این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    ضرب المثل از هفت خان رستم گذشتن چه موقع به کار میرود

    دسته بندی :
    1. پشتوک
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    ضرب المثل از هفت خان رستم گذشتن چه موقع به کار میرود را از این سایت دریافت کنید.

    ضرب المثل از هفت خان رستم گذشته کنایه از چیست؟ + معنی و داستان

    ضرب المثل "از هفت خان رستم گذشته" درباره شخصی به کار می رود که برای رسیدن به خواسته اش مشکلات و موانع زیادی را پشت سر گذاشته باشد.

    ضرب المثل از هفت خان رستم گذشته کنایه از چیست؟ + معنی و داستان

    معنی و داستان ضرب المثل از هفت خان رستم گذشته

    ضرب المثل “از هفت خان رستم گذشته” درباره شخصی به کار می رود که برای رسیدن به خواسته اش مشکلات و موانع زیادی را پشت سر گذاشته باشد.

    برخی از افراد آن چنان اراده ی مستحکمی دارند که هیچ مانع و مشکلی نمی تواند آن ها را از رسیدن به خواسته هایشان باز دارد این گونه افراد کاملا به هدف و توانایی خود ایمان دارند و به همین خاطر می توانند به قول معروف هفت خان رستم را پشت سر بگذارند.

    بیش تر ما در مواجهه با مشکلات سریع نا امید شده و دست از کار می کشیم اما افراد موفق کسانی هستند که از شکست درس گرفته و نا امید نشوند و با رفع نواقص، دوباره به تلاش ادامه دهند.

    هر هدفی نیازمند تلاش است اما برای رسیدن به بعضی از اهداف شما باید بسیار تلاش کرده و اراده ی آهنین داشته باشید و از هفت خان رستم بگذرید.

    ضرب المثل “از هفت خان رستم گذشته” بر گرفته از شاهنامه است و یکی از زیبا ترین داستان‌ های حماسی ایرانی ست که توسط فردوسی شاعر پر آوازه‌ ی ایرانی در کتاب شاهنامه نقل شده است.

    ریشه و داستان ضرب المثل

    روزی کیکاووس پادشاه ایران به دست دیو سپید در قلعه ای در مازندان زندانی شد.

    خبر زندانی شدن کیکاووس به گوش رستم، پهلوان نامی ایران رسید، رستم با شنیدن این خبر تصمیم گرفت که به مازندان برود و هر طور که شده کیکاووس را از بند دیو سپید آزاد کند.

    رستم به طرف مازندان حرکت کرد اما در این میان برخی از افراد خبر آمدن رستم را به گوش دیو سپید رساندند و به او گفتند باید قبل از رسیدن رستم چاره ای بیندیشی زیرا که رستم، مرد بسیار قوی و جنگ‌آوری ست و با هر که مبارزه کرده توانسته او را شکست دهد.

    دیو سپید که خود نیز از توانایی ها و قدرت رستم آگاهی داشت تصمیم گرفت تا موانعی بر سر راه رستم قرار دهد تا رستم به راحتی نتواند به قلعه ی او دست پیدا کند.

    دیو سفید ابتدا شیر وحشی و گرسنه‌ ای را سر راه رستم قرار داد، اما زمانی که شیر خواست به رستم که سوار بر رخش (نام اسب رستم) به قلعه نزدیک می‌ شد حمله کند، قبل از اینکه رستم کاری کند رخش که اسبی بسیار نیرومند بود لگدی به شیر زد و او را از پای در آورد.

    در مرحله ی دوم دیو سپید دستور داد تا آب تمام برکه ها و رود خانه هایی که در مسیر عبور رستم بود را قطع کنند تا او تشنه و نا توان شود و نتواند به راهش ادامه دهد، اما رستم از این مرحله عبور کرد.

    مانع سوم، یک اژد های هفت سر ترسناک بود، رستم به مانع سوم رسید و با اژدها در گیر شد اما هر بار که سر اژدها را قطع می کرد اژدها سر جدیدی در می آورد به جنگ رستم می رفت.

    رستم بالاخره اژدها را شکست داد اما متوجه شد که این موانعی که بر سر راه سفر او قرار می گیرد غیر منطقی است و دریافت که دیو سپید با به وجود آوردن آن موانع قصد دارد که رستم را از رسیدن به مازندران باز دارد.

    خبر شکست اژدها به گوش دیو سپید رسید و او همین که فهمید رستم پهلوان از مانع سوم هم عبور کرده در مرحله ی چهارم جادوگر پیری را به جنگ با رستم فرستاد.

    جادوگر تمام تلاش خود را کرد تا رستم را فریب دهد ولی رستم که فهمیده بود تمام این موانع از طرف دیو سپید طرح ریزی شده است، این مانع را هم از پیش رو برداشت.

    در مرحله ی پنجم رستم متوجه شد که یکی از نزدیکانش به نام “اولاد” از یاران و دوستان دیو سپید است، به همین خاطر با او وارد جنگ شد و خیلی زود توانست او را هم شکست دهد.

    باز هم خبر پشت سر گذاشتن این مانع که توسط دیو سفید برای رستم در نظر گرفته می‌ شد، نیز به گوش دیو سپید رسید، دیو از شنیدن این خبر ها لحظه به لحظه از دست رستم بیش تر عصبانی‌ می‌ شد.

    دیو که دیگر نا امید شده بود از یکی از دوستان دیوش که “ارژنگ” نام داشت خواست تا در مرحله ی ششم به جنگ با رستم برود و او را شکست دهد.

    جنگ در این مرحله برای رستم سخت بود، چون ارژنگ دیو بسیار زیرک و قدرتمندی بود ولی رستم با هر چه در توان داشت به جنگ با او رفت و هر زمان که احساس می کرد نزدیک است که شکست بخورد به یاد تلاش‌ هایی که در مراحل قبل انجام داده بود می‌ افتاد و در دل توانی دو چندان می‌ گرفت، رستم که می دانست زور دیو از او بیش تر است از خدا خواست کمکش کند تا با توکل بر خدا بتواند کیکاووس را نجات دهد.

    بعد از گذشت ساعت های طولانی بالاخره نبرد آن دو پایان یافت و این رستم بود که توانست ارژنگ دیو را شکست داده و پیروز نبرد شود.

    رستم توانسته بود تمام سختی ها را پشت سر بگذارد و دیو دیگر نمی دانست که در مقابل رستم چه کند و چون دیگر کسی را نداشت تا سراغ رستم بفرستد خودش وارد عمل شد و به جنگ با رستم رفت.

    بین رستم و دیو سپید نبرد سخت و طولانی در گرفت و به یاری خداوند پیروز این میدان نیز رستم پهلوان بود.

    بعد از این که رستم دیو سپید را شکست داد دیگر مانعی بر سر راه رستم و آزادی کیکاووس نبود پس رستم با عجله خود را به زندانی که کیکاووس در آن جا اسیر بود، رساند و زنجیر از دست و پای کیکاووس باز کرد.

    در نهایت، کیکاووس پادشاه ایران به کمک رستم آزاد شد و پس از آن ماجرا ایرانیان فهمیدند رستم برای این که پادشاه کشورش را نجات دهد از هفت مرحله‌ سخت گذشته و مردم به این هفت مرحله “هفت خوان رستم” گفتند.

    معادل انگلیسی

    Rostam’s seven labors

    A Herculean task

    منبع مطلب : www.coca.ir

    ضرب المثل از هفت خان رستم گذشته

    ضرب المثل از هفت خان رستم گذشته کاربرد ضرب المثل: وقتی شخصی برای رسیدن به هدفی موانع بسیار سختی را پشت سر می‌گذارد این ضرب المثل به کار می‌رود.

    ضرب المثل از هفت خان رستم گذشته

    ضرب المثل از هفت خان رستم گذشته ضرب المثل از هفت خان رستم گذشته کاربرد ضرب المثل: وقتی شخصی برای رسیدن به هدفی موانع بسیار سختی را پشت سر می‌گذارد این ضرب المثل به کار می‌رود.

    8,957

    ضرب المثل از هفت خان رستم گذشتهکاربرد ضرب المثل:وقتی شخصی برای رسیدن به هدفی موانع بسیار سختی را پشت سر می‌گذارد این ضرب المثل به کار می‌رود.داستان ضرب المثل:در روزگاری که کیکاووس توسط دیو سفید گرفتار و در بند شد. دیو سفید کیکاووس را در قلعه‌ای در مازندران اسیر کرده بود.خبر این اتفاق به رستم، پهلوان پرآوازه‌ی ایرانی رسید. با شنیدن این خبر رستم تصمیم گرفت هر جور شده خود را به مازندران برساند و با دیو سفید درگیر شود تا بتواند کیکاووس را از بند آزاد کند. زمانی که رستم به طرف مازندران حرکت کرد. عده‌ای به گوش دیو سفید رساندند که تا قبل از رسیدن رستم باید کاری بکنی چون رستم بسیار قوی و جنگ‌آور است و با هرکه مبارزه کرده توانسته او را شکست دهد.دیو سفید که از قدرت و توان رستم آگاهی داشت با شنیدن این خبر دست به کار شد. او تصمیم گرفت موانعی بر سر راه رستم طرح ریزی کند تا رستم به راحتی به قلعه او دست پیدا نکند. دیو سفید برای این کار اول شیر وحشی و گرسنه‌ای را سر راه رستم قرار داد. زمانی که شیر خواست به رستم که سوار بر رخش به قلعه نزدیک می‌شد حمله کند، قبل از اینکه رستم کاری کند رخش اسب نیرومند رستم لگدی به شیر زد و او را از پای درآورد.بعد از آن در مرحله‌ی دوم دیو سفید دستور داد آب تمام برکه‌ها و نهرهایی که در مسیر عبور رستم است را قطع کنند تا او دچار تشنگی شود و نتواند به راهش ادامه دهد.مانع سومی که دیو برای رستم در نظر گرفت ظاهر شدن یک اژدهای ترسناک که هفت سر داشت، بود رستم به مبارزه با اژدها رفت ولی با قطع کردن هر سر اژدها سر جدیدی درمی‌آورد. زمانی که رستم با اژدها برخورد کرد فهمید که مانعی که در این سفر بر سر راه او قرار می‌گیرند، غیرمعقول هستند. او پس از کمی فکر و تأمل فهمید که این موانع سخت را دیوسفید بر سر راه او قرار می‌دهد تا او به مازندران نرسد.در مرحله‌ی چهارم دیو که دید رستم از پس دیو هفت سر هم برآمده این بار جادوگر پیری را به جنگ با رستم فرستاد. جادوگر تمام تلاش خود را برای فریب دادن رستم به کار برد، ولی رستم که فهمیده بود تمام این موانع از طرف دیوسفید به سراغ او آمده‌اند. این مانع را هم از پیش رو برداشت.در مرحله‌ی پنجم رستم فهمید یکی از نزدیکانش به نام «اولاد» از یاران و دوستان دیوسفید است. رستم با او وارد جنگ شد و خیلی زود توانست او را شکست دهد. با پشت سر گذاشتن موانع سختی که توسط دیو سفید برای رستم در نظر گرفته می‌شد. دیو لحظه به لحظه از دست رستم عصبانی‌تر می‌شد.در مرحله‌ی ششم دیوسفید که خیلی ناامید شده بود، از یکی از دوستان دیو خود به نام ارژنگ دیو کمک گرفت و او را به جنگ با رستم فرستاد. جنگ در این مرحله برای رستم سخت بود، چون ارژنگ دیو بسیار زیرک و پرقدرتی بود ولی رستم با هرچه که در توان داشت با او وارد جنگ شد و هروقت که می‌دید نزدیک است تا شکست بخورد به یاد تلاش‌هایی که در مراحل قبل انجام داده بود می‌افتاد و در دل توان دوباره می‌گرفت. رستم از خدا خواست تا به او کمک کند و با توکل بر خدا بتواند کیکاووس را نجات دهد. تا اینکه درنهایت این رستم بود که ارژنگ دیو را شکست داد و پیروز نبرد شد.بعد از گذراندن این آزمون‌های سخت دیوسفید دیگر نمی‌دانست در برابر رستم چه کار کند و دیگر کسی را نداشت تا برای مقابله با رستم بفرستد. پس چاره‌ای نداشت جز اینکه خودش وارد میدان نبرد شود تا با رستم بجنگد و بعد از یک نبرد طولانی و سخت رستم در این جنگ هم پیروز شد. بعد از اینکه رستم دیو را هم کشت دیگر مانعی برای آزادی کیکاووس نبود. رستم به سرعت خود را به کیکاووس رساند و زنجیر را از دست و پای او آزاد کر. بعد از آن ایرانیان فهمیدند رستم برای اینکه کیکاووس را نجات دهد از هفت مرحله‌ی سخت گذشته و مردم به این هفت مرحله هفت خوان رستم گفتند. این داستان یکی از زیباترین داستان‌های حماسی ایرانی است که توسط فردوسی شاعر پرآوازه‌ی ایرانی در کتاب شاهنامه نقل شده است.

    منبع مطلب : www.kanoon.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 13 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید