در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    معنی درس زنگ افرینش فارسی پایه هفتم

    1 بازدید

    معنی درس زنگ افرینش فارسی پایه هفتم را از سایت پشتوک دریافت کنید.

    معنی زنگ آفرینش فارسی هفتم - نمره برتر

    معنی زنگ آفرینش فارسی هفتم - نمره برتر

    معنی زنگ آفرینش فارسی هفتم : درس اول فارسی هفتم دارای شعر و همچنین متنی با کلمات دشوار میباشد. امروز هم برای شما معنی کلمات و لغات و همچنین شعر درس زنگ آفرینش را قرار داده ایم.

    معنی شعر زنگ آفرینش فارسی هفتم

    🔻معنی ابیات:

    🌱 1)صبح یکی از روز های فصل بهار بود و سال تحصیلی جدید آغاز شده بود.

    🌱 2)بچه ها در کلاس دور هم جمع شده بودند و خوشحال بودند.

    🌱 3)بچه ها مشغول صحبت بودند و در کلاس سروصدا و شلوغ بود.

    🌱 4)هر یکی از بچه ها برگه ای در دست داشتند و قرار بود زنگ انشا شروع شود.

    🌱 5)همین که آموزگار وارد کلاس شد و رسید، خندان گفت:

    🌱 6)برای انشاء موضوع تازه ای داریم. موضوع انشا آرزوی شما در آینده است.

    🌱 7)شبنم بلند شد و گفت: من میخواهم آفتاب شوم( آرایه تشخیص).

    🌱 8)ذره ذره به آسمان بروم و به ابر تبدیل شوم و دوباره به آب تبدیل شوم.

    🌱 9)دانه آرام آرام بروی زمین چرخید و غلت خورد و شروع کرد به خواندن انشای کوچکش.

    🌱 10)در انشایش گفت: به باغی بزرگ تبدیل خواهم شد و همیشه سرسبز خواهم ماند.

    🌱 11)غنچه گفت اگر چه دل تنگم، مانند لبخند باز خواهم شد.

    🌱 12)با باد ملایم بهار و بلبل و باغ، شروع به راز و نیاز با خدا می کنم.

    🌱 13)جوجه گنجشک گفت می خواهم از سنگ بچه ها دور و آزاد باشم.

    🌱 14)روی هر شاخه بنشینم و جیک جیک کنم و از منظره ی آسمان لذت ببرم.

    🌱 15)جوجه ی کوچک پرستو گفت کاش بتوانم با باد همراه شوم.

    🌱 16)تا آسمان های دور کوچ کنم و باز پیامبر خبر آمدن بهار شوم.

    🌱 17)جوجه های کبوتران گفتند ای کاش می توانستیم در کنار هم باشیم.

    🌱 18)توی گلدسته های یک گنبد، همه وقت زیارت کننده ی حرم باشیم.

    🌱 19)زنگ تفریح را که زنجره زد(نوعی حشره)، دوباره در کلاس سروصدا و شلوغ شد.

    🌱 20)همه ی بچه ها به طرفی رفتند و معلم دوباره تنها شد.

    🌱 21)معلم زیر لب می گفت چه آرزو های قشنگی دارید!

    🌱 ۲۲)ای کاش روزی به آرزوی خود برسید. این آرزوی من است!

    معنی لغات درس اول فارسی هفتم

    🔻لغات درس زنگ آفرینش :

    🍂 حرم: داخل مکان زیارتی

    🍂 گرم: مشغول، سر گرم

    🍂 غوغا: آشوب و فریاد، همهمه

    🍂 انگار: گویی

    🍂 ذره ذره :کم کم

    🍂 ابد: جاودان

    🍂 غلتید: از پهلوی به پهلوی دیگر چرخید

    🍂 موضوع: مطلب

    🍂 دل تنگ: ناراحت، غمگین

    🍂 فارغ: آسوده، راحت

    🍂 افق: کرانه های اسمان

    🍂 پیغمبر: پیام آور
    🍂 گلدسته: مناره

    🍂 گنبد: سقف بزرگ که به شکل نیم کره است

    🍂 زائر : دیدار کننده

    🍂 کام : آرزو میل خواسته

    🍂 زنجره : سیر سیرک نوعی حشره که از خود صدا تولید می کند

    معنی حکایت اندرز پدر فارسی هفتم

    🔻حکایت: اندرز پدر

    یاد دارم که در ایّام طفولیّت متعبّد و شب خیز بودم. شبی در خدمت پدر، رحمة اللّه علیه، نشسته بودم و همه شب دیده برهم نبسته و مُصحف عزیز بر کنار گرفته و طایفه اى گرد ما خفته. پدر را گفتم: از اینان یکی سر بر نم دارد که دوگانه ای بگزارد. چنان خواب غفلت برده اند که گویی نخفته اند که مرده اند.
    گفت: جان پدر! تو نیز اگر بخفتى، به از آن که در پوستین خلق افتی.
    #گلستان_سعدی

    🔹معنی :
    یادم هست که در دوران کودکی شب ها بر می خاستم و به عبادت می پرداختم. یک شب در حضور پدرم (که رحمت خدا بر او باد) نشسته بودم و تمام شب بیدار بودم و مشغول خواندن قرآن و گروهی در اطراف ما خوابیده بودند. به پدرم گفتم: در بین این جماعت حتی یک نفر از خواب بیدار نمی شود تا نماز صبح بخواند. آنچنان در خواب غفلت و بی خبری از یاد خدا فرو رفته اند که انگار در خواب نیستند بلکه مرده اند.
    پدر گفت: فرزند عزیزم تو هم اگر می خوابیدی بهتر از آن بود که از مردم غیبت می کردی.

    معنی کلمات حکایت درس اندرز پدر

    🍂 ایام: روزها

    🍂 طفولیت: خردسالی

    🍂 متعب‍د: عبادت کننده

    🍂 دیده: چشم

    🍂 گویی: انگار

    🍂 مصحف: کتاب اسمانی/قران

    🍂 طایفه: گروه

    🍂 رحمة الله علیه: خداوند او را رحمت کند

    🍂 دو گانه: نماز صبح

    🍂 به: بهتر

    🍂 بگزارد: به جای اورد

    🍂 در پوستین خلق افتادن کنایه از غیبت کردن است

    🍂 سر بر نمیدارد: کنایه از بیدار نمی شود

    منبع مطلب : nomrebartar.com

    معنی شعر زنگ آفرینش کتاب فارسی هفتم

    معنی شعر زنگ آفرینش کتاب فارسی هفتم

    معنی شعر زنگ آفرینش کتاب فارسی هفتم

    معنی شعر زنگ آفرینش در کتاب فارسی هفتم

    , فارسی هفتم , معنی شعر , هفتمی ها , معنی شعر زنگ آفرینش فارسی هفتم , معنی شعر زنگ آفرینش درس فارسی هفتم , معنی شعر زنگ آفرینش در کتاب فارسی هفتم , معنی شعر زنگ آفرینش فارسی پایه هفتم , معنی شعر درس اول زنگ آفرینش فارسی هفتم ,

    درس اول فارسی هفتم , درس اول کتاب فارسی هفتم , درس اول فارسی هفتم با جواب , درس اول فارسی هفتم معنی , کانال هفتمی ها با پاسخنامه , زنگ آفرینش فارسی هفتم , معنی درس زنگ آفرینش فارسی هفتم ,

    متن درس زنگ آفرینش فارسی هفتم , معنی زنگ آفرینش فارسی هفتم , معنی درس اول زنگ آفرینش فارسی هفتم , درس اول فارسی هفتم زنگ آفرینش

    سلام سلام دوستان عزیز پایه هفتمی

    تو این پست از سایت هفتمی ها , معنی شعر زنگ آفرینش [فارسی هفتم] و براتون آماده کردیم

    امیدواریم به کار ِ تون بیاااااد

    کانال هفتمی ها با پاسخنامه

    زنگ آفرینش پایه هفتم صفحه 12

    صبح یک روز نوبهاری بود روزی از روز های اول سال

    صبح یکی از روز های فصل بهار بود و سال تحصیلی جدید آغاز شده بود.

    بچه ها در کلاس جنگل سبز      جـمع بودند دور هم خوشحال

    بچه ها در کلاس دور هم جمع شده بودند و خوشحال بودند.

    بچه ها گرم گفت و گو بودند      باز هم درکلاس غوغا بود

    بچه ها مشغول صحبت بودند و در کلاس سروصدا و شلوغ بود.

    هریکی برگ کوچکی در دست      باز انگار زنگ انشاء بود

    هر یکی از بچه ها برگه ای در دست داشتند و قرار بود زنگ انشاء شروع شود.

    تا معلم زگرد راه رسیــــد       گفت با چهره ای پر از خنده:

    همین که آموزگار وارد کلاس شد و رسید، خندان گفت.

    باز موضوع تازه ای داریم      "آرزوی شما در آینده"

    برای انشاء موضوع تازه ای داریم. موضوع آرزوی شما در آینده است.

    شبنم از روی گل برخاست      گفت: می خواهم آفتاب شوم

    شبنم بلند شد و گفت من میخواهم آفتاب شوم(صنعت تشخیص)

    ذره ذره به آسمان بروم      ابر باشم، دوباره آب شوم

    ذره ذره با آسمان بروم و به ابر تبدیل شوم و دوباره به آب تبدیل شوم.

    دانه آرام بر زمین غلتیـد      رفت و انشای کوچکش را خواند

    دانه آرام آرام برروی زمین چرخید و غلت خورد و شروع کرد به خواندن انشای کوچکش.

    گفت: باغی بزرگ خواهم شد      تا ابد سبز خواهم ماند

    در انشایش گفت: به باغی بزرگ تبدیل خواهم شد و همیشه سرسبز وسبز رنگ خواهم ماند.

       غنچه هم گفت گرچه دل تنگم      مثل لبخند باز خواهم شد

    غنچه گفت اگر چه دل تنگم، مانند لبخند باز خواهم شد.

    با نسیم بهار و بلبل و باغ      گرم راز و نیاز خواهم شد

    با باد ملایم بهار و بلبل و باغ، شروع به زار و نیاز کردن می کنم.

    جوجه گنجشک گفت: می خواهم      فارغ از سنگ بچه ها باشم

    جوجه گنجشک گفت می خواهم از سنگ بچه ها آزاد شوم.

    روی هرشاخه جیک جیک کنم      در دل آسمان رها باشم

    روی هر شاخه بنشینم و جیک جیک کنم و از منظره ی آسمان لذت ببرم.

    جوجه ی کوچک پرستو گفت:    کاش با باد رهسپار شوم

    جوجه ی کوچک پرستو گفت کاش بتوانم با باد همراه شوم.

         تا افق های دور کوچ کنم      باز پیغمبر بهار شوم

    تا آسمان های دور کوچ کنم و باز پیامبر خبر آمدن بهار شوم.

    جوجه های کبوتران گفتنـــــد:      کاش می شد کنار هم باشیم

    جوجه های کبوتران گفتند ای کاش می توانستیم در کنار هم باشیم.

    توی گلدسته های یک گنبد      روز و شب زائر حرم باشیم

    توی گلدسته های یک گنبد، همه وقت زیارت کننده ی حرم باشیم.

    زنگ تفریح را که زنجره زد      باز هم در کلاس غوغا شد

    زنگ تفریح را که زنجره زد(نوعی حشره)، دوباره در کلاس سروصدا و شلوغ شد.

    هر یک از بچه ها به سویی رفت      و معلم دوباره تنها شد

    همه ی بچه ها به طرفی رفتند و معلم دوباره تنها شد.

    با خودش زیر لب چنین می گفـت:      آرزو هایتان چه رنگین است!

    معلم زیر لب می گفت چه آرزو های قشنگی دارید!

    کاش روزی به کام خود برسید؛      بچه ها آرزوی من این است!

    ای کاش روزی به آرزوی خود برسید. این آرزوی من است.

    قیصر امین پور

    منبع مطلب : www.payehaftomi.ir

    ترنم - معنی شعر زنگ آفرینش پایه ی هفتم


    صبح یکی از روز های فصل بهار بود و سال تحصیلی جدید آغاز شده بود.
    بچه ها در کلاس دور هم جمع شده بودند و خوشحال بودند.
    بچه ها مشغول صحبت بودند و در کلاس سروصدا و شلوغ بود.
    هر یکی از بچه ها برگه ای در دست داشتند و قرار بود زنگ انشاء شروع شود.
    همین که آموزگار وارد کلاس شد و رسید، خندان گفت.
    برای انشاء موضوع تازه ای داریم. موضوع آرزوی شما در آینده است.
    شبنم بلند شد و گفت من میخواهم آفتاب شوم(صنعت تشخیص)
    ذره ذره با آسمان بروم و به ابر تبدیل شوم و دوباره به آب تبدیل شوم.
    دانه آرام آرام برروی زمین چرخید و غلت خورد و شروع کرد به خواندن انشای کوچکش.
    در انشایش گفت: به باغی بزرگ تبدیل خواهم شد و همیشه سرسبز وسبز رنگ خواهم ماند.
    غنچه گفت اگر چه دل تنگم، مانند لبخند باز خواهم شد.
    با باد ملایم بهار و بلبل و باغ، شروع به زار و نیاز کردن می کنم.
    جوجه گنجشک گفت می خواهم از سنگ بچه ها آزاد شوم.
    روی هر شاخه بنشینم و جیک جیک کنم و از منظره ی آسمان لذت ببرم.
    جوجه ی کوچک پرستو گفت کاش بتوانم با باد همراه شوم.
    تا آسمان های دور کوچ کنم و باز پیامبر خبر آمدن بهار شوم.
    جوجه های کبوتران گفتند ای کاش می توانستیم در کنار هم باشیم.
    توی گلدسته های یک گنبد، همه وقت زیارت کننده ی حرم باشیم.
    زنگ تفریح را که زنجره زد(نوعی حشره)، دوباره در کلاس سروصدا و شلوغ شد.
    همه ی بچه ها به طرفی رفتند و معلم دوباره تنها شد.
    معلم زیر لب می گفت چه آرزو های قشنگی دارید!
    ای کاش روزی به آرزوی خود برسید. این آرزوی من است.


    قیصر امین پور


    دکتر قیصر امین‌پور در دوم‌ اردیبهشت‌ ماه‌ 1338 در گُتوند از توابع‌ شهرستان‌ دزفول‌ به‌ دنیا آمد.امین‌پور در سال‌ 1357 دیپلم‌ تجربی‌ گرفت‌ و سپس‌ تحصیلات‌ دانشگاهی‌ خود را در رشته‌ دامپزشکی‌ در دانشگاه‌ تهران‌ آغاز کرد.وی‌ در سال‌ 1358 با انصراف‌ از رشته‌ دامپزشکی، به‌ جمع‌ دانشجویان‌ علوم‌ اجتماعی‌ پیوست. قیصر امین‌پور مجدداً در سال‌ 1363 تغییررشته‌ داد و تحصیلات‌ خود را در رشته‌ زبان‌ و ادبیات‌ فارسی‌ دانشگاه‌ تهران‌ دنبال‌ کرد و در سال‌ 1366 به‌ دریافت‌ مدرک‌ کارشناسی‌ نائل‌ آمد. وی‌ در همان‌ سال‌ به‌ ادامه‌ تحصیل‌ پرداخت‌ و در سال‌ 1369 مدرک‌ کارشناسی‌ ارشد زبان‌ و ادبیات‌ فارسی‌ را کسب‌ کرد و در ادامه‌ این‌ راه‌ در بهمن‌ ماه‌ سال‌ 1376 با دریافت‌ مدرک‌ دکترای‌ زبان و ادبیات‌ فارسی‌ از دانشگاه‌ تهران‌ فارغ‌التحصیل‌ شد. دکتر قیصر امین‌پور در سال‌ 1367 از مؤ‌سسه‌ گسترش‌ هنر، جایزه‌ ویژه‌ نیما یوشیج‌ را دریافت‌ کرد. همچنین در سال‌ 1378 از سوی‌ وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی‌ به‌ عنوان‌ یکی‌ از شاعران‌ برتر دفاع‌ مقدس‌ در دهه‌های‌ 60 و 70 برگزیده‌ شد. سر انجام در آبان ماه 1386 این خبر منتشر شد؛ قیصر امین‌پور درگذشت.

    منبع مطلب : nasser91.mihanblog.com

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    ♡♡♡♡♡ 18 روز قبل
    0

    خیلی خوبه

    مهدی 1 سال قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید