در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    ضرب المثل درخت گردکان با این بلندی درخت خربزه الله اکبر با مفهوم کدام ضرب المثل ارتباط دارد

    1 بازدید

    ضرب المثل درخت گردکان با این بلندی درخت خربزه الله اکبر با مفهوم کدام ضرب المثل ارتباط دارد را از سایت پشتوک دریافت کنید.

    درخت گردکان با این بزرگی، درخت خربزه الله‌اکبر!

    درخت گردکان با این بزرگی ، درخت خربزه ا… اکبر

    درخت گردکان با این بزرگی ، درخت خربزه ا… اکبر

    ریشه ضرب المثل, درخت خربزه

    یکی بود یکی نبود ، الاغی بود که فکر می کرد خیلی داناست . روزی الاغ در باغی چشمش به بوتهٔ خربزه افتاد و با خودش گفت : چه بوته ی خوبی ! با این که شاخه ی محکمی ندارد ، توانسته میوه ای به این بزرگی بدهد سپس الاغ زیر درخت گردو رفت تا استراحت کند .
    درخت گردو گفت : سلامت کو ؟ همین جوری اومدی زیر سایه ی من ؟ من سالها زحمت کشیدم تا به این قد و بالا رسیدم الاغ گفت : به تو هم می گویند درخت ؟ فقط بلدی پُز شاخ و برگ و سایه ات را بدی . از بوته ی خربزه یاد بگیر یک هزارم تو قد ندارد ولی میوه ای به آن بزرگی می دهد .
    اما تو با این همه بزرگی میوه ای به این کوچکی می دهی . بعد از مدتی الاغ چرتش گرفت و زیر درخت خوابش برد . درخت گردو تکانی خورد و گردویی بر سر الاغ انداخت .
    الاغ سرش درد گرفت .گردو گفت : اگر همه ی فکرهای تو درست از آب در آید چه می شود .
    الاغ گفت: یعنی چه ؟
    درخت گفت: اگر میوه ی من بزرگ بود و به سر تو می افتاد حتماً تو را می کشت نه ؟
    الاغ گفت : هر چیز به جای خودش نیکو است همان بهتر که میوه تو کوچک باشد !
    به همین دلیل می گویند : درخت گردکان با این بزرگی ، درخت خربزه ا… اکبر .

    منبع:nonahal.org

    منبع مطلب : www.beytoote.com

    مدیر محترم سایت www.beytoote.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    درخت گردکان با این بزرگی درخت خربزه الله اکبر

    داستان ضرب المثل

    درروزگار گذشته و در روستایی کوچک مرد و زنی با یکدیگر زندگی می کردند. پدر مرد جوان که کشاورز بود زمینی به وی داده بود که در آن کار کند و به وسیله ی آن روزگار بگذراند.

    آن زمین پر بود از بوته های خربزه. دیری نپایید که زن جوان باردار شد و خرج آن دو بیشتر شد، بنابراین مرد بیش از پیش کار می کرد. روزی مرد به سوی زمینش به راه افتاد و در آنجا قطعه زمینی بایر و خشک را دید تا اینکه چیزی به خاطرش رسید.

    شب هنگام مرد در گوشه ای از حیاط نشسته بود و همسرش را در کنار خود نشاند سپس به وی گفت: «دیگر غصه نخور که از این پس وضعمان بهتر خواهد شد.

    امروز به بازار رفتم و تعداد زیادی درخت گردو خریدم. از فردا آن ها را در زمین خشک و بایر پشت باغ خربزه ام می کارم. چیزی نمی گذرد که درختان گردو بار بسیار می دهند»

    زنش که چنین شنید خندید و گفت: «اما مرد این ها که تو می گویی نیازمند حداقل گذر بیست سال و یا بیشتر است»

    مرد با این سخن زن غمی بزرگ بر دلش نشست. فردای آن شب مرد بوته ها را در زمین کاشت و هرروز به آن ها آب می داد و رسیدگی می کرد.

    روزها گذشت تا اینکه فرزندان مرد به دنیا آمدند. فرزندان او دوقلو بودند و همین سبب شد که مرد برای به دست آوردن پول بیشتر، بیش از پیش کار کند تا بتواند برای فرزندانش زندگی راحتی را فراهم کند.

    سال ها گذشت و فرزندان مرد به سنین نوجوانی رسیدند. او دیگر باغی پر از خربزه و درختان گردو داشت و بسیار شادمان بود زیرا تا رسیدن به آن آرزو راهی نمی ماند.

    روزی از روزها مرد در باغ گردو بود و به هنگام ظهر مرد زیر یکی از درختان گردو نشسته بود که همسرش با بقچه ای غذا نزد او آمد و با یکدیگر غذا خوردند و پس از غذا مرد به باغ خربزه اش خیره شد و با صدایی بلند گفت: «عجب به این می اندیشیدم چگونه خداوند بار درختی به این بزرگی و بلندی را به این کوچکی آفریده است و خربزه ی به آن بزرگی را از بوته ی کوچکی به وجود آورده است. اگر گردوها هم به اندازه ی خربزه بود ما ده برابر این پول درمی آوردیم.»

    هنوز سخنان مرد به پایان نرسیده بود که به ناگاه گردویی از آن بالا بر روی سر مرد فرو آمد و سرش به شدت درد گرفت.

    مرد بی اختیار سر بر آسمان بلند کرد و از خداوند پوزش خواست و گفت: «خداوندا، اگر بار درخت گردکان هم به درشتی خربزه بود و بر سر من فرود می آمد اینک من در این دنیا نبودم.»

    سپس به زنش که با صدای بلند می خندید رو کرد و گفت: «دیدی چه شد؟ درخت گردکان با این بزرگی، درخت خربزه الله اکبر.»

    منبع مطلب : gildik.ir

    مدیر محترم سایت gildik.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    وبلقتنتیتنبگبایا 1 ماه قبل
    0

    کننننننننننننن

    برای ارسال نظر کلیک کنید