این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    معنی موش اگر چه با مردم هم خانه است چون موذی است او را از خانه بیرون اندازند و در هلاک آن کوشند

    دسته بندی :
    1. پشتوک
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    معنی موش اگر چه با مردم هم خانه است چون موذی است او را از خانه بیرون اندازند و در هلاک آن کوشند را از سایت اسکرین لند دریافت کنید.

    فارسی آبان

    1- معنی کلمات زیر را بنویسید. فاسد: هوس: معلق: شوق: حوادث: طمع: کهنسال: گزند: موذی: 2- از میان کلمات زیر کلمات مترادف و متضاد را پیدا کرده و بنویسید.

    فارسی آبان

    1-معنی کلمات زیر را بنویسید.

    فاسد: هوس: معلق: شوق: حوادث: طمع: کهنسال: گزند: موذی:

    2- از میان کلمات زیر کلمات مترادف و متضاد را پیدا کرده و بنویسید.

    تنبل –  بلند شد – شروع – سست – سرد – ابتدا – پیر – برخاست- برنا - گرم

    مترادف : .........................................................................................................................................

    متضاد : .........................................................................................................................................

    3- کلمات بهم ریخته را مرتب نموده و جمله را بنویسید.

    شرط­های – یکی – موفقیت – کارها – دانایی – هوشیاری – از – در – بهره­گیری – است.

    ...............................................................................................................................................................................................................

    4- کلمه­های زیر را با حروف مناسب کامل کنید.

    الف –  کا ....لی¨               ب -  مـ....رگان ¨             ج -  منـ .... ظر ¨                       د -  امپرا .... ور ¨

    5- هر دو واژه­ی (ایران ، یکتا)را فقط دریک جمله بکار ببرید.

    ................................................................................................................................................................

    6- معنی و مفهوم جمله­ی زیر را  به زبان ساده بنویسید.

    موش اگر چه با مردم هم­خانه است، چون موذی است او را از خانه بیرون اندازند و در هلاک آن بکوشند.

    .........................................................................................................................................................................................................................................................................

    7- به نظر بازرگان، مردم در جست و جوی چه چیزهایی هستند؟8- چرا کدو پس از شنیدن سن چنار به او خندید؟9- جملات امری، عاطفی ، پرسشی و خبری را مشخص کنید.

    علی دارد درس می­خواند. .........................

    وای چه کلاس مرتبی! .........................

    امروز مدرسه می­روی؟ .........................

    رضا آن در را  باز کن. .........................

    10-

    کلمه +گر واژه­ی جدید معنی

    با نوشتن سه مثال جدول زیر را کامل کنید. 11- ردیف و قافیه را در بیت زیر مشخص کنید.

    توانا بود هر که دانا بود            زدانش دل پیر برنا بود

    ............................................................................................................................................

    1- خراب – میل و آرزو – آویزان – علاقه – اتفاقات – زیاده­خواهی – قدیمی – آسیب - آزاردهنده 2-  مترادف:  بلندشد، برخاست   - ابتدا، شروع  - تنبل، سستمتضاد:   پیر ، برنا   -    سرد، گرم3-  یکی از شرط­های موفقیت در کارها بهره­گیری از دانایی و هوشیاری است.4-  الف- کاهلی            ب- مهرگان            ج- منتظر          د- امپراتور                  5-  مردم ایران به خدای یکتا ایمان دارند.6-  اگرچه موش با مردم در یک خانه باهم زندگی می­کنند اما چون حیوانی آزار دهنده است او را از خانه بیرون می­اندازند و سعی می­کنند آن را بکشند و نابود کنند.7-  زندگی راحت ، مقام بزرگ ، پاداش نیک آخرت8-  کدو چنار را مسخره کرد و به او گفت : من در بیست روز از تو بلندتر شده ام و این نشانه­ی تنبلی تو در رشد است.9- به ترتیب :  خبری – عاطفی – پرسشی - امری10-

    کلمه +گر واژه­ی جدید معنی

    کار + گرکارگرکسی که کار می­کند.رفت + گررفتگرکسی که کوچه و خیابان را تمیز می­کند.زر + گرزرگرکسی که با زر زیورآلات می­سازد.11-  ردیف: بود- بود           قافیه: دانا - برنا

    + نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر ۱۳۹۶ ساعت 22:26 توسط کشاورز  |

    منبع : panjom92nk.blogfa.com

    متن و معنی درس بازرگان و پسران به زبان ساده

    درس بازرگان و پسران حکایت بازرگان دنیا دیده‌ای است که فرزندان خود را به نگهداری و پرورش صفات نیک توصیه می‌کند. در این مطلب شما را متن درس بازرگان و پسران کلاس پنجم، معنی درس و معنی لغات آشنا خواهیم کرد.

    ستاره » محتوای کمک درسی » پایه پنجم » فارسی پایه پنجم » متن و معنی درس بازرگان و پسران به زبان ساده

    متن و معنی درس بازرگان و پسران به زبان ساده

    درس بازرگان و پسران حکایت بازرگان دنیا دیده‌ای است که فرزندان خود را به نگهداری و پرورش صفات نیک توصیه می‌کند. در این مطلب شما را متن درس بازرگان و پسران کلاس پنجم، معنی درس و معنی لغات آشنا خواهیم کرد.

    آخرین به روز رسانی: مهر 11, 1400

    ستاره | سرویس فرهنگ و هنر – داستان بازرگان و پسران در باب خرد و انجام کارهای عاقلانه برای رفاه و خوشبختی است. در ادامه این مطلب هر پاراگراف از متن درس بازرگان و پسران را بطور جداگانه بررسی کرده و جملاتی که نیاز به بازگردانی و معنی کردن دارند را با رنگ نارنجی مشخص کرده و در پایان هر پاراگراف آن‌ها را معنی خواهیم کرد. با ما همراه باشید.

    معنی داستان بازرگان و پسران

    بازرگانی بود که سرمایه‌ی فراوانی داشت. او مردی با تجربه بود و از حوادث روزگار، بسیار چیز ها آموخته بود. سال‌ها گذشت و بازرگان، صاحب چند فرزند شد. زندگی خوب و آرامی داشت و به آینده‌ی فرزندان خود می‌اندیشید. فرزندان هم در کنار مادر و پدر، فضای گرم و پر مهری داشتند.

    معنی برخی از جملات:

    از حوادث روزگار، بسیار چیز ها آموخته بود: از اتفاقات و حوادث زمانه خیلی چیزها یاد گرفته بود و با تجربه شده بود.

    معنی کلمات:

    بازرگان: تاجر

    حوادث: رویدادها، پیش آمدها

    روزی پدر، فرزندان را گرد خود، جمع کرد و گفت: “امروز می‌خواهم به شما چیزی بگویم؛ دلم می‌خواهد خوب به آن گوش بدهید و در آینده از آن، استفاده کنید.”

    بعد سخنان خود را این گونه ادامه داد: “ای فرزندان، مردم، معمولا برای رسیدن به این سه چیز تلاش می‌کنند: زندگی راحت، مقام بزرگ و پاداش نیک آخرت.

    امّا بچه‌های خوبم، انسان‌ها، زمانی به این سه چیز می‌رسند که چند ویژگی را در زندگی خود به کار گیرند:

    – اندوختن مال دنیا از راه پسندیده و تلاش برای مراقبت از آن

    – بخشش به دیگران

    – محافظت از خود در برابر بلاها.

    معنی برخی از جملات:

    اندوختن مال دنیا از راه پسندیده و تلاش برای مراقبت از آن: جمع کردن و ذخیره ثروت از راه درست و پسندیده و سعی و تلاش برای نگهداری و مراقبت از آن.

    معنی کلمات:

    مقام: مرتبه

    اندوختن: پس انداز کردن، ذخیره کردن

    هر که در این چند خصلت، کاهلی بورزد، به مقصد نرسد. هر کس از کار و تلاش روی بگرداند، نه اسباب آسایش زندگی خود را می تواند فراهم کند و نه می‌تواند از دیگران مراقبت نماید. اگر مالی را به دست آورد و در نگه‌داری آن غفلت ورزد، زود تهیدست شود. همچنان که اگر از کوه هم اندک اندک بردارند، چیزی از آن بر جای نمی‌ماند.

    معنی برخی از جملات:

    هر که در این چند خصلت، کاهلی بورزد، به مقصد نرسد: هر کسی که به پرورش و نگهداری از این چند صفت خوب، تنبلی کند، به سرانجام و هدف خود نمی‌رسد.

    همچنان که اگر از کوه هم اندک اندک بردارند، چیزی از آن بر جای نمی‌ماند: اندک اندک از کوه برداشتن همانند این است که ذره ذره از مالی که بدست آورده‌ایم را خرج کنیم. همانطور که اگر اندک اندک از هر کوهی با آن عظمت برداشته شود، بعد از مدتی به اتمام می‌رسد و چیزی از کوه باقی نمی‌ماند؛ دقیقاً مشابه آن، اگر ما از مال هر چند که زیاد باشد ذره ذره خرج کنیم، بالاخره روزی آن مال به اتمام می‌رسد و تهیدست می‌شویم. نتیجه اینکه ما نباید همه مالی را که به دست می‌آوریم خرج کنیم بلکه باید مقداری از آن را پس انداز کنیم.

    معنی کلمات:

    خصلت: خوی، سرشت، نهاد، منش، خو

    کاهلی: تنبلی، سستی

    روی برگرداند: برگردد، پشت کند

    اسباب: سبب‌ها، علت‌ها

    غفلت: بی توجهی

    هر که در اندوختن مال دنیا فقط برای خود تلاش کند، در ردیف چارپایان است؛ چون سگ گرسنه که به استخوانی، شاد شود و به پاره‌ای نان، خشنود گردد.

    معنی برخی از جملات:

    در ردیف چارپایان است: مانند حیوانات است.

    معنی کلمات:

    چارپایان: حیواناتی که دو دست و دو پا دارند

    همچنین ای فرزندان، بکوشید به کسب هنر و فضیلت، که انسان ثروتمند و با هنر، اگر چه گمنام باشد و دشمن بسیار داشته باشد، به سبب عقل و هنر خویش در میان مردم، شناخته می‌شود. چنان که فروغ آتش را هر چه تلاش کنند کم شود، باز هم شعله ور می‌گردد.

    معنی برخی از جملات:

    فروغ آتش را هر چه تلاش کنند کم شود، باز هم شعله ور می‌گردد: کسانی که سعی می‌کنند تا آتش را خاموش کنند، هرچه بیشتر تلاس می‌کنند، درخشش و روشنایی آتش بیشتر می‌شود.

    معنی کلمات:

    فضیلت: نیکویی، برتری

    فروغ: روشنایی

    شما هم ای فرزندان، به مقدار دانش و فهم خود، خویش را به نیکویی بشناسانید. زیرا، دانه هنگامی که در پرده‌ی خاک نهان است، هیچ کس در پروردن آن تلاش نکند. چون سر از خاک بر آورد و روی زمین را آراست، معلوم گردد که چیست. در آن حال، بی شک آن را بپرورند و از آن بهره گیرند. پس اگر بی هنر و فضیلت باشید، از شما دوری جویند؛ چنان که موش، اگر چه با مردم هم خانه است، چون موذی است، او را از خانه بیرون اندازند و در هلاک آن کوشند.”

    معنی برخی از جملات:

    دانه هنگامی که در پرده‌ی خاک نهان است، هیچ کس در پروردن آن تلاش نکند: هنگامی که دانه در زیر خاک است و کسی آن را نمی‌بیند، هیچکس برای رشد و به ثمر رسیدن آن تلاش و اقدامی نمی‌کند.

    چون سر از خاک بر آورد و روی زمین را آراست، معلوم گردد که چیست: ولی همین‌که سر از خاک در آورد و خود را نمایان ساخت، تازه معلوم می‌شود که چه چیز ارزشمندی است

    در هلاک آن کوشند: برای کشتن و از بین بردن آن تلاش می‌کنند.

    معنی کلمات:

    نیکویی: خوبی، پسندیده بودن

    آراست: زینت داد پروردن: پرورش دادن هلاک: نابود

    موذی: آزاردهنده، اذیت کننده

    به این مقاله امتیاز دهید

    منبع : setare.com

    معنی شعرهای فارسی پنجم ابتدایی کل کتاب

    معنی و مفهوم درس ستایش فارسی پنجم ای همه هستی ز تو پیدا شده خاک ضعیف از تو توانا شده ای خدایی که تمام هستی و جهان به خاطر […]

    فارسی پنجم

    معنی شعرهای فارسی پنجم ابتدایی کل کتاب

    By Admin Last updated فروردین 21, 1401

    0Share

    عــناوینی که در ایــن آموزش مــی خــوانید :

    معنی و مفهوم درس ستایش فارسی پنجم

    ای همه هستی ز تو پیدا شده خاک ضعیف از تو توانا شده

    ای خدایی که تمام هستی و جهان به خاطر وجود تو آفریده و آشکار شده است و انسان به خاطر وجود تو توانا و قدرتمند گشته است.

    از پیِ توست این همه امّید و بیم هم تو ببخشای و ببخش ای کریم

    این همه امید و آرزو و این همه ترس و بیم به خاطر توست. ای خدای بخشنده، هم گناهان ما را ببخشا هم چیزهای خوب را به ما عطا کن. )ببخش(.

    چارهی ما ساز که بی‌یاوریم گر تو برانی، به که روی آوریم؟

    خدایا چاره ساز و مشکل گشای کار ما باش که ما به جز تو یاوری نداریم. اگر تو به ما توجّه نکنی پس ما با چه کسی رازهایمان و دردهایمان را بگوییم؟ )به چه کسی پناه بیاوریم؟(

    جز درِ تو، قبله نخواهیم ساخت گر ننوازی تو، که خواهد نواخت؟

    به جز تو کسی را ستایش نمیکنیم و حاجتمان را فقط از تو میخواهیم. اگر تو ما را مورد لطف قرار ندهی هیچکس نمیتواند به ما مهربانی و لطف کند.

    یار شو، ای مونِسِ غمخوارگان چاره کن ای چارهی بیچارگان

    ای همدم و یار همهی غمخوارها و مشکلدارها، یار و همدم ما باش و ای چارهساز دردهای بیچارگان، مشکلات ما را رفع کن .

    توضیح درس تماشاخانه فارسی پنجم

    مثلاً کوههای سر به فلک کشیده را با درّههای عمیق، گل را با خار، زنبور عسل را با خرمگس، بهار را با زمستان مقایسه کنیم.

    مثلاً کوههای بسیار بلند را با درّههای عمیق، گل را با خار، زنبور عسل را با خرمگس و بهار را با زمستان مقایسه کنیم.

    عالَم تماشاخانهی شگفتیهای آفرینش است.

    دنیا محلّ تماشا کردن شگفتیها و عجایب آفرینش است.

    این جهان، دفتری است که خدای مهربان، به پاکی و زیبایی در آن نگاشته و مینگارد.

    این دنیا، مانند دفتری است که خدای مهربان به پاکی و زیبایی تمام در آن نقاّشی کرده است و نقّاشی میکند.

    معنی و مفهوم درس رقص باد، خنده ی گل فارسی پنجم

    باد سرد، آرام بر صحرا گذشت سبزهزاران، رفته رفته، زرد گشت باد سردی آرام آرام در صحرا وزید و کمکم سبزهها و چمنزارها زرد شد .

    تک درخت نارون، شد رنگرنگ زرد شد آن چتر شاداب و قشنگ برگهای تک درخت نارون، رنگارنگ شد و آن برگهای چترمانند شاداب و زیبایش، زرد شد .

    برگ برگ گل به رقصِ باد ریخت رشته‌های بیدبُن از هم گسیخت با وزش باد، برگهای گل یکی یکی بر زمین ریخت و رشته‌های درخت بید از هم جدا شد .

    چشمه کم کم خشک شد، بیآب شد باغ و بُستان، ناگهان در خواب شد کم کم چشمه خشک و بیآب شد و ناگهان تمام باغها و بستانها به خواب زمستانی رفتند.

    کرد دهقان، دانهها در زیر خاک کرد کوته، شاخه‌ی پیچانِ تاک کشاورز دانه‌ها را در زیرخاک کاشت و شاخه‌های بلند پیچ‌درپیچ درخت انگور را کوتاه کرد .

    فصل پاییز و زمستان می‌رود بار دیگر، چون بهاران می‌شود فصل پاییز و زمستان سپری می‌شود و یک‌بار دیگر، وقتی‌که فصل بهار میآید…..

    از زمین خشک، می‌روید گیاه چشمه می‌جوشد، آب میافتد به راه از زمین خشک گیاه می‌روید و چشمه‌ها می‌جوشند و آب آن‌ها روان می‌شود .

    برگ نو آرَد، درخت نارون سبز گردد، شاخساران کهن درخت نارون دوباره برگ تازه می‌رویاند و شاخه‌های بزرگ قدیمی سبز می‌شوند.

    گل بخندد، بر سرِ گل‌بوته‌ها پُر کند بوی خوش گل، باغ را بر سر بوته‌های گل، غنچه‌ای شکوفا می‌شود و بوی خوش این گل، باغ را پر می‌کند .

    بازمی‌آید پرستو، نغمه‌خوان باز می‌سازد در اینجا آشیان دوباره پرستو آوازخوان و شاد می‌آید و در این باغ لانه می‌سازد.

    درس دوم  فضل خدا فارسی پنجم

    شعر «فضلِ خدا» سروده‌ی سعدی است .داستان «راز گل سرخ» از کتاب «زیباترین قصّه‌ها» اثر مهدی مراد حاصل انتخاب‌شده است.

    فضلِ خدای را، که تواند شمار کرد؟ یا کیست آن‌که شکر یکی از هزار کرد؟

    چه کسی می‌تواند لطف و بخشش خدا را بشمارد یا چه کسی است که شکر یکی از هزاران نعمت خدا را به‌جای آورد. )هیچ‌کس قادر به شمارش فضل و نعمت خدا نیست(.

    بحر آفرید و بر و درختان و آدمی خورشید و ماه و انجم و لیل و نهار کرد خداوند، دریا،

    خشکی، درختان، انسان، خورشید، ماه، ستارگان، شب و روز را آفرید.

    اجزای خاک ُمُرده، به تأثیر آفتاب بُستانِ میوه و چمن و لاله‌زار کرد

    خداوند اجزای خاک بیجان را به کمک و تأثیر نور آفتاب به باغ میوه و چمنزار و لاله‌زار تبدیل نمود.

    ابر، آب داد بیخ درختاِنِ مُرده را شاخ برهنه، پیرهن نوبهار کرد

    ابر به خواست خدا ریشه‌ی درختان خشک و بیجان را آب داد و بهار و سبزه را در شاخه‌ی خشک‌وخالی درختان قرارداد. )بهار آمد(.

    توحید گوی او، نه بنی‌آدم‌اند و بَس هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد

    ستایش‌کننده‌ی خدا فقط انسان‌ها نیستند بلکه هر پرنده )آفریده‌ای( که روی شاخه‌های بزرگ زمزمه می‌کند ،ستایش‌کننده‌ی خدا است.

    حکایت درخت گردکان فارسی پنجم

    پیش خودش گفت: «درخت گردکان به این بلندی، درخت خربزه الله‌اکبر! من که از کار خدا هیچ سر درنمی‌آورم.» با خودش گفت: «درخت گردویی به این بلندی با میوه‌ای به این کوچکی و بوته‌ی خربزه‌ای به آن کوچکی با میوه-ای به آن بزرگی، الله‌اکبر! چه قدر شگفت‌انگیز! من که اصلاً از کار خدا سر درنمی‌آورم.»

    درس سوم رازی و ساخت بیمارستان فارسی پنجم 

    درس سوم رازی و ساخت بیمارستان فارسی پنجم 

    درس «رازی و ساخت بیمارستان» با تدوین «محمد میر کیانی» و با تلفیق از کتاب «زکریای رازی» نوشته‌شده است.

    شعر «خرد رهنمای و خرد دلگشای» سروده‌ی «فردوسی» است.

    بعضی در دل خندیدند و با خود گفتند: «نکند طبیب بزرگ ما، هوس خوردن کباب کرده است.»

    برخی باحالتی خاص به او خندیدند و او را مسخره کردند و با خود گفتند: «شاید پزشک بزرگ و مشهور ما، آرزوی خوردن کباب کرده است.» خرد رهنمای و خرد دلگشای

    منبع : dabesto.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 1 ماه قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید