این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    فقط در زمستان هستم و بخشی از اسم من در هوا موجود است

    دسته بندی :
    1. پشتوک
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    فقط در زمستان هستم و بخشی از اسم من در هوا موجود است را از این سایت دریافت کنید.

    انشا با موضوع فصل زمستان

    انشا با موضوع فصل زمستان | 10 انشای زیبا در مورد فصل زمستان | انشا درباره فصل زمستانی ،انشا درباره زمستان در روستا،انشا درمورد زمستان پایه هفتم،انشا در مورد زمستان با مقدمه و نتیجه،مقدمه در مورد زمستان،انشا درباره زمستان کلاس هفتم،انشا درمورد زمستان با مقدمه بدنه نتیجه

    انشا با موضوع فصل زمستان | 10 انشای زیبا در مورد فصل زمستان | انشا درباره فصل زمستانی

    مجموعه : ادبیات،شعر و داستان‌

    انشا درباره زمستان | 10 انشای زیبا درمورد فصل زمستان

    در اینبخش 10 انشا درباره زمستان را جمع آوری کرده ایم. چندین انشای زیبا در مورد زمستان رابه همراه هم مرور می‌کنیم، فصل زمستان فرا رسیده و اگر موضوع انشای این هفته شـما درباره فصل سرد زمستان اسـت و میخواهید نمره خوبی از معلم تان بگیرید، مـا راهنمایی تان می‌کنیم تا بتوانید بهترین انشا را بنویسید، در ادامه با مجله پارس ناز همراه باشید تا انشا فصل زمستان را مرور کنیم.

    انشا فصل زمستان را تعریف کنید

    هر سال چهار فصل دارد. هرکدام از این فصل‌ها خصوصیات خاص خودرا دارند. بهار، تابستان، پاییز و زمستان اسامی فصل‌هاي سال هستند و زمستان یکی از فصل‌هاي زیبای سال اسـت. زمستان چهارمین و آخرین فصل سال اسـت و سه ماه دی، بهمن و اسفند دارد. زمستان با نخستین روز دی‌ماه کـه کوتاه‌ترین روز سال اسـت، آغاز میشود. شب قبل ازآن شب یلدا طولانی‌ترین شب سال اسـت.

    در انتها نیز پس از آخرین روز اسفند اعتدال بهاری شروع شده و فصل زمستان پایان می‌پذیرد. زمستان رابا سرمای هوا می‌شناسند. دما در فصل زمستان افت پیدا می کند و تا منفی بیست درجه در کوهستان‌ها عادی اسـت حتی در برخی نقاط روسیه دما تا منفی پنجاه درجه هم کم میشود. البته برعکس تصور بعضی‌ها دلیل سرمای هوا در زمستان فاصله گرفتن زمین از خورشید نیست.

    دلیل سرمای هوا در زمستان بدلیل زاویه چرخش زمین اسـت، طوریکه اشعه هاي خورشید بـه صورت مایل بـه زمین می‌تابند و نور و گرمای کمتری بـه زمین می رسد. برف یکیدیگر از شاخصه‌هاي زمستان اسـت. اکثر مردم انتظار دارند کـه در فصل زمستان برف بیاید. برف بارش بخار آب اسـت کـه در شرایط خاص و با سرد شدن هوا در لایه‌هاي بالایی جو صورت می گیرد.

    برخی وقایع از جمله خشکسالی و آلودگی هوا از بارش برف کاسته‌اند. یکیدیگر از خصوصیات زمستان کوتاه بودن روزها و طولانی بودن شب‌ها اسـت. این هم بعلت زاویه‌اي اسـت کـه مدار زمین با خورشید پیدا میکند. بلند بودن شب‌ها طوری اسـت کـه بیشتر دانش‌آموزان باید قبل از طلوع خورشید از خواب برخیزند و برای رفتن بـه مدرسه حاضر شوند.

    درسال‌هاي اخیر پدیده وارونگی دمایی و شدت گرفتن آلودگی هوا در صبح‌هاي روزهای سرد کـه باعث تعطیلی مدرسه‌ها در شهر هـای بزرگ می شود، از خصوصیات روزهای زمستان شده اسـت. در اینروزها بیرون آمدن از خانه و قرار گرفتن در آلودگی‌ها برای سلامتی ضرر دارد. زمستان با همه ی ویژگی‌هاي متنوعی کـه دارد، فصلی اسـت کـه حضورش در چرخه زندگی طبیعت ضروری اسـت.

    انشا فصل زمستان در روستا

    روستای مـا ازآن روستاهایی اسـت کـه هر چهار فصل را تجربه می کنند. از میان فصل‌ها، زمستان فصل سختی بـه حساب می آید. اوایل زمستان هنوز برگ‌ها کامل از شاخه‌ها نریخته بود، نور خورشید مایل می‌تابید و هوا سرد شده بود. بـه اواسط دی کـه رسیدیم هوا خیلی خیلی سرد شد. یک روز صبح کـه از خواب بیدار شدم، سوز سرما را بیشتر از همیشه احساس کردم. از لای درها باوجود این کـه آنها را پوشانده بودیم، باد سرد می‌آمد.

    در را باز کردم کـه یهو برف از پشت در توی خانه ریخت. پارو را برداشتم و بـه پشتبام رفتم. توی کوچه بچه‌هاي همسایه‌ها شاد و خندان مشغول بازی کردن بودند. میخواستند آدم برفی بسازند. اما مـن؟ مـن کـه چند سالی بزرگتر بودم باید روی پشتبام می‌رفتم و برف‌ها را پارو می کردم. چون سقف خانه مـا کاهگلی اسـت، اگر برف‌ها روی پشت‌بام بماند، با گرم شدن هوا آب میشود و سقف نم میخورد و روی سرمان خراب می شود.

    زمستان رابه خاطر همین دوست ندارم. بخاطر پای خواهرم هم خاطره خوبی از زمستان ندارم. پارسال مـن و خواهرم با چکمه‌هاي پلاستیکی رفتیم باغ. خواهرم جلوتر می‌رفت کـه یک‌دفعه یک چاله کـه زیر برف پنهان بود را ندید و توی آن افتاد. پایش شکست و وادار شد تمام طول زمستان از بازی و شیطنت محروم شود. زمستان مشکل گرم کردن خانه را هم داریم.

    بخاری نفتی بوی بدی می دهد و تازه گاهی وقت‌ها نفت هم نداریم. زمستان‌ها رودخانه‌اي کـه از کنار روستا رد می شود، یخ می‌بندد. حتی آب توی لوله‌ها هم یخ می‌بندد و تهیه آب بسیار مشکل می شود. گاهی وقت‌ها آرزو می کنم هرگز زمستان بـه روستای مـا نیاید.

    پدرم می گوید اگر چـه زمستان سرد و سخت اسـت اما بارش‌هاي فراوان باعث می شود کـه ریشه درختان آب بخورند و برای بیدار شدن در فصل بهار آماده شوند. یعنی اگر زمستان و سختی‌هایش نباشند، بهار و زیبایی‌هایش هم نیستند. در نتیجه مـن زمستان را هم دوست دارم.

    انشا تخیلی در مورد زمستان

    دوباره آمده اسـت. هر سال همین روزها می آید. در نمی زند. همه ی درها برای او باز اسـت. همه ی منتظر او هستند. او و نخستین شبش. بله! این زمستان اسـت کـه آمده اسـت. ننه سرما کوله‌بار پر از برف و باران را روی دوشش میگذارد و از نمیدانم کجا؟ شاید از پشت کوه‌ها یا شاید هم از بال هوا یک‌دفعه خودش را وسط می‌اندازد. طبیعت کـه رنگارنگی پاییز رابه چشم دیده اسـت، از این همه ی سرما بخود می‌لرزد.

    درختان از ترس تک و توک برگ نارنجی و زرد خورد را روی زمین می‌ریزند. رودخانه کـه تا چند روز پیش جاری بودو برای خودش خوش خوشان آواز می خواند، یک‌دفعه از جنبش می ایستد و حرکتش کند و خیلی آهسته می شود. گاهی روی آب و گاهی تا عمق چند سانتیمتری یخ میزند. آسمان آبی چـه بگوید؟

    زمستان آن قدر ابرهای سفید و سیاه دارد و آنها را این‌طرف و آن طرف پخششان می کند کـه آسمان نمیتواند زیبایی آبی خودش رابه چشم آدم‌ها برساند. آدم‌ها هم از این ندیدن آبی آسمان دلگیر می شوند. بعضی گیاهان علفی کـه سن و سال کمتری دارند، خشک می شوند. در این میان ایستادگی درخت‌هاي چند ساله زیباست. محکم و راست می ایستند.

    منبع : www.parsnaz.com

    زمستان

    زمستان

    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

    برای دیگر کاربردها زمستان (ابهام‌زدایی) را ببینید.

    «زمستون» به اینجا تغییرمسیر دارد. برای آلبومی با این نام زمستون (آلبوم) را ببینید.

    بخشی از موضوعات رده:هوا

    هوا

    گسترش فصل‌ها گسترش منطقه گرمسیری گسترش طوفان‌ها گسترش بارندگی گسترش موضوعات گسترش

    واژه‌نامه

    درگاه هوا نبو

    زاغی نقاشی زمستان نرماندی، اثر کلود مونه

    زِمِستان چهارمین فصل از فصل‌های سال تقویم جلالی و نخستین فصل تقویم میلادی است. این فصل سردترین فصل سال است. زمستان در نیم کره شمالی بر اساس تقویم جلالی ماه‌های دی، بهمن و اسفند است این در حالیست که در نیم کره جنوبی ماه‌های تیر، مرداد و شهریور زمستان است. زمستان معمولاً سردترین فصل سال است و در بعضی نواحی دمای هوا به زیر صفر درجه سانتیگراد هم می‌رسد، مثلاً در کشوری مانند روسیه حتی تا -۵۱ هم می‌رسد. در زمستان بعضی حیوانات مانند خرس به خواب زمستانی می‌روند و در فصل بهار دوباره زندگی را از سر می‌گیرند.

    هواشناسی[ویرایش]

    یک نگاره پویانمایی که پوشش برف را بر روی نقشه نشان می‌دهد.

    زمستان فصلی با روزهای کوتاه و شب‌های طولانی و سرد است. میانگین دمای زمستان معمولاً در ماه دی به پایین‌ترین مقدار خود (در نیم‌کرهٔ شمالی) می‌رسد. بوران، برف، کولاک، یخ‌بندان معابر و جاده‌ها، مه و پوشیده شدن کوه‌ها از برف از خصوصیات فصل زمستان است که اغلب هر کدام به تنهایی باعث اختلال در عبور و مرور می‌شوند. پدیدهٔ هواشناسی نادری در طول زمستان با نام یخ‌مه رخ می‌دهد که متشکل از بلورهای یخ معلق در هوا است و تنها در دماهای بسیار پایین (زیر ۳۰- درجه سانتیگراد) رخ می‌دهد.

    در نیم‌کرهٔ جنوبی، به‌خاطر بیشتر بودن اقلیم اقیانوسی در مقایسه با نیم‌کرهٔ شمالی و در عین حال کمتر بودن خشکی در عرض‌های پایین‌تر از ۴۰- درجه، زمستان خفیف‌تر و برف و یخ کمتر است. در این منطقه، بارش برف در نواحی مرتفع مانند رشته کوه‌های آند، کوه‌های نیوزیلند و مناطق جنوب پاتاگونیا در آمریکای جنوبی رخ می‌دهد. در قطب جنوب، برف در طول سال می‌بارد. فصل زمستان از لحاظ نجومی با نقطه انقلاب زمستانی که کوتاه‌ترین روز سال است آغاز شده و با نقطهٔ اعتدال بهاری پایان می‌یابد.

    علت[ویرایش]

    علت سرد شدن زمین در زمستان، نه دوری آن از خورشید است و نه کمتر شدن فعالیت خورشید. زاویهٔ محور چرخش زمین نسبت به صفحهٔ مداری زمین دارای انحراف ۲۳٫۴۴ درجه‌ایست و همین انحراف نقش مهمی در تغییرات آب و هوایی زمین دارد. در زمستانِ نیم‌کرهٔ شمالی، خورشید بر این مناطق به صورت مورب می‌تابد و پرتوهای موازی تابشی از خورشید باید سطحی بیضی‌وار را گرم کنند. به علت کروی بودن زمین، این سطح بیضی‌وار کشیده‌تر نیز می‌شود و در نتیجه نور و گرمای کمتری به واحد سطح می‌رسد. ناظر زمینی، خورشید زمستانی را در ارتفاعی پایین‌تر از خورشید تابستانی می‌بیند. در مقایسه با این اثرات، تغییرات آب و هوایی در زیاد شدن فاصلهٔ زمین در مدار بیضوی‌اش با خورشید ناچیز است.

    نگارخانه[ویرایش]

    تصویر هوایی در فصل زمستان از بخش غربی و جنوبی ایالت آلاسکا

    جیجاق آبی در زمستان

    بلور یخ بر روی یک شاخه

    ورزش‌های زمستانی

    جستارهای وابسته[ویرایش]

    انقلاب زمستانی خواب زمستانی

    بازی‌های المپیک زمستانی

    طوفان زمستانی زمستان هسته‌ای جنگ زمستان

    منابع[ویرایش]

    مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به در ویکی‌گفتاورد موجود است.

    Wikipedia contributors, "Winter," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Winter&oldid=416230571 (accessed March 9, 2011).

    در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ زمستان موجود است.

    گسترش

    داده‌های کتابخانه‌ای

    این یک مقالهٔ خرد است. می‌توانید با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.

    گسترش نبو فصلها

    رده‌ها: زمستانهواشناسی

    منبع : fa.wikipedia.org

    5 انشا از زبان آدم برفی مناسب برای تمامی مقاطع

    در این مقاله از مجله اینترنتی دلگرم چند نمونه از زیباترین انشاها از زبان آدم برفی برای شما عزیزان آورده ایم. با ما همراه باشید.

    5 انشا از زبان آدم برفی مناسب برای تمامی مقاطع

    4 0

    زمان مطالعه: 10 دقیقه

    در این مقاله از مجله اینترنتی دلگرم چند نمونه از زیباترین انشاها از زبان آدم برفی برای شما عزیزان آورده ایم. با ما همراه باشید.

    انشا از زبان آدم برفی

    آدم برفی یکی از نمادهای اصلی فصل زمستان است. با بارش برف کودکان و حتی بزرگسالان آدم برفی های زیبا درست می کنند و از دیدن آن ها لذت می برند.

    می توان گفت یکی از موضوعات جالبی که می توان در فصل زمستان برای انشا انتخاب نمود، انشا از زبان آدم برفی است. از این رو در ادامه چند نمونه انشا با این موضوع برای شما عزیزان آورده ایم.

    انشا به روش جانشین سازی آدم برفی

    من یک آدم برفی هستم. من را یک دختر ساخت زمانی من احساس کردم که آن دختر دارد یک گلوله درست می کند باز هم یک گلوله دیگر ساخت باز هم احساس کردم دو دکمه آورد و آن گلوله های برفی را روی هم گذاشت و آن دو سر و بدن من شدند.

    من با نشان بادهای موسمی آغاز می شوم، می وزم و می خروشم، تلألویی که در آب منعکس می شود را بر هم میزنم و همه چیز را آغاز میکنم آغازی که روزی پایان می یابد.

    من یک آدم برفی هستم، سفید و سرد. احساس عجیبی دارم. من احساس می کنم بهار را دوست دارم. من فکر می کنم – یا نه، مطمئنم – شکوفه های سبز را دوست دارم.

    دنیای ما آدم برفی ها ساده است، اگر برف بیاید هستیم و اگر برف نیاید نیستیم. پس باید قدر یکدیگر را تا زمانی که هستیم بدانیم، درست مثل انسان های واقعی.

    انشا اگر آدم برفی بودم

    تمام شب برف می بارید، پرتو های طلایی خورشید کم کم زمین را روشن می کنند، هیجان مرا فقط آدم برفی ای که قبلا اینجا بوده درک می‌کند.

    زمین یکپارچه پوشیده از برف سفید، کودکان طبق عادت روزهای برفی با ذوق جمع می شوند و در فکر درست کردن آدم برفی هستند، آدمکی که وجودش از سردی درست شده اما گرما بخش شادی های کودکان است.

    حالا درست وقت آن رسیده که ساخته شوم بچه ها با دست های کوچکشان گوله های برفی را روی هم گذاشتند تا تن مرا بسازند، گلوله ی بزرگی به جای سر بر روی تنم نهادند و یکی از آنها هویجی آورد و به جای دماغ من دیگری شالش را باز کرد و دور گردن من پیچید.

    یکی از آن دورتر دکمه هایی آورد تا تن مرا زیباتر کند از ذوقی که بچه ها داشتند اشک در چشمان سیاهم جمع شده بود و از خوشحالی آنها من هم شاد بودم.

    آن بالا زمانی که در دل ابرها زندگی می کردم شنیده بودم دنیا جای زیبایی ست، پرندگان بر سر شاخه های درختان آواز شادی سر می دهند و زندگی با ریتم قشنگی در جریان است…

    اما حیف که سهم من از این همه نعمتها فقط زمستان است و روزهایی که خرس ها در خوابی طولانی به سر می برند و مورچه ها آذوقه ای که جمع کرده اند را می خورند و سردی همه جا را گرفته است.

    وجود من چیزی جز یخ و برف نیست و من از همه فصل ها فقط و فقط زمستان برفی را می بینم و تا وقتی برف باشد و آسمان ابری و از همه سو سوز و سرما حس می شود من هم خواهم بود.

    تا زمانی که هستم دیدن خوشحالی آدم ها، خنده های پر هیاهوی ازته دل کودکان خاطراتی شیرین و به یاد ماندنی در ذهن من برجای می گذارد.

    حالا همین که آفتاب به آسمان می آید و بر سرمن می تابد غمگین می شوم و می دانم که زندگی ام رو به پایان است و دیگر باید بروم… من آب شدن خود را در برف های بلورینی که از گرمای آفتاب زیر پاهایم ذوب شده اند می بینم و این چه غم انگیز است.

    اما با روزی که گذشت، آدم هایی آمدند و رفتند و با من عکسهای یادگاری گرفتند هر وقت که آن عکس ها را می بینند به یاد من و این زمستان خواهند افتاد و لبخندی که بر روی لبشان جاری می شود برای من کافیست و امید دارم دوباره برف ببارد و من را بسازند.

    حالا دیگر آب شدم و از من فقط چند دکمه و شال و گردنم روی زمین برجا مانده است…

    داستان از زبان آدم برفی

    انشا از زبان یک آدم برفی

    من آدم برفی ام، وجودم چیزی جز برف و یخ نیست و از همه ی فصل ها فقط و فقط زمستان سرد را می بینم.

    دست آدم ها مرا می سازد و شکل می دهد، آن ها مرا شبیه خودشان می سازند و برایم چشم، دست و بینی درست می کنند و حتی برای لباسم که یک دست برفی و سفید است دکمه هایی می گذارند تا کارشان را کامل انجام داده باشند و من زیبا تر به نظر بیایم.

    تا وقتی که هوا سرد و آسمان ابری باشد من هم هستم برای همین عاشق سرما و برفم و در سوز سرما با چشم های خیره اطرافم را نگاه می کنم، اما آفتاب که به آسمان بیاید و پرتو های طلایی رنگش را بر زمین بتاباند وقت رفتن من است.

    من بارها آب شدن تدریجی خودم را در آینه ای که برف های آب شده زیر پایم ساخته اند دیده ام و می دانم که پس از آن دیگر امیدی نیست و به زودی تمام تنم آب خواهد شد و پس از آن که همه ی ذراتم با آب یکی شوند.

    تنها چیزی که از من بر زمین باقی می ماند چند تا دکمه و یک هویج و شاید شال و کلاهی پشمی است، من مرگ خودم را به چشمم می بینم و این لحظه غم انگیز ترین لحظه ی بودن من است.

    اما همین که برف که ببارد و زمین را سفید پوش کند من در ذهن آدم ها بیدار می شوم، زمستان و برف آن ها را بیرون می کشاند و آن ها برف ها را روی هم می گذارند و مرا گاهی زیبا و گاهی زشت می سازند.

    در آن زمان من خوشحالی آدم ها را با تمام وجود احساس می کنم، ذوق و شوق کودکان با مشت های پر از برف که به سهم خود برای به وجود آمدنم تلاش می کنند و هیاهوی پر از خنده ی همه ی آدم هایی که مرا درست می کنند،

    آن ها در آخر نگاهی به چیزی که ساخته اند می کنند و عکس هایی به یادگار می گیرند و هر وقت آن ها را تماشا کنند به یاد من و زمستان خواهند افتاد.

    انشا خاطره روزی که آدم برفی درست کردم

    تمام طول شب برف باریده بود و حالا زمین سپید پوش آماده ی ساختن آدم برفی بود. لباس هایم را پوشیدم و یک شال گردن و کلاه اضافی هم درون کیفم گذاشتم.

    سپس به طرف یخچال رفتم و از بین هویج هایی که مادر برای سوپ کنار گذاشته بود یک عدد هویج برداشتم و بعد نوبت سنگ هایی بود که قبلا از کف رودخانه جمع کرده بودم، کیسه ای که سنگ ها درون آن بود را از کمد بیرون آوردم و چند عدد سنگ خوش رنگ را به وسایل درون کیف اضافه کردم.

    منبع : www.delgarm.com

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 8 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید