این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    دلنوشته ای برای حضرت زینب

    دسته بندی :
    1. پشتوک
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    دلنوشته ای برای حضرت زینب را از این سایت دریافت کنید.

    متن در مورد حضرت زینب + جملات و دلنوشته های زیبا در آن حضرت

    در این بخش مجموعه متن و جملات زیبا درم ورد حضرت زینب را آماده کرده ایم که امیدواریم از خواندن آنها لذت ببرید. حضرت زینب، خواهر امام حسین و دختر حضرت علی و

    متن در مورد حضرت زینب + جملات و دلنوشته های زیبا در آن حضرت

    در این بخش مجموعه متن و جملات زیبا درم ورد حضرت زینب را آماده کرده ایم که امیدواریم از خواندن آنها لذت ببرید. حضرت زینب، خواهر امام حسین و دختر حضرت علی و حضرت فاطمه است که در دشت کربلا به اسارت گرفته شد و شاهد شهادت برادرانش بود.

    متن و جملات درباره حضرت زینب

    تو کوه صبر باشی و من نگاهم به بی صبرانی باشد که ادعای اسوه بودن دارند ؟!

    تو فرمانبردار امام خویش باشی و من غافل از امام حاضر و حیّ خود باشم ؟

    یاری ام کن!

    وفات حضرت زینب(س) تسلیت باد

    ***

    سیاه پوش تواَم. نامت را می‌نویسم و بزرگی ات، تمام تنم را می‌لرزاند. نامت را می‌نویسم و صبرت را تاب نمی‌آورم. لابه لای روزهای خاکستری اندوهت، آنچنان فرو می‌شکنم که حتی خویش را فراموش می‌کنم. بانو! بیابان، دنبال گام‌های استوارت، سال‌هاست که از تاریخ، روبه روی صبر عظیمت به زانو درآمده است. کربلا، چراغ در دست راه افتاده است. بانو! تاریخ، بر جاده‌های تاریک خویش، همچنان می‌تازد و تو سربلند ایستاده ای با اندوهان سرشارت. بانو!ثانیه‌ها برایت قدم به قدم رنج آورده اند و تو، قدم به قدم صبر کرده ای. چشم‌های زمان، همچنان از خوابی سنگین می‌سوزد؛ رنجی که سال‌ها تو را تنها به صبوری شناخت. بر کتف‌های گسترده آسمان، ملائک، پیکرت را آرام آرام می‌برند. فریادهایی شکسته، دهان‌هایی عزادار، خاک در هم می‌پیچد، گلدسته‌های دمشق، چشم به راه کبوتران زایر تواند. شهر، در اندوه تناور خویش پیچیده است. نامت را می‌نویسم و انگشت‌هایم بوی بال‌های سوخته شاپرکان غریب می‌گیرد. نامت را می‌نویسم و چشم‌هایم می‌سوزند. نامت را می‌نویسم و می‌گریم. بانو!تو را با بزرگی ات، تو را با صبرت، تو را با اندوهی که سال‌ها در سینه داشتی و دم نزدی، تو را تنها با تمام وجودم ـ همین چشم‌های ناچیز ـ اشک می‌ریزم.

    ***

    زینب یگانه است خدا هم به فاطمه

    تا زینب است دختر دیگر نمی دهد

    زینب همان کسی است که در را عفتش

    عباس می دهد نخ معجر نمی دهد

    ***

    زینبی که آن روی سکه عفت فاطمی است، پرده‌نشین خانه وحی است، پرورده غیرت‌هاست. همان خاتونی است که زنان کوفه صف اندر صف در انتظار دیدار اویند تا در درس تفسیرش بیاموزند که چنین بی‌مانند تفسیر قرآن بر سرنیزه خوانده شده را فریاد می‌کند، چنان‌که به قدرت قرآن، جان‌های بی‌وجدان اهل شهر نفاق را زنده کرد و حیات حسینی به رگ‌هامان تزریق کرد. آرى، به خدا که تاریخ در محضر زینب(س) از پا درآمده و خود را به دست باکفایتش داده تا تاریخ و شریعت محمدی، همه و همه را از نو بسازد.

    ***

    متن ویژه حضرت زینب

    مژده باد تو را، زینب! که دیگر فردایی نیست، این شام غریبان آخرینِ تو را که کوفیان، خاکستر بر سرت بریزند و بر اشک‌های جانسوز کودکان، نیشخند بزنند. مژده بادت که دیگر، زنان قبیله تاریکی، بر مظلومیتت کِل نمی‌کشند! خاتون! دیگر راحت شدی و غم فردا را نمی‌خوری که سر خورشید را بر نیزه‌ها ببینی و از سوز جگر، سر بر محمل بکوبی. خانم! نمی‌دانم که این دریای صبر را از کدامین آب حیات سر کشیده ای که صبر هم در مقابلت زانو زد. اما سرانجام بعد از پنجاه و چند سال، مقنعه مشکینی را از سرت برداشتی و با لباس سفید به خانه ابدی ات رفتی.

    ***

    ای شکوه حماسه در سراپرده حیرت! ای زخم خورده نینوا! ای بانوی خورشید‌های دربند! ای زینب قهرمان! تو که خود، وسعتی به اندازه همه سوگ‌های آفرینش داشته ای، تو که خود دریای بی کران اشک را، ساحل بودی، چگونه باید بر تو سوگواری نمود که ما سوگواری را از تو یادگار داریم. تو که آواز سرخ کربلا را از حنجره بردباری ات، به گوش تاریخ رساندی و اگر این حنجره صبوری و آن نطق آتشین تو در کاخ یزیدیان نبود، داستان جان سوز آن ظهر عطشناک عاشورا در کوچه‌های تاریخ به دست فراموشی سپرده می‌شد.

    ***

    زینب خدای عشق و جان عالمین است

    ذکر طپش های دل زینب حسین است

    چون طینت او از ازل شد نینوایی

    روحش حسینی است و قلبش کربلایی

    ***

    زینب! برخیز که هنوز، کاروان کربلا چشم به دستان نوازشگر تو دوخته است.

    برخیز! که هنوز این خاک سوخته، خنکای نسیم نگاه تو را فریاد می‏زند … و این صحرای تشنه، محتاج شبنمی از چشمان‏ توست که به گل نشیند.

    هنوز بر فراز بلندای نیزه‏ ها، نام مقدس تو، فریاد می‏شود و پیکرهای خون آلود، قیام تو را چشم انتظارند …

    هنوز گهواره کودکان، تلنگر دستان تو را می‏طلبد و گلدسته‏ ها اذان یاد تو را زمزمه می‏کند.

    هنوز پشت همه پندارهای سرخ، پشت همه زمان ‏های کبود، پشت همه پیشانی‏ های شکسته، پشت همه زخم ‏های شکوفا، خیال تو می‏وزد و هنوز زمین پس از سال ‏ها، معجزه‏ پیامبر گونه‏ ات را در شام فراموش نکرده است …

    ***

    مطلب مشابه: عکس نوشته وفات حضرت زینب کبری (س) + متن و جملات تسلیت

    جملات زیبا در مورد حضرت زینب در کربلا

    برای تو می‌نویسم، ای زینب! ای که فریاد با تو آغاز شد و بیداد با تو رسوا! ای آزاد اسیر! ای قامت سبز اعتراض! ای نهال بارور ایثار! ای جاری زلال متانت! ای آیه صراحت و عفت! ای آذرخش خشم! ای مظهر لطافت و رحمت! چگونه می‌توان تو را گفت، تو را نوشت. قلم در ابهامِ شناختت مانده است. انسان، در زیبایی کامل در تو متجلی است.

    ***

    کمکم کن تا تو را الگوی زیستنم بدارم و بدانم

    یاری ام کن تا چنان باشم که با امام خویش بودی

    وفات حضرت زینب(س) تسلیت باد

    ***

    متن و جملات زیبای مذهبی در مورد حضرت زینب

    آه از نماز شب نشسته و قامت ناگهان خمیده ! آه از موی سپید یک شبه !…آه از دل زینب !

    ***

    مطالب مرتبط

    انشا حضرت زینب (س) + چند انشا زیبای کوتاه و بلند با موضوع…

    عکس نوشته وفات حضرت زینب کبری (س) + متن و جملات تسلیت

    بیوگرافی الیف دوگان + عکس های جذاب الیف دوگان بازیگر زینب…

    ای زینب(س)

    تو کوه صبر باشی و من نگاهم به بی صبرانی باشد که ادعای اسوه بودن دارند ؟!

    منبع : roozaneh.net

    متن دکلمه حضرت زینب

    دلنوشته در مورد حضرت زینب متن ادیبانه درباره عقیله بنی هاشم است که با زبانی شاعرانه به درد دل با حضرت زینب می‌پردازد. این دلنوشته ها در قالب دکلمه در مورد حضرت زینب یا تحت عنوان نامه ای به حضرت زینب (س) بیان می‌شوند.

    ستاره » هنر » ادبیات » متن و جملات » متن دلنوشته » متن دکلمه حضرت زینب | دلنوشته در مورد حضرت زینب (س)

    متن دکلمه حضرت زینب | دلنوشته در مورد حضرت زینب (س)

    دلنوشته در مورد حضرت زینب متن ادیبانه درباره عقیله بنی هاشم است که با زبانی شاعرانه به درد دل با حضرت زینب می‌پردازد. این دلنوشته ها در قالب دکلمه در مورد حضرت زینب یا تحت عنوان نامه ای به حضرت زینب (س) بیان می‌شوند.

    آخرین به روز رسانی: بهمن 25, 1400

    آنگاه که قلم از حضرت زینب می‌نویسد، این دل است که آن را به نوشتن وادار می‌کند و این‌گونه زیباترین دل نوشته در مورد حضرت زینب خلق می‌شود. حضرت زینب (س) پس از مادرشان فاطمة الزهرا (س) بانویی بی‌نظیر در جهان اسلام هستند که در روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجری قمری در شهر مدینه متولد شدند و در تاریخ پانزدهم رجب سال ۶۲ هجری در شهر شام درگذشتند.

    این روزها حرم حضرت زینب (س) در دمشق زیارتگاه عاشقان اهل بیت است؛ هم او که زینت پدر، یاور برادر در روزهای سخت و پیامرسان نهضت عاشورا بود. در ادامه مطلب زیباترین دلنوشته‌های غمگین درباره حضرت زینب نوشته شده است که خواندن آنها در ایام شهادت حضرت زینب کبری سلام الله علیها خالی از لطف نخواهد بود.

    آنچه در این مطلب خواهید خواند... عدم نمایش

    دل شکسته، سرفراز و نستوه

    وقت زیارت

    قامتی مطابق با شکیبایی

    لطیف‌تر از گل‌های مریم

    خداحافظ ای ام المصائب

    افسوس زمین چگونه باورمان شود؟

    دلنوشته در مورد حضرت زینب

    دکلمه به فن خواندن شعر یا متن به طوری که آهنگین و با شور و حرارت باشد و بتواند احساسی متناسب با موضوع نظم (شعر) یا نثر (متن) مذکور را به مخاطب القا کند، گفته می‌شود. تمامی دلنوشته‌ها و متن‌های ادبی را می‌توان به صورت آهنگین خواند و از آن‌ها به عنوان متن دکلمه حضرت زینب یاد برد.

    دلنوشته در مورد حضرت زینب

    دل شکسته، سرفراز و نستوه

    می‌بینمت که بر تپه‌های سوخته، ثانیه‌های مصیبت را تاب می‌آوری و از خیمه‌های عطشان، شعله می‌تکانی.

    می‌بینمت، سرفراز و نستوه. آغوشت، خون‌آلود حنجری بریده است و دلت، تکه تکه حادثه گودال.

    تو همانی که بی‌هراس از ارتفاع شمشیرها، حقانیت عشق را به تفسیر نشستی و خواب راحت را از چشمان بی عدالت کفر، ربودی.

    تو زینبی، او که روح اسطوره‌ای اش، عصیان بادها را به سخره می‌گیرد.

    ریگزاران تشنه می‌شناسندت، وقتی که مرهم بال‌های زخمی پروانه‌ها می‌شوی. دستان جهان، افول زنجیرهایش را مدیون تو است.

    نیزه‌های بیداد را از نفس انداختی. مگر چشمان حماسه را غروبی است که من سوگوار تو باشم؟

    یا زینب! اتفاق تو را شن‌باد هیچ حادثه‌ای، دفن نمی‌تواند کرد. شکوه ایستادنت، تاریخ است. نگاهت، پنجره‌ای است گشوده بر دوردست آینه و عرفان.

    جانت، پرندگی را هجا به هجا، آسمان می‌شود. با توام که تقویم حقیقت شیعه را به شهادت ایستادی تا قرن‌های پس از تو، زلال آفتاب را تجربه کنند. ایستادی؛ وقتی که از سر و روی شهر، دیوار نخوت می‌بارید و این چنین، نیزه‌های بیداد را از نفس انداختی.

    حالا تو رفته‌ای و در دورهای مه آلود، پنهان شده‌ای. رفته‌ای؛ با کفش‌هایی از باران و ابریشم و مسیر عبورت را چراغ‌های شکوفه، روشن کرده‌اند.

    می‌روی و پنجره‌های آسمان، به پیشوازت گشوده می‌شوند. می‌روی و ما، مچاله داغ سترگت، روزهای بی‌تو را می‌گرییم.

    ببین چگونه شانه‌های بی‌پناهمان را توفان کوچت می‌لرزاند؛ چگونه خورشید بی قرار چشمان روشنت، بر کوه‌های زمین مویه می‌کند؟

    ای بزرگ! اگرچه نیستی، اما باور حسینی ما را خللی نیست. می‌مانیم و در تقاطع آتش و خنجر، شکوه فاطمی‌ات را پاسداری می‌کنیم.

    معصومه داوود آبادی

    متن دکلمه حضرت زینب (س)

    وقت زیارت

    از این چادر بپرس، تن هزار زخم خورده را چه باید کرد؟ دیگر گریه هم شفای بغض‌های به خون نشسته نیست! قد خمیده را به رکوع پی در پی نافله شبانه، بهانه دهی؛ زخم پیشانی شکسته را به نوازش کدام دست آشنا، آرام نمایی؟

    بیا از اینجا برویم! کسی چه می‌پرسد حال تو را؟ این دیوارهای تبعید چه می‌دانند که عطر کوچه باغ‌های مدینه در سجاده به یادگار مانده از مادرت، محبوس مانده است؟

    بگو خاطرات، دست از سرت بردارند! هر روز، چوب خیزران و لب خونین بر طاقچه نگاهت پرپر می‌زنند و شب نشده، سر بریده ماه را بر نیزه، به غنیمت می‌برند. خواب به چشمت نیامده؛ گاهواره می‌سوزانند و تازیانه می‌چرخانند…

    اصلاً بگذار همه خلخال‌ها و گوشواره‌ها را به غارت ببرند این هروله شبانه‌ات، در پی سر بریده برادر، تا کی؟

    بیا از اینجا برویم؛ خرابه نزدیک است. لااقل سه ساله را بهانه کن و برای بی سر و سامانی دلت سر به دیوار غربت بگذار.

    راستی، با آن قنداقه خونین که رباب علیهاالسلام، در پی‌اش می‌گشت، چه کردی؟

    مشک تیرخورده را در کدام پستوخانه دلت مخفی کردی تا سکینه نبیند؟

    عبای هزار تکه شده علی اکبر علیه السلام را به کدام بازمانده از تبار مجنون بخشیدی، تا به دست لیلا نرسد؟

    ام البنین علیهاالسلام را چه صدا کردی که یاد پسران پرپر شده‌اش نیفتد؟

    در آن کربلای هزار بار گریسته تو، کسی نبود تا آن پیراهن کهنه خون‌آلود را از چشم مصیبت زده تو، دور نگه دارد؟

    گریه کن، صبورترینِ عالم! آن تن عریانی که بر خاک و خار و خون غلتید، عزیز تو بود؛ عزیزتر از جانت!

    همین که عکس سر بریده ماه، در پیاله آب افتد و باد، عطر غبار قبور کربلا را در هوای یادت بپراکند، وقت زیارت تو رسیده است؛ وقت آنکه کبوتران پرپر شده در قفس نگاهت، پرواز کنند و ستاره‌های غروب کرده در حنجره زخمی‌ات، آواز بخوانند؛ وقت آنکه دوباره عباس علیه‌السلام برایت رکاب بگیرد و علی اکبر علیه‌السلام زانو بزند و قاسم علیه‌السلام، مرکبت را آرام بنشاند و حسین علیه‌السلام، دست دراز کند، تا تو را همان طور که شایسته عقیله بنی‌هاشم است، سوار محمل نماید.

    چشم‌هایت را باز کن. تمام شد خواب وحشتناک این روزها! اکنون، آغوش پیامبر صلی الله علیه و آله است و گریه‌های وقت تولدت!

    منبع : setare.com

    7 دلنوشته زیبا در مورد حضرت زینب سلام الله علیها

    دلنوشته در مورد حضرت زینب متن ادیبانه درباره عقیله بنی هاشم است که با زبانی شاعرانه به درد دل با حضرت زینب می‌پردازد، در متن یا نامه به اتفاقات زندگی ایشان همچون شهادت حضرت زینب اشاره می‌شود و می‌توان آن را به صورت دکلمه خواند.

    ۷ دلنوشته زیبا در مورد حضرت زینب سلام الله علیها

    منبع خبر / ستاره / پیامک مذهبی / ۰۸-۱۰-۱۳۹۸

    دلنوشته در مورد حضرت زینب متن ادیبانه درباره عقیله بنی هاشم است که با زبانی شاعرانه به درد دل با حضرت زینب می‌پردازد، در متن یا نامه به اتفاقات زندگی ایشان همچون شهادت حضرت زینب اشاره می‌شود و می‌توان آن را به صورت دکلمه خواند.

    ستاره | سرویس سرگرمی - آنگاه که قلم از حضرت زینب می‌نویسد، این دل است که آن را به نوشتن وادار می‌کند و این‌گونه دل‌نوشته‌های زیبا در مورد حضرت زینب خلق می‌شود. حضرت زینب (س) پس از مادرشان فاطمة الزهرا (س) بانویی بی‌نظیر در جهان اسلام هستند که در روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجری قمری در شهر مدینه متولد شدند و در تاریخ پانزدهم رجب سال ۶۲ هجری در شهر شام درگذشتند و این روزها حرم حضرت زینب (س) در دمشق زیارتگاه عاشقان اهل بیت است؛ هم او که زینت پدر، یاور برادر در روزهای سخت و پیامرسان نهضت عاشورا بود. در ادامه مطلب زیباترین دلنوشته‌های غمگین درباره حضرت زینب نوشته شده است که خواندن آنها در ایام شهادت حضرت زینب کبری سلام الله علیها خالی از لطف نخواهد بود.

    مجموعه زیبای دلنوشته در مورد حضرت زینب

    دل شکسته، سرفراز و نستوه

    می‌بینمت که بر تپه‌های سوخته، ثانیه‌های مصیبت را تاب می‌آوری و از خیمه‌های عطشان، شعله می‌تکانی.

    می‌بینمت، سرفراز و نستوه. آغوشت، خون‌آلود حنجری بریده است و دلت، تکه تکه حادثه گودال.

    تو همانی که بی‌هراس از ارتفاع شمشیرها، حقانیت عشق را به تفسیر نشستی و خواب راحت را از چشمان بی عدالت کفر، ربودی.

    تو زینبی، او که روح اسطوره‌ای اش، عصیان بادها را به سخره می‌گیرد.

    ریگزاران تشنه می‌شناسندت، وقتی که مرهم بال‌های زخمی پروانه‌ها می‌شوی. دستان جهان، افول زنجیرهایش را مدیون تو است.

    نیزه‌های بیداد را از نفس انداختی. مگر چشمان حماسه را غروبی است که من سوگوار تو باشم؟

    یا زینب! اتفاق تو را شن‌باد هیچ حادثه‌ای، دفن نمی‌تواند کرد. شکوه ایستادنت، تاریخ است. نگاهت، پنجره‌ای است گشوده بر دوردست آینه و عرفان.

    جانت، پرندگی را هجا به هجا، آسمان می‌شود. با توام که تقویم حقیقت شیعه را به شهادت ایستادی تا قرن‌های پس از تو، زلال آفتاب را تجربه کنند. ایستادی؛ وقتی که از سر و روی شهر، دیوار نخوت می‌بارید و این چنین، نیزه‌های بیداد را از نفس انداختی.

    حالا تو رفته‌ای و در دورهای مه آلود، پنهان شده‌ای. رفته‌ای؛ با کفش‌هایی از باران و ابریشم و مسیر عبورت را چراغ‌های شکوفه، روشن کرده‌اند.

    می‌روی و پنجره‌های آسمان، به پیشوازت گشوده می‌شوند. می‌روی و ما، مچاله داغ سترگت، روزهای بی‌تو را می‌گرییم.

    ببین چگونه شانه‌های بی‌پناهمان را توفان کوچت می‌لرزاند؛ چگونه خورشید بی قرار چشمان روشنت، بر کوه‌های زمین مویه می‌کند؟

    ای بزرگ! اگرچه نیستی، اما باور حسینی ما را خللی نیست. می‌مانیم و در تقاطع آتش و خنجر، شکوه فاطمی‌ات را پاسداری می‌کنیم.

    معصومه داوود آبادی

    ← دلنوشته در مورد حضرت زینب →

    وقت زیارت

    از این چادر بپرس، تن هزار زخم خورده را چه باید کرد؟ دیگر گریه هم شفای بغض‌های به خون نشسته نیست! قد خمیده را به رکوع پی در پی نافله شبانه، بهانه دهی؛ زخم پیشانی شکسته را به نوازش کدام دست آشنا، آرام نمایی؟

    بیا از اینجا برویم! کسی چه می‌پرسد حال تو را؟ این دیوارهای تبعید چه می‌دانند که عطر کوچه باغ‌های مدینه در سجاده به یادگار مانده از مادرت، محبوس مانده است؟

    بگو خاطرات، دست از سرت بردارند! هر روز، چوب خیزران و لب خونین بر طاقچه نگاهت پرپر می‌زنند و شب نشده، سر بریده ماه را بر نیزه، به غنیمت می‌برند. خواب به چشمت نیامده؛ گاهواره می‌سوزانند و تازیانه می‌چرخانند...

    اصلاً بگذار همه خلخال‌ها و گوشواره‌ها را به غارت ببرند این هروله شبانه‌ات، در پی سر بریده برادر، تا کی؟

    بیا از اینجا برویم؛ خرابه نزدیک است. لااقل سه ساله را بهانه کن و برای بی سر و سامانی دلت سر به دیوار غربت بگذار.

    راستی، با آن قنداقه خونین که رباب علیهاالسلام، در پی‌اش می‌گشت، چه کردی؟

    مشک تیرخورده را در کدام پستوخانه دلت مخفی کردی تا سکینه نبیند؟

    عبای هزار تکه شده علی اکبر علیه السلام را به کدام بازمانده از تبار مجنون بخشیدی، تا به دست لیلا نرسد؟

    ام البنین علیهاالسلام را چه صدا کردی که یاد پسران پرپر شده‌اش نیفتد؟

    در آن کربلای هزار بار گریسته تو، کسی نبود تا آن پیراهن کهنه خون‌آلود را از چشم مصیبت زده تو، دور نگه دارد؟

    گریه کن، صبورترینِ عالم! آن تن عریانی که بر خاک و خار و خون غلتید، عزیز تو بود؛ عزیزتر از جانت!

    همین که عکس سر بریده ماه، در پیاله آب افتد و باد، عطر غبار قبور کربلا را در هوای یادت بپراکند، وقت زیارت تو رسیده است؛ وقت آنکه کبوتران پرپر شده در قفس نگاهت، پرواز کنند و ستاره‌های غروب کرده در حنجره زخمی‌ات، آواز بخوانند؛ وقت آنکه دوباره عباس علیه‌السلام برایت رکاب بگیرد و علی اکبر علیه‌السلام زانو بزند و قاسم علیه‌السلام، مرکبت را آرام بنشاند و حسین علیه‌السلام، دست دراز کند، تا تو را همان طور که شایسته عقیله بنی‌هاشم است، سوار محمل نماید.

    چشم‌هایت را باز کن. تمام شد خواب وحشتناک این روزها! اکنون، آغوش پیامبر صلی الله علیه و آله است و گریه‌های وقت تولدت!

    نزهت بادی

    ← دلنوشته در مورد حضرت زینب →

    قامتی مطابق با شکیبایی

    از دمشق تا کربلا، فاصله‌ای در دل نیست. فرقی نمی‌کند؛ زینب علیهاالسلام هرجا که باشد، فاتحانه بر بلندای هستی ایستاده است و از حسین علیه السلام می‌گوید.

    روبروی زینب علیهاالسلام، هرچه که بوی قدرت بدهد، مرده است.

    نام زینب علیهاالسلام که می‌آید، تکلیف انسان با خودش روشن می‌شود؛ می‌داند با آنچه که باید باشد، چقدر فاصله دارد؛ پی می‌برد چند جام عرفان لازم است تا «زیبا دیدن مصیبت‌ها.»

    امروز، اگرچه از زینب علیهاالسلام می‌گوییم و از زینب علیهاالسلام می‌نویسیم و خود را زینبی می‌دانیم؛ اما تنها خود اوست که از رویارویی با گونه‌های مختلف داغ، سربلند آمده است.

    دمشق، در بهت فرو رفته است، پیش روی این همه عفت و صلابت.

    تاریخ، کجا زنی را سراغ دارد این چنین؟!

    منبع : newsin.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 11 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید