این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    نام آور یعنی چه کلاس پنجم

    دسته بندی :
    1. پشتوک
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    نام آور یعنی چه کلاس پنجم را از این سایت دریافت کنید.

    معنی کلمات درس نهم فارسی پنجم ابتدایی ❤️ نام آوران دیروز امروز فردا

    معنی کلمات درس نهم فارسی پنجم ابتدایی ❤️ معنی کلمات درس نام آوران دیروز امروز فردا فارسی پنجم ؛ لغات هم خانواده و متضاد مخالف درس 9 فارسی پنجم

    ادبیاتفرهنگ و هنر

    معنی کلمات درس نهم فارسی پنجم ابتدایی ❤️ نام آوران دیروز امروز فردا

    معنی کلمات درس نهم فارسی پنجم ابتدایی ❤️ نام آوران دیروز امروز فردا لغت های هم معنی و مترادف و واژه های هم خانواده و متضاد مخالف درس 9 نهم فارسی کلاس پنجم دبستان

    معنی کلمات درس نهم فارسی پنجم ابتدایی ؛ در این نوشته به واژه های سخت املایی و معنی لغات و کلمه های هم خانواده و متضاد مخالف درس 9 نهم نام آوران دیروز امروز فردا کتاب فارسی کلاس پنجم دبستان پرداخته ایم. در ادامه با بخش آموزش و پرورش ماگرتا همراه ما باشید.

    همچنین بخوانید: معنی حکایت وطن دوستی صفحه ۶۸ فارسی پنجم دبستان

    معنی کلمات درس نهم فارسی پنجم ابتدایی

    معنی لغات درس نهم نام آوران دیروز امروز فردا فارسی پنجم دبستان

    کم کم روزها بلندتر می شد: از صبح شب یلدا، روزها کم کم طولانی تر می شوندخوش نما: ظاهر زیبانه، مزاحمتان نمی شویم: آداب گفتگونام آوران: افراد مشهورتاریخ معاصر: حدود ۴۰۰ سال اخیرافزون: زیادمعاصر: هم دورهلحن: آهنگناگزیر: به ناچاردلاوران: شجاعان، جنگجویان و دلیرانسیما: چهرهمحو تماشا شدن: با تمام حواس به چیزی نگاه کردنبرخاستم: بلند شدمسپاسگزاری: تشکران شاء الله: اگر خدا بخواهدنام آور: مشهور و معروفکشمکش:‌ دعواموضوع: مطلبخوش نما: زیبا و آراستهخیره: زل زدنمحو شدن: با تمام وجود تماشا کردنبزرگ مردان: مردان بزرگدیروز و امروز: گذشته و آیندهجلب کرد: جذب کردهسته ای: مربوط به انرژی هسته اینگاهم دوخته شد: کنایه از زل زدنتحویل دادم: سپردمروانه شدیم: حرکت کردیمچیده شده بود: مرتب شده بودمزاحم نمی شوم: زحمت تمی دهممتوجه کرد: توجهش را جلب کردفصل کتاب: قسمتی از کتابفناوری: بهره از دانش جدید در کارهای صنعتی و کشاورزی و پزشکیجالب: جذاب و شایستهتعریف: بازگو کردن، معنی کردن

    همچنین بخوانید: معنی کلمات درس هشتم فارسی پنجم ابتدایی

    کلمه های هم خانواده درس 9 نهم فارسی پنجم ابتدایی

    گفت: گفتار، گفت و گومعاصر: عصرجمع: مجموع، جمیعمنظم: ناظم، نظممخصوص: خاص، خصوصلطف: الطاف، لطیفصبر: صابر، صبور

    کلمات متضاد و مخالف درس نهم فارسی پنجم دبستان

    بلندتر ≠ کوتاه تربیشتر ≠ کمترخوش اخلاق ≠ بد اخلاقایستاد ≠ حرکت کردپشت ≠ جلو، رویمنظم ≠ نامنظممناسب ≠ نامناسبامروز ≠ دیروزبرخاست ≠ نشستگذشته ≠ حال

    واژه های سخت و دارای ارزش املایی درس 9 نهم فارسی پنجم ابتدایی

    مطالعه – موضوع – تقریباً – منظم – خوش نما – تصویر – خیره – تصویر – بیایید – ورق بزنید – مزاحمتان – پذیرفتیم – محو – غرق – متوجه – کشمکشی – لطف – جلب کرد – فهرست – مطالب – مخصوصاً – مصطفی – لحنش – برخاستم – ناگزیر – ان شاء الله – سپاسگزاری – خداحافظی – خانه هایمان – روانه

    همچنین بخوانید: معنی کلمات درس بخوان بیندیش رئیس علی فارسی پنجم ابتدایی

    توجه: شما دانش آموزان عزیز و کوشا می توانید برای دسترسی سریع تر و بهتر به مطالب کمک درسی فارسی پنجم ابتدایی ، کلمه و عبارت « ماگرتا » را به همراه مطلب مورد نظر خود جستجو کنید.

    در انتها امیدواریم که مقاله لغات سخت املایی و معنی کلمات و واژه های هم خانواده و متضاد مخالف درس نهم نام آوران دیروز امروز فردا کتاب فارسی پایه پنجم ابتدایی ، برای شما دانش آموزان عزیز مفید بوده باشد. 😊

    آموزش و پرورش / Education پایه پنجم ابتدایی / Elementary Five Grade

    اشتراک گذاری فیس بوک توییتر لینکدین ‫پین‌ترست پاکت واتس آپ تلگرام

    منبع : magerta.ir

    درسنامه آموزشی فارسی کلاس پنجم درس 9: نام آوران دیروز، امروز، فردا با پاسخ

    درست و نادرست (صفحهٔ 73 کتاب درسی) | درک مطلب (صفحهٔ 74 کتاب درسی) | دانش زبانی: فضاسازی در سخن | گوش کن و بگو (صفحهٔ 75 کتاب درسی) | بخوان و حفظ کن: سرای امید | خوانش و فهم (صفحهٔ 77 کتاب درسی) | واژه نامه

    درسنامه آموزشی فارسی کلاس پنجم

    درس 9: نام آوران دیروز، امروز، فردا با پاسخ

    آخرین ویرایش 15 فروردین 1401

    گزارش خطا 100047 فارسی

    ستایش: ای همه هستی ز تو پیدا شده

    فصل 1: آفرینش درس 1: تماشاخانه درس 2: فضلِ خدا

    فصل 2: دانایی و هوشیاری

    درس 3: رازی و ساخت بیمارستان

    درس 4: بازرگان و پسران

    درس 5: چنار و کدوبُن

    فصل 3: ایرانِ من درس 6: سرود ملی درس 8: دفاع از میهن فصل 4: نام آوران

    درس 9: نام آوران دیروز، امروز، فردا

    درس 10: نامِ نیکو

    درس 11: نقشِ خردمندان

    درس 12: درس آزاد فصل 5: راه زندگی

    درس 13: روزی که باران می‌بارید

    درس 14: شجاعت درس 15: کاجستان فصل 6: عِلم و عَمل

    درس 16: وقتی بوعلی کودک بود

    درس 17: کار و تلاش نیایش

    ویدیو دوره کامل آموزشی، فارسی پنجم دبستان

    مدرس: محمدرضا نادری

    مدت دوره: 9 ساعت (24 فایل)

    فارسی

    1787 تست 125,090 تومان

    علوم تجربی

    1883 تست 131,810 تومان

    ریاضی

    1970 تست 137,900 تومان

    هدیه‌های آسمانی

    556 تست 38,920 تومان

    مطالعات اجتماعی

    1158 تست 81,060 تومان

    قرآن

    114 تست 7,980 تومان

    بعد از ظهر یکی از روزهای پایانی فروردین بود. کم‌کم روزها بلندتر می‌شد و زمان بیشتری برای بازی و مطالعه یا گفت‌وگو با دوستان، پیدا می‌کردیم. آن روز، کمی با بچه‌های کوچه، بازی کردیم. بعد من و بهمن گوشه‌ای نشستیم و درباره‌ی موضوع درس باهم صحبت کردیم.

    پس از چند دقیقه، بهمن گفت: «پوریا، بلند شو، تا کتاب‌فروشی سر خیابان برویم».

    راه افتادیم و به طرف کتاب‌فروشی «خانه‌ی فرهنگ» رفتیم. کتاب‌فروش، مردی تقریباً پنجاه ساله و بسیار خوش اخلاق و مهربان بود. ما بچه‌ها هم او را دوست داشتیم.

    به کتاب‌فروشی که رسیدیم، ایستادیم و از پشت شیشه، کتاب‌ها را که خیلی منظّم و خوش‌نما، چیده شده بودند، تماشا کردیم. گاهی به اسم کتاب‌ها و گاهی به تصویر روی جلد آنها خیره می‌شدیم و آن‌ها را به همدیگر نشان می‌دادیم. در همان لحظه، آقای فرهنگ، صاحب کتاب‌فروشی، بیرون آمد و به ما گفت: «بچه‌ها! خوش آمدید؛ چرا اینجا و این‌طوری! بیایید داخل. کتاب‌ها دوست دارند شما آنها را خوب نگاه کنید و ورق بزنید».

    سلام کردیم و گفتیم: «نه، مزاحمتان نمی‌شویم».

    آقای فرهنگ، حرفش را تکرار کرد و گفت: «نه، این جوری نمی‌شود. بیایید با شما کار دارم».

    پذیرفتیم و وارد کتاب‌فروشی شدیم. به هر طرف که نگاه می‌کردیم، کتاب‌های رنگارنگ و کوچک و بزرگ به طور منظم کنار هم چیده شده بودند.

    یک لحظه با خودم گفتم: «این همه کتاب! چه کسانی این کتاب‌ها را نوشته‌اند؟ چه کسانی این همه کتاب را می‌خوانند؟».

    محو تماشا و غرق این فکر بودم که صدای آقای فرهنگ مرا متوجه خود کرد: «بچه‌ها؛ این کتاب، خیلی خوب است. تازه آمده؛ برای شما مناسب است».

    من و بهمن به طرف او رفتیم. کتاب را از دستش گرفتیم و نگاهی به اسمش کردیم، «نام‌آوران دیروز، امروز، فردا».

    آقای فرهنگ گفت: «این کتاب، شما را با بزرگ‌مردان و دلاوران دیروز و امروز میهن عزیزمان ایران، آشنا می‌کند، شما اگر گذشته و امروزتان را خوب بشناسید، در آینده‌ٔ نزدیک، خودتان هم یکی از نام آوران فردای ایران خواهید شد».

    من به شوخی گفتم: «آقای فرهنگ! پس لطف کنید یک جلد هم به بهمن بدهید، تا میان این نام‌آوران، بر سر خواندن کتاب، کشمکشی پدید نیاید».

    ایشان هم لطف کردند و یک جلد به دوستم بهمن دادند. هر کدام در گوشه‌ای از کتاب‌فروشی، سرگرم تماشا و خواندن بخش‌هایی از کتاب شدیم.

    کتاب سه فصل داشت: «نام‌آوران دیروز، نام‌آوران امروز، نام‌آوران فردا».

    فصل دوم یعنی «نام‌آوران امروز» بیشتر توجه مرا به خود جلب کرد. فهرست مطالب فصل را نگاه کردم، دیدم مربوط به تاریخ معاصر و مخصوصاً بزرگان و نام‌آوران دوره‌ٔ انقلاب اسلامی است. از چهره‌های رشید و دلاور دوران هشت سال دفاع مقدّس تا دانشمندان و شهدای علمی و فناوری هسته‌ای مانند شهید مصطفی احمدی روشن، شهید حسن تهرانی مقدّم، شهید مسعود علی محمّدی، شهید داریوش رضایی نژاد و شهید مجید شهریاری.

    صدای بهمن، ناگهان مرا به خود آورد: «بلند شو، هوا دارد تاریک می‌شود. بقیه را بگذار برای بعد».

    گفتم: «نه، نمی‌شود؛ صبر کن این را برایت بخوانم، مطلب جالبی درباره‌ٔ شهید احمدی روشن است:

    «مصطفی به مادرش می‌گفت: مامانی.

    پشت تلفن، لحنش را عوض می‌کرد و با مادرش مثل بچه‌ها حرف می‌زد. گاهی وقت‌ها مادرش که می‌آمد دَم در شرکت، می‌رفت دو دقیقه، مادرش را می‌دید و بر می‌گشت؛ حتی اگر جلسه بود.

    بچّه‌ها تعریف می‌کردند، زمان دانشجویی، وقتی بیمار می‌شد، پیش پزشک هم که می‌خواست برود، با مادرش می‌رفت ....».

    در حالی که آخرین نگاه‌هایم به تصویر سیمای جوان، «احمدی روشن»، دوخته شده بود، برخاستم. اما دلم نمی‌خواست چشم از چهره‌ٔ پر امید این جوان بردارم. ناگزیر، کتاب را بستم و به آقای فرهنگ تحویل دادم و گفتم: «ان شاالله به زودی پولی جمع می‌کنم و می‌آیم این کتاب را می‌خرم و می‌خوانم».

    بسیار سپاسگزاری کردیم، و پس از خداحافظی به طرف خانه‌هایمان، روانه شدیم.

    درست و نادرست (صفحهٔ 73 کتاب درسی)

    1- بهمن در بعد از ظهر یکی از روزهای بهاری به کتاب‌فروشی رفت. درست

    منبع : gama.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 11 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید