این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    معنی در همین کورمال کورمال ادبی آغاز به راه رفتن کردم

    دسته بندی :
    1. پشتوک
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    معنی در همین کورمال کورمال ادبی آغاز به راه رفتن کردم را از سایت نکس اسکرین دریافت کنید.

    بارقه های شعر فارسی

    فرهنگی -آموزشی

    فرهنگی -آموزشی

    فرهنگی -آموزشی بارقه های شعر فارسی

    بارقه‌هاي شعر فارسي  õ

    نكته‌ها: بارقه: درخشنده، برق زننده، جرقه a  بارقه‌هاي شعر فارسي: جرقه‌هاي شعر فارسي، اضافه‌ي استعاري (جرقه‌هاي آتش شعر) a  جرقه‌ي چيزي: كنايه از فكر و طرح اوليه‌ي آن چيزa  متمكن: ثروتمندa   نمي‌دانست در كجا ريشه بدواند: كنايه از نمي‌دانست كجا ساكن شود يا اقامت گزيندa   هر عصب و فكر .. مي‌پذيرفت: هر فكر و انديشه‌اي به منبع پاك و بي‌آلايش ايمان متصل بود و هر پيشامد خوب و بدي را به عنوان خواست و تقدير الهي قبول مي‌كردa   تمكن: دارايي، ثروتa   بخل: خسّت، خشك‌ دستيa   خانه‌ي كهن سالي بود و بر سر هم نكبت‌بار: خانه‌ي قديمي و روي هم رفته بدريخت بود a نكبت: بدبختيa   طبخ: پختن، آشپزيa  منتقل: آتشدانa   پنجره‌ي كذا: پنجره‌اي كه قبلاً توصيف شد a  خشك: بدون انعطاف، كسي كه معاشرت اجتماعي او ضعيف باشد، خشن و بي‌عاطفهa   دايره‌ي‌ مسايل: محدوده‌ي مسايلa   وقتي از آخرت ... همراه بود: وقتي از آخرت سخن مي‌گفت: موضوع مرگ و آثار و تبعات آن را به گونه‌اي توصيف مي‌كرد كه همراه با ملاطفت باشد نه ترس و هراسa   قصه‌هاي شيرين: حس‌آميزيa   ورد زبانشان بود: كنايه از دائماً آن را تكرار مي‌كردندa  آن همه پر رنگ و نگار و آن همه پرّان و نرم است: كنايه از متنوع بودن داستان‌ها و خيال‌انگيز بودن آن‌هاa   نرم بودن افسانه‌‌ها: حس‌آميزي a  شعر شاهكار: شعر برجسته و عاليa   موجود يك كتابي بود: علاوه بر قرآن و مفاتيح‌الجنان فقط با يك كتاب يعني كليات سعدي آشنا بودa   اين سعدي همدم و شوهر و غمگسار او بود: تشبيه كليات سعدي به همدم و شوهر (سعدي: مجازاً كليات سعدي)  a خود را خم كردن: كنايه از انعطاف‌پذيري و نرمش داشتن a  سعدي مي‌خوانديم: مجازاً كليات سعديa   سعدي كه انعطاف ...: «سعدي» مجازاً نوشته‌ها و نثر سعديa   پيرترين و جوان‌ترين شاعر: پارادوكسa   هيبت: شكوه و عظمت a چشم عقاب a  داشتن: كنايه از دقت و تيزبيني a هيچ حفره‌اي ... شناخته نباشد: به تمام مسايل زندگي ايراني آشنايي كامل داشت (حفره: استعاره از مسائل و اسرار) a   جمع‌كننده‌ي اضداد ... عقل: سعدي در كليات خود به تمام امور متضاد از جمله شريعت ظاهري در مقابل عرفان و حقيقت، عشق واقعي در مقابل زندگي روزمره و تقابل عقل و عشق پرداخته استa   دست‌گير: كنايه از ياور و كمك‌كننده تشبيه سعدي به هوا (وجه شبه روح بخشي) a   ساده‌ مي‌نمود: ساده وانمود مي‌كرد و نشان مي‌دادa  اين‌ها خصوصيت‌ ... شبيه نباشد: اشاره به سهل و ممتنع بودن سبك و نثر سعدي دارد a  صافي سحّار: صافي جادوگر (استعاره از ذهن و افكار سعدي)  a در يك چشم‌ بر هم زدن: كنايه از كوتاه‌ترين زمان a شگردن: فن، ترفند، شيوه ي خاصa   مي‌پالايد: تصفيه مي‌كند، خالص را از ناخالص جدا مي‌كند a  آن را از عادي بودن به فوق طاقت ارتقا مي‌دهد: ذهن سعدي سخن را از حالت عادي به درجه‌اي عالي و بالاتر از حد معمولي ارتقا مي‌دهد a  سيه فام: سياه رنگa  قصير جثه: كوتاه قامت a  كسي كه در حضور ديگران نماز را دراز مي‌كند و خوردن را كوتاه: كنايه از رياكار و متظاهر a عصاره‌ي تجربيات: چكيده‌ي تجربيّات، اضافه‌ي استعاري (عصاره‌ي ميوه تجربيات) a  جوانه‌هاي تخيل: تشبيه بليغa  چاپ سنگي: نوعي چاپ قديمي كتابa   لبريز مي‌شدم: كنايه از ارضا مي‌شدمa   سراچه‌ي ذهنم آماس مي‌كرد: كنايه از گنجايش ذهنم زياد مي‌شدa   سراچه‌ي ذهن: تشبيه بليغ سراچه: خانه‌ي كوچك  a آماس: ورمa   فوران تخيل: چوشش تخيّل، اضافه‌ي استعاري (فوران آب تخيل) a  بر فوران تخيلم راه مي‌رفتم تا روي دو پا: با جوشش تخيلاتم در آسمان‌ها سير مي‌كردم a  لُكّه دويدن: نوعي راه رفتن بين قدم زدن و دويدن، كنايه از با شادي بسيار دويدنa  گويي در پاليز سعدي مي‌چرخيديم: از حكايات و داستان‌هاي سعدي بهره مي‌گرفتيمa   پاليز: در لغت به معني بوستان و باغ (پاليز: استعاره از كليات سعدي) a  بوته و شاخه: استعاره از داستان‌ها و حكايات كليات سعديa  شير آغوز: اولين شير مادر كه بسيار مقوي است پرتوقع شدن ذهن ادبي: تشخيصa   تشبيه سعدي به شير آغوز (وجه شبه تقويت) a   در همين كورمال كورمال ادبي آغاز به راه رفتن كردم: كنايه از با احتياط و آهستگي از مسائل ادبي شروع به پيشرفت كردم. a  آموختن سرخود: يادگيري خودسرانه و بي‌همراهي كس ديگر a  ره‌نوردي تنها وش: پيشرفت تنها و بدون مربي

    به حرص ار شربتي خوردم مگيراز من‌كه بد كرده‌امبيابان بود و تابستان و آب سرد و استسقا

    معني: اگر از روي حرص و طمع آبي نوشيدم، مرا مورد مواخذه قرار مده كه مرتكب كار بدي شدم چرا كه بيابان داغ و تابستان و آب خنك و تشنگي بيش از حد مرا به خوردن حريصانه‌ي اب وادار كرد.

    لغت: حرص: طمعa  شربت: نوشيدني، آبa   مگير: مواخذه مكنa   استسقا: مرضي كه بيمار هر چه آب بنوشد سيراب نشود

    + نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۱ ساعت 8:50 توسط دبیرستان امامت  |

    خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها

    نوشته‌های پیشین

    هفته دوم بهمن ۱۳۹۱ هفته چهارم دی ۱۳۹۱ هفته چهارم آذر ۱۳۹۱ هفته اوّل آذر ۱۳۹۱

    هفته چهارم آبان ۱۳۹۱

    هفته سوم آبان ۱۳۹۱ هفته دوم آبان ۱۳۹۱

    هفته چهارم شهریور ۱۳۹۱

    BLOGFA.COM

    منبع : www.emamat3.blogfa.com

    آموزه نهم: ذوق لطیف – سعید جعفری

    ◙ خاله ام چند سالی از مادرم بزرگ تر بود. از شوهرش جدا شده بود. چند بچّه اش همگی در شیرخوارگی مرده بودند و او مانده بود تنها. با آنکه از نظر مالی هیچ مشکلی نداشت و در نوع خود متمکنّ به شمار می‌رفت، از جهات دیگر ناشاد و سرگردان بود. تنهایی و بی فرزندی … ادامه خواندن آموزه نهم: ذوق لطیف ←

    سعید جعفری

    آموزگار در رشته های فارسی، عربی و انگلیسی

    سعید جعفری آموزگار در رشته های فارسی، عربی و انگلیسی آموزه نهم: ذوق لطیف

    ◙ خاله ام چند سالی از مادرم بزرگ تر بود. از شوهرش جدا شده بود. چند بچّه اش همگی در شیرخوارگی مرده بودند و او مانده بود تنها. با آنکه از نظر مالی هیچ مشکلی نداشت و در نوع خود متمکنّ به شمار می‌رفت، از جهات دیگر ناشاد و سرگردان بود. تنهایی و بی فرزندی برای یک زن، مشکلی بزرگ بود و او گاهی در قم نزد برادرش زندگی می‌کرد، گاهی در کبوده. نمی‌دانست در کجا ریشه بدواند.با این حال، او نیز مانند مادرم توکّلی داشت که به او مقاومت و استحکام اراده می‌بخشید. از بحران‌های عصبی، که امروز رایج است و تحفۀ برخورد فرهنگ شرق با غرب است، در آن زمان خبری نبود. هر عصب و فکر به منبع بی شائبۀ ایمان وصل بود که خوب و بد را به عنوان مشیت الهی می‌پذیرفت. به این زندگیِ گذرا آن قدرها دل نمی‌بست که پیشامد ناگوار را فاجعه ای بینگارد و در نظرش اگر یک روی زندگی زشت می‌شد، روی دیگری بود که بشود به آن پناه برد.قلمرو زبانی: شیرخوارگی: نوزادی/ متمکّن: ثروتمند / کبوده: نام روستایی توکّل: به دیگری اعتماد کردن/ استحکام: استواری/ بحران: آشفتگی، آشوب / تحفه: ارمغان، هدیه / شائبه: به شک اندازنده درباره وجود چیزی / بی شائبه: بدون آلودگی و با خلوص و صداقت، پاک، خالص / مشیت: اراده، خواست / قدر: اندازه (هم آوا: غدر:‌ نابکاری) / دل نمی‌بست: علاقه نداشت، وابسته نمی شد / بینگارد: فرض کند، تصور کند (بن ماضی: انگاشت، بن مضارع: انگار) / قلمرو ادبی: شائبه: به مجاز، عیب و بدی یا نقص در چیزی / ریشه دواندن: کنایه از ماندن / از بحران‌های عصبی … تحفۀ … غرب است: تشبیه / تضاد: شرق، غرب◙ بنابراین خاله ام با همه تمکّنی که داشت، به زندگی درویشانه‌ای قناعت کرده بود، نه از بخُل بلکه از آن جهت که به بیشتر از آن احتیاج نداشت. در خانۀ مشترکی که خانوادۀ دیگری هم در آن زندگی می‌کردند، یک اتاق داشت. خانۀ کهن سالی بود و بر سر هم نکبت بار، عاری از هر گونه امکان آسایش. در همان یک اتاق زندگی خود را متمرکز کرده بود.برای این خاله، من به منزلۀ فرزند بودم. گاه به گاه به دیدارش می‌رفتم و کنار پنجره می‌نشستیم و او برای من قصّه می‌گفت. برخلاف مادرم که خشک و کم سخن بود و از دایرۀ مسائل روزمرّه و مذهبیات خارج نمی‌شد، وی از مباحث مختلف حرف می‌زد؛ از تاریخ، حدیث، گذشته‌ها و همچنین شعر؛ حتّی وقتی از آخرت و عوارض مرگ سخن می‌گفت، گفتارش با مقداری ظرافت و نقَل و داستان همراه بود.قلمرو زبانی: تمکّن: توانگری، ثروت / درویشانه: فقیرانه / بخل: خسیسی/ نکبت بار: شوم و ایجادکنندۀ بدبختی و خواری / عاری: خالی (هم آوا؛ آری: بله) / متمرکز: تمرکز یافته / مذهبیات: امور دینی / عوارض: ج عارضه، پیامد / قلمرو ادبب: خشک بودن: کنایه از جدی بودن /◙ برای من قصّه‌های شیرینی می‌گفت که او و مادرم، هر دو، آنها را از مادربزرگشان به یاد داشتند. از این مادر بزرگ (مادر پدر) زیاد حرف می‌زدند که عمر درازی کرده و سخنان جذّابی گفته بود. به او می‌گفتند مادرجون. ورد زبانشان بود مادرجون این طور گفت. مادرجون آن طور گفت.نخستین بار از زبان خاله و گاهی هم مادرم بود که بعضی از قصّه‌های بسیار اصیل ایرانی را شنیدم و به عالم افسانه‌ها- که آن همه پررنگ و نگار و آن همه پرّان و نرم است- راه پیدا کردم. علاوه بر آن، خاله ام با ذوق لطیفی که داشت، مرا نخستین بار از طریق سعدی با شعر شاهکار آشنا نمود. او سواد چندانی نداشت؛ حتّی مانند چند زن دیگر در ده، خواندن را می‌دانست و نوشتن را نمی‌دانست، ولی درجۀ فهم ادبی اش خیلی بیشتر از این حد بود. او نیز مانند دایی ام موجود «یک کتابی» بود؛ یعنی، علاوه بر قرآن و مفاتیح الجنان، فقط کلیّات سعدی را داشت. این سعدی همدم و شوهر و غم گسار او بود. من و او اگر زمستان بود، زیر کرسی و اگر فصول ملایم بود، همان گونه روی قالیچه می‌نشستیم؛ به رختخوابی که پشت سرمان جمع شده بود و حکم پشتی داشت، تکیه می‌دادیم و سعدی می‌خواندیم؛ گلستان، بوستان، گاهی قصاید. هنوز فهم من برای دریافت لطایف غزل کافی نبود و خاله ام نیز که طرف دار شعرهای اندرزی و تمثیلی بود، به آن علاقۀ چندانی نشان نمی‌داد.قلمرو زبانی: جذاب: گیرا / ورد: دعا / پران: پرواز کننده / ذوق: استعداد / مفاتیح: ج مفتاح، کلیدها / جنان:ج جنه، بهشت‌ها /غم گسار:غم خوار (گساریدن: صرف کردن؛ بن ماضی: گسارید، بن مضارع: گسار) / قصاید: قصیده‌ها / اندرز: پند / لطایف: جمعِ لطیفه، نکته های دقیق و ظریف، دقایق؛ سخنان نرم و دلپذیر / شعر تمثیلی: شعر نمادین و آمیخته به مَثَل و داستان/ قلمرو ادبی: ورد زبان بودن: کنایه از تکرار کردن / غم گسار: کنایه از یاری کننده / عالم افسانه‌ها – که آن همه پر رنگ و نگار…: حس آمیزی / یک کتابی: کنایه از کسی که فقط یک کتاب دارد و آن را می‌خواند / قصّه‌های شیرین: حس آمیزی / مانند چند زن دیگر…: تشبیه / او نیز مانند دایی ام بود: تشبیه /

    تمثیل به معنای «تشبیه کردن» و «مَثَل آوردن» است و در اصطلاح ادبی، آن است که شاعر یا نویسنده برای تأیید و تأکید بر سخن خویش، حکایت، داستان یا نمونه و مثالی را بیان کند تا مفاهیم ذهنی خود را آسان تر به خواننده انتقال دهد.

    ◙ سعدی که انعطاف جادوگرانه‌ای دارد، آن قدر خود را خم می‌کرد که به حدّ فهم ناچیز کودکانۀ من برسد. این شیخِ همیشه شاب، پیرترین و جوان ترین شاعر زبان فارسی، معلمّ اوّل که هم هیبت یک آموزگار را دارد و هم مِهر یک پرستار، چشم عقاب و لطافت کبوتر، هیچ حُفره‌ای از حفره‌های زندگی ایرانی نیست که از جانب او شناخته نباشد… به هر حال، این همدم کودک و دستگیر پیر، از هفتصد سال پیش به این سو، مانند هوا در فضای فکری فارسی زبان‌ها جریان داشته است.

    منبع : www.jafarisaeed.ir

    در عبارت «در همین کورمال ادبی، آغاز به راه رفتن کردم»، کورمال کورمال یعنی:

    در عبارت «در همین کورمال ادبی، آغاز به راه رفتن کردم»، کورمال کورمال یعنی:

    🏆🏆 مسابقه استعدادیابی گاما تلنت 🏆🏆

    ثبت نام   ورود

    پربازدیدها: #درآمدزایی#مدرسه_یاب#آزمون‌ساز

    ** بخش 1: هوش و استعداد کلامی هوش، خلاقیت و استعداد ششم دبستان

    در عبارت «در همین کورمال ادبی، آغاز به راه رفتن کردم»، کورمال کورمال یعنی:

    1 ) شور و اشتیاق 2 ) ضعف و ناتوانی 3 ) قدرت و استعداد 4 ) عشق و علاقه گزارش خطا یک تست دیگه بزن یک آزمون کامل بده

    تحلیل ویدئویی تست

    تحلیل ویدئویی برای این تست ثبت نشده است!

    ویدیو دوره کامل آموزشی، هوش، خلاقیت و استعداد ششم دبستان

    مدرس: امین یزدی زاده

    مدت دوره: 2 ساعت (10 فایل)

    فارسی

    2236 تست 156,520 تومان

    ریاضی

    2383 تست 166,810 تومان

    علوم تجربی

    3613 تست 252,910 تومان

    هوش، خلاقیت و استعداد

    1975 تست 138,250 تومان

    مطالعات اجتماعی

    1852 تست 129,640 تومان

    هدیه‌های آسمانی

    944 تست 66,080 تومان

    کار و فناوری

    238 تست 16,660 تومان

    تفکر و پژوهش

    97 تست 6,790 تومان

    قرآن

    281 تست 19,670 تومان

    نمونه سوالات مرتبط

    آزمون آنلاین

    40 تست

    آزمون شبیه ساز ورودی پایه هفتم مدارس سمپاد سال 1400-1399 | عملکرد سریع…

    تیم مدیریت گاما

    آزمون آنلاین

    100 تست

    آزمون مجازی شبیه ساز هوش و استعداد تحلیلی تیزهوشان ورودی از پایه ششم به…

    تیم مدیریت گاما

    آزمون آنلاین

    40 تست

    آزمون شبیه ساز سرعت و دقت آزمون ورودی مدارس سمپاد پایه ششم

    تیم مدیریت گاما

    رایـــــگان

    4 صفحه

    سوالات استعداد تحلیلی و هوش ریاضی ششم ابتدائی + کلید

    الهه شاهزاده حمزه

    30 صفحه

    شبیه‌ساز آزمون سنجش هوش ورودی مدارس تیزهوشان (60 سؤال هوش تصویری) | تیر 1397

    تیزهوشان ششم

    33 صفحه

    آزمون جامع شبیه ساز ورودی مدارس تیزهوشان دوره اول متوسطه | سال 1401 شامل دو دفترچه…

    میلاد زینالی لکی

    63 صفحه

    آزمون سنجش هوش، خلاقیت و استعداد ورودی مدارس تیزهوشان دوره اول متوسطه (پایه هفتم)…

    تیزهوشان ششم

    رایـــــگان

    2 صفحه

    آزمون استعداد تحلیلی پایه ششم ابتدائی |‌10 سوال تستی

    تیزهوشان ششم

    5 صفحه

    آزمون شبیه سازی مسئله‌های عددی ورودی مدارس نمونه دولتی و تیزهوشان

    میلاد زینالی لکی

    20 صفحه

    سؤالات استعداد تحلیلی پایه ششم ابتدائی | ویژه‌ی آمادگی آزمون سنجش هوش

    محمد رضا اکبری نوقابی

    11 صفحه

    آزمون شبیه ساز تیزهوشان پایه ششم | هوش کلامی، هوش منطقی، هوش تصویری و سرعت و دقت…

    مرضیه سپاهی

    رایـــــگان

    پیمان پیرنیاکان

    1 صفحه هوش، خلاقیت تصویری

    منبع : gama.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 15 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید