این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    خصوصیات ولی فقیه در کدام اصل قانون اساسی ذکر شده است

    دسته بندی :
    1. پشتوک
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    خصوصیات ولی فقیه در کدام اصل قانون اساسی ذکر شده است را از این سایت دریافت کنید.

    ولایت فقیه و قانون اساسى

    مقدمه‏ سابقه نوشتن قانون اساسى به شکل جدید و مرسوم براى کشورها - که در آن سازمان و شکل حکومت مشخص شد و حقوق و...

    ولایت فقیه و قانون اساسى (مقاله پژوهشی حوزه)

    نویسندگان: عباس ایزدی فردمنبع: علوم سیاسى 1383 شماره 25

    کلید واژه ها: ولایت فقیه قانون اساسى امام خمینى(ره

    حوزه های تخصصی:

    حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه اندیشه و فقه سیاسی فقه سیاسی ولایت فقیه مباحث کلی

    دریافت مقاله

    آرشیو

    آرشیو شماره ها:

    ۹۴

    سال ۱۴۰۰ (۳)

    سال ۱۳۹۹ (۴)

    سال ۱۳۹۸ (۴)

    سال ۱۳۹۷ (۴)

    سال ۱۳۹۶ (۴)

    سال ۱۳۹۵ (۴)

    سال ۱۳۹۴ (۴)

    سال ۱۳۹۳ (۴)

    سال ۱۳۹۲ (۴)

    سال ۱۳۹۱ (۴)

    سال ۱۳۹۰ (۴)

    سال ۱۳۸۹ (۴)

    سال ۱۳۸۸ (۴)

    سال ۱۳۸۷ (۴)

    سال ۱۳۸۶ (۳)

    سال ۱۳۸۵ (۴)

    سال ۱۳۸۴ (۴)

    سال ۱۳۸۳ (۴)

    سال ۱۳۸۲ (۴)

    سال ۱۳۸۱ (۴)

    سال ۱۳۸۰ (۴)

    سال ۱۳۷۹ (۵)

    سال ۱۳۷۸ (۴)

    سال ۱۳۷۷ (۳)

    چکیده

    اهمیت قانون اساسى و ولایت فقیه در نظام جمهورى اسلامى، سبب شکل‏گیرى دیدگاه‏هاى متعددى در خصوص میزان اختیارات ولى فقیه و قانون اساسى شده است. در این راستا: گروهى با تکیه بر مشروعیت الهى ولایت فقیه، ولى فقیه را فوق قانون مى‏دانند؛ برخى دیگر با فرض تعارض اندیشه کلامى یا فقهى شیعه درباره ولایت فقیه با قانون اساسى، اولویت را به قانون اساسى مى‏دهند؛ گروه سوم، با نگاه جامعه شناختى به قانون اساسى، معتقدند سیره و عملکرد پیامبر اسلام و تجربه ده ساله‏ى اجرایى امام خمینى(ره)، به خوبى نمایان‏گر عدم تعارض وظایف و اختیارات ولى فقیه با قانون اساسى است.

    متن

    مقدمه‏

    سابقه نوشتن قانون اساسى به شکل جدید و مرسوم براى کشورها - که در آن سازمان و شکل حکومت مشخص شد و حقوق و تکالیف متقابل دولت و مردم معین گردید - به قرن هجدهم میلادى باز مى‏گردد. در پى استقلال ایالات متحده امریکا و انقلاب فرانسه در اواخر قرن هجدهم، تحت تأثیر اندیشه‏هاى منتسکیو و روسو، آخرین پایه‏هاى لرزان مشروعیت الهى حکومت در غرب از بین رفت و اندیشه مشروعیت مردمى گسترش یافت.

    به تدریج قانون اساسى به واسطه این دو ویژگى منشور مقدسى گردید و رعایت آن الزامى شد: اولاً، حکومت را متعلق به مردم مى‏دانست که مردم آن را به نمایندگان خود واگذار مى‏کردند؛ ثانیاً، اختیارات حکومت‏گران و حقوق و وظایف متقابل دولت و ملت را معین مى‏کرد.

    در آغاز لازم است نگرش‏هاى مختلف به قانون اساسى را بررسى کنیم. از نظر منشأ وضع از دو زاویه مى‏توان به بررسى قانون اساسى پرداخت:2 اول، نظریه جامعه شناختى: از این منظر روابط اجتماعى و مناسبات زندگى جمعى، مستلزم حکومت قانون و روال منظم و مشخصى است تا بتوان بر اساس آن، جامعه را اداره کرد. از طرف دیگر، وظیفه و اختیارات متقابل اعضا و اجزاى حکومت و مردم مشخص شود تا تداخل کار و هرج و مرج ایجاد نگردد؛ دوم، نظریه مشروعیت: نظریه مشروعیت - صرف نظر از صحت و سقم آن - زاییده بستر تاریخى است. در این نگاه چنین بحث مى‏شود که حق حاکمیت مختص ملت و مردم است. مردم بر اساس توافق جمعى امّا ضمنى، عده‏اى را از میان خود به عنوان رهبران حکومت و اعضاى دولت، انتخاب مى‏کنند. تا ساماندهى زندگى اجتماعى را بر عهده گیرند. شرح وظایف و اختیارات منتخبان اصلى مردم در قانون اساسى معین مى‏شود. نمایندگان مردم در حکومت، باید منحصراً در همان چارچوب قانون اساسى حرکت نمایند و حق عدول یا تجاوز از آن را ندارند. این نگرش محصول «نظریه قرارداد اجتماعى» است و نتیجه آن جلوگیرى از خودکامگى و حفظ آزادى مردم است. در این مقاله، قانون اساسى با نگرش جامعه شناختى بررسى شده است.

    تا پیدایى انقلاب مشروطه، مسأله قانون اساسى مدون در بین فقیهان شیعه مطرح نبود. تدوین قانون اساسى مشروطه، بحث‏هایى را در بین علما برانگیخت و گروهى از آنان، مشروعیت قانون اساسى را پذیرفتند و عده‏اى نیز آن را طرد کردند. پیروزى انقلاب اسلامى در 1357 و تدوین قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران با لحاظ دیدگاه‏هاى اکثریت فقیهان و عالمان وقت شیعه، نوعى اتفاق نظر به وجود آورد؛ بازنگرى در آن در سال 1368 بحث‏هاى دامنه دارى را برانگیخت، به خصوص میزان اختیارات ولى فقیه در شیعه و قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران و رابطه نهاد ولایت فقیه با قانون اساسى، همچنان مورد بحث است. به طور کلى این سؤال اساسى مطرح است که آیا ولایت مطلقه فقیه با قانون اساسى قابل جمع است یا خیر؟ از نظر برخى، ولى فقیه منصوب ائمه‏علیه السلام و به تبع خداوند است، از این رو، قانون اساسى نمى‏تواند براى او شرط تعیین کند یا او را محدود کند و یا الزامى براى او ایجاد نماید.3 بعضى دیگر معتقدند هر چند در اندیشه کلامى یا فقهى شیعه، ولى‏فقیه داراى اختیارات گسترده و نامحدودى - با لحاظ مصلحت - است؛ اما قانون اساسى داراى حدودى است. و اختیارات ولى فقیه د رآن محدود به همان موارد ذکر شده در اصل 110 است.4 این گروه که عمدتاً، حقوق دانان هستند معتقدند اساساً کلمه مطلقه در ولایت مطلقه با وجود قانون اساسى در تعارض است؛ اما بخشى دیگر به این باورند که نصب ولى فقیه از جانب ائمه‏علیه السلام و مشروعیت الهى حکومت، با وجود قانون اساسى تعارض ندارد، بلکه ولایت فقیه در چارچوب قانون اساسى مى‏گنجد و آن دو منافاتى با یکدیگر ندارند.5 به عبارت دیگر، با وجود آن که ولایت فقیه، منصبى اعطایى از جانب امام‏علیه السلام مى‏باشد، و اختیارات او به اندازه اختیارات حکومتى پیامبرصلى الله علیه وآله است، مى‏توان همان اختیارات را مدوّن کرد و در قانون اساسى گردآورد. این اختیارات، لزوماً با پاى بندى ولى فقیه به قانون اساسى منافات ندارد.

    در این مقاله، مفروض ما آن است که در قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران، ولایت فقیه با مبناى انتصاب گنجانده شده است. فرضیه پژوهش نیز این است که «ولایت مطلقه فقیه با تقیّد به قانون اساسى منافاتى ندارد، یعنى اختیارات ولى فقیه لزوماً با قانون اساسى تعارض ندارد».

    ولایت فقیه، از جمله نظریه‏هاى دولت در فقه شیعه، در یک طبقه بندى به دو قسم ولایت انتصابى و ولایت انتخابى فقیه تقسیم مى‏شود. بر اساس ولایت انتصابى، «فقها به طور عام از طرف ائمه‏علیه السلام به حکومت منصوب شده‏اند».6 و بر اساس ولایت انتخابى فقیه، فقیهان به عنوان نامزد رهبرى به مردم معرفى مى‏شوند تا مردم یکى را به ولایت انتخاب کنند.7 واژه «مطلقه» در علوم سیاسى و حقوق عمومى، مشخصه یک نوع رژیم سیاسى است که حکومت گران در آن، هیچ محدودیتى در اعمال اختیارات خود ندارند. قطعاً این نوع حکومت از نظر اسلام و امام خمینى(ره) مردود است: «حکومت اسلامى نه استبدادى است و نه مطلقه».8 براى فهم کلمه «مطلقه» در ولایت فقیه باید به نگرش فقها به حکومت توجه کرد. از نظر عالمان شیعى، پیامبر داراى سه مقام نبوت و رسالت، قضاوت و حکومت و زمام‏دارى بود. شکى نیست که نبوت و رسالت مختص پیامبر بود، و قابل تسرّى به دیگران نیست؛ اما در خصوص تعلق دو مقام دیگر به مجتهدان در میان عالمان شیعه اختلاف نظر وجود دارد. برخى مدعى‏اند که فقط مقام قضاوت به مجتهدان واگذار شده است، اما بعضى دیگر، هر دو مقام حکومت و قضاوت را مختص رهبران دینى مى‏دانند. عده بسیار کمى نیز معتقد به دخالت در سیاست، حکومت و قضاوت نیستند مگر به قدر ضرورت. بنابر این، اطلاق و مطلقه در ولایت فقیه به معناى شمول و تسرّى تمام اختیارات حکومتى و قضایى پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله به مجتهدان در عصر غیبت است.

    منبع : ensani.ir

    خصوصیات ولی فقیه در کدام اصل قانون اساسی ذکر شده؟

    خصوصیات ولی فقیه در کدام اصل قانون اساسی ذکر شده؟هم اکنون در مجله آنلاین فارسی ها با عنوان خصوصیات ولی فقیه در کدام اصل قانون اساسی ذکر

    دانستنی ها ۳ سال پیش

    خصوصیات ولی فقیه در کدام اصل قانون اساسی ذکر شده؟

    خصوصیات ولی فقیه در کدام اصل قانون اساسی ذکر شده؟

    هم اکنون در مجله آنلاین فارسی ها با عنوان خصوصیات ولی فقیه در کدام اصل قانون اساسی ذکر شده؟ در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

    ولایت فقیه که توسط امام خمینی تحقق پیدا کرده است در واقع راهی برای مبارزه با رژیم استبدادی نیز بوده است .

    ولی فقیه فردی عالم است که توسط مردم انتخاب و شناخته شده است که وظیفه رهبری را بر عهده دارد .

    در مقدمه قانون اساسی چنین آمده است :

    طرح حكومت اسلامی بر پایه ولایت فقیه كه در اوج خفقان و اختناق رژیم استبدادی از سوی امام خمینی ارائه شد

    انگیزه مشخص و منسجم نوینی را در مردم مسلمان ایجاد نموده و راه اصیل مبارزه مكتبی اسلام را گشود .

    در اصل پنجم قانون اساسی چنین آمده است که :

    در زمان غیبت امام عصر فردی امامت جمهوری اسلامی را بر عهده خواهد گرفت که عادل ، با تقوا ، مدیر ، مدبر ،

    شجاع ، آگاه به زمان باشد .

    همچنین در اصل ۵۷‌ قانون اساسی قوای حاکم بر جامعه را شامل :

    مقننه ، مجریه ، قضاییه که همه آنها زیر نظر ولایت فقیه به فعالیت می پردازند .

    بعد از امام خمینی که از طرف تمامی مردم به عنوان رهبر جمهوری اسلامی انتخاب شده است

    انتخاب یک رهبر فقیه و عالم به عهده خبرگان می باشد .

    طبق اصل۱۰۹ قانون اساسی رهبر باید دارای صلاحیت های زیر باشد :

    بینش صحیح سیاسی ، اجتماعی ، مدیریت ، شجاعت و قدرت کافی داشتن .

    عدالت و تقوای لازم داشتن .

    صلاحیت علمی لازم برای تمامی مطالب مختلف فقه .

    فردی که در این زمینه ها قوی تر باشد آن فرد مقدم تر خواهد بود .

    طبق ۱۱۰ قانون اساسی از وظایف مهم رهبر می توان به :

    تعیین سیاست های کلی نظام جمهوری با مشورت مجمع تشخیص مصلحت نظام .

    نظارت بر حسن اجرای سیاست های نظام جمهوری اسلامی ایران .

    بنابراین بالاترین مقام در جمهوری اسلامی که وظیفه رهبری را بر عهده دارد رهبر و یا همان ولایت فقیه می باشد .

    خصوصیات ولی فقیه در کدام اصل قانون اساسی ذکر شده؟

    این مطلب از دسته سرگرمی سایت برای شما گردآوری شده است .

    Rate this post

    منبع : farsiha.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 8 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید