این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    خاطره ای از خود یا اطرافیانتان تعریف کنید که توجه و مراقبت ویژه خداوند در آن مشاهده شده است

    دسته بندی :
    1. پشتوک
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    خاطره ای از خود یا اطرافیانتان تعریف کنید که توجه و مراقبت ویژه خداوند در آن مشاهده شده است را از سایت تکست لس دریافت کنید.

    فصل یک:خدا شناس      درس یک:بینای مهربان

    فعالیت های کلاسی خاطره ای از خود یا اطرافیانتان تعریف کنید که از توجه و مراقبت ویژه خداوند در آن مشاهده شده است: برای پیشنهاد یکی از اقوام ما سال قبل دچار

    فصل یک:خدا شناس      درس یک:بینای مهربان       

    فصل یک:خدا شناس      درس یک:بینای مهربان        فعالیت  های کلاسی

    خاطره ای از خود یا اطرافیانتان تعریف کنید که از توجه و مراقبت ویژه خداوند در آن مشاهده شده است: برای پیشنهاد یکی از اقوام ما سال قبل دچار حمله قلبی شد و در بیمارستان رفت دکتر گفت که باید عمل بشود و امکان اینکه زنده بماند کم است هنگامی که در خانه بودم برای فامیلمان دعا کردم و چند روز بعد از همان اتفاق پزشکان زنگ زدن و گفتن که عمل با موفقیت پیش رفته است و فرد بیمار با موففیت عمل را پشت سر گذاشته است

    توانایی یادگیری یکی از هزاران نعمتی است که خداوند به ما داده است به کمک همکلاسی های خود چند نعمت دیگر را که مخصوص انسان است نام ببرید:داشتن عقل     توانایی تشخیص حق از باطل    داشتن خانواده     امکان عبادت خدا     پیامبران و امامان

    جدول زیر را کامل کنید

    نعمت خداوند شکر نعمت ناسپاسی نعمت

    پیامبران و امامان پیروی از فرمایش آنها ناپیروی از فرمان های ایشان

    معلم احترام به معلم بد اخلاقی با معلم

    زبان راستگویی دروغ گفتن

    گوش با دقت به سخنان خوب گوش قرا دادن

    گوش دادن به حرف های

    خودت را امتحان کن

    چرا برخی از انسان ها با وجود اینکه خداوند از آنها مراقبت میکند دچار حادثه می شوند؟ گاهی انسان با بی دقتی یا سهل انگاری و یا حتی از سر نادانی دجار حادثه می شوند . در واقع این انسان ها با اشتباهات و گناهانی که مرتکب می شوند خودشان را از حفاظت خداوند محروم میکنند

    استفاده صحیح از نعمت شکر گذاری و استفاده ناصحیح از نعمت ها ناسپاسی است

    شکر واقعی نعمت چیست؟ توضیح دهید. شکر واقعی نعمت این است که از نعمت های خداوند در راه نافرمانی از او و انجام کار های حرام استفاده نکنیم

    + نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۸ ساعت 23:33 توسط lady sh  |

    منبع : haftomiha12.blogfa.com

    خاطره ای از خود یا اطرافیانتان تعریف کنید که توجه و مراقبت ویژه خداوند در آن مشاهده شده است صفحه 17 پیام های آسمان هفتم

    خاطره ای از خود یا اطرافیانتان تعریف کنید که توجه و مراقبت ویژه خداوند در آن مشاهده شده است صفحه 17 پیام های آسمان هفتم را از این سایت دریافت کنید.

    خاطره ای از خود یا اطرافیانتان تعریف کنید که توجه و مراقبت ویژه خداوند در آن مشاهده شده است صفحه 17 پیام های آسمان هفتم

    دسته بندی : نکس لود مطالب سایت

    هستی

    چند سال پیش که زلزله ی شدیدی تو کرمان و کرمانشاه و پل ذهاب امد ما اونجا رفته بودیم ۶ ساعت قبل زلزله برگشتیم ممکن بود به خاطر زلزله اونجا گیر کنیم و یا یه اتفاق ناگوار دیگری بیفتد

    ناشناس

    سلام مادر من خاطره ای از دوران کودکی ام برای تعریف کرده است که به نظر من لطف خدا شامل حال من شده است مادرم میگوید وقتی که نو نوزادی ۵ ماهه بودی همراه پدرت با یک ماشین تصادف میکنی تو از دست پدرت روی جاده می افتی اما مشکلی برایت پیش نمی آید در صورتی که پا و دست پدرت می شکند در آن زمان واقعا لطف و حفاظت خداوند شمل حال من شده است

    نویسنده

    برادر من یک روز که داشتیم به مسافرت میرفتم برادرم در جوب آب میخواست بیفتد از جانب خداوند نیفتاد

    جواب فعالیت کلاسی صفحه ۱۷ کتاب پیام های آسمان پایه هفتم خاطره ای از خود یا اطرافیانتان تعریف کنید که توجه و مراقبت ویژه خداوند در آن مشاهده شده است از سایت نکس لود دریافت کنید.

    جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمی دونم کاش بقیه بچه ها جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟

    بله خیر نویسنده 6 ماه قبل -2 وببوتعب زهرا 6 ماه قبل -2 خوب نویسنده 6 ماه قبل 6

    برادر من یک روز که داشتیم به مسافرت میرفتم برادرم در جوب آب میخواست بیفتد از جانب خداوند نیفتاد

    -2 عالی 6 ماه قبل

    عالی 😘😘😘😘😘😘😘😘

    -1 رویا صفایی 6 ماه قبل

    عالی مرسی ممنونم از متن زیباتون 🙏🙏

    نویسنده 6 ماه قبل 0 خدا نویسنده 6 ماه قبل -1 نمیدونم چی بنویسم سلام 6 ماه قبل -1 من متنی نمبینم نویسنده 6 ماه قبل 2

    روزی همه ی خانواده به مسافرت رفته بودیم و داداش بزرگم در خانه مانده بود چون آن کار میکرد و برقصی نداده بودند وقتی که در خانه تنها بود برای خودش آشپزی میکرد یک روز صبح که میخواست به سر کار برود با خودش زمزمه میکرد [ خدایا عمر و سلامت را مدیون تو هستم ]

    ناشناس 6 ماه قبل 8

    سلام مادر من خاطره ای از دوران کودکی ام برای تعریف کرده است که به نظر من لطف خدا شامل حال من شده است مادرم میگوید وقتی که نو نوزادی ۵ ماهه بودی همراه پدرت با یک ماشین تصادف میکنی تو از دست پدرت روی جاده می افتی اما مشکلی برایت پیش نمی آید در صورتی که پا و دست پدرت می شکند در آن زمان واقعا لطف و حفاظت خداوند شمل حال من شده است

    هستی 6 ماه قبل 19

    چند سال پیش که زلزله ی شدیدی تو کرمان و کرمانشاه و پل ذهاب امد ما اونجا رفته بودیم ۶ ساعت قبل زلزله برگشتیم ممکن بود به خاطر زلزله اونجا گیر کنیم و یا یه اتفاق ناگوار دیگری بیفتد

    نویسنده 6 ماه قبل 0

    من خاطره هايي خوبي دارم اما نميدانم كدام رو بنويسم😂

    نویسنده 6 ماه قبل 0 ۰ 0 نویسنده 6 ماه قبل

    چند ماه پیش درخانه ی ما کمد پایه اش شکست و بر روی من اوفتاد ومن مانده بودم زیرش وکمونده بودازگردنمقطع نوخا شوم. ولی

    نویسنده 6 ماه قبل -1

    خاطره ای از خود و اطرافیانتان تعریف کنید که توجه و مراقبت ویژه خداوند در آن مشاهده شده است

    هستی 6 ماه قبل -1

    سلاممن وقتی ۵ سالم بود یک روز در پارک از دوچرخه افتادم و سرم محکم خورد به جدول کنار خیابان اما به لطف خدا هیچ مشکلی برایم پیش نیامد و به نظر من این حادثه از مراقبت ویژه خداوند برخوردار بوده که هیچ اتفاقی برایم نیوفتاده

    نویسنده 6 ماه قبل -1

    من وقتی بچه بودم از یک جای بلد افتادم ولی خداوند بزرگ به من کمک کرد و یک زندگی دوباره داد خدا بهترین بهترین هاست علی هستم

    😍😍 6 ماه قبل -2 🥰 نینا 6 ماه قبل -2 و فاطمه 6 ماه قبل 0

    یک روز ما داشتیم از سفر بر می گشتیم با یک ماشین تصادف کردیم اما از جانب خداوند هیچ اتفاقی برامون نیفتاد ولی عقب ماشین تقریبا داغون شد

    نویسنده 6 ماه قبل -2

    مثل فیلمی که مردی در حال دزدی است ولی اعزاب وجدان میگیره

    نویسنده 6 ماه قبل -1 سلام آرتیمیس 6 ماه قبل -1 هیچی 23 پاسخ ادمین

    منبع : nexload.ir

    خاطره ای از خود یا اطرافیانتان تعریف کنید که توجه و مراقبت ویژه ی خداوند در آن مشاهده شده است.

    خاطره ای از خود یا اطرافیانتان تعریف کنید که توجه و مراقبت ویژه ی خداوند در آن مشاهده شده است./خاطره اول : معجزه توکل به خداوندروزی برای

    خاطره ای از خود یا اطرافیانتان تعریف کنید که توجه و مراقبت ویژه ی خداوند در آن مشاهده شده است.

    دسته بندی: تحقیق برای بچه ها, تحقیق فارسی, سوم ابتدایی, کلاس دوم

    بازدید

    خاطره ای از خود یا اطرافیانتان تعریف کنید که توجه و مراقبت ویژه ی خداوند در آن مشاهده شده است.

    چند تا خاطره می نویسم، که می توانید با توجه به نیازتان استفاده کنید.

    خاطره اول : معجزه توکل به خداوند

    روزی برای نهار خونه عمو دعوت شده بودیم،برای رفتن آماده شدیم و باهم دیگر سوار ماشین شدیم، وقتی پدر می خواست اتومبیل را روشن کند،

    با خودش گفت: خدایا توکل به تو ” بسم الله العظیم، بسم الله العظیم، رب العرش العظیم”

    ازش پرسیدم : که باباجون مگه این گفتن شما چه تاثیری داره؟

    و رو به من کرد و گفت:

    خداوند همیشه از ما مراقبت می کنه و اگر همیشه بیاد خداوند باشیم مطمئنا زندگی بهتری خواهیم داشت.

    ماشین حرکت، در وسطای راه وقتی پدر می خواست از ماشینی سبقت بگیرد، همزمان از جلوی ماشینی که می خواستیم سبقت بگیریم، یه مرد جوانی پرید وسط خیابان و پدر ترمز گرفت، مرد جوان به خیابان افتاد و ما پیاده شدیم، خیلی نگران بودیم، و همه پیاده شدیم، آن مرد جوان با دستش اشاره کرد که چیزیش نشده و ما جلو رفتیم و دیدیم که فقط چراغ مان بصورت جزئی به ایشان برخورد کرده،

    و مرد جوان گفت که چیزیش نیست و می توانیم برویم، همه ناراحت بودیم، ولی زمزمه پدرم با خداوند، و توکل کردنش از ما مراقبت کرد و پدرم و مرد جوان به زحمت نیافتند و سلامت به مقصد رسیدیم. و خداوند مراقب همه ماست.

    خاطره ای از خود یا اطرافیانتان تعریف کنید که توجه و مراقبت ویژه ی خداوند در آن مشاهده شده است.

    خاطره دوم: معجزه توکل به خداوند و سلامتی و طول عمر

    روزی همه خانواده به سفر رفته بودیم و داداش بزرگم در خانه مانده بود، چون اون کار می کرد و مرخصی نداده بودند، وقتی که در خانه تنها بود برای خودش آشپزی میکرد.

    هر وقت که صبح به سر کار می رفت با خودش زمزمه می کرد،

    ازش پرسیدم که با خودت چی میگی:

    و اون گفت که به خداوند می گویم که خدایا عمر و سلامتی را مدیون تو هستیم،

    ” لا حول و لا قوة الا بالله”

    روزی اون از سر کار به خانه میاد و خیلی خسته بود، غذا رو به روی اجاق می ذاره و میاد روی مبل می نشیند،

    مدتی بعد اون خوابش می بره، نزدیک 2 ساعت می گذره و غذا اونقدر می سوزه که به دود و خاکستر تبدیل میشه و داداشم هنوز متوجه نمیشده، و در خواب نزدیک بوده بیهوش بشه، اون کارخونه ای که کار می کرده بر حسب اتفاق لوله روغن می ترکه ( که اصلا سابقه نداشته) و به داداشم زنگ می زنن و چندین بار زنگ می زنن،

    که داداشم به زور از جایش بلند میشه و داشته خفه میشده و خودش رو به پشت بام رسونده و در و پنجره را باز کرده و اونجا نجات پیدا می کنه و خیلی گریه میکنه و از خدا تشکر میکنه و اینجا معجزه همان خدایا سلامتی را مدیون تو هستیم آشکار می شود.

    خاطره سوم: معجزه ” به یاد خدا بود”

    با پسر داییم برنامه جنگل نوردی را چیده بودیم برای روز جمعه، صبح ساعت 5.30 راه افتادیم، همین که خواستیم راه بیوفتیم،

    سوره حمد را خواندم و آیه ”  وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ ﴿۵۱﴾ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ ﴿۵۲﴾

    و همانا نزدیک است کافران هنگامی که قرآن را می‌شنوند، با [نگاه‌ها و] چشم‌هایشان تو را به زمین بزنند و می‌گویند: او مجنون است؛ حال آن‌که آن جز اندرزی برای جهانیان نیست.

    خاطره ای از خود یا اطرافیانتان تعریف کنید که توجه و مراقبت ویژه ی خداوند در آن مشاهده شده است.

    و راهی جنگل شدیم،

    بعد از اینکه قسمتی از مسیرمان را با اتومبیل رفتیم، رسیدیم به بخشی که باید پیاده روی می کردیم، نزدیک 1.5 ساعت پیاده روی کردیم،

    تا به بخش مورد نظر از جنگل رسیدیم، پر بود از درختان و آبشار و آب و … روی آب سنگ هایی بود که سبزه رنگ بود و خیلی صاف و صیقلی،

    در حال عکس برداری بودم که پایم از روی یکی از سنگ ها سُر خورد و آنچنان با پشت سر به زمین خوردم که تا مدتی فقط گیج می زدم و داشتم از حال می رفتم،

    وقتی روی آب افتادم ، آب سردی از روی صورتم رد شد و من آب را با تمام وجودم حس کردم و لحظه ای به خودم آمدم و از آب بیرون آمدم ،

    پسر داییم هم خیلی ترسیده بود، چون برای لحظه ای حالم خیلی بد شد.

    در آن لحظه اگر لطف خداوند نبود، در وسط  جنگل هم امکاناتی نبود، مطئنا این خاطره نوشته نمی شد.

    خدایا تو همیشه مراقب بنده هایت هستی، فقط بنده هایت بعضی مواقع تو را از یاد می برند.

    خیلی خوشحال می شوبم خاطرات شما را هم بازنشر کنیم.

    تهیه و تنظیم: سایت کلاس درسی

    مطالب دیگر:

    چرا مغز دارای چین و شکن های فراوان است انشا در مورد آسمان شب اگر من یک اسکیمو بودم انشا کوتاه از زبان یک درخت انشا دیدن یک شکارچی از نگاه اهو خرچنگ و مرغ ماهی خوار کلاس چهارم

    منبع : KelaseDarsi.ir

    منبع : kelasedarsi.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 1 ماه قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید