این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    داستانی کوتاه درباره ضرب المثل کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد راه رفتن خودش را هم فراموش کرد

    دسته بندی :
    1. پشتوک
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    داستانی کوتاه درباره ضرب المثل کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد راه رفتن خودش را هم فراموش کرد را از سایت نکس اسکرین دریافت کنید.

    انشا و داستان ضرب المثل کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیره

    داستان کوتاه و باز آفرینی ریشه ضرب المثل کلاغ می خواست راه رفتن کبک را یاد بگیره راه رفتن خودش هم یادش رفت همراه با برداشت و نتیجه گیری

    انشا و داستان ضرب المثل کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیره

    انشا و داستان ضرب المثل کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیره

    انشای اول – داستان کوتاه و ریشه ضرب المثل

    ماجرا از آن جا شروع شد که کلاغی خواست به شیوه ی کبکی که بسیار زیبا راه می رفت، راه برود و در انتها راه رفتن خود را نیز فراموش کرد.

    کلاغ داستان ما می دید که حیوانات دیگر راه رفتن کبک را تحسین می کنند و کبک، زیبا و خرامان راه می رود.

    او روزها به تماشای کبک رفت و پس از مدتی با خود گفت چرا من نتوانم مانند او راه بروم؟ مگر نه این که هر دوی ما شبیه هم هستیم! هر دوی ما دو بال و دو پا داریم.

    این فکر ذهن کلاغ را حسابی در گیر کرد و در نهایت او تصمیم گرفت به تقلید شیوه ی راه رفتن کبک بپردازد و موجب تحسین همگان شود.

    کلاغ با این نیت هر روز به نزدیکی خانه کبک رفت و راه رفتن او را تماشا کرد، و بعد که احساس کرد به خوبی همه چیز را فرا گرفته است روزی به جنگل رفت و شروع کرد به راه رفتن شبیه کبک.

    حیوانات خندان و متعجب او را می نگریستند و از او می پرسیدند که چرا این طور راه می رود.

    کلاغ به حرف کسی توجه نمی کرد و به راه خود ادامه می داد، تا این که پایش پیچ خورد و بر زمین افتاد و ناله ای کرد. کلاغ که بر اثر زمین خوردن آسیب دیده بود تا مدت ها نمی توانست به خوبی راه برود.

    در این زمان جغد دانا از راه رسید و به او گفت: تو می خواستی مثل کبک راه بروی اما راه رفتن خود را نیز فراموش کردی.

    تقلید کورکورانه نیز دقیقا همین بلا را سر انسان می آورد. نباید بدون آگاهی و تحقیق، از کسی تقلید کرد زیرا ممکن است شیوه ی زندگی آن فرد با شما متفاوت باشد.

    برداشت: تقلیدی که اشتباه باشد باعث پشیمانی خواهد شد.

    انشای دوم

    ضرب المثل کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیره این موضوع را متذکر می شود که نباید در زندگی تقلید کورکورانه انجام داد چون باعث پشیمانی می شود.

    همه ی ما در زندگی فرد یا شخصیتی را به عنوان الگو انتخاب می کنیم و در کارهای خود از آن فرد پیروی می کنیم. در صورتی که این انتخاب آگاهانه و با تحقیق باشد در زندگی ما بسیار موثر خواهد بود اما وای به روزی که این انتخاب نادرست و تقلید کورکورانه باشد…

    به همان میزان که تقلید آگاهانه و الگو برداری از فرد درست، می تواند خوب باشد و مسیر خوبی را پیش پای ما بگذارد، تقلید کورکوانه و انتخاب الگوی نادرست می تواند ضربه ی بزرگی به زندگی ما وارد کند.

    در انتخاب الگو باید ببینم شیوه ی زندگی و مشخصات فردی الگوی مورد نظر تا چه میزان شبیه به ماست و چه تاثیر مثبتی می تواند بر زندگی ما بگذارد، سپس می توانیم در مواردی که عاقلانه است از الگوی خود تقلید کنیم و از شیوه های صحیحی که او استفاده کرده ما نیز استفاده کنیم.

    خداوند متعال هر انسانی را با استعداد خاصی آفریده است و هر کسی در کاری موفق تر می باشد، انتخاب راه و روش زندگی نیز باید در جهت پرورش همین توانایی ها و استعداد ها باشد تا به موفقیت دست پیدا کنیم.

    پیاه سازی نسخه ی زندگی هیچ کس، حتی موفق ترین افراد هم برای ما بهترین نیست بلکه درست ترین مسیر، مسیری است که حاصل فکر، اندیشه و مشورت براساس استعداد و علاقه مندی ما باشد و قطعا مطلوب ترین نتیجه از این طریق به دست خواهد آمد.

    تقلید کورکورانه باعث نابودی زندگی انسان می شود در نتیجه نه تنها خود باید از آن دوری کنیم باید به دیگران نیز آگاهی ببخشیم تا این این کار اجتناب کنند.

    برداشت: تقلید کورکورانه انسان را از مسیر درست زندگی اش دور می کند.

    منبع : www.coca.ir

    داستان درباره ضرب المثل ضرب المثل کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد

    صفحه اصلي ارتباط با ما

    دسته بندی موضوعات سایت

    راهنمای سایت

    سایت اقدام پژوهی -  گزارش تخصصی و فایل های مورد نیاز فرهنگیان1 -با اطمینان خرید کنید ، پشتیبان سایت همیشه در خدمت شما می باشد .فایل ها بعد از خرید بصورت ورد و قابل ویرایش به دست شما خواهد رسید. پشتیبانی : بااسمس و واتساپ: 09159886819  -  صارمی2- شما با هر کارت بانکی عضو شتاب (همه کارت های عضو شتاب ) و داشتن رمز دوم کارت خود و cvv2  و تاریخ انقاضاکارت ، می توانید بصورت آنلاین از سامانه پرداخت بانکی  (که کاملا مطمئن و محافظت شده می باشد ) خرید نمائید .3 - درهنگام خرید اگر ایمیل ندارید ، در قسمت ایمیل ، ایمیل   را بنویسید.لیست گزارش تخصصی   لیست اقدام پژوهی     لیست کلیه طرح درس ها

    پشتیبانی سایت

    در صورت هر گونه مشکل در دریافت فایل بعد از خرید به شماره 09159886819 در واتساپ پیام بدهید.

    داستان نویسی ضرب المثل کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد

    بازديد: 9151

    دسته بندي: جواب سوالات کتاب,جواب سوالات هشتم,انشا و حکایت,

    این مطلب شامل چند داستان و بازنویسی است تا اخر ببینید و نظر بدهید :داستان درباره ضرب المثل ضرب المثل کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد

    ضرب المثل پایه هشتم  صفحه/۴۶ کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد راه رفتن خودش را هم فراموش کرد.

    معنی ضرب المثل کلاغ و کبک

    ۱- اشاره به تقلید کورکورانه دارد.۲- تقلید کورکورانه باعث می شود انسان کارهای درست خود را هم فراموش کند.۳- خداوند در وجود هر کسی استعدادهایی را نهادینه کرده تا او استعداد های خویش را بپروراند و در جهت درستی از آنها استفاده کند نه اینکه آن ها را نادیده بگیرد و با استعداد های دیگران مقایسه کند.۴- تقلید اشتباه ، پشیمانی به بار می آورد.

    بازپروری ضرب المثل کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد

    روزی روزگاری در یکی از روزهای خوب بهاری کلاغی به رنگ شب در آسمان آبی پرواز می کرد و از پس دشت ها و کوه ها گذر می کرد تا که چشمش به گوشه ایی از کوهی زیبا که آبشار از میانه کوه جاری بود و گل های رنگارنگ وخوش عطر دیده می شد نظرش را جلب کرد و به سمت خود کشید. کلاغ به سمت آن منظره ی زیبا رفت و در گوشه ایی فرود آمد. در حالی که بسیار مجذوب آن تصویر زیبا شده بود. ناگهان چشمش به کبکی زیبا و خوش رنگ که هر پرش رنگی و جلوه ایی زیبا داشت خورد. کبک بسیار خرامان خرامان راه می رفت و با ناز و عشوه گام های خود را بر زمین می گذاشت. کلاغ از دیدن چنین منظره ایی بسیار متحیر شد به طوری که نمی توانست چشم از کبک بگیرد. اما به دلیل ظاهر زشت و سیاهش خجالت کشید که جلو رود و با کبک طرح دوستی بریزد. با خود گفت: من نیز باید شایسته و سزاوار کبک باشم تا او نیز با من دوست شود. در گوشه ایی پنهان شد و خود را لابه لای شاخ و برگ استتار کرد تا از دور تماشای هنرنمایی کبک باشد و از کبک نوع راه رفتن او را بیاموزد. روزها گذشت و هر روز کلاغ به تماشای کبک می پرداخت و هر چه که کبک انجام می داد کلاغ نیز سعی در تکرار تقلید او می کرد، اما هر چه بیشتر تلاش می کرد کمتر به نتیجه ی دلخواهش می رسید تا اینکه گذشت و گذشت و کلاغ هیچ یک از کارها و شیوه های کبک را نیاموخت. تصمیم گرفت که از آنجا برود و از دوستی با کبک صرف نظر کند اما کمی که راه رفت متوجه شد که حتی راه رفتن عادی خودش را نیز فراموش کرده است و اینگونه بود که کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد راه رفتن خود را هم فراموش کرد. بیاییم زندگی و روش خود را طی کنیم و از تقلید و تکرار کارهای بیهوده دست بکشیم زیرا با اینکار شخصیت و خود واقعیمان را نیز از یاد می بریم. خداوند در سیرت و وجود  هر کسی هدف و استعداد خاصی نهاده و با تقلید از دیگران تنها این استعدادها زیر خاکستر پنهان می شوند. بلکه تنها کارهای ناخوشایند  و نادرست شعله می کشند و در نهایت ذات و خود انسان را می سوزاند.داستان :کلاغ می‌خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد، راه رفتن خودش را هم فراموش کردکبکی بود که خیلی زیبا راه می‌رفت. همه پرندگان، مجذوب خرامان راه رفتن او بودند. وقتی کبک از دور دیده می‌شد، پرنده های دیگر دست از پرواز و جست و خیز بر می‌داشتند، روی شاخه‌ای می‌نشستند تا راه رفتن او را ببینند. در میان همه پرندگانی که از راه رفتن کبک خوشش می‌آمد، پرنده‌ای هم بود که فکرهای دیگری به سرش زده بود. این پرنده کسی جز کلاغ نبود.

    در ابتدا کلاغ هم مثل سایر پرنده‌ها، به راه رفتن کبک نگاه می‌کرد و مثل همه لذت می‌برد. اما چند روزی که گذشت، کلاغ با خود گفت: " مگر من چه چیزی از کبک کم دارم ؟ او دو تا بال دارد، من هم دارم. دو تا پا دارد و یک منقار، من هم دارم. قد و هیکل ما هم که کم و بیش به یک اندازه است. چرا من مثل کبک راه نروم ؟ " این فکرها باعث شد که کلاغ طور دیگری عمل کند. او که می‌دید توجه همه پرنده‌ها به کبک است، حسودی اش شد و تصمیم گرفت هر طور که شده نظر پرنده‌ها را به خودش جلب کند. با این تصمیم، نگاه کلاغ به کبک عوض شد. او به جای اینکه مثل همه پرنده‌ها از راه رفتن کبک لذت ببرد، به راه رفتن کبک دقیق می‌شد تا بفهمد او چطوری راه می‌رود که همه آن را دوست دارند. کلاغ هر روز در گوشه‌ای سر راه کبک می‌نشست و سعی می‌کرد با نگاه به او، شیوه راه رفتنش را یاد بگیرد. بعد از آنکه کبک از کنار کلاغ می‌گذشت، کلاغ بلافاصله راه می‌افتاد و سعی می‌کرد مثل کبک راه برود و راه رفتن او را تقلید کند. چند روز گذشت.

    منبع : www.asemankafinet.ir

    داستان ضرب المثل کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد

    خانه » برچسب‌های " داستان ضرب المثل کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد "

    نمایش مطالب برچسب : داستان ضرب المثل کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد

    بازآفرینی ضرب المثل کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد صفحه 46 نگارش هشتم

    admin مطالب درسی 1

    ادامه مطلب

    darskade.ir

    کلیه ی حقوق برای درس کده محفوظ می باشد.

    منبع : darskade.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 1 ماه قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید