: به بالاترین حد رسید)

    منبع : gama.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 10 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید