این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    مثل نویسی از این گوش میگیرد ازان گوش در میکند یازدهم

    دسته بندی :
    1. پشتوک
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    مثل نویسی از این گوش میگیرد ازان گوش در میکند یازدهم را از این سایت دریافت کنید.

    گسترش ضرب المثل از این گوش می‌گیرد و از آن گوش در می‌کند

    یکی از معروف‌ترین ضرب‌ المثل های زبان فارسی را می‌توان عبارت از این گوش می‌گیرد و از آن گوش در می‌کند دانست. گسترش ضرب المثل از این گوش می‌گیرد و از آن گوش در می‌کند امروزه بسیار زیاد شده است زیرا جوانهای زیادی هستند که دوست دارند خودشان اتفاقات جدید را تجربه کنند.

    ستاره » ✍️ محتوای کمک درسی » پایه یازدهم » نگارش پایه یازدهم » گسترش ضرب المثل از این گوش می‌گیرد و از آن گوش در می‌کند

    گسترش ضرب المثل از این گوش می‌گیرد و از آن گوش در می‌کند

    یکی از معروف‌ترین ضرب‌ المثل های زبان فارسی را می‌توان عبارت از این گوش می‌گیرد و از آن گوش در می‌کند دانست. گسترش ضرب المثل از این گوش می‌گیرد و از آن گوش در می‌کند امروزه بسیار زیاد شده است زیرا جوانهای زیادی هستند که دوست دارند خودشان اتفاقات جدید را تجربه کنند.

    آخرین به روز رسانی: مهر 7, 1400

    موتور جستجوی ضرب المثل 💭ضرب المثل بر اساس حروف الفبا

    الفآبپتثجچحخدذرزژسشصضطظعغفقکگلمنوهی

    ستاره | سرویس محتوای کمک درسی – تا به حال این ضرب المثل را شنیده‌اید که می‌گویند فلانی حرفی را از این گوش می‌گیرد و از آن گوش در می‌کند؟ این ضرب المثل را می‌توان یکی از پرکاربرد ترین اصطلاحات امروز زبان فارسی دانست. در این مطلب راجع به این ضرب المثل مفصل صحبت خواهیم کرد.

    معنی این ضرب المثل آن است که شخصی به حرف دیگران اهمیتی نمی‌دهد و آن را نمی‌شنود و به راحتی فراموش می‌کند. مفهوم این ضرب المثل آن است که شخص به خیرخواهی و نصیحت دیگران اهمیتی نمی‌دهد و فکر می‌کند خودش همه چیز را می‌داند و می‌خواهد هر کاری را که دلش می‌خواهد انجام دهد؛ هر چند دیگران نتیجه نامطلوب آن کار را به او تذکر بدهند و چنان که می‌دانیم آزموده را آزمودن خطاست. درباره این افراد اصطلاحات نصیحت به خرجش نمی‌رود و حرف به گوشش نمی‌رود هم کاربرد دارد.

    گسترش ضرب المثل از این گوش می‌گیرد و از آن گوش در می‌کند

    انشا

    حتما تا حالا با افرادی مواجه شده‌اید که ترجیح می‌دهند همه چیز را خودشان تجربه کنند. دور و بر ما افرادی هستند که به قول قدیمی‌ها چند پیراهن بیش تر از ما پاره کرده‌اند و تجربیات بیش تری نسبت به ما دارند. تجربیات خوب و بد و تلخ و شیرین آن‌ها باعث شده که آنچه جوان تر‌ها در آینه نمی‌بینند، آن‌ها در خشت خام ببینند. بنابراین در موارد مقتضی به جوان تر‌ها هشدارهایی می‌دهند. به طور مثال آن‌ها را از انجام کارهایی بر حذر می‌دارند یا به کارهایی دیگر تشویق می‌کنند؛ اما گاهی این تشویق‌ها و هشدارها آن قدر پشت سر هم و زیاد می‌شود که طرف مقابل دچار دل زدگی می‌شود و ترجیح می‌دهد به نصایح دیگران گوش نکند و خودش تجربه متفاوتی داشته باشد.

    درباره این جور افراد می‌گویند فلانی از این گوش می‌گیرد و از آن گوش در می‌کند به این معنی که حرف به گوش فردی فرو نمی‌رود یا او اهمیتی برای نصیحت دیگران قائل نیست و هر کاری را که دلش می‌خواهد، انجام می‌دهد. از آنجا که تجربه دوباره کاری که فردی انجام داده و از نتیجه آن راضی نیست کار احمقانه‌ای به نظر می‌رسد، این دست افراد معمولا در زندگی خود با مشکلات زیادی رو به رو می‌شوند ولی از آنجا که در کارهای خود با دیگران مشورت نمی‌کنند یا کلا اهل قبول کردن نظر دیگران نیستند، آزموده‌های دیگران را دوباره می‌آزمایند و همه سختی‌ها را تحمل می‌کنند. این نوع آدمها نصیحت دیگران را نشنیده‌اند و به همین دلیل روی آن را هم ندارند که در مشکلاتی که خود برای خود به وجود آورده‌اند، از دیگران درخواست کمک کنند یا حتی برای درد دل کردن به آن‌ها مراجعه کنند.

    یکی از منابع مهم کسب تجربه، علاوه بر کمک گرفتن از افراد پخته، مطالعه کردن است چرا که هر نویسنده‌ای نتیجه یک عمر و درک و دریافت خود از زندگی را در لا به لای صفحات کتاب خود گنجانده است. با مطالعه کتاب‌ها به رایگان تجربیات قابل ملاحظه‌ای را به دست خواهیم آورد و جزو آن کسانی نخواهیم بود که هر نصیحتی را از این گوش می‌گیرند و از آن گوش در می‌کنند.

    گسترش ضرب المثل از این گوش می‌گیرد و از آن گوش در می‌کند

    داستان

    در زمان‌های قدیم پیرمرد ثروتمندی بود که پسری بی فکر و خوش گذران داشت. پیرمرد همیشه نگران فرزندش بود که مبادا با بی فکری همه چیزش را از دست بدهد و پس از مرگ او بی چیز و تنگ دست شود. بنابراین همیشه او را به میانه روی و پرهیز از دوستان ناباب سفارش می‌کرد؛ اما او این نصیحت‌های پدرش را از یک گوش می‌گرفت و از گوش دیگر در می‌کرد.

    پیرمرد از دنیا رفت و پسر با تمامی اموال پدرش تنها ماند. او هر روز به دیدن دوستانش می‌رفت و وقت خود را با آن‌ها تلف می‌کرد و آن‌ها را به باغ و بوستان‌ها دعوت می‌کرد و از پولی که از پدرش برای او باقی گذاشته بود، آن‌ها را مهمان می‌کرد. او عادت داشت برای خودش کفش و لباس‌های متعددی بخرد و هیچ وقت به نتیجه ولخرجی‌هایش نمی‌اندیشید.

    پس از گذشت مدتی کوتاه اموال پدرش تمام شد و به قول قدیمی‌ها کفگیرش به ته دیگ خورد. پیش خودش فکر کرد خوب است به سراغ وصیت نامه پدر بروم. شاید او مقداری پول در جایی مخفی کرده باشد و نشانی آن را در وصیت نامه اش نوشته باشد و با پیدا کردن آن‌ها بتوانم دوباره به خوش گذرانی بپردازم. او وصیت نامه پدر را یافت که در آن نوشته شده بود: «پسرم! از آنجا که می‌دانم تو به نصیحت‌های من گوش نمی‌کنی و در زمان اندکی همه ارثیه خود را خرج دوستانت می‌کنی و بیچاره و فقیر می‌شوی، به تو پیشنهاد می‌کنم به زیر زمین بروی و خود را به طنابی که از سقف آویزان شده است، دار بزنی تا به آخرین نصیحت من عمل کرده باشی.»

    پیرمرد قصه ما از آن آدم‌های زرنگ روزگار بود. او در سقف زیرزمین چند کوزه اشرفی مخفی کرده بود و به این فکر کرده بود که وقتی پسر فقیر شد، طبق وصیت او خود را از طناب آویزان می‌کند و آن وقت سقف که خیلی سست است خراب می‌شود و کوزه‌های اشرفی روی سر پسر می‌ریزد و پسر تصمیم می‌گیرد از دوستان بی وفای خود که او را در روزگار فقر تنها گذاشته‌اند، دست بکشد و با این کوزه‌های اشرفی زندگی دوباره‌ای برای خود بسازد؛ اما غافل از آن که پسر همه نصیحت‌های پدر را از این گوش می‌گیرد و از آن گوش در می‌کند.

    ♣ ♣ ♣ ♣ گسترش ضرب المثل از این گوش می‌گیرد و از آن گوش در می‌کند ♣ ♣ ♣ ♣

    پسر پیش خودش فکر کرد که چه قدر احمقانه است خودش را از سقف زیر زمین دار بزند. این کار اصلا هیجان انگیز نیست. بنابراین خواست خودش را زیر قطار مترو بیندازد. غافل از آن که در آن روزگار هنوز مترو اختراع نشده بود. از این رو بالای پلی رفت تا خود را به درون رودخانه بیندازد. او به امواج رودخانه نگاه می‌کرد و مضطرب بود؛ اما به ناگاه داروغه او را به جرم خودکشی در ملأ عام دستگیر کرد و به زندان انداخت. خلاصه سال‌های سال گذشت و او ازدواج کرد و بچه دار شد و از آنجا که به افسردگی شدیدی به خاطر بی پولی دچار شده بود، قبل از آن که به سن کهن سالی برسد، از دنیا رفت. اما او پسر زرنگی داشت که حرف‌های دیگران را می‌شنید و به آن عمل می‌کرد. او در سنین جوانی خود تصمیم گرفت خانه پدری خود را بازسازی کند و در هنگام تخریب ساختمان اشرفی‌ها را پیدا کرد و با آن سرمایه گذاری کرد و تا آخر عمر از آن استفاده کرد و لذت برد.

    منبع مطلب : setare.com

    گسترش از این گوش می گیرد و از آن گوش در می کند انشا صفحه 32 کتاب نگارش یازدهم

    گسترش از این گوش می گیرد و از آن گوش در می کند انشا صفحه 32 کتاب نگارش یازدهم را از این سایت دریافت کنید.

    گسترش از این گوش می گیرد و از آن گوش در می کند انشا صفحه 32 کتاب نگارش یازدهم

    دسته بندی : نکس لود مطالب سایت

    نازنین

    چرت و پرت و ابلهانه ترین انشایی بود که تو زندگیم خونده بودم اگه اینو جلو خر هم بخونی عرعر نمی کنه شما چه انتظاری داری که معلم به این بیست بده

    ناز

    وااااااااااااای خدا چه خبردرحدداستان مینوسی یه چیز خوب باشه درحدنمره عالی

    Dariex

    شما ننویسین سنگین ترین:/ اینو برا بچع بخونی قهر میکنع :/ حالاع ببین جلو دبیر بخونی چ میشع:|😐😑😰

    مرضیه

    متاسفانه فکر می کنید دبیر از ما داستان می خواهد ولی اینطور نیست گسترش مثل یعنی ادبی کردن نوشته و یک متن مفهومی نه یک داستان بچگانه

    ناشناس

    خهلی چرت بود 😒

    انشا صفحه ۳۲ کتاب نگارش یازدهم درباره درمورد از این گوش می گیرد و از آن گوش در می کند مثل نویسی مثل های زیر را بخوانید سپس یکی را انتخاب کنید و آن را گسترش دهید از سایت نکس لود دریافت کنید.

    انشا از این گوش می گیرد و از آن گوش در می‌ کند

    با سلام خدمت همه دانش آموزان عزیز در این مطلب ما قرار است که جواب گسترش و مثل نویسی های صفحه ۳۲ کتاب نگارش پایه و کلاس یازدهم را در این مطلب قرار بدهیم در این مطلب قرار است که ضرب المثل از این گوش میگیرد و از ان گوش درمیکند را برای شما عزیزان در پایین قرار بدهیم تا شما عزیزان مجبور نباشید که خودتان انشایی بنویسید اگر می خواهید انشاهای دیگری را نیز از اینترنت پیدا کنید کافی است اسم انشا را جستجو کنید و در آخر جستجویتان اسم سایت ما یعنی نکس لود را بنویسید و سایت ما اولین سایت خواهد بود که انشا را برای شما خواهد آورد.

    انشا از این گوش می گیرد و از آن گوش در می‌ کند

    مقدمه : “سر به هوایی او دیگر کلافه اش کرده بود. او تنها حرف خود را میشنید و پیرو خود بود. در کارهایش ظاهرا مشورت میگرفت، اما بازهم نظر خودش بر امورش ارجحیت داشت.”بدنه : “بارها از بابت کله شقی هایش، دچار سختی و مشکل شده بود اما هیچوقت سرش به سنگ نمیخورد. بارها او را به رگبار نصایح گرفتند، بلکه گوش فرا دهد و خود را اصلاح کند، اما بازهم هیچ نصیبشان میشد. گویی یک گوشش در است و آن دیگری دروازه.

    او هرگز گوشی برای شنیدن نداشت، یعنی داشت و در کنار فردِ اندرزگو بسیار مطیع و آرام بنظر میرسد، اما کارهایش چیز دیگری میگفتند. گویا تمام پندها را به گوش باد سپرده اند و او با خود به سرزمینی دور برده است.

    نتایج اعمالش، اکثراوقات بخاطر مستبد و خودرای بودنش، به شکست یا خسران خاتمه میافت، اما او باز هم مرغش یک پا داشت. به هنگام حرف گویی او شنوا ترین و فرمانبردار ترین بود ولی به هنگام عمل رنگ عوض میکرد.”

    نتیجه : ” گاهی باید حرفهایی را با گوش جان بشنویم، و با دستِ دل به آن عمل کنیم. پندهایی که شاید عمری تجربه در پشت آن خوابیده است را نباید به دست فراموشی بسپاریم. گاهی در کارهایمان باید تجدید نظر کنیم، باید مشورت کنیم، باید گوش فرا دهیم و عمل کنیم.” ف.میم

    گسترش از این گوش می گیرد و از آن گوش در می‌ کند مقدمه بدنه نتیجه

    مقدمه : هر انسانی که پا به عرصۀ جهان می گذارد روزی از این دنیا میرود. در حقیقت آمده ایم که برویم و مهمان امروز و فردا هستیم. باید دقت کنیم که در این فرصت اندک چه خواهیم کاشت و چه درو خواهیم کرد. شاعر چه زیبا میگوید که زندگی تجربۀ تلخ فراان دارد دو سه تا کوچه و پس کوچه و اندازۀ یک عمر بیابان دارد ما چه کردیم و چه خواهیم کرد دراین فرصت کم؟بدنه : برای هرچه بهتر زندگی کردن در این دنیا و برای بنده ای بهتر بودن شایسته است به سخت بزرگان گوش فرا دهیم وبه یاد داشته باشیم که تجربه را تجربه کردن خطاست. هرگز نتباید مانند الاغی باشیم که در گوشش یاسین میخوانند. هنگامی که به نصیحت های کسی گوش فرا می دهیم و از گوش دیگر در می کنیم هیچ تفاوتی نداریم با کسی که اصلا چنین نصیحت هایی را تا به حال نشنیده است. با این تفاوت که ما عمر گران خود را در شنیدن نصیحت هایی که بدان عمل نمیکنیم تلف کرده ایم.نتیجه : این را به یاد داشته باشیم که اگر کاری که بدان علم داریم را انجام نداده یا اشتباه انجام دهیم دو گناه مرتکب شده ایم گناه اول اینکه از این گوش گرفته و از گوش دیگر در کرده ایم و گناه دوم آنکه عالم بلا عمل بوده ایم و الگویی ناششاایست بوده ایم برای کسانی که نسبت به ما علم کمتری دارند و شنوندۀ اندرزهای کمتری بوده اند.پریچهر :

    در یکی از شهر های ایران دختری ب نام مریم زندگی میکرد.

    این دختر ب دلیل زیبایی خیره کننده ای ک داشت همه فامیل و دوست ها درباره ی زیبایی او حرف میزدند.

    این کار باعث مغرور شدن دختر میشد،دخترک برای اینکه جلب توجه کند لباس های باز و بدن نما میپوشید تا نظر پسران را جلب کند.

    در یکی از روز ها دوست مریم ب او یک صفحه مجازی معرفی کرد و ب او گفت اگر عکس هایت را در صفحه مجازی بگذاری بیشتر معروف میشوی.

    و اینگونه بود ک مریم را اغفال کرد و او را از راه ب در کرد.

    مادر مریم ک موضوع را فهمید سعی کرد دخترک را قانع کند و ب او بفهماند ک این کار ها عاقبت خوبی ندارد ولی مریم ب حرف های مادرش گوش نمیداد و از این گوش میگرفت و از آن گوش ب در میکرد.

    روز ها میگذشت و مریم معروف و معروف تر میشد و هر پسری ک ب او درخواست دوستی میداد مریم قبول میکرد.مادر نیلو بسیار نگران نیلو بود و همیشه او را نصیحت میکرد ولی نیلو هیچ توجهی ب حرف ها و نصیحت های مادرش نمیکرد.

    یک روز صبح وقتی از خواب بیدار شد گوشی اش را ب دست گرفت تا سری ب صفحات مجازی اش بزند ولی با صحنه های بدی مواجه شد زیرا همه عکس هایی ک با پسر ها گرفته بود پخش شده بود و هرکس یک حرف ناجوری زیر عکسش نوشته بود نیلو وقتی این را دید با خودش گفت کاش حرف های مادرش را گوش داده بود

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟

    بله خیر Han 4 ماه قبل 0 پشمام😂 مهلا 9 ماه قبل 0

    سلام. به نظر من اصلا به درد کلاس یازدهم نمیخورد. لطفا انشا های بهتری رو قرار بدین. متشکر

    ایدا 9 ماه قبل 1

    اصلا برا خوندن تو کلاس اونم جلوی معلم مناسب نیست

    2 ناشناس 9 ماه قبل

    منبع مطلب : nexload.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 15 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید