این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    شهادت امام رضا در چه تاریخی است

    دسته بندی :
    1. پشتوک
    2. مطالب سایت

    شهادت امام رضا در چه تاریخی است را از سایت پشتوک دریافت کنید.

    شهادت امام رضا علیه السلام

    شهادت امام رضا علیه السلام بنابه قول مشهور در بین شیعه، در روز ۳۰ صفر سال ۲۰۳ هجری قمری واقع گردیده است. آن حضرت توسط مامون خلیفه عباسی و با خورانده شدن سم به شهادت رسیدند.

    تاریخ شهادت

    درباره تاریخ شهادت امام رضا علیه السلام گفتار مورخان و سیره‌نگاران مختلف است:

    شیخ مفید در مسارالشیعه، آن را در روز ۲۳ ذی القعده سال ۲۰۳ می‌داند.[۱] به همین جهت، برای زیارت آن حضرت در این روز تأکید فراوانی به عمل آمده.[۲] برخی، روز ۲۳ ماه رمضان را روز شهادت آن حضرت دانستند.[۳]

    عده‌ای هم، شهادتش را در ماه صفر ذکر کرده‌اند ولیکن برخی از آنان روز چهاردهم، برخی روز هفدهم و برخی دیگر آخرین روز صفر را تاریخ شهادت می‌دانند.[۴] معروف و مشهور میان علما و مورخان شیعه آن است که آن حضرت در آخرین روز ماه صفر سال ۲۰۳ قمری در طوس به شهادت رسید و این، گفتار شیخ مفید در ارشاد نیز است.[۵]

    چگونگی شهادت

    مرگ در اثر زیاد خوردن انگور:

    ابن اثیر، طبری، ابوالفداء، ابن العبری، یافعی و ابن خلکان درباره نحوه درگذشت امام رضا علیه السلام نوشته‌اند: امام بر اثر زیاد خوردن انگور وفات نمود.[۶]

    سید جعفر شهیدی پس از نقل این نظر آن را مردود دانسته و در مورد آن می گوید: راستی که این حرفها عجیب است. آخر چگونه انسان می تواند چنان پرخوری را درباره یک آدم معمولی بپذیرد، تا چه رسد به امامی که همه به دانش، حکمت، زهد و پارسائی اش اعتراف داشتند.[۷]

    مسموم شدن بدون بیان علت:

    عده ای در این باره فقط خود حادثه را گزارش کرده اند ولی هیچ گونه ذکری از علت آن ننموده اند و فقط بر سبیل تردید چنین آورده اند: «گفته می شود که او مسموم شد و درگذشت».[۸]

    مسموم شدن به دست عباسیان:

    عده ای دیگر مسموم شدن امام را پذیرفته اند ولی معتقدند که این جنایت به دست عباسیان صورت گرفت. سید امیرعلی دارای همین عقیده بود[۹] که احمد امین نیز بدان اشاره کرده، او خود گفته است: «اگر براستی او را مسموم کرده باشند، حتما این سم را کسی غیر از مامون به او خورانیده، یعنی یکی از مدعیان حکومت برای خاندان عباسی».

    وفات به مرگ طبیعی:

    برخی دیگر گفته اند که امام به مرگ طبیعی درگذشت و هرگز مسمومیتی در کار نبود. برای اثبات این موضوع دلایلی ذکر کرده اند. یکی از این افراد «ابن جوزی» است که پس از نقل قول از دیگران که نوشته است: پس از یک استحمام در برابر امام علیه السلام بشقابی از انگور که بوسیله سوزن زهرآلود مسموم شده بود، نهادند و او با تناول انگورها مسموم شده بدرود حیات گفت، ابن جوزی می نویسد که این درست نیست که بگوییم مامون عامل مسموم کردن وی بوده باشد. چه اگر این طور بود پس چرا آن همه در مرگ امام ابراز حزن و اندوه می کرد. این حادثه چنان بر مامون گران آمد که از شدت اندوه چند روز از خوردن و آشامیدن و هرگونه لذتی چشم پوشیده بود.[۱۰]

    دکتر احمد محمود صبحی نیز چنین پنداشته که داستان مسمومیت امام رضا علیه السلام از مطالب ساختگی شیعه است که هرگز بین موقعیت امام در نزد مامون که از آن همه ارجمندی برخوردار بود با خورانیدن سم به او، تناقضی احساس نمی کنند.[۱۱]

    مسموم شدن به دست مامون:

    کسانی که بر این عقیده اند گروه بزرگی را تشکیل می دهند که ابن جوزی نیز بدان ها اشاره کرده است. و شیعیان بطور کلی این نظر را تایید کرده اند. شیخ مفید می نویسد: آن دو - یعنی مامون و امام رضا علیه السلام - با همدیگر انگوری را تناول کردند سپس امام علیه السلام بیمار شد و مامون نیز خود را به بیماری زد!!!

    شیخ مفید در کتاب ارشاد دو روایت مختلف زیر را در مورد نحوه شهادت آن حضرت به دست مامون به شرح زیر نقل می کند:

    روایت اول: روزی آن حضرت با مامون طعامی خوردند و حضرت از آن طعام بیمار شد و مامون نیز خود را به تمارض زد. سپس شیخ مفید در تفصیل این جریان غم انگیز آورده است که: محمد بن علی بن حمزه از منصور بن بشیر از عبدالله بن بشیر روایت کرده که گفت: مامون به من دستور داد ناخن‎های خود را بلند کنم و این کار را برای خود عادی نمایم و برای کسی درازی ناخن خود را نشان ندهم، من نیز چنان کردم، سپس مرا خواست و چیزی به من داد که شبیه به تمر هندی بود و به من گفت: این را به دو دست خود بمال، و من چنان کردم سپس برخاسته و مرا به حال خود گذارد و پیش حضرت رضا علیه السلام رفته، گفت: حال شما چگونه است؟ فرمود: امید بهبودی دارم. مامون گفت: من نیز بحمدالله امروز بهترم و کسی از پرستاران و غلامان به خدمت تو آمده‎اند؟ حضرت فرمود: نه. مامون خشمناک شد و به غلامان فریاد زد که چرا به آن حضرت رسیدگی نکرده‎اند. سپس گفت: هم اکنون آب انار بگیر و بخور که برای رفع این بیماری چاره‎ای جز خوردن آن نیست. برادر عبدالله بن بشیر گوید: پس به من گفت: انار برای ما بیاور، و من اناری چند حاضر کردم، مامون گفت با دست خود آن را فشار بده و من فشردم و مامون آب آن را با دست خود به امام رضا علیه السلام خورانید و همان سبب مرگ آن حضرت شد و پس از آن، دو روز بیشتر زنده نماند که از دنیا رفت.

    مرحوم مفید در ادامه گزارش خود از اباصلت هروی روایت کرده که گفت: پس از آن که مامون (در آن روز) از نزد آن حضرت بیرون رفت بر آن جناب وارد شدم، حضرت به من فرمود: ای اباصلت اینان کار خود را کردند و زبانش به ذکر خدا گویا بود.

    روایت دوم: شیخ مفید در روایت دیگر از محمد بن جهم نقل می نماید که گفت: حضرت رضا علیه السلام انگور را زیاد دوست می‎داشت، پس قدری انگور برای آن حضرت تهیه کردند، و در دانه‎های آن سوزن‎های زهرآلود زدند، سپس آن سوزن‎ها را کشیده و آن انگور را به نزد آن بزرگوار آوردند حضرت به همان بیماری که پیش از این گفته شد، مبتلا بود، از آن انگور زهرآلود میل فرمود و سبب شهادتش گردید.[۱۲]

    از اهل سنت و دیگران نیز گروه بسیاری از دانشمندان و مورخان هستند که منکر مرگ طبیعی امام علیه السلام بوده و یا لااقل مسمومیت وی را قولی مرجح دانسته اند. مانند این افراد:

    پیشگویی شهادت امام رضا

    رویداد شهادت امام رضا علیه السلام بوسیله زهر در شهر طوس، در روایاتی از پیامبر یا ائمه اطهار علیهم السلام، سال ها پیش از آن حضرت پیش بینی شده بود. به عنوان نمونه شیخ صدوق به سند خود از نعمان بن سعد روایت کرده که گفت: امام علی بن ابیطالب علیه‎السلام فرمود:

    سَیُقتَلُ رَجُلٌ مِن وُلِدی باَرض خُراسان بالسَّمَّ ظُلماً اِسمُهُ اِسمِی وَ اِسمٌ اَبیهِ اِسمٌ اِبن عمران مُوسی الا فَمَن زارَةٌ فِی غُربَتهِ غَفَراللهُ ذُنوبَهٌ ما تقدّم منها و ما تَاَخَّر و لو کانَت مثل عَدَد النُّجومِ و قطر الامطار وَ وَرَقِ الاشجار.[۱۳] به زودی مردی از فرزندان من در سرزمین خراسان از روی ستم و جور به زهر کشته می‎شود، اسم او اسم من، و اسم پدرش اسم موسی بن عمران است بدانید هر کس او را در غربتش زیارت کند، خداوند گناهان گذشته و آینده او را می‎آمرزد و لو این که به تعداد ستارگان و قطرات باران و برگ درختان باشد.

    و سید هاشم بحرانی در مدینه المعاجز می‎نویسد: از سلیمان بن حفص مروزی روایت شده که گفت: از موسی بن جعفر علیه السلام شنیدم که می‎فرمود:

    ان ابنی علیّاً مَقتُولٌ بالسّم مَدفُونٌ اِلی جَنب هارُون بطُوس مَن زارَةٌ کَمَن زارَ رَسُول الله[۱۴]؛ پسرم علی را با سم مظلومانه به قتل می‎رسانند و او در جنب قبر هارون در طوس مدفون می‎شود، کسی که او را زیارت کند مانند کسی است که رسول خدا را زیارت نموده است.

    همچنین دسته ای از روایات از خود امام رضا علیه السلام نقل شده که در آنها از شهادت خود به دست مامون و از دفنش در طوس کنار قبر هارون خبر داده است، از جمله: اباصلت هروی گفت: شنیدم از امام رضا علیه السلام که می‎فرمود: به خدا نیست از ما ائمه احدی، مگر این که کشته یا شهید می‎شود. عرض شد: ای فرزند رسول خدا، پس ترا چه کسی به قتل می‎رساند؟ فرمود: بدترین مخلوق خدا در زمان خودم مرا به زهر می‎کشد، و سپس در یک خانه تباه شده در دیار غربت دفن می‎کنند. آگاه باشید هر کس مرا در غربتم زیارت کند خداوند به او اجر صدهزار شهید و صدهزار صدیق و صدهزار حج و عمره کننده و صدهزار جهادگر می‎نویسد و در زمره ما محشور می‎گردد و در بالاترین درجات بهشت رفیق ما قرار داده می‎شود.[۱۵]

    غسل و تدفین جسد مطهر امام

    صاحب بحار الانوار به نقل از امالی شیخ صدوق و عیون اخبار الرضا نقل می کند که: ابا صلت گفت در خدمت حضرت رضا علیه السّلام بودم فرمود داخل این قبه‌‌ای که هارون مدفون است برو از چهار طرف آن خاک بردار بیاور. داخل قبه شدم و خاک را آوردم ملاحظه فرمود گفت این قسمت از خاک را که مربوط به طرف راست است بمن بده، تقدیم کردم، بو کشیده ریخت، فرمود در اینجا می خواهند برایم قبر حفر کنند، سنگی پدیدار خواهد شد که اگر تمام کلنگهای خراسان را جمع کنند نمی‌توانند آن را بردارند. در مورد خاکی که از پائین پا و بالای سر آورده بودم همین فرمایش را تکرار نمود... پس از آن فرمود: فردا می روم پیش این نابکار، وقتی خارج شدم اگر سرم پوشیده نبود با من حرف بزن جواب می دهم، چنانچه سرم پوشیده بود با من صحبت مکن.

    ابا صلت گفت: صبحگاه فردا لباس پوشید در محراب بانتظار نشست، در این موقع غلام مأمون وارد شده گفت امیر المؤمنین شما را می‌خواهد، کفش پوشیده از جای حرکت نمود و رفت، منهم از پی آن جناب رفتم تا وارد بر مأمون شد، جلو مأمون ظرفی از انگور و چند ظرف دیگر از میوه‌های مختلف بود، یک خوشه انگور بدست داشت که مقداری از آن را خورده بود همین که چشمش بحضرت رضا افتاد از جای حرکت کرده او را در بغل گرفت و پیشانیش را بوسید و آن جناب را پهلوی خود نشانید. امام فرمود انگور خوب انگور بهشتی است. مأمون درخواست کرد از آن انگور بخورد، فرمود مرا معاف دار، گفت ممکن نیست، شاید بمن اطمینان نداری، مأمون خوشه را گرفت و چند دانه از آن را خورد و برای مرتبه دوم بدست حضرت رضا علیه السّلام داد، آن جناب سه دانه از انگور خورد به گوشه‌ای پرت کرده از جای حرکت نمود. مأمون گفت: کجا میروی؟ فرمود: به جایی که فرستادی!

    وقتی خارج شد عبا را بر سر کشیده بود چیزی عرض نکردم تا داخل خانه شد، دستور داد درها را ببندم، در رختخواب خوابید، من با حزن و اندوه داخل حیاط ایستاده بودم. در همین موقع مشاهده کردم جوانی خوش روی با موی‌های مجعد شبیه بحضرت رضا علیه السّلام وارد شد، پیش رفته عرض کردم از کجا آمدی، درها که بسته بود؟ فرمود کسی که مرا از مدینه در این ساعت بطوس آورده از درهای بسته نیز داخلم کرده.

    گفتم: شما کیستی؟ «فقال انا حجة اللَّه علیک یا ابا صلت انا محمد بن علی». به طرف اطاق علی بن موسی الرضا علیه السّلام رفت به من نیز فرمود: وارد شوم. همین که چشم حضرت رضا علیه السّلام به او افتاد فرزندش را در آغوش گرفت و بسینه چسبانید پیشانیش را بوسید و بجانب خود کشانید. امام جواد پیوسته پدر را می‌‌بوسید و آرام با او سخنانی می گفت که من نفهمیدم. در این هنگام کفی بر دهان حضرت رضا علیه السّلام آشکار شد، حضرت جواد آن کف را مکید امام دست در گریبان خود کرد چیزی شبیه گنجشک خارج کرده بحضرت جواد داد آن را بلعید. در این موقع حضرت رضا علیه السّلام از دنیا رفت.

    حضرت جواد فرمود: ابا صلت حرکت کن از انبار تخت بیاور با آب تا پدرم را غسل دهم. عرض کردم: در انبار تخت و آب نیست، فرمود هر چه می گویم بجای آور، داخل انبار شدم تخت و آب بود بیرون آوردم دامن بکمر زدم تا امام را غسل دهم. فرمود تو یک طرف برو کسی هست که بمن کمک کند. حضرت رضا را غسل داد باز فرمود داخل انبار شو زنبیلی که در آن کفن و حنوط پدرم هست بیاور وارد شدم زنبیلی دیدم که قبلا در آنجا ندیده بودم، آوردم خدمت ایشان پدر خود را کفن کرد و بر بدنش نماز خواند.

    آنگاه فرمود تابوت بیاور، عرض کردم بروم پیش نجار بگویم تابوت بسازد فرمود داخل انبار تابوت هست وارد شدم تابوتی دیدم که در آنجا قبلا ندیده بودم جسم پاک امام را در آن تابوت نهاد دو رکعت نماز خواند هنوز تمام نشده بود تابوت بلند شد و سقف شکافته گردید از خانه خارج شد. عرض کردم: یا ابن رسول اللَّه هم اکنون مأمون می‌آید حضرت رضا را از من میخواهد، چه کنم؟

    فرمود: ساکت باش الان بر میگردد هر پیغمبر اگر چه در مشرق بمیرد و وصی او در مغرب خداوند بین ارواح و اجساد آنها جمع خواهد کرد هنوز سخن‌ امام جواد تمام نشده بود که سقف شکافته شد و تابوت بر زمین آمد، از جای حرکت نمود پیکر پاک امام را از تابوت بیرون آورد و در رختخوابش گذاشت مثل اینکه نه غسل داده شد و نه کفن گردیده.

    فرمود: حرکت کن در را برای مأمون بگشا. همین که در را گشودم دیدم مأمون و غلامان ایستاده‌‌اند با گریه داخل شد گریبان چاک زد و بر سر خود میزد با صدای بلند میگفت: آه آقای من ترا از دست دادم، کنار بستر حضرت رضا نشست و دستور داد آماده غسل و کفن شوند امر کرد برایش قبر بکنند. تمام آنچه حضرت رضا فرموده بود آشکار گردید. خواست قبر پدرش را قبله قبر حضرت رضا قرار دهد یکی از اطرافیان گفت مگر نمیگوئی این شخص امام است جوابداد چرا، گفت باید قبر او جلو باشد دستور داد در طرف قبله قبر بکنند گفتم بمن فرموده است که هفت پله بکنند و ضریحی بگشایند گفت بمقداری که ابا صلت میگوید بدون ضریح بکنید ولی لحد قرار میدهم.

    وقتی رطوبت و ماهیها را مشاهده کرد گفت: پیوسته حضرت رضا در زمان زندگانی ما را از عجایب خود بهره‌‌مند میکرد اینک بعد از مرگ نیز نشان میدهد وزیرش گفت میدانی منظور از نشان دادن این عجایب چیست مأمون گفت: نه. وزیر گفت: میخواهد بفهماند که اقتدار و سلطنت شما بنی عباس با زیادی حکمروا و مدت طولانی مثل این ماهیهای کوچک است وقتی مدت شما تمام شود خداوند شخصی از ما را بر شما مسلط خواهد کرد که این سلسله را منقرض کند گفت راست میگوئی.

    ابا صلت میگوید: آنگاه مأمون گفت آن دعائی که میخواندی بمن بیاموز. سوگند یاد کردم که همین الان فراموش کردم، راست هم میگفتم. دستور داد مرا زندانی کنند و حضرت رضا علیه السّلام را دفن نمود.

    یک سال در زندان بودم خیلی دلم تنگ شد شبانگاهی تا بصبح متوسل به خاندان نبوت شدم و از خدا خواستم بحق آنها مرا نجات دهد هنوز دعایم تمام‌ نشده بود که امام جواد وارد شد فرمود دلت تنگ شده است عرض کردم: آری بخدا قسم. فرمود: حرکت کن دست به زنجیرهائی که به آن بسته شده بودم زد باز شد دست مرا گرفت و از زندان خارج نمود با اینکه غلامها و زندانبانها ایستاده بودند و مرا می‌دیدند ولی قدرت حرف زدن نداشتند از زندان که بیرون آمدم فرمود: در پناه خدا دیگر نه تو مأمون را خواهی دید و نه او ترا. ابا صلت گفت: بعد از آن تاکنون مأمون را ندیده‌‌ام.[۱۶]

    پانویس

    منابع


    منبع مطلب : wiki.ahlolbait.com

    مدیر محترم سایت wiki.ahlolbait.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    30 صفر، شهادت امام رضا (ع)/ ماجرای مسمومیت و به شهادت رسیدن امام رضا (ع)

    30 صفر، شهادت امام رضا (ع)/ ماجرای مسمومیت و به شهادت رسیدن امام رضا (ع)

    به گزارش خبرگزاری موج، حضرت علی‌بن موسی الرضا (ع) امام هشتم شیعیان در پایان ماه صفر سال 203 هجری قمری توسط مأمون به شهادت رسیدند.

    * لقب امام رضا علیه السلام

    نام اصلی امام هشتم علی بن موسی علیه السلام است لقب یا نام مشهور آن حضرت رضا علیه السلام می باشد. درباره علت نام گذاری آن حضرت به رضا علیه السلام چنین گفته اند: «او را رضا ملقب گردانیده اند برای آن که پسندیده خدا بود در آسمان و پسندیده رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و ائمه علیه السلام بود در زمین برای امامت». وجه دیگری که برای آن بیان داشته اند این است که «آن حضرت به رضای پروردگار راضی بود و این خصلت ارزشمند را که مقامی بالاتر از مقام صبر است، به طور کامل داشت».

    * امامت امام رضا علیه السلام

    در سال 183 ق با شهادت امام موسی کاظم علیه السلام ، امامت امام رضا علیه السلام شروع شد. آن حضرت 35 سال بیشتر سن نداشت که زمام امور امامت را به دست گرفت و هدایت و راهنمایی فکری و اعتقادی جامعه اسلامی را عهده دار شدند. امام موسی کاظم علیه السلام در فرصت های مختلف به معرفی امام رضا علیه السلام به عنوان امام و وصی بعد از خود می پرداخت و از یاران و شاگردان خود بر این امر مهم گواهی می گرفت. مدت امامت آن حضرت بیست سال طول کشید که هفده سال آن در مدینه و سه سال آخر آن در خراسان سپری شد.

    امام رضا ۲۰ سال امامت را بر عهده داشت که با خلافت هارون الرشید (۱۰ سال)، محمد امین (حدود ۵ سال) و مأمون (۵ سال) همزمان شد. 

    دوران حیات و امامت حضرت امام رضا (ع)، دوران اوج‌گیری گرایش مردم به اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و گسترش پایگاه‌های مردمی خاندان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) است.

    * نحوه شهادت امام رضا (ع)

    با اوج‌گیری تمایلات مردم به امام هشتم شیعیان جهان (ع)، مامون خلیفه عباسی با دسیسه چینی، ایشان را مسموم و شهید کردند.

    شهادت امام رضا ع

    در مورد چگونگی شهادت امام رضا (ع)، دو روایت آمده است:

    عبد اللَّه بن بشیر نقل می‌کند: مأمون به من دستور داد تا ناخن‌هایم را بیش از حد معمول بلند کنم و در این مورد به کسی هم چیزی نگویم. من نیز چنان کردم. روزی مرا خواست و چیزی شبیه به تمر هندی به من داد و گفت: «این را با دو دست خود خوب بمال و ورز بده»، من نیز چنان کردم. سپس برخاست و مرا تنها گذاشت و نزد حضرت رضا (علیه السّلام) رفت و گفت: «حال شما چگونه است؟»، فرمود: «امیدوارم امروز بهتر شوم»، مأمون گفت: «من نیز بحمداللَّه امروز خوبم»، سپس مامون پرسید: «آیا امروز پرستاران و خدمتگزاران خدمت شما رسیده اند؟» حضرت فرمود: «نه»، مأمون قیافه‌ای خشمناک به خود گرفت و بر سر خادمان خود فریاد زد.

    مأمون سپس گفت: «همین الآن آب انار را بگیر و بخور که برای رفع این بیماری چاره‌ای جز خوردن آن نیست»، عبداللَّه بن بشیر می‌گوید: مأمون به من گفت: «برای ما انار بیاور»، من هم آوردم، بعد مأمون رو کرد به من و گفت: «با دست خود آن را فشار بده و آبش را بگیر» من هم این کار را کردم، و مأمون آن آب انار را با دست خود به حضرت رضا (علیه السلام) خورانید و همان باعث شهادت حضرتش شد. ایشان پس از نوشیدن آن آب انار مسمومی که مأمون به او نوشانید دو روز بیشتر زنده نبودند.

     از محمد بن جَهْم‌ نقل شده که امام رضا (علیه السلام) به انگور علاقه‌مند بود. زمانی که مأمون قصد قتل او را کرد، مقداری انگور برای آن حضرت تهیه کردند و چند روز با سوزن‌های زهر آلود که به کاری‌ترین زهرها آلوده شده بودند حبه‌های آن را آلوده به سمّ کردند. آنگاه آن‌ها را حضور امام رضا (علیه السلام) آوردند. حضرت رضا (علیه السلام) پس از تناول انگور زهر آلود رنجور شده و بدین وسیله به شهادت رسید.

    اباصلت هروی می‌گوید: وقتی مأمون از محضر امام (علیه السلام) خارج شد من داخل شدم. همین که حضرت مرا دید به من فرمود: «یَا أَبَا الصَّلْتِ قَدْ فَعَلُوهَا»، اباصلت! بالاخره کارخودشان را کردند. اباصلت در ادامه می‌گوید: «بعد از این جمله شنیدم که حضرت شروع به حمد و ستایش الهی کرد».

    * دفن شبانه و مظلومانه امام رضا علیه السلام

    مردم و دوستداران آن امام وقتی که خبر شهادت حضرت را شنیدند ازدحام کردند و گفتند که مأمون با نیرنگ امام علیه السلام را کشته است. مأمون شخصی را نزد مردم فرستاد و گفت تشییع جنازه به فرصتی دیگر موکول شده است. مأمون از ترس این که آشوبی برپا شود مردم را با این ترفند متفرق کرد و دستور داد جنازه آن حضرت را شبانه غسل دادند و به خاک سپردند.

    مردم ایران اسلامی در شب و روز  سالروز شهادت حضرت امام رضا (ع) با حضور در حسینیه‌ ها، مساجد، حرم مطهر ایشان در مشهد (شمال شرق ایران) و حرم مطهر حضرت معصومه (س) در شهر مقدس قم (جنوب تهران)، عزاداری می‌کنند.

    منبع مطلب : www.mojnews.com

    مدیر محترم سایت www.mojnews.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    تاریخ دقیق شهادت امام رضا (ع) در سال 98 چه روزی است ؟

    تاریخ دقیق شهادت امام رضا (ع) در سال 98 چه روزی است ؟

    تاریخ دقیق شهادت امام رضا (ع) در سال ۹۸

    تاریخ دقیق شهادت امام رضا (ع) در تقویم قمری

    تاریخ دقیق شهادت امام رضا (ع) به میلادی

    شهادت امام رضا (ع)

    امام رضا (ع) هشتمین امام شیعیان در سن 35 سالگی به امامت رسیدند و حدود 20 سال امام شیعیان بودند. ترس مامون و عباسیان از محبوبیت و نفوذ حضرت در بین مردم دلیلی شد تا مامون به فکر کشتن امام بیافتد. زیرا مامون تلاش های زیادی برای کنترل امام از جمله ولایتعهدی آن حضرت و محدود نمودن ایشان انجام داد ولی نتوانست به مقصود خود برسد و یا اقداماتی نظیر به راه انداختن مناظرات مختلف با سران مذاهب دیگر انجام داد تا بتواند در نظر مردم مقامش امام را بشکند ولی به لطف خدا در تمام این توطئه ها نه تنها شکست خورد بلکه محبوبیت حضرت در بین مردم بیشتر نیز شد. سرانجام سعایت شدید عباسیان و اطرافیان مامون، او را واداشت که حضرت را مسموم نموده و به شهادت برساند.

    نحوه شهادت امام رضا (ع)

    از محمد بن جَهْم‏ نقل شده که امام رضا (علیه السلام) به انگور علاقه‌مند بود. زمانی که مأمون قصد قتل او را کرد، مقداری انگور برای آن حضرت تهیه کردند و چند روز با سوزن‌های زهر آلود که به کاری‌ترین زهرها آلوده شده بودند حبه‌های آن را آلوده به سمّ کردند. آنگاه آن‌ها را حضور امام رضا (علیه السلام) آوردند. حضرت رضا (علیه السلام) پس از تناول انگور زهر آلود رنجور شده و بدین وسیله به شهادت رسید.

    اباصلت هروی می‌گوید: وقتی مأمون از محضر امام (علیه السلام) خارج شد من داخل شدم. همین که حضرت مرا دید به من فرمود: «یَا أَبَا الصَّلْتِ قَدْ فَعَلُوهَا»، اباصلت ! بالاخره کارخودشان را کردند. اباصلت در ادامه می‌گوید: «بعد از این جمله شنیدم که حضرت شروع به حمد و ستایش الهی کرد».

    زندگی نامه امام رضا (ع)

    علی بن موسی الرضا (۱۴۸–۲۰۳ ه‍. ق)، ملقب به رضا و ابوالحسن هشتمین امام شیعیان دوازده امامی بعد از پدرش موسی کاظم و پیش از پسرش محمد تقی می‌باشد. علی بن موسی در شهر مدینه از نجمه خاتون متولد و در دیار توس از دنیا رفت. رضا در دوره‌ای زیست می‌کرد که خلفای عباسی با مشکلات عمده‌ای از جمله شورشهای شیعیان مواجه بودند. مأمون به دنبال راهی برای پیروزی بر این شورشها تصمیم گرفت رضا را در حکومت دخیل کند، و به همین منظور پست ولیعهدی را به عهدهٔ او گذاشت. مأمون بعدها به اشتباهش پی برد و برای جبران آن به نوشتهٔ بیشتر مورخان تصمیم گرفت به او سم خورانده، او را از سر راهش بردارد. رضا در یکی از روستاهای خراسان که بعدها به مناسبت خاکسپاری اش در آن به مشهد، محل شهادت، تغییر نام یافت به خاک سپرده شد. مقبرهٔ وی سالانه مورد بازدید میلیون‌ها شیعه از ایران، پاکستان، بحرین، عراق و دیگر کشورها قرار می‌گیرد.

    بیشتر بخوانید:

    نحوه شهادت امام رضا ( علیه السّلام )

    عکس و شعر و پیامک برای شهادت امام رضا (ع)

    منبع مطلب : www.delgarm.com

    مدیر محترم سایت www.delgarm.com لطفا اعلامیه سیاه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 2 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای پاسخ کلیک کنید