این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    دیوان اشعار پروین اعتصامی

    دسته بندی :
    1. پشتوک
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    دیوان اشعار پروین اعتصامی را از این سایت دریافت کنید.

    معرفی و دانلود رایگان کتاب دیوان اشعار پروین اعتصامی

    کتاب دیوان اشعار پروین اعتصامی اثر پروین اعتصامی را از کتابراه دانلود کنید و از کتابخوانی لذت ببرید.

    خانه›ادبیات›شعر پارسی›کتاب دیوان اشعار پروین اعتصامی

    معرفی و دانلود رایگان کتاب دیوان اشعار پروین اعتصامی

    (۴۷۹ رای)

    نویسنده: پروین اعتصامی

    برای دانلود قانونی کتاب دیوان اشعار پروین اعتصامی و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

    معرفی کتاب دیوان اشعار پروین اعتصامی

    رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد. پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی (اعتصام الملک) از رجال نامی و نویسندگان و مترجمان مشهور اواخر دورهٔ قاجار بود. در کودکی با خانواده به تهران آمد. پایان‌نامهٔ تحصیلی خود را از مدرسهٔ آمریکایی تهران گرفت و در همانجا شروع به تدریس کرد. پیوند زناشویی وی با پسر عمویش بیش از دو و نیم ماه دوام نداشت. وی پس از جدایی از همسر، مدتی کتابدار کتابخانهٔ دانشسرای عالی بود. دیوان اشعار وی بالغ بر ۲۵۰۰ بیت است. وی در فروردین ۱۳۲۰ شمسی به علت ابتلا به حصبه درگذشت و در قم به خاک سپرده شد.

    آنچه سبب شده امروز پروین اعتصامی را با این نام و نشان بشناسیم، چاپ دیوان اوست که در سال 1314 به همت پدرش انجام شد. چاپ اول دیوان که آراسته به دیباچه شاعر و استاد سخن‌شناس، ملک‌الشعرای بهار است و تحقیق او در تعیین ارزش ادبی و ویژگی‌های سخن سخنگوی بزرگ، شامل یکصد و پنجاه قصیده و مثنوی در زمان شاعر و با قطعه‌ای در مقدمه از خود او تنظیم شده است .

    دوره پروین اعتصامی زمانی است که برای جنس زن به علت حاکمیت نظام مردسالارانه، امکان تحصیل و پرورش چنانکه باید و شاید فراهم نبود و زنان نتوانستند آنچنانکه درخور قابلیت‌های نهفته‌شان است، پیشرفت کنند. به همین دلیل تعداد علما و شعرا و ادبای زن ایرانی، در برابر خیل مردان که در این راه گام نهادند، ناچیز می‌نماید و پروین اعتصامی، در میان این خیل، از نوادر است. ملک‌الشعرای بهار در این باره در مقدمه دیوان پروین می‌گوید: «در ایران که کان سخن و فرهنگ است اگر شاعرانی از جنس مرد پیدا شده‌اند که مایه حیرت‌اند، جای تعجب نیست اما تاکنون شاعری از جنس زن که دارای این قریحه و استعداد باشد و با این توانایی و طی مقدمات تتبع و تحقیق، اشعاری چنین نغز و نیکو بسراید، از نوادر محسوب می‌شود و جای بسی تعجب و شایسته هزاران تمجید و تحسین است.» رمز توفیق این ارزشمند زن فرهنگ و ادب فارسی، علاوه بر استعداد ذاتی، معجزه تربیت و توجه پدر نامور اوست که به‌رغم محرومیت زن ایرانی از امکانات تحصیل و فقدان مدارس دخترانه، خود به تربیت او همت گماشت و فرزند بااستعداد خود را به مقامی که درخورش بود رساند.

    مشخصات کتاب الکترونیک

    نام کتاب کتاب دیوان اشعار پروین اعتصامی

    نویسنده پروین اعتصامی

    سال انتشار ۱۳۸۰ فرمت کتاب EPUB تعداد صفحات ۱۷۵ زبان فارسی

    موضوع کتاب کتاب‌های شعر پارسی

    قیمت نسخه الکترونیک رایگان - 0 یورو افزودن به کتابخانه

    منبع : www.ketabrah.ir

    پایگاه جامع کتاب گویا ایران صدا

    کتاب گویا ایران‌صدا

    سریال ها

    کتاب‌هایی که باید شنید

    روایی ۱۰۱ دقیقه

    نمایشی ۴۲ دقیقه

    نمایشی ۴۰ دقیقه

    نمایشی ۱۷۰ دقیقه

    نمایشی ۳۳۲ دقیقه

    روایی ۱۲۲ دقیقه

    روایی ۶۶ دقیقه

    روایی ۴۰۸ دقیقه نمایشی ۱۷۴ دقیقه

    روایی ۲۶ دقیقه روایی ۷۱۲ دقیقه نمایشی ۸۵ دقیقه کتاب‌های نمایشی بیشتر ...

    نمایشی ۱۷۰ دقیقه

    نمایشی ۳۳۲ دقیقه نمایشی ۱۷۴ دقیقه نمایشی ۱۹۶ دقیقه نمایشی ۳۵ دقیقه

    نمایشی ۴۰ دقیقه نمایشی ۸۵ دقیقه نمایشی ۴۶ دقیقه کتاب‌های روایی بیشتر ... روایی ۸۴ دقیقه روایی ۵۵ دقیقه روایی ۲۰ دقیقه روایی ۲۷ دقیقه روایی ۲۲ دقیقه روایی ۵۸ دقیقه روایی ۱۸ دقیقه روایی ۳۴۶ دقیقه

    طبقه‌بندی

    افسانه ها

    تاریخی

    دفاع مقدس

    دینی-مذهبی

    شخصیت

    طنز

    عاشقانه

    علمی-تخیلی

    مجموعه داستان

    مشهور جهان (غیرایرانی)

    معمایی-پلیسی-جنایی

    ورزشی

    کهن-قدیمی

    سایر

    منبع : book.iranseda.ir

    گنجور » پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات

    لغتنامه ابجد قرآن 🔍 وزن

    ورود کاربر / نام‌نویسی

    پروین اعتصامی » دیوان اشعار »

    مثنویات، تمثیلات و مقطعات

    شمارهٔ ۱ - آتش دل: به لاله نرگس مخمور گفت وقت سحر - که هر که در صف باغ است صاحب هنریست

    شمارهٔ ۲ - ): ای خوشا مستانه سر در پای دلبر داشتن - دل تهی از خوب و زشت چرخ اخضر داشتن

    شمارهٔ ۳ - ): ای خوشا سودای دل از دیده پنهان داشتن - مبحث تحقیق را در دفتر جان داشتن

    شمارهٔ ۴ - ): ای خوش از تن کوچ کردن، خانه در جان داشتن - روی مانند پری از خلق پنهان داشتن

    شمارهٔ ۵ - ): ای خوشا خاطر ز نور علم مشحون داشتن - تیرگیها را ازین اقلیم بیرون داشتن

    شمارهٔ ۶ - ): ای خوش اندر گنج دل زر معانی داشتن - نیست گشتن، لیک عمر جاودانی داشتن

    شمارهٔ ۷ - آرزوی پرواز: کبوتر بچه‌ای با شوق پرواز - بجرئت کرد روزی بال و پر باز

    شمارهٔ ۸ - آرزوی مادر: جهاندیده کشاورزی بدشتی - بعمری داشتی زرعی و کشتی

    شمارهٔ ۹ - آسایش بزرگان: شنیده‌اید که آسایش بزرگان چیست: - برای خاطر بیچارگان نیاسودن

    شمارهٔ ۱۰ - آشیان ویران: از ساحت پاک آشیانی - مرغی بپرید سوی گلزار

    شمارهٔ ۱۱ - آئین آینه: وقت سحر، به آینه‌ای گفت شانه‌ای - کاوخ! فلک چه کجرو و گیتی چه تند خوست

    شمارهٔ ۱۲ - احسان بی ثمر: بارید ابر بر گل پژمرده‌ای و گفت - کاز قطره بهر گوش تو آویزه ساختم

    شمارهٔ ۱۳ - ارزش گوهر: مرغی نهاد روی بباغی ز خرمنی - ناگاه دید دانهٔ لعلی به روزنی

    شمارهٔ ۱۴ - از یک غزل: بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشت - سوز و گداز شمع و من و دل اثر نداشت

    شمارهٔ ۱۵ - اشک یتیم: روزی گذشت پادشهی از گذرگهی - فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست

    شمارهٔ ۱۶ - امروز و فردا: بلبل آهسته به گل گفت شبی - که مرا از تو تمنائی هست

    شمارهٔ ۱۷ - امید و نومیدی: به نومیدی، سحرگه گفت امید - که کس ناسازگاری چون تو نشنید

    شمارهٔ ۱۸ - اندوه فقر: با دوک خویش، پیرزنی گفت وقت کار - کاوخ! ز پنبه ریشتنم موی شد سفید

    شمارهٔ ۱۹ - ای رنجبر: تا بکی جان کندن اندر آفتاب ای رنجبر - ریختن از بهر نان از چهر آب ای رنجبر

    شمارهٔ ۲۰ - ای گربه: ای گربه، ترا چه شد که ناگاه - رفتی و نیامدی دگر بار

    شمارهٔ ۲۱ - ای مرغک: ای مرغک خرد، ز اشیانه - پرواز کن و پریدن آموز

    شمارهٔ ۲۲ - باد بروت: عالمی طعنه زد به نادانی - که بهر موی من دو صد هنر است

    شمارهٔ ۲۳ - بازی زندگی: عدسی وقت پختن، از ماشی - روی پیچید و گفت این چه کسی است

    شمارهٔ ۲۴ - بام شکسته: بادی وزید و لانهٔ خردی خراب کرد - بشکست بامکی و فرو ریخت بر سری

    شمارهٔ ۲۵ - بلبل و مور: بلبلی از جلوهٔ گل بی قرار - گشت طربناک بفصل بهار

    شمارهٔ ۲۶ - برف و بوستان: به ماه دی، گلستان گفت با برف - که ما را چند حیران میگذاری

    شمارهٔ ۲۷ - برگ گریزان: شنیدستم که وقت برگریزان - شد از باد خزان، برگی گریزان

    شمارهٔ ۲۸ - بنفشه: بنفشه صبحدم افسرد و باغبان گفتش - که بیگه از چمن آزرد و زود روی نهفت

    شمارهٔ ۲۹ - بهای جوانی: خمید نرگس پژمرده‌ای ز انده و شرم - چو دید جلوهٔ گلهای بوستانی را

    شمارهٔ ۳۰ - بهای نیکی: بزرگی داد یک درهم گدا را - که هنگام دعا یاد آر ما را

    شمارهٔ ۳۱ - بی آرزو: بغاری تیره، درویشی دمی خفت - دران خفتن، باو گنجی چنین گفت

    شمارهٔ ۳۲ - بی پدر: به سر خاک پدر، دخترکی - صورت و سینه بناخن میخست

    شمارهٔ ۳۳ - پایمال آز: دید موری در رهی پیلی سترگ - گفت باید بود چون پیلان بزرگ

    شمارهٔ ۳۴ - پایه و دیوار: گفت دیوار قصر پادشهی - که بلندی، مرا سزاوار است

    شمارهٔ ۳۵ - پیام گل: به آب روان گفت گل کز تو خواهم - که رازی که گویم به بلبل بگوئی

    شمارهٔ ۳۶ - پیک پیری: ز سری، موی سپیدی روئید - خنده‌ها کرد بر او موی سیاه

    شمارهٔ ۳۷ - پیوند نور: بدامان گلستانی شبانگاه - چنین میکرد بلبل راز با ماه

    شمارهٔ ۳۸ - تاراج روزگار: نهال تازه رسی گفت با درختی خشک - که از چه روی، ترا هیچ برگ و باری نیست

    شمارهٔ ۳۹ - توانا و ناتوان: در دست بانوئی، به نخی گفت سوزنی - کای هرزه‌گرد بی سر و بی پا چه می‌کنی

    شمارهٔ ۴۰ - توشهٔ پژمردگی: لاله‌ای با نرگس پژمرده گفت - بین که ما رخساره چون افروختیم

    شمارهٔ ۴۱ - تهیدست: دختری خرد، بمهمانی رفت - در صف دخترکی چند، خزید

    شمارهٔ ۴۲ - تیر و کمان: گفت تیری با کمان، روز نبرد - کاین ستمکاری تو کردی، کس نکرد

    شمارهٔ ۴۳ - تیره‌بخت: دختری خرد، شکایت سر کرد - که مرا حادثه بی مادر کرد

    شمارهٔ ۴۴ - تیمارخوار: گفت ماهیخوار با ماهی ز دور - که چه میخواهی ازین دریای شور

    شمارهٔ ۴۵ - جامهٔ عرفان: به درویشی، بزرگی جامه‌ای داد - که این خلقان بنه، کز دوشت افتاد

    شمارهٔ ۴۶ - جان و تن: کودکی در بر، قبائی سرخ داشت - روزگاری زان خوشی خوش میگذاشت

    شمارهٔ ۴۷ - جمال حق: نهان شد از گل زردی گلی سپید که ما - سپید جامه و از هر گنه مبرائیم

    شمارهٔ ۴۸ - جولای خدا: کاهلی در گوشه‌ای افتاد سست - خسته و رنجور، اما تندرست

    شمارهٔ ۴۹ - چند پند: کسی که بر سر نرد جهان قمار نکرد - سیاه روزی و بدنامی اختیار نکرد

    شمارهٔ ۵۰ - حدیث مهر: گنجشک خرد گفت سحر با کبوتری - کآخر تو هم برون کن ازین آشیان سری

    شمارهٔ ۵۱ - حقیقت و مجاز: بلبلی شیفته میگفت به گل - که جمال تو چراغ چمن است

    شمارهٔ ۵۲ - خاطر خشنود: بطعنه پیش سگی گفت گربه کای مسکین - قبیلهٔ تو بسی تیره‌روز و ناشادند

    شمارهٔ ۵۳ - خوان کرم: بر سر راهی، گدائی تیره‌روز - ناله‌ها میکرد با صد آه و سوز

    شمارهٔ ۵۴ - خون دل: مرغی بباغ رفت و یکی میوه کند و خورد - ناگه ز دست چرخ بپایش رسید سنگ

    شمارهٔ ۵۵ - درخت بی بر: آن قصه شنیدید که در باغ، یکی روز - از جور تبر، زار بنالید سپیدار

    شمارهٔ ۵۶ - دریای نور: بالماس میزد چکش زرگری - بهر لحظه میجست از آن اخگری

    شمارهٔ ۵۷ - دزد خانه: حکایت کرد سرهنگی به کسری - که دشمن را ز پشت قلعه راندیم

    شمارهٔ ۵۸ - دزد و قاضی: برد دزدی را سوی قاضی عسس - خلق بسیاری روان از پیش و پس

    شمارهٔ ۵۹ - دکان ریا: اینچنین خواندم که روزی روبهی - پایبند تله گشت اندر رهی

    شمارهٔ ۶۰ - دو محضر: قاضی کشمر ز محضر، شامگاه - رفت سوی خانه با حالی تباه

    شمارهٔ ۶۱ - دو همدرد: بلبلی گفت بکنج قفسی - که چنین روز، مرا باور نیست

    منبع : ganjoor.net

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 11 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید