این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    جایی کار می کنم که همیشه گرم و داغ است و باید چیزهایی را ذوب کنیم و از نو بسازی من کی هستم شهربانو

    دسته بندی :
    1. پشتوک
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    جایی کار می کنم که همیشه گرم و داغ است و باید چیزهایی را ذوب کنیم و از نو بسازی من کی هستم شهربانو را از این سایت دریافت کنید.

    داغ شدن بدن نشانه چیست؟ چرا همیشه بدنم گرم است؟

    داغ بودن بدن و احساس گرمای زیاد همیشه خطرناک نیست اما می تواند نشانه وجود یک مشکل در بدن باشد که در این مطلب با جزئیات بیشتر به بررسی آن می پردازیم

    داغ شدن بدن نشانه چیست؟ چرا همیشه بدنم گرم است؟

    داغ بودن بدن و احساس گرمای زیاد همیشه خطرناک نیست اما می تواند نشانه وجود یک مشکل در بدن باشد که در این مطلب با جزئیات بیشتر به بررسی آن می پردازیم

    30203

    تازه ها و ویژه های سلامت

    1397/12/19

     علت داغی بدن یکی از عوامل زیر است

    برخی افراد اکثر اوقات احساس گرما می کنند و به عبارتی پوست و بدن آنها گرم است. گاهی علت گرمای بدن با گرمای هوا ارتباط مستقیم دارد و گاهی بیماری های مزمن باعث گرم شدن و داغ شدن بدن می شود که در ادامه به مهم ترین علل آنها اشاره می شود.

    داغی بدن بر اثر پرکاری تیروئید

    در پرکاری تیروئید hyperthyroidism، غده تیروئید مقدار زیادی هورمون تیروئید تولید می کند. این هورمون سرعت سوخت و ساز بدن، یعنی سرعت تبدیل سوخت به انرژی، را بالا می برد و در نتیجه باعث می شود احساس گرما کنید. در این شرایط بیشتر احساس تشنگی و گرسنگی می کنید، زیاد عرق می کنید و قلبتان سریع تر می تپد. به علاوه پرکاری تیروئید منجر به اسهال یا بروز جوش های پوستی همراه با خارش می شود. خانم هایی که مبتلا به پرکاری تیروئید هستند، پریودهای نامنظم دارند و یا در بارداری دچار مشکل می شوند.

    بیشتر بدانید : غده تیروئید و بیماری های تیروئید را بشناسیدیائسگی

    یائسگی زمانی است که پریود خانم ها متوقف می شود و معمولا حدود سن 50 سالگی رخ می دهد. یائسگی باعث گر گرفتن می شود. گر گرفتگی شامل افزایش ناگهانی و کوتاه مدت دمای بدن است. یائسگی ممکن است منجر به تعریق شدید، سرگیجه و افزایش ضربان قلب شود.علائم یائسگی معمولا قبل از آخرین قاعدگی شروع شده و ممکن است چند سال طول بکشند. اگر این علائم شدید باشند، پزشک روش جایگزینی هورمون یا دارو تجویز خواهد کرد تا علائم بهبود پیدا کنند. برخی تغییرات در سبک زندگی نیز به بهبود علائم کمک می کنند.بیشتر بدانید : یائسگی زودرس به این 5 علت رخ می دهدنارسایی اولیه تخمدان Primary Ovarian Insufficiency

    این مشکل زمانی رخ می دهد که تخمدان های یک خانم به میزان کافی و طبیعی هورمون استروژن تولید نمی کنند و یا به میزان کافی تخمک آزاد نمی کنند. در این شرایط حامله شدن سخت خواهد بود و فرد ممکن است دچار گر گرفتگی یا تعریق های شبانه شود، که علائمی مشابه دوران یائسگی هستند. در صورت مشاهده علائم یاد شده و هر یک از علائم زیر بلافاصله به پزشک مراجعه کنید:

    پریود نامنظم کاهش میل جنسی

    خشکی واژن

    تب و داغی بدن

    بدن شما زمانی که در دمای 37 درجه سانتیگراد باشد، در بهترین شرایط است و عملکرد خوبی دارد، بالاتر از این دما در حقیقت شما دچار تب شده اید، بدن داغ شده و عرق می کند. تب زمانی رخ می دهد که بدن سعی می کند با عوامل بیرونی مانند ویروس ها و باکتری ها مبارزه کند. نوشیدن مایعات، استراحت و مصرف برخی داروهای بدون نسخه به بهبود شرایط کمک خواهند کرد.

    اگر دچار تب 39.5 درجه سانتیگراد یا بالاتر از آن شده اید و بهبود پیدا نمی کنید، بلافاصله به پزشک اطلاع دهید. در صورت شاهده علائم دیگری مانند سردرد، سفتی گردن، آشفتگی و تشنج حتما به اورژانس اطلاع دهید.

    داغی بدن بر اثر مصرف کافئین

    قهوه های حاوی کافئین باعث هوشیاری و کم خوابی می شوند. مصرف کافئین بیش از حد منجر به افزایش فشار خون، قند خون و افزایش اسید معده می شود و مشکلات خواب را در پی دارد. مراقب میزان مصرف کافئین خود باشید کشف کنید چه میزان کافئین برای شما زیاد است.

    بیشتر بدانید : کافئین چه تاثیری بر بدن می گذارد و چه افرادی نبایدکافئین مصرف کنند

    غذاهای پر از ادویه و داغ شدن بدن

    شاید متوجه شده باشید زمانی که غذاهای تند و پر از ادویه می خورید، بدن از درون گرم می شود. به نظر مر سد غذاهای حاوی ادویه دمای هسته بدن را افزایش داده و حتی می توانند منجر به تعریق شوند، اما این امر نگران کننده نیست. برخی بررسی ها نشان داده اند که ادویه برای سلامت شما خوب است، اما در مصرف آن زیاده روی نکنید، به ویژه اگر ادویه باعث ایجاد حس بد در شما می شود.

    بیشتر بدانید : خواص بی نظیر ادویه ها از دیدگاه طب سنتی

    ورزش

    هر چه سخت تر ورزش کنید، بدن سوخت بیشتری را می سوزاند و این امر گرمای بیشتری تولید می کند. بدن سعی می کند خون گرم شده را به نزدیک پوست بفرسند و با تعریق بدن خون را خنک کرده و به این ترتیب از شر گرمای به وجود آمده خلاص شود.

    اما گاهی بدن نمی تواند به سرعت این گرما را از خود دور کند و دمای هسته بدن افزایش پیدا می کند. این اتفاق در هوای گرم و مرطوب راحت تر رخ می دهد و ممکن است منجر به بروز گرمازدگی شود. گمازدگی شرایط خطرناکی است که نیاز به اقدامات اورژانسی دارد.

    هوای گرم

    بدن سعی می کند بدون توجه به هوای محیط دمای خود را در حالت طبیعی حفظ کند. وقتی هوا گرم و مرطوب باشد، بدن خون را به نزدیک پوست می فرستد و آن را از طریق تعریق خنک می کند. اما این اتفاق بلافاصله رخ نمی دهد و کمی طول می کشد تا بدن به دمای طبیعی خود برسد و به گرما غلبه کند. این مدت زمان بسته به سن و سال شما، شرایط جسمی و سلامتی و میزان امادگی متفاوت خواهد بود، اما زمانی که بدن سعی می کند خود را خنک کند، ممکن است احساس گرما کنید.

    دیابت (نوع یک و دو)

    در صورت ابتلا به دیابت عروق خونی انطور که باید گشاد نمی شوند و این مسئله رسیدن خون به سمت پوست را دشوار می کند و در نتیجه رهایی از گرما برای بدن سخت می شود. به علاوه غدد عرق که باید بدن را خنک کنند به خوبی کار نمی کنند. این مسئله بازگشت دمای بدن به حالت طبیعی را سخت می کند.

    منبع مطلب : seemorgh.com

    خانه‌ای از شن و مه/ چرا خرید ویلا در چمستان غیر‌اقتصادی و غیر‌اخلاقی است؟

    هفته نامه تجارت فردا در گزارشی به کنکاش در رابطه با ویلاسازی در شمال ایران پرداخته است.

    ۱۳ نفر

    ۱۲ مرداد ۱۳۹۳ - ۰۷:۱۱

    خانه‌ای از شن و مه/ چرا خرید ویلا در چمستان غیر‌اقتصادی و غیر‌اخلاقی است؟

    هفته نامه تجارت فردا در گزارشی به کنکاش در رابطه با ویلاسازی در شمال ایران پرداخته است.

    فرهاد حسین پور

    دوری از دود و بوق و ترافیک. سکوت و حیاط و درخت پرتقالی که می‌شود زیرش خوابید و به صدای شجریان گوش کرد. دریا و آب‌تنی و ساحلی که می‌شود کنارش قدم زد و خاطرات خوش را به یاد آورد. این تصویرها را کنار ده‌ها امید و آرزوی دیگر گذاشته‌اید و قصد دارید همه خوبی‌های عالم را با خرید یک ویلا محقق کنید. واقعاً چنین تصوری دارید؟ ما به شما می‌گوییم چرا تحقق این همه رویا در یک ویلای شمالی غیر‌ممکن است. برای اینکه تصورات و انتظارات خود را از یک ویلای دنج و خوش‌موقعیت و پر‌امکانات در عالم واقعیت آزمون کنید، چند راه پیش رو دارید. یا باید مثل ما به چمستان سفر کنید و از نزدیک همه چیز را به چشم خود ببینید، یا باید دل به آگهی‌های اینترنتی و روزنامه‌ها ببندید و به توصیفات اغراق‌آمیز کارکنان آژانس‌های املاک گوش دهید و دست آخر اینکه باید فیلمی از امکانات و موقعیت ویلای مورد نظر را در وایبر و فیس‌بوک و وب‌سایت‌ها ببینید و به اصطلاح گردش مجازی کنید. به هر حال از همین ابتدا باید بدانید شما با تصویرهای اغراق‌آمیز، توصیفات دروغین و گفتارهای غیر‌مستند زیادی مواجه می‌شوید و اگر قدرت و امکانات راست‌آزمایی این همه ادعای دروغین را ندارید و می‌خواهید حتماً صاحب یک ویلا شوید، باید بگوییم به احتمال بسیار زیاد کلاه بزرگی بر سر شما خواهد رفت. مدت زمان زیادی از آن روزها که مردم همه خوبی‌های عالم را در سرزمین سرسبز شمال می‌دیدند نگذشته اما همان‌ها که روزگاری «عاشق جنگل و بوی ساحل» بودند امروز اگر به شمال سفر کنند، همه خاطرات گذشته خود را نقش بر آب می‌بینند. شمال، دیگر شمال گذشته نیست. بوی شمال عوض شده و طعم غذاها و میوه‌های طبیعی آن مثل گذشته نیست. تصور شما از «شمال جدید» چیست؟

    آغاز سفر ما

    مدت‌ها بود که شمال نرفته بودیم تا اینکه ماموریتی به ما محول شد. عزیزی حکم کرد که به چمستان برویم و ویلایی انتخاب کنیم. تخصص ما خرید هیچ ملکی نبود و هرچه اصرار کردیم مورد قبول واقع نشد. اولین مشکل این بود که به خاطر مشغله فراوان، نمی‌توانستیم زمان کافی برای دیدن و انتخاب کردن در نظر بگیریم. به هر حال باید می‌رفتیم و تصمیم گرفتیم در اولین چهارشنبه پیش رو حرکت کنیم. صبح زود برخاستیم و حرکت کردیم. مدت‌ها بود که گذرمان به جاده هراز نیفتاده بود. در میانه‌های راه تصمیم گرفتیم برای انتخاب ویلا، چند معیار در نظر بگیریم. معیار اول، جاده بود و بعد زمانی سفر و چقدر جاده هراز از این منظر خوب بود. سه ساعت تا آمل و نیم ساعت تا چمستان.

    چمستان یعنی کجا؟

    می‌گویند قدیم‌ها نامش «چمنستان» بوده که حالا شده چمستان و برخی هم معتقدند «چمازستان» بوده که به خاطر رویش فراوان نوعی سرخس بر آن نهاده‌اند. هرچه هست امروز نه آنقدر چمن دارد که بگوییم چمنستان و نه دیگر نشانی از چماز است که بگوییم چمازستان. بهتر است بگوییم چمستان. «چم» در فرهنگ لغت معین به معنی رگ خواب و نقطه‌ضعف افراد است و اینجا همان‌جاست که روی نقطه‌ضعف شما دست می‌گذارند. حدفاصل آمل تا چمستان و پس از آن نور و محمود‌آباد در دو سوی جاده پر است از آژانس املاک. در تمام جاده تعدادی محدود فروشگاه لوازم کشاورزی دیدیم و در عوض صدها آژانس املاک را مشاهده کردیم. جاده آمل‌-‌چمستان پر است از تابلوهای تبلیغاتی اغوا‌کننده. شعارهای تبلیغاتی اغراق‌آمیز که بعدها به چشم خود دیدیم که دروغی بیش نیست. هیچ کس به درستی نمی‌داند اما احتمالاً شمار آژانس‌های املاک در همین منطقه از هزار فراتر می‌رود. به طور متوسط هر صد متر یک آژانس املاک می‌بینید که خبر از وقوع یک فاجعه می‌دهد. ما بعدها فهمیدیم عمق فاجعه بیشتر از آن است که در ابتدا تصور می‌کردیم. اولین نشانه‌های زوال را در یک آژانس املاک دیدیم. آنجا که بر تابلوی بزرگش نوشته بودند «فقط با 30 میلیون تومان صاحب ویلا شوید». آیا با 30 میلیون تومان می‌توانستیم برای عزیزمان ویلا بخریم؟

    بازار به ظاهر رونق دارد

    کمی آن طرف‌تر از آمل، کنار جاده تابلوی تبلیغاتی بزرگی دیدیم که ما را به یک آژانس املاک بزرگ هدایت کرد. چند ماشین گران‌قیمت مقابل آژانس پارک شده بود. از ماشین پیاده شدیم و چشم‌هایی را دیدیم که به آمدن ما خیره شده بود. تا به در ورودی برسیم، همه سر جای خود قرار گرفتند. صدای تلویزیون کم شد و جوانی که با تیشرت قرمز روی کاناپه به خواب رفته بود، از جای خود برخاست. وارد شدیم و سلام کردیم. مردی که ته‌ریش داشت و پیراهنش را روی شلوار پارچه‌ای‌اش انداخته بود به استقبال ما آمد. از این صحنه دو پیام گرفتیم. پیام اول این بود که برخلاف هیاهوی تبلیغاتی و آگهی‌های بی‌شماری که هر روز در روزنامه‌ها منتشر می‌شود، بازار ویلا کساد است. ما همچنین متوجه شدیم مردی که پیراهنش را روی شلوارش انداخته بود، مدیر آژانس است و جوانانی که تیشرت پوشیده بودند و شلوار جین به پا داشتند، کارکنان و کارگزاران آژانس هستند. پیام اصلی اما این بود که مدیر آژانس شغل دولتی دارد. بعدها فهمیدیم مدیر آژانس در فرمانداری یکی از شهرهای اطراف سمت مهمی دارد. نشستیم و مذاکره را آغاز کردیم. مدیر آژانس خواست از قدرت خرید و سلیقه‌مان بگوییم. گفتیم و چند دقیقه بعد فهرستی از چند ویلا به ما نشان دادند. چند دقیقه بعد جوانی مامور نشان دادن ویلا به ما شد و سرانجام راه افتادیم. اولین ویلا در روستای «پیشگون» واقع شده بود. روستایی نزدیک آمل که روزگاری مردمانش کشاورز بودند و باغدار و همراه ما معتقد بود دو سال دیگر نه از کشاورز نشانی خواهد ماند و نه از کشاورزی. پرسیدم چرا حاضر می‌شوند زمین‌های کشاورزی را بفروشند؟ گفت: سود کشاورزی مضحک است و کاملاً غیر‌اقتصادی. فروش ویلا اما سودآور است و بسیار وسوسه‌کننده. پرسیدم قیمت زمین در این منطقه چند است؟ گفت: چند سال پیش می‌شد زمین را متری دو هزار تومان خرید اما تا 200 هزار تومان افزایش پیدا کرد اما امروز که بازار کساد است، خیلی‌ها زمین را متری 80 هزار تومان هم می‌فروشند. از تعداد خرید و فروش ویلا در آژانسی که کار می‌کرد پرسیدم، گفت: بازار به معنای واقعی کساد است. یکی دو سال پیش روزی 10 قطعه ویلا و زمین معامله می‌کردیم اما این روزها ماهی 10 ملک هم معامله نمی‌شود. همان‌طور که صحبت می‌کردیم، از جاده‌ای خاکی و پر از دست‌انداز می‌گذشتیم. جاده‌ای که روزگاری محل گذر تراکتور و تیلر و کمباین بوده اما این روزها به گذر خریداران کم‌شمار ویلا تبدیل شده است. به «ویلای دوبلکس جنگلی خوش‌ساخت» رسیدیم. پیاده شدیم. کمی آن طرف‌تر شالیزار بود و آن طرف‌تر در دوردست‌ها، می‌شد اجتماعی از درخت‌ها را دید. اطراف ویلا اما خالی بود. نه درختی، نه سبزه‌ای، نه شالیزاری. ما متوجه شدیم اینجا قبلاً شالیزار بوده و بعدها که صاحب زمین درگذشته، فرزندانش زمین پدری را قطعه‌قطعه کرده و فروخته‌اند. وارد حیاط شدیم. در اطراف حیاط چند نهال کاج کاشته بودند که در حال خشک شدن بود. همراه ما کلید را از زیر سنگی مقابل در ورودی برداشت. در را باز کرد و وارد شدیم. چون نفر اولی بودم که وارد شدم، احساس کردم خانه عنکبوتی را خراب کرده‌ام. روی صورتم دست کشیدم. درست احساس کرده بودم. پرسیدم چند وقت است که برای این ویلا مشتری نیاورده‌اید؟ گفت: دو روز پیش خودم اینجا را نشان مشتری دادم. احساس کردم دروغ می‌گوید مگر اینکه احساسم در مورد تار عنکبوت روی صورتم اشتباه باشد. همه جای طبقه همکف را دیدیم. سالنی در حد 30 متر با آشپزخانه، سرویس دستشویی و یک اتاق خواب. کف را هم با سنگ پوشانده بودند. خواستیم طبقه بالا را ببینیم. پله‌هایی که ما را به طبقه بالا می‌برد، با حداقل هزینه ساخته شده بود. حتی چوب هم نبود. پله‌ها را با «ام‌دی‌اف» ساخته بودند. به همراهم گفتم این پله‌ها حتی اگر به بهشت ختم شوند، ارزش بالا رفتن ندارند. بالا نرفتیم و از خیر این ویلا گذشتیم. ویلای دومی در سمت راست جاده «کلوده» و در روستای «ورکاده» بنا شده بود. بنایی نیم‌دوبلکس و 140‌متری که 440 متر زمین داشت. خیلی ناراحت‌کننده بود چون به بهای از بین رفتن یک باغ بزرگ گلابی چند واحد ویلای به اصطلاح جنگلی ساخته بودند. ویلای بدی نبود اما خوابیدن در قبرستان گلابی‌ها کمی سخت بود و مطمئن بودم عزیزی که ما را مامور خرید ویلا کرده بود، چنین چیزی را نمی‌پذیرفت. روستای بعدی «کردکتی» نام داشت. همراه ما ویلای خوش‌ساختی را نشان‌مان داد که مالکش، کارمند بنیاد مسکن در یکی از شهرهای اطراف بود. این واحد خوش‌ساخت بود اما در اطرافش هیچ اثری از سر‌سبزی و دار و درخت دیده نمی‌شد. ما به این نتیجه رسیدیم که این منطقه را ترک کنیم و به چمستان نزدیک‌تر شویم.

    منبع مطلب : www.khabaronline.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 1 ماه قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید