در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    فیلم همجنس بازی محمدرضا شاه پهلوی

    1 بازدید

    فیلم همجنس بازی محمدرضا شاه پهلوی را از سایت پشتوک دریافت کنید.

    وقتی ملکه ایران همجنس باز بود!/ نجار سوئیسی دوست پسر زن اول مملکت

    خاطرات منشی مخصوص فرح از خاندان پهلوی در سوییس

    مینو صمیمی که سالها منشی سفیر ایران در سوئیس و بعد از آن مدتی منشی فرح همسر شاه بود، در کتاب، خاطرات خود مستندی از ولخرجیها و حیف و میلهای شاه و درباریان او ارائه می دهد.

    صمیمی نویسنده کتاب «پشت پرده تخت طاووس» (متولد آذر ۱۳۲۵) دختر «صادق صمیمی» (رئیس اسبق موزه ایران باستان) در این کتاب پس از نقل مجمل زندگینامه‌ی خود ـ از دوران نوجوانی تا پایان تحصیلات عالی در سوئیس و بازگشت به ایران ـ ابتدا به شرح دوره‌ای می‌پردازد که متعاقب استخدام در وزارت خارجه به عنوان منشی سفارت ایران در سوئیس بکار مشغول بوده است.

    وی طی شش سال خدمت در سفارت ایران (از ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۲) به سبب تسلط کامل به سه زبان فرانسه، آلمانی و انگلیسی، نقش مهمی در رتق و فتق امور مربوط به سفرهای متعدد شاه و فرح به کشور سوئیس داشته است؛ و مسائل گوناگونی از آنچه طی این سفرها رخ می‌داده در کتابش آورده که هر یک به سهم خود برای آگاهی به حقایق اوضاع دربار از اهمیت خاصی برخوردار است.

    نویسنده در سال ۱۳۵۲ به دعوت فرح به ایران باز می‌گردد و سرپرستی دبیرخانه و دفتر روابط عمومی «سازمان ملی حمایت از کودکان» را (که زیر نظر فرح اداره می‌شد) به عهده می‌گیرد،‌ تا آنگاه که در سال ۱۳۵۵ مستقیماً وارد تشکیلات دفتر مخصوص فرح می‌شود و به عنوان منشی مخصوص او در امور بین‌المللی بکار می‌پردازد.

    نام کتاب خاطرات وی به خوبی گویای محتوای آن است. صمیمی در کتاب خود مسائل متفاوتی را از زندگی خاندان پهلوی بیان می کند. مطالبی که اگر در زمان حکومت این خاندان در ایران منتشر می شد، مصادف بود با فاجعه ای برای رژیم طاغوت، هرچند انتشار  این مساله پس از انقلاب اسلامی نیز نمی تواند بر روی این مسائل سرپوش بگذارد و در واقع همین موارد و فسادی که برای مردم ایران محرز شده بود یکی از علل سقوط رژیم پهلوی در ایران است.

    وقتی ملکه همجنس باز بود!

    یکی از افرادی که ید طولایی در مفسده های دربار پهلوی داشت ملکه آخر نظام سلطنتی ایران یعنی فرح پهلوی بود.

    یکی از عوامل بروز نارضایتی شدید از رژیم شاه، فساد بی‌حد و حصر دربار بود. فساد اخلاقی، تکبر و تفرعن، فساد جنسی، فساد مالی و فساد دینی تمام تار و پود دربار را در‌نوردیده بود. فساد با ظهور رژیم پهلوی در دربار همزاد بود، ولی در پایان عمر رژیم، به صورت یک فرهنگ حاکم درآمده بود.

    در ابتدا رژیم سعی می‌کرد فساد دربار را به دلایل فرهنگی مردم مخفی نگه دارد و همین امر موجب شد تا خاندان سلطنت خود را از مردم پنهان و کم‌کم رابطه باریک خود را با مردم قطع کنند و دربار به یک اشرافیت و طبقه‌ای تبدیل شود که هیچ چیز بین آنان و مردم را پیوند نزند.

    از ماجراهای دوستی های عجیب او با مردان در ایران تا روابط عاطفی با پسران و مردان خارجی در زمانی که وی صاحب چند فرزند بود بگذریم ، نقل و قول هایی از خاطرات خود او را در ادامه آورده ایم تا متوجه عمق فساد در این خاندان شوید.

    عشرتکده کیش در حال باده گساری با امیرعباس هویدا !

    فرح پهلوی با نام اصلی فرح دیبا سومین همسر محمدرضا شاه پهلوی در کتاب اسرار زندگی شاه و فرح در قسمتی از زندگینامه نوجوانی خود(زمانی که دایی وی او را به یک مدرسه مسیحیت در تهران فرستاده بود) چنین نقل میکند :

    در زمان تحصیل در مدرسه ژاندارک که یک مدرسه شبانه روزی تحت مدیریت و اداره راهبه های فرانسوی بود به کُلی نسبت به مبانی دینی و مسیحیت بی اعتماد شدم و باورهای مذهبی ام فرو ریخت .

    انسان ها به طور فطری یک سری نیازهای جسمی و روحی دارند که به هیچ روی نمیتوان آن را نفی کرد و نادیده گرفت .

    در زمان اقامت در مدرسه شبانه روزی ژاندارک در سن و سالی بودم که همه چیز را به خوبی میفهمیدم دانش آموزان دیگر هم مانند من با زیرکی بیشتری سر از رموز و اسرار شبانه ژاندارک سر در می آوردند.

    ما در آنجا شاهد بودیم که بر راهبه های کاتولیک ازدواج حرام شده بود اما آنها که توان مقابله در برابر این حکم را نداشتند به صورت مخفیانه از میان سرایداران و نظافت چی ها و باغبانان و سایر خدمه آموزشگاه دوست پسر گرفته و شب ها آنها را به اطاق خود بُرده و با آنها خلوت میکردند ، حتی مادر مقدس هم با باغبان و دربان جلوی درب روی هم ریخته بود و با آنها رابطه جنسی داشت.

    برخی دیگر از این راهبه ها به منظور تطهیر گناهان گذشته خود به اینجا آمده بودند و برخی دیگر صرفا برای اقامت گرفتن در فرانسه به کلیسا پیوسته بودند. آنها در گفتگوهای خصوصی به ما می گفتند که پس از باگشت به پاریس از کلیسا خارج خواهند شد.

    برخی از دانش آموزان زرنگ مانند ناهید کلهر (این نام یادتان باشد) و لیلی امیرارجمند شب ها پشت در اطاق این راهبه ها رفته و از سوراخ کلید و یا از بالای پنجره به تماشای محفل عاشقانه آنها با کارکنان مرد مدرسه می ایستادند و پس از بازگشت به خوابگاه آنچه را که دیده بودند برای سایر دانش آموزان تعریف میکردند.

    بر اساس همین مشاهدات ما متوجه شدیم که برخی از این راهبه ها بایکدیگر رابطه همجنس بازی هم دارند.

    فرح پهلوی سپس در قسمتی از نقل خاطرات خود این گونه می گوید: طی مدت تحصیل در مدرسته ژاندارک عقاید مذهبی ام به طور کامل متزلزل شد. می دیدم که راهبه ها و مادر مقدس مشروبات الکلی مینوشند و به یکدیگر حرف های رکیک میزنند و گاها از روی شوخی و با نوعی لذت یکدیگر را زن خراب یا فاحشه خطاب می کنند! (پس از پیروزی انقلاب در همین مدارس مقدار قابل توجهی مشروبات الکلی کشف گردید)

    برخی از بچه ها که در دروس خود ضعیف بودند و می ترسیدند که راهبه ها آنها را مردود کنند با طرح نقشه ای زیرکانه نیمه شب مُچ راهبه ها را در حالات ناپسندی گرفته و با راهبه ها به توافق می رسیدند که به ازای سکوت اختیار کردن در دروس قبول شوند.

    فرح دیبا در ۱۳ سالگی (مدرسه ژاندارک تهران)

    فرح پهلوی اینگونه ادامه می دهد: صادقانه بگویم که تزلزل در آموزه های دینی من از همان کودکی آغاز شد و آن ایامی بود که می دیدم یک نفر حاج آقا با آن ریش و عرقچین و دستار تمام اوقات خود را صرف زن گرفتن و صیغه کردن می گذراند و با حالت مستی به خانه ما می آمد و با مادرم رابطه جنسی خلوتی برقرار می کرد!

    مادر مقدس که سمبل پاکی و طهارت بود در مدرسه ژاندارک با بعضی دخترها روابط همجنس بازی برقرار کرده و هرشب یکی از آنها را به اطاق خود میبرد و با آنها به اعمال بیمارگونه می پرداخت، همین دخترها پس از بازگشت از اطاق مادر مقدس داستان های هیجان آوری را با آب و تاب فراوان از اعمالی که بر روی آنها صورت گرفته بود برای سایر دوستان خود تعریف می کردند! فساد موجود در مدرسه موجب گردید تا بزودی در خوابگاه ما نیز روابط همجنس بازی میان دختران بالغ برقرار شود و من در نیمه های شب شاهد بود که دخترها به داخل تخت دیگری میخزیدند و پس از لخت شدن به انجام اعمال ناپسند می پرداختند.

    فرح دیبا که شماره ۱۰ بر تن دارد کاپیتان تیم بکستبال مدرسه ژاندارک بود

    ناهید کلهر، همکلاسی و از دوستان صمیمی فرح پهلوی در کتاب داستان پهلوی که کتاب خاطرات خودش میباشد در همین رابطه مینویسد که فرح پهلوی با داشتن روابط همجنس بازی با مدیر مدرسه ژاندارک متهم است وی در ادامه میگوید : به همین خاطر فرح مورد توجه مادر مقدس بود و نام او در لیست بورسیه های دولت فرانسه جا دادند و به فرانسه فرستادند.

    فرح؛ ملکه بی بند و بار دربار

    اگر شعارها، دیوار نوشته‌ها و پلاکاردهای مردم ایران در دوره انقلاب تجزیه و تحلیل شود، این ادعا را ثابت می‌کند که فساد دربار پهلوی یکی از عوامل اعتراض آشتی‌ناپذیر مردم ایران بود.

    یکی از عوامل بروز نارضایتی شدید از رژیم شاه، فساد بی‌حد و حصر دربار بود. فساد اخلاقی، تکبر و تفرعن، فساد جنسی، فساد مالی و فساد دینی تمام تار و پود دربار را در‌نوردیده بود. فساد با ظهور رژیم پهلوی در دربار همزاد بود، ولی در پایان عمر رژیم، به صورت یک فرهنگ حاکم درآمده بود.

    در ابتدا رژیم سعی می‌کرد فساد دربار را به دلایل فرهنگی مردم مخفی نگه دارد و همین امر موجب شد تا خاندان سلطنت خود را از مردم پنهان و کم‌کم رابطه باریک خود را با مردم قطع کنند و دربار به یک اشرافیت و طبقه‌ای تبدیل شود که هیچ چیز بین آنان و مردم را پیوند نزند.

    فساد دربار نه‌تنها در چهار دیواری کاخ‌های پهلوی نماند، بلکه در تمام ارکان رژیم ریشه زد. نهادهای رژیم هرچه به دربار نزدیک‌تر بودند بیشتر به مظهر فساد تبدیل می‌شدند و کم‌کم از درون می‌پوسیدند و ناگهان فرو می‌ریختند. ممکن است در هر رژیمی فسادی رخ بدهد، اما آنچه منجر به بی‌اعتمادی مردم می‌شود، دو موضوع است:

    ۱- برخورد نکردن نظام و نهادهای آن با فساد.

    ۲- رخنه کردن فساد در بدنه و در رأس نظام که در این صورت فساد نهادینه خواهد شد.
    فساد در رژیم شاه به علت مبتلا شدن به هر دو موضوع، جزئی از ماهیت آن شده بود تا جایی که فساد دربار کم‌کم از پرده برون افتاد و مردم مسلمان ایران را سخت به عکس‌العمل واداشت.

    بخش اعظم تظاهراتی که از سال ۱۳۵۶ در ایران آغاز شد، متوجه فساد دربار بود. به گفته ژان لوروریه، روزنامه‌نگار فرانسوی: «اگر در کوچه و خیابان از ایرانیان بپرسید چرا رژیم را مورد انتقاد و سرزنش قرار می‌دهند و جواب آنها را جمع کنید، فساد و انحطاط اخلاقی رژیم در ردیف اول پاسخ آنها خواهد بود.» (۱)

    اگر شعارها، دیوار نوشته‌ها و پلاکاردهای مردم ایران در دوره انقلاب تجزیه و تحلیل شود، این ادعا را ثابت می‌کند که فساد دربار پهلوی یکی از عوامل اعتراض آشتی‌ناپذیر مردم ایران بود. بسیاری از شعارهای مردم، فساد رژیم و مظاهر فساد و عوامل آن را مورد اعتراض قرار می‌دادند. در ادامه این نوشتار و به عنوان نمونه، گذری برمنقولات نزدیکان فرح پهلوی درباره مفاسد اخلاقی او خواهیم داشت:

    فرح پهلوی در یک خانواده بی‌بند و بار تربیت شده بود. پدرش یک استوار ارتش بود که به علت سرطان درگذشت و او به‌زودی با مادرش راهی تهران شد. دایی فرح، محمدعلی قطبی سرپرستی هر دو را بر عهده گرفت. در این خانواده هیچ‌یک از امور شرعی مراعات نمی‌شد. فرح در تهران در مدرسه ژاندارک تحت نظر راهبه‌های فرانسوی دبستان و دبیرستان را طی کرد. به گفته مادر فرح، فرح با پسردایی‌اش، رضا قطبی «در زیر یک سقف زندگی می‌کردند.»

    محمد‌علی قطبی تصمیم گرفت فرزندش رضا را برای تحصیل به فرانسه بفرستد. فرح که اینک دختر ۱۸ ساله‌ای شده بود، «اصرار ورزید او را هم همراه با رضا به فرانسه» بفرستند و سرانجام دو جوان با یکدیگر برای تحصیل به فرانسه رفتند. (۲)

    فرح در فرانسه با چهار دوست جدید به نام‌های لیلی امیرارجمند، کریم پاشا بهادری، فریدون جوادی و بژورن مایرولد آشنا شد. لیلی امیرارجمند بعدها در کاخ پهلوی به جرگه دربار پیوست و سپس همه‌کاره فرح در کانون پرورش فکری کودکان شد. لیلی امیرارجمند از مبتذل‌ترین زنان و مظهر فساد دربار بود.

    ملکه مادر در توصیف خانم امیرارجمند می‌گوید: «این خانم نمونه یک زن بی‌بندوبار و آزاد از هر نوع قید و بند بود.‌.‌. گاهی اوقات ۱۰، ۱۵ و ۲۰ زن از کارکنان دربار و ندیمه‌ها و خدمه و دوستانش را لخت لخت مادرزاد می‌کرد و در استخر کاخ بدون هیچ پوششی شنا می‌کردند.» (۳) یک مرتبه آقای صاحب اختیار، سرپرست خدمه‌های کاخ به لیلی اعتراض کرد و گفت: «این کار جلوی کارگران کاخ خوب نیست.» لیلی گفت: «بگذار نگاه کنند، برای سوی چشمشان خوب است.» (۴)

    لیلی امیرارجمند می‌گفت: «اگر آدم‌ها در حضور هم معاشقه، مغازله و زناشویی کنند لذتش دوچندان می‌شود و خودش همیشه مجالس چند نفره راه می‌انداخت و گاهی که مرد کم می‌آوردند از همین خدمه دربار صدا می‌کردند و می‌بردند به داخل محفل خودشان.» (۵) شوهر لیلی امیرارجمند، حسینعلی امیرارجمند از او بی‌غیرت‌تر بود. «هر وقت مردی [لیلی] زنش را می‌بوسید، او مؤدبانه تشکر می‌کرد.» (۶)

    مادر فرح نیز از فساد این دوست شبانه‌روزی فرح تعجب می‌کند و می‌نویسد: «البته من از بی‌پروایی جنسی لیلی ناراضی بودم، به‌ویژه در مسافرت‌های نوشهر و کیش عادت داشت بدون هیچ پوششی وارد دریا شود و برایش اهمیتی نداشت که ده‌ها نفر نگهبان و گاردی‌ها دارند او را تماشا می‌کنند.» (۷)

    الگوی بی بند و باری فرح چه کسی بود؟

    خوشبختانه خانم امیرارجمند در همان دوران تحصیل در فرانسه «تغییر دین داده و به کاتولیک گرویده بود.» (۸) لیلی امیرارجمند با این همه فساد، شب و روز در کنار فرح بود. هرگاه در تهران بودند، در کاخ بود و هرگاه مسافرت می‌رفتند ملتزم رکاب بود. امیرارجمند چنان به فرح علاقه نشان می‌داد که «سعی می‌کرد حتی در طرز لباس پوشیدن و آرایش شبیه فرح باشد.»(۹) و فرح نیز سعی می‌کرد در بی‌بندوباری شبیه امیرارجمند باشد.

    زن اول مملکت جلوی کارگرها لخت راه می رفت!

    به گفته محافظ شاه «این خانم از دوستان ملکه، فرح دیبا بود و خیلی از کارهای آنها مثل هم بود. مثلاً در وقاحت و بی‌شرمی کاملاً شبیه هم بودند. از اینکه جلوی مردم لخت قدم بزنند، لذت می‌بردند. البته گاهی فرح در اثر فشار مادرش کمی رعایت می‌کرد.» (۱۰) البته لیلی دیگری نیز به نام «لیلی دفتری» دختر سرتیپ دفتری که در وقاحت دست کمی از امیرارجمند نداشت، جزو حلقه دوستان فرح بود. این دو نفر نیز «وقتی در نوشهر همراه فرح بودند با وضع قبیحی روی ماسه‌ها می‌خوابیدند و در مقابل سربازان گارد حرکات شنیعی می‌کردند. خود فرح هم دست کمی از آنها نداشت و حتی به یک عکاس اجازه داده بودند که. . .» (۱۱)

    یکی دیگر از دوستان پاریسی فرح «کریم پاشا بهادری» بود. فرح «از اوایل ورود به پاریس با او آشنا شده بود و بیشتر اوقات خود را با هم سپری می‌کردند.» کریم از فرح خواستگاری کرد و با اینکه رضا قطبی پسردایی فرح مخالفت کرد، این خواستگاری موافقت شد و بدون اجازه خانواده «در یک جشن کوچک با حضور دوستان و تنی چند از دانشجویان ایرانی مقیم پاریس رسماً نامزدی خود را اعلام کردند.» (۱۲

    به محض خواستگاری شاه، فرح نسبت به این نامزد بی‌وفایی کرد و او را در خماری گذاشت، ولی بی‌وفایی فرح طولی نکشید و هنگامی که ملکه ایران شد، این دوست قدیمی را به کاخ آورد و محفل انس سابق را با سایر دوستان راه‌اندازی کرد. به گفته ملکه مادر «این دختر (فرح) آن‌قدر وقیح بود که کریم پاشا بهادری را آورده بود کنار دست محمدرضا به عنوان رئیس دفتر ملکه.»

    معروف‌ترین فساد جنسی فرح، کشف رابطه او با فریدون جوادی بود. «فریدون جوادی از قدیمی‌ترین دوستان ایام تحصیل فرح در پاریس و در واقع اولین دوست او در فرانسه بود.» (۱۳) به دنبال فرح، جوادی نیز به دربار راه یافت. جوادی دوست سفر و حضر فرح بود.

    سرباز لُری که فرح را در حال ... دید

    در مسافرتی که فرح و دوستانش به خجیر در منطقه جاجرود رفته بودند، فرح با جوادی مشغول معاشقه بود که یکی از سربازان گارد آنها را دید. سرباز چون جرئت اعتراض به فرح را نداشت، (۱۴) به فریدون جوادی اعتراض می‌کند. این سرباز از لرهای خرم‌آباد بود و چون متعصب بود، نزد فرمانده‌اش سرهنگ بیگلری رفت و گفت: «ما خیال می‌کردیم که از یک زن عفیفه نگهبانی می‌کنیم و نمی‌دانستیم که این‌طور مسائل هم در میان است.» سرانجام سرباز را با تهدید و تحبیب و خریدن یک مغازه مرخص کردند. (۱۵)

    غیرت شاه ایران برای ناموسش!

    رابطه فرح و جوادی در یک دربار فاسد، امر غیرمنتظره‌ای جلوه نمی‌کرد و تنها در موقع بروز رقابت‌ها و حسادت‌ها تجلی می‌کرد. فرح نه‌تنها از فاش شدن این ماجرا واهمه‌ای نداشت، بلکه دستور داد تا اتاق یکی از مأموران گارد را در اختیار جوادی قرار دهند تا نزدیک او باشد. (۱۶) ملکه مادر در این باره معتقد است فرح «عمداً و عالماً کاری می‌کرد که به محمدرضا لطمه بخورد.»

    ملکه مادر در عکس‌العمل به این ماجرای عشقی می‌نویسد: «خب چه کار می‌توانستم بکنم؟ اگر می‌خواستم به محمدرضا بگویم درست نبود و پسرم ناراحت می‌شد. این بود که خودم فرح را خواستم که به او نهیب زدم و زنیکه گدازاده خجالت نمی‌کشی این قبیل کارها را جلوی چشم کارکنان دربار انجام می‌دهی؟» البته ملکه پهلوی درباره غیرت محمدرضا گزافه‌گویی می‌کند. چطور ممکن است شاهی که خود مظهر فساد است و خواهر و مادرش در پیش چشمش به هرزگی می‌پرداختند از رابطه همسرش ناراحت شود؟ شاید پاسخ فرح به ملکه تأییدی بر استنباط ما باشد.

    فرح گفت: «درست گفته‌اند، شاه می‌بخشد؛ شیخ علی‌خان نمی‌بخشد! خود محمدرضا مرا آزاد گذاشته، آن وقت به تو حساب پس بدهم؟ من آزاد هستم و اختیار پایین‌تنه‌ام را دارم!»(۱۷) اختیار پایین‌تنه ظاهراً از اعتقادات راسخ فرح بوده است. یک بار دیگر که فرح به خاطر خوابیدن با فریدون جوادی در یک اتاق، در بیمارستان قاهره مورد اعتراض احمدعلی انصاری قرار گرفت، همین پاسخ را داد که همه «اختیار پایین‌تنه خودشان را دارند.» (۱۸)

    ماجرای عشقی دیگر فرح با بژورن مایرولد است. فرح یک شب در کافه محله لاتن با وی که یک دانشجوی نروژی بود، آشنا شد و «این آشنایی یک عشق آتشین بین آنها ایجاد کرد. در ابتدا، کار آنها لاس زدن‌های پاک! بود، ولی دیری نپایید که این لاس زدن‌ها تبدیل به بوسه‌های بسیار عاشقانه شد.»

    این رابطه همچنان برقرار بود تا اینکه فرح چند وقت بعد ناپدید شد. پس از آن بژورن از روزنامه‌ها فهمید که فرح نامزد شاه ایران شده است. فرح هنگام بازگشت به فرانسه او را خواست و موضوع را به اطلاع وی رساند. فرح به وی گفت: «بژورن من همان هستم که بودم، برای تو ملکه یا علیاحضرت نیستم، فقط و فقط فرح هستم. به من وعده بده که دوستی ما در قلب ما هر طوری که شده است، باقی بماند.» (۱۹)

    فرح گاهی اوقات رعایت شأن و جایگاه ملکه را نمی‌کرد و با هر بی‌سر و پایی طرح مراوده می‌ریخت. از جمله با مربی اسکی‌اش که یک نجار سوئیسی بود، در حال معاشقه دیده شد. (۲۰)

    رفتار جلف فرح در کاخ یک مرتبه شاه را نیز به خشم آورد. او در پاسخ به فرح که از شاه می‌خواست استراحت بیشتری بکند با لحنی پرخا‌ش‌کنان گفت: «تنها یک راه برای استراحت کردن من وجود دارد و آن هم این است که از دعوت کردن این بچه خوشگل‌ها که دور و برتان می‌گردند، دست بردارید. وقتی اینجور آدم‌ها دور و برم را گرفته‌اند چطور انتظار دارید که استراحت کنم؟»(۲۱)

    قرض دادن زنان برای رقص

    درباریان شاه چنان در فساد غوطه‌ور بودند که گاه دست به اعمالی جنون‌آمیز می‌زدند. در فرهنگ مذهبی مردم ایران، هم‌آغوشی مرد و زن نامحرم یا با هم رقصیدن آنها دیگر حیثیتی برای آن خانواده باقی نمی‌گذاشت. حتی فریده دیبا در مهمانی کاخ سفید از اینکه مردان و زنان یکدیگر را در حضور هم می‌بوسند و خیلی صمیمانه با زنان یکدیگر در حضور هم می‌رقصند، سخت تعجب می‌کرد، ولی هنوز غرق در تعجب بود که «کندی هم چند دور با فرح رقصید و محمدرضا هم درحالی که دست‌هایش را دور کمر ژاکلین حلقه کرده بود با او رقصید.» (۲۲)

    چند سال بعد در آستانه انقلاب، همین موضوع تکرار شد. فرح با کارتر در شب ژانویه (۱۱ دی‌ماه ۱۳۵۶) در کاخ نیاوران رقصید و همین مسئله یکی از شعارهای مردم ایران در تظاهرات روزانه آنها شد.


    منابع:

    (۱) ژان‌لو روریه یا ژان لوروریه و احمد فاروقی، ایران بر ضد شاه، ترجمه مهدی نراقی، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۵۸، ص ۱۰۳٫
    (۲) خاطرات فریده دیبا، دخترم فرح صص ۲۰ـ۲۹٫
    (۳) خاطرات تاج‌الملوک، ص ۴۵۸٫
    (۴) همان، ص ۴۵۹٫
    (۵) همان، ص ۴۶۵٫
    (۶)‌همان، ص ۴۶۰٫
    (۷) فریده دیبا، پیشین، ص ۱۷۱٫
    (۸) همان، ص ۳۱٫
    (۹) احمدعلی انصاری، پیشین، ص ۴۷٫
    (۱۰) علی شهبازی، پیشین، ص ۲۵۴٫
    (۱۱) همان، ص ۲۲۰٫
    (۱۲) فریده دیبا، پیشین، ص ۳۲٫
    (۱۳) فریده دیبا، پیشین، ص ۴۶۱٫
    (۱۴) علی شهبازی، پیشین، ص ۲۹۷٫
    (۱۵) احمدعلی انصاری، پیشین، ص ۱۶۷٫
    (۱۶) علی شهبازی، پیشین، ۲۶۵٫
    (۱۷) تاج‌الملوک، پیشین، ص ۴۶۵٫
    (۱۸) احمدعلی انصاری، پیشین، ص ۱۶۷٫
    (۱۹) آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده شماره ۶۳۰، ص ۵۷ به نقل از: مجله السیی پری فرانسوی با استفاده از مصاحبه و نقل قول از بژورن.
    (۲۰) علی شهبازی، پیشین، ص ۲۰۶٫
    (۲۱) اسدالله علم، پیشین، ص ۶۲۹٫
    (۲۲) فریده دیبا، پیشین، ص ۱۷۳٫
    /۹۱۶/د۱۰۲/ع

    (۲۳) کتاب شاه و فرح(اسرار و ناگفته ها) ص ۵۹-۶۰-۶۱

    (۲۴)داستان پهلوی – اینگرید اوهایمن – پاریس ۱۹۸۸

    (۲۵) خاطرات فرح پهلوی (به کوشش ابوالفضل آتابای)

    همجنس‌بازی محمدرضا پهلوی در نیویورک +سند

    همجنس‌بازی محمدرضا پهلوی در نیویورک +سند

    به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: رویدادها و حوادثی که در گذر زمان رخ می دهد و پس از چندی به مسئله ای به نام «تاریخ» تبدیل می شود، اگر همراه با روشنگری وبازکاوی هوشمندانه نباشد، گردی به نام «تحریف» بر تارک تاریخ می نشاند که نه تاریخ که «شبح تاریخ» نام دارد و در واقع «دستکاری در تاریخ» و «قلب حقیقت به نفع واقعیت!» خواهد بود.

    اگر چه فساد و تباهی رژیم پهلوی بر کسی پوشیده نیست اما سالهاست مخالفین مردم و نظام سعی در تحریف تاریخ و فراموشی حافظه تاریخی ملت به نفع خود را دارند.

    در همین راستا مقام معظم رهبری در ۱۷ دی ۱۳۹۳ فرمودند: «آنها می خواهند حقایق انقلاب تحریف بشود، به دست فراموشى سپرده بشود؛ پول خرج میکنند، کار دارند میکنند. کسى که آشنا باشد، آگاه باشد با دنیاى کتاب و مطبوعات و مقاله می بیند که دشمنان چه‌کار دارند می کنند؛ امروز اینها سعى می کنند چهره‌ى خاندان خبیث و منحوس پهلوى را – رژیم فاسد و وابسته و خبیث و ظالم که کشور ما را سالهاى متمادى به عقب انداختند و ملّت ایران را آن‌جور دچار مشکلات عظیم کردند – بَزک کنند، آرایش کنند امروز سعى مى‌شود [توسّط ]همان جبهه‌ى مقابل نظام اسلامى. پشتیبانها همان کسانى هستند که با اصل انقلاب مخالف بودند، با مردمى که انقلاب کردند مخالف بودند، با وفادارى این مردم به انقلاب بشدّت مخالفند. تا کنون موفّق نشدند؛ امید بسته بودند بلکه بتوانند نسل دوّم و سوّم انقلاب را روى‌گردان کنند، نتوانستند. نسل سوم انقلاب را نتوانستند از انقلاب روى گردان کنند.»

    لذا رجا نیوز در سلسله گزارش هایی با عنوان «بزک نشدنی» ضمن بازخوانی اسناد فساد گسترده خاندان پهلوی و دربار شاهنشاهی در عرصه های مختلف، تنها بخشی از جنایات و مفاسد این رژیم در موضوعات مختلف از جمله فساد مالی، فساد جنسی،  وادادگی به غرب، فساد های سیاسی درون حاکمیت، شرط بندی و قمار، اعتیاد و قاچاق مواد مخدر، تاثیر بهائیت بر رژیم پهلوی و نقش پر رنگ رژیم صهیونیستی بر پهلوی ها را بازخوانی می کند.

    هم چنین سعی شده در این گزارش ها از اسناد بجا مانده از ساواک، دربار شاهنشاهی، نخست وزیری شاهنشاهی و دیگر سازمان های رسمی نظام شاهنشاهی آن زمان استفاده گردد تا کمترین شبهه و اشکالی نسبت به روایات تاریخی مورد اشاره وارد نباشد.

    در ادامه در نخستین سلسله از این گزارش ها اسناد و روایات تاریخی مرتبط با گوشه ای از فساد جنسی شاه و دربار را مشاهده می فرمایید:

    نمونه هایی از فساد جنسی محمدرضا پهلوی

    فساد جنسی بعنوان یک آفت، دامن گیر بسیاری از پادشاهان ایرانی بوده است و این معضل در رژیم پهلوی به اوج خود می رسد زیرا برخلاف پادشاهان قبلی ایران که فساد جنسی شان در حرامسراها محدود می گشت دولتمردان پهلوی علاوه بر فساد شخصی، گسترش فساد را نیز دنبال می کردند.

    اسدالله علم در خاطرات خود در جلد ششم کتاب گفتگوی من با شاه، می نویسد که از وظایف در مقام وزیر دربار ایران (به مدت ۱۱ سال) فراهم کردن مقدمات گردش روزانه شاه و به عبارتی بهتر شکار کردن دختران ایرانی و فرنگی برای بهره جویی جنسی شاه از آنان بوده است:

    ماجرای دختر سوئدی!

    «یکی از لطایف درباره یک فاحشه سوئدی است که چغاله خورده است و قی و … گرفته و قرار است شاه یک هفته خود را در کیش با او صرف کند، اما از بداقبالی مشکلی برای دختر پیش آمده است که اگر شاه به کیش برود تنها وقت را تلف خواهد کرد! مدتی شاهنشاه راه رفتند و فکر کردند که چه کنیم؟ کس دیگری هم بفرستیم یا اصولا نرویم؟» (ص ۴۸)

    دختر انگلیسی مطلوب بود، دختر آلمانی بسیار خوب بود، با دختر ایرانی هم خوش گذشت!

    *در شیراز به استراحت گذشت و شاهنشاه هم تنها نبودند (ص ۸۶ و ۸۷). من امشب در اصفهان تنها هستم ولی شاهنشاه تنها نیستند (ص ۹۱). به جای آن که به دفترم بروم، به دیدن یک دختر انگلیسی رفتم که از هر جهت بسیار مطلوب بود (ص ۹۲). بعد یک دختر آلمانی را دیدم که بسیار خوب بود (ص ۱۱۶). بعد از ظهر هم یک دختر خانم ایرانی دیدم و خوش گذشت (ص ۱۱۹). بعد از ظهر تمام کار کردم فقط یک ساعتی با یک دختر خانم ایرانی گذراندم (ص ۱۳۸)

    همجنس بازی محمد رضا پهلوی در نیویورک

    این موارد صرفا بخش کوچکی از خاطرات علم را در خصوص فسادهای جنسی محمدرضا پهلوی در بر می گیرد. در یکی از اسناد به جا مانده از ساواک در خصوص فساد جنسی شاه در سفرش به نیویورک به همجنس بازی شاه اشاره شده و آمده است:

    «در بهمن ماه ۱۳۴۷ مجله امید ایران عکسی از راهروهای زیرزمینی نیویورک که در آنجا رجال با یکدیگر رابطه جنسی دارند انداخته که در میان این رجال، عکس شاه نیز می‌باشد.»

    رابطه با گیلدا چطور به قتل وی منجر شد؟

    داستان رابطه نامشروع شاه و گیلدا و در نهایت قتل وی از رویدادهای تلخ در انحرافات جنسی محمدرضا پهلوی بوده است.

    داستان شاه و گیلدا حکایت دختری دبیرستانی است که به خاطر قدرت‌طلبی و جاه‌طلبی پدر طعمه محمدرضا پهلوی می‌شود و یکی از پر حادثه‌ترین داستان‌های هزار و یک شب دربار پهلوی را رقم می‌زند.

    شاه گیلدا را به خاطر رنگ موهایش که طلایی رنگ بود، طلا صدا می‌زد و این دختر با نام طلا هم در تاریخ ایران شناخته می‌شود.

    در بخشی از اسناد به جامانده از اداره کل اطلاعات و مطبوعات دربار شاهنشاهی در خصوص قتل گیلدا توسط ساواک به امر شاه آمده است:

    «آیا شاه پس از ترک معشوقه خود چون وجود او را خطرناک تشخیص داد اقدام به نابودی او نمود؟ آیا این یک هنر جدید ساواک بود؟ ویلای مزبور در محاصره پلیس بود ولی افراد کنجکاو علیرغم هر چیز اطراف خانه را بررسی می کردند. کسانی که جنازه را دیده اند می گویند با لباس شب نبوده بلکه لباس تابستانی به تن داشته است. گیلدا در عین حال هیچگونه نامه ای از خود بجا نگذاشته و اسراش را با خود به گور برده بود.

    شاید اگر گیلدا نمی مرد و در ویلای مزبور به زندگی خود ادامه می داد عشق شاه را نیز فراموش می کرد ولی مرگ اسرار آمیز زن جوان کارها را زیر رو کرد. اکنون کلیه جهانیان ادعا می کنند شاه بوسیله ساواک دست خود را به خون آلوده است. گفته می شود بدنبال اعتراض علیا حضرت شهبانو شاه معشوقه خود را رها کرده است. ادعا می شود اقدام گیلدا در مورد خرید لباس هایی نظیر لباس های شهبانو در پاریس فرمان مرگ او را امضاء کرده است. در عین حال بعضی ها عقیده دارند انتقال مرکز ساواک به پاریس با مرگ گیلدا بی ارتباط نیست.

    در این بین ادعای یکی از همسایگان گیلدا احتمال آن را که ساواک در مرگ او دست داشته قوت می بخشد. نامبرده ادعا نموده دو هفته قبل دو نفر سیاهپوش که کیفی در دست داشته اند به ویلا آمده و اطراف آنرا بررسی کرده اند. ضمناً نامبرده می گوید دیده است که آن دو نفر از در عقب وارد ویلا شده است. اکنون در کاخ گلستان یک سکوت عمیق حکفرماست. هم شاه و هم علیا حضرت شهبانو در این مورد سکوت اختیار کرده اند.»

    نمونه هایی از فساد جنسی اشرف پهلوی

    اسدالله علم در کتاب خاطرات خود در خصوص اشرف پهلوی می نویسد: «تیمسار “م” در جلسه ای با وزیر دارایی، مخارج مداواهای خاص افسران ارتش اعزامی به خارج را در مقایسه با هزینه های فسق و فجور اشرف، مثل قطره ای در برابر اقیانوس می داند.»

    تصاویر رابطه اشرف با یک فرانسوی چگونه منجر به دریافت اخاذی وی از اشرف شد؟

    از اسناد خیلی محرمانه به جا مانده از ساواک در خصوص یکی از روابط نامشروع اشرف در خارج از کشور چنین آمده است: «والا حضرت شاهدخت اشرف پهلوی در فرانسه دوست پسری داشته که هنگام معاشرت های جنسی با والا حضرت عکس هایی از ایشان تهیه و چون این شخص از عناصر خرابکار بوده و تعدادی اسلاید تهیه و ضمن ارسال آن به دربار شاهنشاهی مقادیر زیادی پول از شاهنشاه آریا مهر اخاذی نموده است.»

    وقتی پالانچیان زیر بار درخواست اشرف نمی رود و اشرف هواپیمایش را منفجر می کند!

    در یکی دیگر از اسناد به جا مانده از ساواک، در خصوص مرگ مهندس لئون پالانچیان در اثر سقوط هواپیما و نقش اشرف در این مرگ، واقعیت بسیار تلخی افشا می شود:

    «خانم سیما صارمی در مجلسی که با حضور دوستان خود در هفته گذشته در منزل خود تشکیل داده کاملاً خصوصی اظهار داشته که مرگ عبدالمجید بختیار نماینده مجلس و مهندس پالانچیان بر اثر سقوط هواپیما در دریا به دستور والاحضرت اشرف صورت گرفته است، چون والاحضرت اشرف به مهندس پالانچیان علاقه داشته ولی مهندس پالانچیان حاضر نبوده که خواسته‌های نامبرده را قبول کند بنابراین مقداری مواد منفجره زیر صندلی‌های هواپیمای شخصی وی می‌گذارند و آنها سقوط می‌کنند. این موضوع وقتی اجساد آنها را یافتند معلوم می‌شود که از کمر به پایین سوخته‌اند، سیما صارمی اضافه می‌کند که این سقوط در آمریکا مانند توپ صدا کرده است و همه می‌دانند که پای والاحضرت اشرف در میان است.»

    تلاش حمید رضا و محمود رضا پهلوی برای عقب نماندن از قافله فساد پهلوی!

    همچنین در سند دیگری به جا مانده از ساواک در خصوص ارتباطات نامشروع حمیدرضا و محمود رضا پهلوی با زنان رقاصه و بدنام چنین آمده است: «حجازی مدیر کافه دانسینگ شکوفه نود به یکی از دوستان خود اظهار داشته مشارالیه مجبور است غالبا یک یا چند نفر از رقاصه های خارجی را که به ایران می آورد در اختیار تیمسار سپهبد علوی مقدم  و سرهنگ ملک اسماعیلی رییس اداره اماکن شهربانی بگذارد و بعضی اوقات نیز به دستور سرهنگ ملک اسماعیلی بعضی از رقاصه ها را به دربار برده و به شاهپور ها معرفی می نماید و بیش از همه شاهپور محمود رضا و حمید رضا در این کارها افراط و با زنهای کاباره ها معاشرت می نمایند.»

    اخاذی ۶ میلیون دلاری برای عدم بازنشر خاطرات زناشویی شاه و همسرش در سال ۳۷

    فساد و انحرافات فکری در این خاندان به حدی بوده که گاهاً به اخاذی از همدیگر نیز منجر می شد.

    در یکی از اسناد ساواک در خصوص باجگیری ۶ میلیون دلاری ثریا همسر مطلقه شاه از وی چنین آمده است:

    «کی نژاد نماینده سابق مجلس اظهار داشته تیمسار سپهبد زاهدی هنگام توقف در ایران گفته … شرکت ایتالیایی نفت مبلغ ۶ میلیون دلار بحساب والا حضرت ثریا تحویل بانک های ایتالیا داده بوده است تا به تدریج بحساب مقام شامخ سلطنت ریخته شود ولی والا حضرت ثریا بعد از انجام عمل متارکه حاضر نشده اند پول هایی که متعلق به مقام شامخ سلطنت بوده و به حساب معظم له در بانک به امانت بوده بازگشت داده شود و موقعی که والا حضرت اشرف پهلوی از ایشان درخواست می کنند ۶ میلیون دلار را بحساب اعلیحضرت همایون شاهنشاه برگرداند تلفونا با دربار تماس گرفته و می گویند هالیوود از مشارالیه درخواست کرده است خاطرات زندگی زناشوئی خود را در مقابل ۱۵ میلیون دلار در اختیار آنها قرار داد و اگر قرار شود ۶ میلیون دلار مسترد گردد شاهنشاه اجازه فرمایند ایشان هم به درخواست هالیوود جواب مثبت بدهند و در نتیجه از مطالبه ۶ میلیون دلار خودداری می گردد.»

    وقتی همسر هویدا آقای نخست وزیر را در حال لواط با یک پسربچه می بیند!

    در یکی از اسناد خیلی محرمانه به جا مانده از ساواک علت جدایی همسر هویدا از وی را لواط هویدا با یک پسر بچه اعلام می کند.

    در این سند آمده است: «در هفته گذشته حاج کریم سعیدی عضو فراکسیون پارلمانی حزب مردم در یک صحبت خصوصی درباره علت جدائی آقای نخست وزیر و همسرش اطهار داشت در مسافرتی که نخست وزیر باتفاق همسرش به شاهرود رفته بود در آنجا با زن با نفوذی بنام لقاء الدوله که فامیل هویدا نیز هست ملاقات و به انجام امور سلطنتی می پردازد.

    پس از ورود و اتمام تشریفات دولتی هویدا به خانم لیلا می گوید تو در منزل لقاء الدوله بمان چون من باید با مقامات محلی ملاقات کنم و شام را نزد آنها باشم موقع خوابیدن نزد شما خواهم آمد. پاسی از شب گذشته از آمدن آقای هویدا خبری نمی شود و خانم هویدا به بهانه گردش در شهر از خانه لقاء الدوله خارج و به خانه فرماندار شاهرود می رود. چون مامورین گارد او را می شناخته اند طبعاً مانع نمی شوند و خانم هویدا سر زده وارد اطاقی که نخست وزیر در آنجا استراحت می کرده است می شود ولی با کمال تعجب مشاهده می کند که هویدا با یک پسر بچه که از قرار معلوم بوسیله فرماندار برای او آورده شده مشغول لواط می باشد. مشاهده این منظره باعث ناراحتی شدیدی برای خانم هویدا می شود و بلافاصله منزل را ترک و در تهران از هویدا تقاصای طلاق می کند.»

    انتهای پیام/

    کشف فیلم رابطه غیراخلاقی "اشرف پهلوی" با حیوان خانگی

    کشف فیلم رابطه غیراخلاقی

    گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم - عباس کلاهدوز و محمدعلی سافلی: تاریخ برگ‌های قرائت‌نشده بسیاری دارد. افرادی هستند که لایه‌های پنهانی از تاریخ انقلاب اسلامی را در سینه خود محفوظ دارند. «مصطفی مهذب» یکی از همان اشخاص است که سینه‌ای مملو از ناگفته‌ها دارد. با اولین تماس ما، باب مصاحبه درباره مگوهایی از دوران مسئولیت بر کاخ‌های سلطنتی بعد از پیروزی انقلاب، حضور در دفتر شهید رجایی، پرونده پر ابهام انفجار 8 شهریور و ایام معاونت مالی وزارت ارشاد خاتمی باز شد.

    پنج‌شنبه یک روز زمستانی میزبان او در تسنیم بودیم. مصاحبه‌ای که بنا بود در 2 ساعت خلاصه شود، 5 ساعت به درازا کشید؛ ساعاتی که برای خبرنگاران سیاسی مرور فشرده یک دوره تاریخ شفاهی دهه شصت است. پیش از مصاحبه به ما گفت "زمانی که در وزارت ارشاد مسئولیت داشتم، مخالف مصاحبه کردن بودم و به تبع از خبرنگاران فراری". با این‌حال به راحتی به تک‌ تک سوالات ما پاسخ گفت.

    مصاحبه ما با "مهذب" ابتدا درباره انفجار دفتر نخست‌وزیری بود اما در خلال مصاحبه به دلیل اینکه او در برهه‌ای معاونت مالی بنی‌صدر را عهده‌دار بوده به کمی قبل‌تر از واقعه 8 شهریور و خصوصیات اخلاقی اولین رئیس جمهور معزول ایران هم کشیده شد.

    وی لیسانس مدیریت بازرگانی را پیش از انقلاب اسلامی از دانشکده علوم اقتصاد گرفته است. از سال 44 کارمند اداره دارایی بوده است. به گفته خودش در زمان شاپور بختیار با هدف بکارگیری افراد مذهبی در اداره دارایی، در ذی­‌حسابی سازمان غله و قند و شکر را قبول می‌کند.

    در ایام پیروزی انقلاب اسلامی هم از مبارزه غافل نبوده است. وزارت دارایی آن زمان بعد از وزارت نفت، دومین وزارت‌خانه بود که اعتصابات را شکل می‌داد و میتینگ برگزار می‌کرد و او نیز از جمله مسئولان برگزاری این اعتصابات بوده است.

    بخش اول مصاحبه خبرنگاران تسنیم با مصطفی مهذب درباره دوران مسئولیت وی در حفاظت از کاخ‌های سلطنتی و فساد اخلاقی خاندان پهلوی امروز منتشر و بخش‌های بعدی آن که مربوط به خاطراتش از مواجهه با بنی‌صدر و مرحوم رجایی و نیز معاونت امور مالی وزارت ارشاد پرحاشیه خاتمی است، در روزهای آینده منتشر می‌شود.

    متن پیش‌رو بخش اول مصاحبه با مصطفی مهذب است که از منظرتان می‌گذرد:

    تسنیم: با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید، مسئولیت شما در حفاظت از کاخ‌های سلطنتی از چه زمانی شروع شد؟

    زمانی که من معاون وزیر دارایی بودم، «بند جیم» یعنی حفاظت اموال قصرها با بنده بود. ما در ساختمان "فرح" که رفتیم یک سالنی در حدود 150 متر فقط کمد وجود داشت. یک طرف فقط شامپو و کلاه‌های "فرح" بود، یک طرف مانتو بود، یک طرف لوازم آرایش بود. یک چیز عجیب و غریبی بود. بعد هم رفتیم اتاق "اشرف" و یک وضعیت عجیب و غریبی دیدیم. آنجا یک ویدئوهایی پیدا کردند که محرمانه بود و افشا نکردند. ویدئوهایی از روابط­ جنسی اشرف با افراد دیگر که در سریال معمای شاه فقط گوشه­‌هایی از آن را نشان دادند. مثلاً یکی از ویدئوهایی که من  از گفتنش شرم دارم اما برای ثبت در تاریخ می‌گویم، فیلمی بود که در آن اشرف با حیوان خانگی‌اش رابطه جنسی برقرار می‌کند؛ در آن کمد، پُر بود از این چیزها. این فیلم همان ایام به مسئولان مربوطه تحویل داده شد.

    تسنیم: کاخ اشرف هم زیر نظر شما بود؟

    بله؛ زیر نظر من بود. من در ابتدای انقلاب، معاون وزیر دارایی بودم و کاخ گلستان، کاخ سعدآباد و نیاوران و کل این کاخ‌­ها همه وسایلش زیر نظر من بود. من می‌رفتم بازدید تا ببینم چه چیز وجود دارد و چه چیزی نیست. یک عده بچه‌های مورد اعتماد را مامور کردم و اگر سندی یا چیز مهمی پیدا می­‌شد نمونه­‌برداری می‌کردند.

    مشخص بود خاندان شاه با مسائل ساده برخورد نمی‌کنند مثلاً وقتی اشرف می­‌خواست برود یک کشور یا یک جلسه، تشخیص می‌دادند چه پوشش و چه آرایشی داشته باشد. همه حساب شده بود و چند نفر نظر می­‌دادند که امروز اشرف یا فرح چه پوششی داشته باشد. شاید 1500 کلاه در آنجا بود. خودش انتخاب نمی­‌کرد و هر چه "مسئول زیبایی" و لباس شاه یا خاندان سلطنت می­‌گفت، انجام می­‌دادند.

    تسنیم: اسنادی که در کاخ­‌ها پیدا کردید محفوظ ماند؟ بیشتر این اسناد شامل چه چیزهایی بود؟

    یک مقدار از اسناد را سازمان اسناد ملی، روی آن دست گذاشت، یک مقدار را هم اطلاعات و امنیت. زمانی که ما آمدیم آنها آنجا مستقر شده بودند. آن زمان هنوز سپاه در مسائل اطلاعاتی وارد نشده بود.

    تسنیم: جالب است که کاخ­ها دست­‌نخورده باقی مانده و لوازمی در آن اوضاع آشفته ابتدای انقلاب از آنجا خارج نشد با اینکه آن زمان افراد سودجو کم نبودند.

    در مسئله کاخ­‌ها اوضاع طوری بود یک دفعه می­‌دیدیم سندی وجود دارد که در زمان شاه، زمین‌های بسیار زیادی در انتهای خیابان ولیعصر که به «پارک وی» منتهی می­‌شود همه را یک مرتبه بین 100 نفر از افرادی که مختص شاه و فدایی شاه بودند، بخشیده‌اند. یک مرتبه می‌­گفتند این زمین­‌ها مثلا با 5 تومان برای این 100 نفر و بین افراد گارد شاهنشاهی تقسیم می‌کردند.

    خیلی زمین بود و هر کدام هکتار، هکتار بود. وضعیت طوری بود که این 100 نفر سبیل­‌شان چرب می­‌شد و فداکاری‌­شان به شاه زیاد می­‌شد. به‌خصوص طرفداران اشرف، چون خیلی با دور و بری‌هایش کثافت­کاری می­‌کرد.

    از راست به چپ: تاج‌الملوک مادر شاه، اشرف و شمس پهلوی

    مثلاً نمونه­‌ای که ما در تاریخ از این بذل و بخشش‌ها داریم، زمانی است که صدام در 2 ساعت کشور کویت را اشغال کرد و تمام طلاهای جواهرفروشی‌های کویت که خیلی هم مهم و گران بود، همه را داده بود گارد مخصوص صدام. اینها هم فداکاری می­‌کردند و خودشان را می­‌کشتند چون پول نصیب­شان می­‌شد. اینها هم از نظر جنسی و هم از نظر مالی تامین شدند. در ایران هم خیلی از اسناد وجود داشت که می­‌گفتند چند هزار سند زمین و ساختمان و واحد در بهترین شهرهای ایران مانند اصفهان و مشهد فقط مختص زمان رضاشاه بود که بعد رسیده بود به محمدرضاشاه و یک مقداری به نام ولیعهد، فرح و اشرف و... .

    اسناد زیادی وجود داشت که ما خودمان فرصت نداشتیم که برویم ببینیم سند چیست؟ واقعیت دارد یا ندارد؟ بازرسانی می­‌فرستادیم و یک شمه­‌ای از وضعیت آنجا را برای ما می­‌گفتند.

    تسنیم: لیستی تهیه کرده بودید که همه اموال تخمین زده شود؟

    با توجه به کثرت اموال، از بچه­‌های دارایی، از بچه­‌های حفاظتِ اسناد، از بچه­‌های اطلاعات و امنیت مستقر شده بودند و آنها را امین قرار داده بودیم که اگر سندی وجود دارد بدهند سازمان اسناد ملی و اگر اموال به دردبخوری وجود دارد، تحویل بدهند. مثلاً طلاجات را بدهند بانک مرکزی و در دسترس کسی نباشد که به مرور زمان برده شود و از بین برود و محو شود چون اعتماد کردن در آن روزها هم یک مقدار سخت بود.

    تسنیم: سایر کاخ‌های خاندان پهلوی وضعیت‌شان چگونه بود؟

    در آن زمان که مردم گرسنگی و مشکلات اقتصادی داشتند، موکت‌­هایی از خارج آورده بودند که باور کنید یک وجب عمق اینها بود. من رفتم دیدم پا روی آنها می­‌گذاشتید مانند یک تشک پنبه­‌ای فرو می­‌رفت. اینها ارزشمند بود یا مثلاً در هر کاخی که می­‌رفتید امکانات آرایشی، امکانات پوشش به وفور یافت می‌شد و جزء لاینفک آنجا بود.

    اینها ندیمه داشتند و کار این ندیمه­‌ها بود که هر زمانی که اینها می­‌خواستند از کاخ بیرون بروند، یک نوع آرایش، یک نوع لباس و یک نوع مدل مو را پیشنهاد می‌دادند. این نمونه­‌ها و مدل­‌ها را از روی کتب و ژورنال‌های خارجی انتخاب می­‌کردند و خیلی به سلیقه خودشان نبود.

    هر کاخی هم می‌­رفتیم این حالت وجود داشت. ما متأثر می­‌شدیم از اینکه اینها چه می­‌کردند و مردم چه می­‌کردند. شاید حق می­‌دادیم به آنها که اصلاً هرگز به فکر مردم نباشند با این اوضاع و احوالی که وانمود می­‌کردند ما با مردم هستیم و با آنها ­‌دوست هستیم اما اصلاً در قاموس این خانواده نمی­‌گنجید که به این مردم نگاه بکنند.

    یکی از چیزهایی که ما بعد از رفتن آنها متوجه شدیم، این بود کسانی که در کاخ­‌ها مانده بودند - به‌خصوص کاخ نیاوران و سعد­آباد- وقتی متوجه شدند که باید بروند، مقدار زیادی از وسایل با ارزشی که شاید میلیون­‌ها دلار ارزشمند بود، حالا از طلاجات یا چیزهایی که هدیه داده بودند، با خود بردند. شاید بین 150 تا200  چمدان سایز بزرگ لباس سلطنتی پر کرده بودند و حتی کسانی که آنجا مانده بودند مثل رئیس دفتر یا منشی، آبدارچی یا آشپز و... اینها هم بی­‌بهره نمی­‌ماندند و آنها هم به حد خودشان دزدی می­‌کردند تا مثلاً همکاری بیشتری داشته باشند و تقریباً می­‌شود گفت اکثر چیزهایی که به درد می­‌خورد، مسئولان جمع­‌آوری می­‌کردند و یک مقدار هم در حین جمع کردن، از نظر خودشان بزرگواری می­‌کردند و به خدمه­‌ها می­‌رسید.

    فیلم/ ناگفته‌هایی مهذب از فساد خاندان پهلوی

    مسئله مهم که خیلی ارزشمند بود این املاک و عمارت‌­ها و ساختمان­‌ها بود که تعداد چند هزار سند بودند و جمع‌آوری کرده بودیم و به دست افراد معتمد با وکالت داده بودند که بعداً برای آنها بفروشند و پولشان را برای آنها در خارج بفرستند. اینقدر تعدادش زیاد بود که خود آنها هم نمی­‌توانستند زیاد تعریف بکنند، یعنی به تعداد چمدان سند وجود داشت.

    هدایای بسیار زیادی برای اینها (خاندان سلطنت) می­‌آوردند. برای شمس، اشرف یا نظیر اینها هدایایی می­‌آوردند که عادی نبود، همه آنها یا منقوش بودند به طلا یا نقره. از نظر کلی برای مجالس رقص‌شان، برای مجالس عیاشی­‌شان بعضی از اینها را هم که جای زیادی نمی­‌گرفت در چمدان جاسازی می­‌کردند. در چمدان­‌های برزنتی که مشخص نباشد و آن روزهایی که می‌خواستند بروند خارج کشور و فرار کنند، چند هواپیما وسایل آنها را می­‌برد. زمانی که آنجا به دست بچه­‌های ما رسید چیزی به دردبخور و مناسب آنجا نمانده بود یا سنگین بود که نمی­‌توانستند ببرند یا ارزش تبدیل کردن نداشته است. اشیایی که در چمدان جا می‌گرفت فروگذار نکرده بودند و  همه را تخلیه کرده بودند.

    تسنیم: علاوه بر این ویدئو که از اشرف پیدا شد، آیا مواردی از فساد سایر خاندان پهلوی پیدا شده بود؟

    اینها ابایی نداشتند از اینکه لذت بردن و فسادشان هم یادگار بماند. مثلا ما در اسلام دستور داریم در مخفی­گاه­‌ها و اتاق­هایتان با همسر خود رابطه داشته باشید و جلوی چشم دیگران نباشد ولی برای اینها یک افتخاری بود که مثلاً خودشان را به اوج شهوت برسانند. «اشرف» با توجه به وضعیتی که داشت و اطلاعاتی که ما داشتیم و مستند هم بود، بعضی جاها در بین حتی ذی­‌حساب­‌های ما افراد "خوش­‌تیپ" را می­‌دید و دستور می­‌داد به کاخ بیاورند. نمونه این کار هم دو سه نفر نبود، متعدد بود و حتی مادر شاه هم اینگونه بود.

     افراد را تور می­‌کردند و آنها هم ناچار بودند که بیایند با اینها رابطه برقرار کنند و آنها هم افتخار می­‌کردند که اشرف ما را خواسته است. از آنها هم سیر نمی­‌شدند و به سوی حیوانات گرایش پیدا می‌کردند؛ شاید این کار مدام آنها بود.

    یکی از ذی‌حساب‌ها و همکاران من تعریف می‌کرد که پدرم افسر رشید ارتش بود و طبق دستور شاه باید به اصفهان می‌رفت ولی اشرف به وی گفت تو اینجا بمان. من هم نمی­‌دانستم وضعیت چیست. بعد از صرف ناهار، دوباره با شاه مواجه می‌شود و می‌گوید "مگر من نگفتم برو اصفهان؟" آن افسر ارتش هم می‌گوید علیا حضرت(اشرف) گفتند که نرو! قیافه شاه در هم می‌شود و می­‌گوید ناچاراً بمان!

    قسمت دومی هم که تعریف کرد در مورد مادر شاه بود و او کثیف­‌تر از اشرف بود. می­‌گفت یک روز پدرم خانه بود که تلفن کردند و گفتند علیاحضرت ملکه شما را خواسته است. می‌رود می‌بیند او لباس کاملاً بدن­ نما پوشیده و آرایش غلیظ کرده است. گفت من حالم از آرایش او به هم خورد و فهمیدم جریان چیست و باید با او رابطه غیر اخلاقی داشته باشم. خودش را به دیوانگی زد و افتاد و کف از دهانش بیرون آمد! مادرشاه هم آمد یک لگد به وی زد و گفت "این مردک را بفرستید بیرون. این دیوانه کیست آوردید؟"

    یعنی حتی مادر شاه بعد از فوت همسرش رضاخان دنبال این کارها بود. وقتی اشرف اینگونه باشد، معلوم است از این مادر به وجود آمده و به این سمت رفته است. همه آنها دنبال این مسائل بودند به دلیل اینکه در فساد غوطه­‌ور بودند. درد و گرفتاری مردم را که نداشتند و سیر هم نمی­‌شدند و حتی به حیوانات مراجعه می‌کردند.

    ادامه دارد...

    انتهای پیام/

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    ناشناس : فیلم همجنس بازی محمدرضا پهلوی

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ناشناس 5 ماه قبل
    3

    فیلم همجنس بازی محمدرضا پهلوی

    1
    لاتین 5 ماه قبل

    پس فیلمش کو کسکش؟

    مهدی 10 ماه قبل
    -1

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید