این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    تو نیز اگر بخفتی به از آن که در پوستین خلق افتی معنی

    دسته بندی :
    1. پشتوک
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    تو نیز اگر بخفتی به از آن که در پوستین خلق افتی معنی را از سایت تکست لس دریافت کنید.

    معنی حکایت اندرز پدر فارسی هفتم

    معنی حکایت و کلمات حکایت اندرز پدر فارسی هفتم را در انتشارات پدربزرگ دانا بخوانید.

    معنی حکایت اندرز پدر فارسی هفتم

    معنی حکایت اندرز پدر فارسی هفتم

    برای دیدن نمونه سوال فارسی هفتم با جواب اینجا کلیک کنید.

    یاد دارم که در ایام طفولیت، متعبد و شب‌خیز بودم.

    به یاد دارم که در دوران کودکی خدا را عبادت می‌کردم و شب‌ها بر می‌خاستم و به عبادت می‌پرداختم.

    شبی در خدمت پدر –رحمة‌الله علیه- نشسته بودم و همه شب، دیده بر هم نبسته و مصحف عزیز بر کنار گرفته و طایفه‌ای گرد ما خفته.

    یک شب در حضور پدرم -که رحمت خدا بر او باد- نشسته بودم و تمام شب بیدار بودم و مشغول خواندن قرآن و گروهی در اطراف ما خوابیده بودند.

    پدر را گفتم: از اینان، یکی سر برنمی‌دارد که دوگانه‌ای بگزارد.

    به پدر گفتم: در بین این جماعت حتی یک نفر هم بیدار نمی‌شود تا نماز صبح بخواند.

    چنان خواب غفلت برده‌اند که گویی نخفته‌اند که مرده‌اند.

    آنچنان در خواب غفلت و بی‌خبری از یاد خدا فرو رفته‌اند که انگار در خواب نیستند بلکه مرده‌اند.

    گفت: جان پدر! تو نیز اگر بخفتی، به از آن که در پوستین خلق افتی.

    پدر گفت: فرزند عزیزم! تو هم اگر می‌خوابیدی بهتر از آن بود که از دیگران عیب‌جویی کنی و غیبت کنی.

    معنی کلمات حکایت اندرز پدر:

    طفولیت: کودکیمتعبد: عبادت کنندهمصحف: قرآنطایفه: قوم و گروهدوگانه: نماز صبحغفلت: بی‌خبریدر پوستین کسی افتادن: غیبت کردن و عیب‌جویی از کسی

    در این حکایت آموزنده که از گلستان سعدی انتخاب شده است، عیب‌جویی از دیگران را نکوهش می‌کند و به ما می‌آموزد غیبت کردن کاری بسیار نادرست است.

    منبع : virgool.io

    تو نیز اگر بخفتی به از آن که در پوستین خلق افتی!!!...

    در ایام طفولیت متعبد بودم و سحر خیز، یاد دارم شبی در خدمت پدر (رحمت الله علیه) نشسته بودم و همه شب بیدار بوده و قرآن می خواندیم  به عبادت می گذراندیم و طایفه ای گرد ما خوابیده بودند. به پدرم گفتم از اینان یکی سر بر نمی دارد دو گانه ای بگذارد! چنان خواب…

    تو نیز اگر بخفتی به از آن که در پوستین خلق افتی!!!...

    در ایام طفولیت متعبد بودم و سحر خیز، یاد دارم شبی در خدمت پدر (رحمت الله علیه) نشسته بودم و همه شب بیدار بوده و قرآن می خواندیم  به عبادت می گذراندیم و طایفه ای گرد ما خوابیده بودند.

    به پدرم گفتم از اینان یکی سر بر نمی دارد دو گانه ای بگذارد!

    چنان خواب غفلت برده اند که گویی نخفته اند… که مرده اند! گفت جان پدر، تو نیز اگر بخفتی  به از آن که در پوستین خلق افتی!

    یعنی …اگر توهم می خوابیدی بهتر از این بود که غیبت این خلق کردی.

    منبع: تلخیصی از گلستان سعدی/حکایت شماره7

    غیبت

    اشعار, اخلاقی, احادیث, معنوی

    نسخه قابل چاپ

    ورود نوشته شده توسط زهرا شاهبازي در 1395/11/09 ساعت 06:46:00 ب.ظ . دنبال کردن نظرات این نوشته از طریق RSS 2.0.

    مطالب مرتبط نظرات (0)

    هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

    نظر دهید

    منبع : bazigaran-haghighi.kowsarblog.ir

    گنجور » سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۷

    لغتنامه ابجد قرآن 🔍 وزن

    ورود کاربر / نام‌نویسی

    سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان »

    حکایت شمارهٔ ۷

    یاد دارم که در ایام طفولیت متعبد بودمی و شب خیز و مولع زهد و پرهیز.

    شبی در خدمت پدر رحمة الله علیه نشسته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مصحف عزیز بر کنار گرفته و طایفه‌ای گرد ما خفته.

    پدر را گفتم: از اینان یکی سر بر نمی‌دارد که دوگانه‌ای بگزارد. چنان خواب غفلت برده‌اند که گویی نخفته‌اند که مرده‌اند.

    گفت: جان پدر! تو نیز اگر بخفتی به از آن که در پوستین خلق افتی.

    نبیند مدعی جز خویشتن را

    که دارد پرده پندار در پیش

    گرت چشم خدا بینی ببخشند

    نبینی هیچ کس عاجزتر از خویش

    اطلاعات

    با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

    منبع اولیه: ویکی‌نبشه

    خوانش‌ها

    حکایت شمارهٔ ۷ به خوانش حمیدرضا محمدی

    می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.

    حکایت شمارهٔ ۷ به خوانش محمدرضا خسروی

    حکایت شمارهٔ ۷ به خوانش ابوالفضل حسن زاده

    این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

    خسرو شکیبایی » 40 حکایت از گلستان سعدی » یاد دارم که در ایام طفولیت متعبد بودمی و شب خیز و مولع زهد و پرهیز...

    معرفی آهنگهای دیگر

    تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

    منبع کاغذی گنجور

    پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی

    راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

    حاشیه‌ها

    تا به حال ۲۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

    علیرضا در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۹ فروردین ۱۳۹۰، ساعت ۱۲:۴۶ نوشته:

    انتهای خط دوم 3 کلمه(به درگاه یگانه) جاافتاده

    متن درست اینست.یکی سر برنمیدارد دوگانه ای به درگاه یگانه بگذارد.نسخه تصحیح فروغی

    مهرزاد شایان در ‫۱۰ سال و ۶ ماه قبل، دو شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۰۱:۰۰ نوشته:

    عرض سلام و ادب خدمت دوست عزیز جناب "علیرضا" ، ترکیب «دوگانه‌ای به درگاه یگانه» الحق که خیلی زیباست ولی در نسخه‌ای از تصحیح مرحوم فروغی که در اختیار من است یعنی نسخه موسسه نشر علوم نوین ، انتشارات ققنوس، تهران پاییز 74، ص65 به همان شکلی که در نسخه اینترتی گنجور نوشته شده آمده ،

    حتی در نسخه‌ قدیمی لرد گرینوی مورخ 720 هجری و نسخه کتابخانه هند مورخ 728 هجری هم به شکلی که فرمودید نیامده ، لطفا در صورت امکان مشخصات دقیق منبع مورد نظر را ذکر بفرمایید

    بامهرو احترام مهرزاد

    رضا در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۱۸:۰۳ نوشته:

    سلام تفسیر این شعر بخصوص جمله ی " تو نیز اگر بخفتی به از آن که در پوستین خلق افتی" چیست؟

    نسیم در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۱، ساعت ۱۶:۱۹ نوشته:

    به نظر من یعنی (تو اگر بخوابی بهتر است تا عیب مردم را پیدا کنی) در پوستین مردم رفتن به نظر من یعنی وارد حریم کسی شدن به قصد عیب یابی . معنی شعر هم اینه که: کسی که مغرور است به جز خودش کسی دیگر را نمی بیند زیرا پرده افکارش ( یعنی این فکر که من برترم) جلوی چشمانش را می بندد. اگر به تو چشم خدابین عطا شود کسی را عاجزتر از خود نمی بینی وخود را بالاتر از کسی نمی دانی .

    ناشناس در ‫۷ سال قبل، دو شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۰۴ نوشته:

    معنای که در جمله گویی که نخفته اند که مرده اند چیست؟

    بابک در ‫۶ سال و ۱۲ ماه قبل، یک شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۴۳ نوشته:

    ناشناس گرامی، که اول =انگار که دوم= بلکه

    کاوه در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۳۰ نوشته:

    با درود فراوان به شما

    " مولع" و مصحف" چگونه تلفظ می شوند؟

    منبع : ganjoor.net

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 8 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید