در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    واقعه لیله المبیت مربوط به کدام یک از داستانهای زندگی امام علی علیه السلام می باشد

    1 بازدید

    واقعه لیله المبیت مربوط به کدام یک از داستانهای زندگی امام علی علیه السلام می باشد را از سایت پشتوک دریافت کنید.

    واقعه لیله المبیت و نزول آیه 207 سوره مبارکه سوره بقره در فضیلت حضرت امیرالمومنین (ع) | آستان قدس حسینی

    واقعه لیله المبیت و نزول آیه 207 سوره مبارکه سوره بقره در فضیلت حضرت امیرالمومنین (ع)

    پس از اینکه اهل مدینه با پیامبر (صلی الله علیه و آله) بیعت کردند و کفار قریش از این پیمان اطلاع یافتند چهل نفر از اشراف در دارالندوه گرد آمدند و تصمیم گرفتند که که از هر عشیره ای یک نفر حاضر شوند و این گروه به طور ناگهانی به خانه محمد (صلی الله علیه و آله) هجوم برند و او را بکشند و بدین ترتیب قاتل مشخص نمی شود و خونخواهی معنایی نخواهد داشت و بنی هاشم مجبور می شوند به دیه راضی شوند.

    خداوند با نزول آیه 30 سوره مبارکه انفال «وَ إِذْ یَمْکُرُ بکَ الَّذینَ کَفَرُوا لِیُثْبتُوکَ أَوْ یَقْتُلُوکَ أَوْ یُخْرِجُوکَ وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرینَ: و [یاد کن‏] هنگامی را که کافران در باره تو نیرنگ می‏کردند تا تو را به بند کَشَند یا بکُشند یا [از مکّه‏] اخراج کنند، و نیرنگ می ‏زدند، و خدا تدبیر می ‏کرد، و خدا بهترین تدبیرکنندگان است.» پیامبر خویش را از این واقعه آگاه نمودند.

    شب اول ربیع الاول سال سیزدهم یا چهاردهم بعث حضرت علی بن ابیطالب (علیه السّلام) با اینکه احتمال کشته شدن ایشان بسیار زیاد بود در بستر پیامبر (صلی الله علیه و آله) خوابیدند و پیامبر به غار ثور رفتند و از آنجا به مدینه هجرت فرمودند.

    هنگامی که مشرکین به خانه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) یورش بردند و حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) را به جای پیامبر (صلی الله علیه و آله) در بستر یافتند و از هدف خود بازماندند.

    به دلیل این فداکاری و از خودگذشتی حضرت علی بن ابیطالب (علیه السّلام) خداوند آیه 207 سوره مبارکه بقره را در فضیلت حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) نازل فرمودند:

    «وَ مِنَ النَّاس مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بالْعِباد»

    و از میان مردم کسی است که جان خود را برای طلب خشنودی خدا می‏ فروشد، و خدا نسبت به [این‏] بندگان مهربان است.

    حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) به واقعه لیله المبیت در نامه ­ای که به معاویه در سال 36 هجری نوشتند چنین اشاره کردند: «خویشاوندان ما از قریش می ‏خواستند پیامبر (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) را بکشند و ریشه ما را در آورند و در این راه اندیشه‏ ها از سرگذراندند و هر چه خواستند نسبت به ما انجام دادند.» (1)

    شأن نزول آیه 207 سوره مبارکه بقره

    به اتفاق خاصه و عامه این آیه شریفه در شأن حضرت امیر المؤمنین (علیه السّلام) نازل شد و اکثر علمای عامه از جمله فخر رازی در تفسیر کبیر، نیشابوری، حافظ ابو نعیم در نزول آیات، احمد در مسند، سمعانی در فضایل، غزالی در احیاء العلوم، ثعلبی در تفسیر خود از سدّی اقرار نموده‏ اند و ابن عباس روایت نموده است که در شب غار، چون حضرت سید ابرار (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) به امر پروردگار عزیمت هجرت از مکه فرمود، علی بن ابی طالب (علیه السّلام) را خواند و عمر آن سرور بیست و یک سال بود. فرمودند: یا علی قریش اتفاق نموده است که امشب به سر من آیند و مرا هلاک کنند، حکم خدا آن است که تو در بستر من بخوابی و برد سبز مرا روی خود پوشانی تا من بیرون روم. علی (علیه السّلام) عرض کردند: اگر من چنین کنم آسیبی به حضرت تو نرسد؟ فرمودند: بلی من در امان حضرت حق باشم. حضرت چون این بشارت شنید، گفتند: الآن طاب الموت و پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: بعد از من در مکه توقف و اعلام کن هرکه نزد پیغمبر امانتی یا دینی دارد بیاید. پس از انجام آن با مادر خود به مدینه متوجه شو.

    امیر المؤمنین (علیه السّلام) در رختخواب پیغمبر (صلی الله علیه و آله) خوابیدند، قریش خانه را محاصره نمودند در آن شب سنگ بسیار از هر طرف به خوابگاه پیغمبر انداختند و حضرت ابدا حرکت ننمود با کمال اطمینان خود را به پروردگار تسلیم نمود. وقت صبح همه به یکبار با شمشیرهای برهنه به خوابگاه وارد شدند، نزدیک که رسیدند حضرت امیر المؤمنین (علیه السّلام) نهیبی بر ایشان و با شمشیر حمله نمود، تمام قریش هراسان شدند. ابو جهل و خالد بن ولید و رؤسای قریش چون صلابت حضرت را دیدند، گفتند: یا علی ما را با تو کاری نیست، مقصود ما پسر عم تو باشد، بگو کجا رفته است؟ فرمودند: هر جا تشریف برده در امان خدا و مأمون از کید شما باشد. پس ناامید برگشتند.

    خطیب خوارزمی از علماء عامه در کتاب مناقب خود نقل نموده که صبح شب غار، جبرئیل بسیار خوشحال و خرّم بر حضرت رسالت (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) نازل شد. حضرت پرسیدند: تو را بسیار شادمان می ‏بینم سبب چیست؟ گفت: یا رسول اللّه، چگونه خوشحال نباشم و حال آنکه حق تعالی برادر و پسر عمّ و وصی تو را اکرام بزرگی فرموده است. حضرت پرسید: چه اکرام در حق برادرم فرموده است؟ گفت: خدای تعالی به عبادت شب گذشته علی بن ابی طالب (علیه السّلام) مباهات فرمود بر ملائکه و حمله عرش و ایشان را اعلام نمود که من چنین بنده مطیع دارم، نقد جان خود را نثار حبیب من گردانید و او را از شرّ دشمنان رهانید.(2)

    شأن نزول آیه «وَ مِنَ النَّاس مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بالْعِباد» (سوره مبارکه بقره، آیه 207) در بسیاری از تفاسیر و کتابها مربوط به واقعه لیله المبیت دانسته شده است:

    فی تفسیر علی بن إبراهیم قوله: «وَ مِنَ النَّاس مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ» قال: ذلک أمیر المؤمنین علیه السلام، و معنی یشری نفسه یبذلها.(3)

    در تفسیر علی بن ابراهیم درباره این سخن خداوند متعال «وَ مِنَ النَّاس مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ» نقل شده است: آن درباره حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) است و معنی جان خود را می فروشند یعنی بذل و بخشش می نمایند.

     و روی انه لما نام علی فراشه قام جبرئیل عند رأسه و میکائیل عند رجلیه و جبرئیل ینادی: بخ بخ، من مثلک یا بن أبی طالب یباهی الله تعالی بک الملائکة؟ (4)

    و نقل شده است هنگامی که خوابید حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) در بستر پیامبر (صلی الله علیه و آله) جبرئیل در بالای سر او قرار گرفت و میکائیل در نزد پاهای ایشان و جبرئیل گفت: به به آفرین به مانند تویی ای پس ابوطالب خدای تعالی در نزد ملائکه به تو مباهات می کند.

    الشیخ فی (أمالیه) قال حدثنا جماعة عن أبی المفضل قال حدثنا محمد بن أحمد بن یحیی‏ ابن صفوان الإمام بأنطاکیة قال حدثنا محفوظ بن بحر قال حدثنا الهیثم بن جمیل قال حدثنا قیس بن الربیع عن حکیم بن جبیر عن علی بن الحسین (صلوات الله علیه) فی قول الله عز و جل: وَ مِنَ النَّاس مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ. قال: «نزلت فی علی (علیه السلام) حین بات علی فراش رسول الله (صلی الله علیه و آله)» (5)

     در کتاب امالی با اسنادی از حضرت امام زین العابدین (علیه السّلام) روایت نموده است که فرمودند این آیه «وَ مِنَ النَّاس مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ» در حق امیر المؤمنین (علیه السّلام) نازل شده است هنگامی که در رختخواب پیغمبر اکرم خوابیدند. (6)

    در تفسیر نور الثقلین، جلد اول صفحه 205، نهج الحق و کشف الصدق صفحه176، الأمالی طوسی صفحه 253، تفسیر فرات الکوفی صفحه 65 نیز به این مطلب اشاره شده است.

    احادیث ائمه معصومین (علیهم السّلام) درباره ایثار حضرت امیرالمومنین(علیه السّلام) و نزول آیه 207 سوره مبارکه بقره در فضیلت ایشان

    أَخْبَرَنَا أَبُو سَعْدٍ السَّعْدیُّ بقِرَاءَتِی عَلَیْهِ مِنْ أَصْلِ سَمَاعِهِ بخَطِّ السُّلَمِیِّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْفَتْحِ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ زَکَرِیَّا الطَّحَّانُ ببَغْدَادَ قَالَ حَدَّثَنَا إِبْرَاهِیمُ بْنُ أَحْمَدَ الْبُذُورِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو أَیُّوبَ سُلَیْمَانُ بْنُ أَحْمَدَ الْمَلَطِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا سَعِیدُ بْنُ عَبْد اللَّهِ الرَّفَّاءُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ حَکَّامٍ الرَّازیُ‏ عَنْ شُعْبَةَ عَنْ أَبی سَلَمَةَ، عَنْ أَبی نَضْرَةَ عَنْ أَبی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ قَالَ:‏ لَمَّا أُسْرِیَ بالنَّبیِّ (ص) یُرِیدُ الْغَارَ، بَاتَ عَلِیُّ بْنُ أَبی طَالِبٍ عَلَی فِرَاش رَسُولِ اللَّهِ (ص) فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَی جَبْرَئِیلَ وَ مِیکَائِیلَ: أَنِّی قَدْ آخَیْتُ بَیْنَکُمَا وَ جَعَلْتُ عُمُرَ أَحَدکُمَا أَطْوَلَ مِنَ الْآخَرِ، فَأَیُّکُمَا یُؤْثِرُ صَاحِبَهُ بالْحَیَاةِ فَکِلَاهُمَا اخْتَارَاهَا وَ أَحَبَّا الْحَیَاةَ، فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیْهِمَا أَ فَلَا کُنْتُمَا مِثْلَ عَلِیِّ بْنِ أَبی طَالِبٍ آخَیْتُ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ نَبیِّی مُحَمَّدٍ (ص) فَبَاتَ عَلَی فِرَاشهِ یَقِیهِ بنَفْسهِ، اهْبطَا إِلَی الْأَرْضِ فَاحْفَظَاهُ مِنْ عَدُوِّهِ. فَکَانَ جَبْرَئِیلُ عِنْدَ رَأْسهِ وَ مِیکَائِیلُ عِنْدَ رِجْلَیْهِ وَ جَبْرَئِیلُ یُنَادی بَخْ بَخْ مَنْ مِثْلُکَ یَا ابْنَ أَبی طَالِبٍ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یُبَاهِی بکَ الْمَلَائِکَةَ- فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی: وَ مِنَ النَّاس مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ- وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بالْعِباد.(7)

     «ابوسعید خدری می‏گوید: شبی که حضرت محمد مصطفی (صلی اللَّه علیه و آله) قصد مهاجرت از مکّه به مدینه داشتند و در غار ثور مخفی شدند، حضرت علی بن ابی طالب (علیه السّلام) برای حفظ جان رسول خدا و خانواده ‏اش در بستر آن حضرت خوابیدند. خداوند بزرگ به جبرئیل و میکائیل فرمودند: بین شما دو تن، برادری قرار می ‏دهم و عمر یکی را طولانی تر از دیگری می کنم. یکی از شما عمر طولانی را انتخاب کند، امّا هر دو عمر طولانی را برگزیدند و هر یک عمر طولانی را برای خود خواستند. خدای سبحان فرمود: حالا ایثار و از خود گذشتگی علی بن ابی طالب (علیه السّلام) را بنگرید و بدانید بین نبی (صلی اللَّه علیه و آله) و علی (علیه السّلام) هم برادری برقرار کردم، علی (علیه السّلام) در بستر برادرش مصطفی (صلی اللَّه علیه و آله) خوابیده است.

    هر دو به زمین هبوط کنید و او را از شرّ دشمنانش حفظ کنید. جبرئیل و میکائیل به خانه رسول خدا (صلی اللَّه علیه و آله) وارد شدند. جبرئیل در بالای سر علی (علیه السّلام) و میکائیل در پایین پای ایشان قرار گرفت و جبرئیل ندا می داد: ای پسر ابوطالب، مبارک باد بر تو، خدای بزرگ به واسطه  این ایثار تو بر ملائکه آسمانها مباهات و افتخار می ‏کند. سپس آیه‏ «وَ مِنَ النَّاس مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بالْعِباد» در آن شب به پاس از خود گذشتگی حضرت علی (علیه السّلام) نازل شد.» (8)

    این حدیث در منابع دیگری از جمله تذکرة الخواص از ابن جوزی  صفحه 41 و کفایة الطالب از گنجی شافعی  صفحه 239 و نور الابصار از شبلنجی صفحه 86 هم آمده است.

    أَخْبَرَنَا أَبُو عَبْد اللَّهِ الْجُرْجَانِیُّ، قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو طَاهِرٍ السُّلَمِیُّ قَالَ أَخْبَرَنَا جَدِّی أَبُو بَکْرٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ مُسْلِمٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو دَاوُدَ عَنْ أَبی عَوَانَةَ عَنْ أَبی بَلْجٍ [یَحْیَی بْنِ سُلَیْمٍ‏] عَنْ عَمْرِو بْنِ مَیْمُونٍ الْأَوْدیِّ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ [قَالَ:] إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) لَمَّا انْطَلَقَ لَیْلَةَ الْغَارِ أَنَامَ عَلِیّاً فِی مَکَانِهِ وَ أَلْبَسَهُ بُرْدَهُ فَجَاءَتْ قُرَیْشٌ تُرِیدُ أَنْ تَقْتُلَ النَّبیَّ فَجَعَلُوا یَرْمُونَ عَلِیّاً وَ هُمْ یَرَوْنَهُ النَّبیَّ (ص) وَ قَدْ لَبسَ بُرْدَهُ وَ جَعَلَ عَلِیٌّ یَتَضَوَّرُ فَنَظَرُوا فَإِذَا هُوَ عَلِیٌّ فَقَالُوا: إِنَّکَ أَنْتَ تَتَضَوَّرُ وَ کَانَ صَاحِبُکَ لَا یَتَضَوَّرُ وَ قَدْ أَنْکَرْنَا ذَلِکَ. (9)

    ابن عباس چنین نقل می ‏کند: «رسول خدا (صلی اللَّه علیه و آله) در شب هجرت به سوی غار حرکت کرد، حضرت علی (علیه السّلام) لباس آن حضرت را پوشید و در بستر او خوابید، قریش برای کشتن حضرت نبی اکرم (صلی اللَّه علیه و آله) خانه را محاصره کردند.

    آن جماعت قصد حمله به حضرت علی (علیه السّلام) را داشتند، چون او را نبی اکرم (صلی اللَّه علیه و آله) می ‏پنداشتند، امّا وقتی با دقت از نزدیک نگاه کردند، دیدند حضرت علی (علیه السّلام) است که در بستر پیامبر (صلی اللَّه علیه و آله) قرار گرفته است.

    گفتند: ای علی، خود را به شکل صاحب خویش درآوردی و ما را به اشتباه انداختی. (10)

    وَ أَخْبَرَنَا أَبُو عَبْد اللَّهِ الشِّیرَازیُّ قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو بَکْرٍ الْجَرْجَرَائِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو أَحْمَدَ الْبَصْرِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا الْعَبَّاسُ بْنُ الْفَضْلِ وَ الْحُسَیْنُ بْنُ حُمَیْدٍ وَ أَحْمَدُ بْنُ عَمَّارٍ قَالُوا حَدَّثَنَا یَحْیَی بْنُ عَبْد الْحَمِید الْحِمَّانِیُّ حَدَّثَنَا قَیْسُ بْنُ الرَّبیعِ عَنْ حَکِیمِ بْنِ جُبَیْرٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ قَالَ:‏ أَوَّلُ مَنْ شَرَی نَفْسَهُ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلِیٌّ، ثُمَّ قَرَأَ «وَ مِنَ النَّاس مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ‏.» زَادَ الْحَاکِمُ عِنْدَ مَبیتِهِ عَلَی فِرَاش رَسُولِ اللَّهِ (ص). ثُمَّ قَالا وَ قَالَ عَلِیُّ بْنُ أَبی طَالِبٍ (ع):‏

    ابوعبدالله شیرازی با اسنادی از حکیم بن جبیر نقل می کند از حضرت علی بن حسین (علیه السّلام) در باره آیه‏ «وَ مِنَ النَّاس مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ‏» سؤال شد آن حضرت فرمودند: «آن هنگام که علی بن ابی طالب علیه السّلام در بستر رسول خدا (صلی اللَّه علیه و آله) آرمید و آن حضرت غار را پناهگاه خود ساخت، آیه شریفه فوق نازل شد و علی (علیه السّلام) نیز فرمودند: وقیت بنفسی خیر من وصی الحصی* و اکرم خلق طاف بالبیت و الحجر و بتّ اراعی منهم ما ینو بنی* و قد صبرت نفسی علی القتل و الاسر محمّد لمّا خاف ان یمکروا به* فنجّاه ذو الطول العظیم من المکر و بات رسول اللَّه فی الغار آمناً* فما زال فی حفظ الاله و فی ستر.(12)

    اشاره به واقعه لیله المبیت در کتب عامه

    احمد بن حنبل در مسند خود در حدیث مفصلی که آن را از عمر بن میمون نقل کرده است و این حدیث مشتمل بر ده منقبت و فضیلت برای علی بن ابی طالب است که به آنها پیامبر اکرم شهادت داده است، از جمله در تفسیر آیه: «وَ مِنَ النَّاس مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بالْعِباد: بعضی از مردم جان خود را در برابر خشنودی خدا می‏فروشند و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است» گفت: علی نفس خود را فروخت، لباس رسول خدا را پوشید سپس در جایگاه او خوابید. گفت: مشرکان تا صبح مراقب بستر بودند به خیال این که رسول خدا در آن است.

    در روایت است که بر سر علی (علیه السلام) مثل پیامبر سنگ ریخته می ‏شد و او از شدت درد به خود می ‏پیچید و سرش را با پارچه پیچیده بود و بیرون نمی ‏آورد تا صبح شد بعد سرش را بیرون آورد همین که شناختند گفتند چون ما ترا به جای محمد (صلی اللَّه علیه و آله و سلّم) گرفته بودیم، سنگ می ‏انداختیم بعد که شناختیم دیگر سنگ نمی ‏اندازیم‏.

    مفسر معروف اهل تسنن «ثعلبی» در تفسیر این آیه به سند خود گفته: هنگامی که پیامبر تصمیم گرفت مهاجرت کند، برای ادای قرضهای خود و تحویل دادن امانتهائی که نزد او بود، علی (علیه السلام) را به جای خویش قرار داد و شب هنگام که می ‏خواست به سوی «غار ثور» برود و مشرکان اطراف خانه او را برای حمله به او محاصره کرده بودند، دستور داد علی (علیه السلام) در بستر او بخوابد و پارچه سبز رنگی (برد حضرمی) که مخصوص خود پیامبر بود روی خود بکشد، در این هنگام خداوند به «جبرئیل» و «میکائیل» وحی فرستاد که من بین شما برادری ایجاد کردم و عمر یکی از شما را طولانی‏ تر قرار دادم کدامیک از شما حاضر است، ایثار به نفس کند و زندگی دیگری را بر خود مقدم دارد، هیچ کدام حاضر نشدند به آنها وحی شد، اکنون علی (علیه السلام) در بستر پیغمبر من خوابیده و آماده شده جان خویش را فدای او سازد به زمین بروید و حافظ و نگهبان او باشید.

    هنگامی که جبرئیل بالای سر و میکائیل پائین پای علی (علیه السلام) نشسته بودند، جبرئیل می ‏گفت: «بخّ بخّ من مثلک یا بن ابی طالب» به‏به آفرین بر تو ای علی خداوند به واسطه تو بر فرشتگان مباهات می ‏کند.

    و در این هنگام آیه فوق نازل شد و به همین دلیل آن شب تاریخی به نام «لیلة المبیت» نامیده شده است این حدیث را فقیه شافعی ابن مغازلی در کتاب «المناقب» به طور مسند روایت کرده است‏.(13)

    دعای حضرت امیرالمومنین در لیله المبیت

    در دو کتاب مصباح المتهجد و سلاح المتعبد و فلاح السائل به دعای ذیل به عنوان دعایی که حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) در لیله المبیت در بستر رسول خدا (صلی الله علیه آله) خواندند؛ ذکر شده  است:

    « أَمْسَیْتُ اللَّهُمَّ مُعْتَصِماً بذمَامِکَ الْمَنِیعِ الَّذی لَا یُطَاوَلُ وَ لَا یُحَاوَلُ مِنْ شَرِّ کُلِّ غَاشمٍ وَ طَارِقٍ مِنْ سَائِرِ مَنْ خَلَقْتَ وَ مَا خَلَقْتَ مِنْ خَلْقِکَ الصَّامِتِ وَ النَّاطِقِ فِی جُنَّةٍ مِنْ کُلِّ مَخُوفٍ بلِبَاسٍ سَابغَةٍ وَ لِأَهْلِ‏ بَیْتِ نَبیِّکَ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ مُحْتَجِباً مِنْ کُلِّ قَاصِدٍ لِی بأَذیَّةٍ بجِدَارٍ حَصِینٍ الْإِخْلَاصِ فِی الِاعْتِرَافِ بحَقِّهِمْ وَ التَّمَسُّکِ بحَبْلِهِمْ مُوقِناً أَنَّ الْحَقَّ لَهُمْ وَ مَعَهُمْ وَ فِیهِمْ وَ بهِمْ أُوَالِی مَنْ وَالَوْا وَ أُجَانِبُ مَنْ جَانَبُوا فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَعِذْنِی اللَّهُمَّ بهِمْ مِنْ شَرِّ کُلِّ مَا أَتَّقِیهِ یَا عَظِیمُ حَجَزْتُ الْأَعَادیَ عَنِّی ببَدیعِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ إِنَّا جَعَلْنا مِنْ بَیْنِ أَیْدیهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْناهُمْ فَهُمْ لا یُبْصِرُونَ.(14)

    در روایتی نیز آمده است که وقتی حضرت امام جعفر بن محمّد صادق (علیه السّلام) وارد عراق شد (آن هنگام که منصور او را خواسته بود) مردم به سوی او گرد آمدند و عرض کردند: ای مولای ما، تربت مولایمان امام حسین (علیه السّلام) که شفابخش از هر درد و بیماری است، آیا موجب ایمنی از هر ترس و بیم نیز هست؟ حضرت فرمود: بله، هر گاه یکی از شما خواست که از هر خوف و ترس ایمن باشد، باید تسبیحی از تربت او را برگرفته و سه بار دعای لیلة المبیت حضرت علیّ علیه السّلام در رختخواب رسول اکرم (صلّی اللَّه علیه و آله) را بخواند.(15) و دعای فوق را ذکر می نمایند.

    پانوشتها

    (1) نهج البلاغة، صفحه 489

    (2)تفسیر اثنا عشری، جلد‏1، صفحه 371 – 369

    (3)البرهان فی تفسیر القرآن، جلد ‏1، صفحه 441

    (4)البرهان فی تفسیر القرآن، جلد ‏1، صفحه 441

    (5)البرهان فی تفسیر القرآن، ج جلد ‏1، صفحه 442 – 441

    (6)تفسیر جامع، جلد ‏1، صفحه 320 – 319

    (7) شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، جلد ‏1، صفحه 123

    (8)شواهد التنزیل لقواعد التفضیل ، صفحه 57 – 56

    (9)شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، جلد ‏1، صفحه 126

    (10)شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، صفحه 57

    (11)شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، جلد ‏1، صفحه 131 - 130

    (12) شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ترجمه روحانی، صفحه 59

    (13)الطرائف،ترجمه داود إلهامی، صفحه 126 – 125 به نقل از آن این روایت را خطیب بغدادی در جلد 13، صفحه 191 و هیثمی در مجمع خود جلد 7، صفحه 27 - فخر رازی در تفسیر کبیر خود در ذیل همین آیه، ابن اثیر در اسد الغابة، جلد 4، صفحه 25 و شبلنجی در نور الأبصار، صفحه 77 و مناوی در کتاب کنوز الحقائق، صفحه 31 و نسائی در خصایص صفحه 8 و حاکم در مستدرک الصحیحین جلد 3، صفحه 4، محب طبری در ریاض النضرة، صفحه 203 و در ذخائر العقبی، صفحه 86 و متقی در کنز العمال، جلد 8، صفحه 333 و غزالی در کتاب احیاء العلوم، جلد 3، صفحه 238 و صفوری در نزهة المجالس، جلد 2، صفحه 209 و سبط ابن جوزی حنفی در تذکرة الخواص صفحه 21 و ابن هشام در سیره جلد 2، صفحه 291 و حلبی در سیره خود و یعقوبی در تاریخ خود جلد 2، صفحه 29 و طبری در تاریخ جلد 2، صفحه 99

    (14) مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، جلد ‏1، صفحه 92

    (15) ادب حضور (ترجمه فلاح السائل)، صفحه 397

    منابع

    - قرآن کریم

    - ادب حضور (ترجمه فلاح السائل)، علی بن موسی بن طاووس، 1جلد، قم، انصاری، چاپ: اول، 1380ش.

    - البرهان فی تفسیر القرآن‏، سید هاشم بحرانی، تهران،‏‏ بنیاد بعثت‏، 1416 ق‏.

    - تفسیر اثنا عشری،‏ حسین بن احمد حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران،‏ میقات،‏1363ش‏.

    - تفسیر جامع‏، سید محمد ابراهیم بروجردی، ‏تهران، صدر، 1366ش.

    - شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، حسکانی عبید الله بن عبد الله ، ترجمه روحانی، قم، دار الهدی، 1380

    - شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، عبید الله بن عبدالله حسکانی، 2جلد، تهران، التابعة لوزارة الثقافة و الإرشاد الإسلامی مجمع إحیاء الثقافة الإسلامیة، چاپ اول، 1411 ق.

    - الطرائف علی بن موسی ابن طاووس، ترجمه داود إلهامی، 1جلد، قم، نوید اسلام، چاپ: دوم، 1374 ش.

    - مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، محمد بن الحسن طوسی،1جلد، بیروت، مؤسسة فقه الشیعة، چاپ: اول، 1411 ق.

    - نهج البلاغة، حضرت علی بن ابیطالب، محقق محمد بن حسین شریف الرضی، ترجمه محمد دشتی، ایران، قم، 1379

    منبع مطلب : imamhussain.org

    مدیر محترم سایت imamhussain.org لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    لیلة المبیت

    لیلة المبیت

    لیلة المبیت شبی است که سران قبیله ی قریش تصمیم گرفتند در آن شب محمد، پیامبر اسلام را به قتل برسانند، ولی علی بن ابی طالب به جای محمد در بستر وی خوابید و نقشه قریشیان به سرانجام نرسید.[۱][۲][۳]

    نقشه قتل محمد[ویرایش]

    وقتی قریش بر آزار و تحت فشار قرار دادن مسلمانان و مجبور ساختن آنان بر دست برداشتن از آیین اسلام و دلسرد کردن آن‌ها از یاری محمد پرداخت، محمد به یاران خود فرمان هجرت به مدینه را داد، یاران وی نیز در چند مرحله به صورت دسته‌های کوچک و پنهانی و دور از چشم قریش رهسپار مدینه شدند.[۴]

    دارالندوه[ویرایش]

    قصی بن کلاب، جد اعلای پیامبر پس از سیادت بر تمام قبایل، خانه‌ای در مکه کنار مسجد الحرام برای مشورت در اداره کارها و حل مشکلات بنا کرد. پس از وی نیز بزرگان مکه برای مشورت در کارهای مهم خود در آن اجتماع می‌کردند. آن خانه را دارالندوه نامیدند و افراد پایین چهل سال، حق ورود به آن را نداشتند.[۵]

    قریش از هجرت محمد هراس داشت و برای جلوگیری از آن در دارالندوه جمع شدند تا در این‌باره تصمیم بگیرند. اشراف قریش در این جلسه حضور داشتند و طبق خواسته ابوجهل تصمیم گرفتند از هر قبیله جوانی دلیر انتخاب شود و شبانه بر او حمله کنند و دسته جمعی او را در خانه‌اش بکشند؛ زیرا در این صورت، خون او در میان همه قبایل پراکنده می‌شود و بنی هاشم نمی‌توانند با همه طوایف قریش بجنگند و ناچار به گرفتن دیه می‌شوند و ما هم دیه اش را می‌پردازیم.[۶]

    نزول آیه و آگاهی محمد[ویرایش]

    بر اساس تفاسیر قرآنی، به دنبال تصمیم قریش بر قتل محمد، جبرئیل بر پیامبر اسلام نازل شد و او را از نقشه سران قریش آگاه ساخت و دستور خداوند را ابلاغ کرد، چنانچه در آیه ۳۰ سوره انفال آمده‌است: «وَ اِذ یَمکُرُ بکَ اَلَّذینَ کَفرُوا لِیُثبتُوکَ اَو یَقتُلوکَ اَو یُخرِجوکَ و یَمکُرونَ و یَمکُرُ اللهُ و اللهُ خَیرُ الماکِرین؛ به یادآور هنگامی که کافران از در مکر وارد شده و تصمیم گرفتند که تو را زندانی کنند یا بکشند یا تبعید نمایند، آنان مکر می‌ورزند خدا نیز مکر آنان را خنثی می‌سازد خداوند از همه چاره جوتر است.» که محمد تصمیم گرفت قبل از آمدن آنها، خانه خود را به طرف یثرب ترک کند.[۷] برای این‌که محمد در هنگام خروج از دید مشرکان مخفی بماند، آیه "و جَعَلنا مِن بَینِ اَیدیهِم سَداً و مِن خَلفِهِم سَداً فَاَغشَیناهُم فَهُم لا یُبصِرون؛[۸] و [ما] فراروی آن‌ها سدی و پشت سرشان سدی نهاده و پرده‌ای بر [چشمان] آنان فرو گسترده‌ایم در نتیجه نمی‌توانند ببینند." را تلاوت کرد.[۹]

    ماجرای لیله المبیت[ویرایش]

    پیامبر در شب اول ماه ربیع‌الاول، به علی گفت: "سران قریش می‌خواهند امشب مرا به قتل برسانند، آیا تو در جای من می‌خوابی تا من به غار ثور بروم؟" علی گفت: "در این صورت شما سالم می‌مانید؟" محمد فرمود: "آری." علی تبسمی‌کرد و سجدهٔ شکر به‌جای آورد، وقتی که سر از سجده برداشت عرض کرد: "آنچه را که مأمور شده‌ای انجام ده که چشم، گوش و قلبم فدای تو باد! به هر چه می‌خواهی فرمانم بده که همانند دستیار شما هستم، همان‌گونه که مقصود شماست در آن وارد می‌شوم و موفقیتم تنها از ناحیه خداست."[۱۰] سپس محمد، علی را در آغوش گرفت و هر دو گریه کردند و از هم جدا شدند.[۱۱]

    مشرکان از ابتدای شب، خانه محمد را محاصره کردند و قرار بود حمله در نیمه شب صورت گیرد، اما ابولهب گفت: در این وقت، زنان و فرزندان در داخل خانه هستند و بعدها عرب دربارهٔ ما می‌گویند حرمت فرزندان عموی خویش را شکستند.[۷]

    علی درهای خانه را بست و پرده‌ها را کشید، آنان با سنگ بر علی که در بستر خوابیده بود، می‌زدند تا مطمئن شوند کسی در بستر خوابیده است البته شک نداشتند که وی رسول خداست[۱۲] و صبح که با شمشیرهای برهنه به خانه هجوم بردند، وقتی علی را در بستر محمد مشاهده کردند، گفتند: محمد کجاست؟ علی فرمود: «مگر او را به من سپرده بودید که از من می‌خواهید؟ کاری کردید که او ناچار شد خانه را ترک کند.»

    در این هنگام به سوی علی یورش بردند و او را آزردند و سپس از خانه بیرون کشیدند و کتک زدند و ساعتی هم در مسجدالحرام زندانی کرده و تا سر حد مرگ زدند و آزادش کردند.[۱۳] سپس در جهت مدینه به تعقیب محمد پرداختند.[۱۴]

    وقتی علی در بستر محمد خوابیده بود، جبرئیل در بالای سر او و میکائیل پایین پای علی آمدند و جبرئیل گفت: «خوشا به حال کسانی چون تو ای فرزند ابو طالب! که خدای متعال در برابر فرشتگان به تو مباهات می‌کند.»[۱۵]

    نزول آیه در شان علی بن ابی طالب[ویرایش]

    چنانچه مفسران می‌گویند آیه مِنَ النَّاس مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّـهِ وَاللَّـهُ رَءُوفٌ بالْعِبَاد ؛[۱۶] بعضی از مردم، جان خود را در برابر خشنودی‌های خدا می‌فروشند و خدا نسبت به بندگان رؤوف است. در شان علی در ماجرای لیلة المبیت نازل شده‌است.[۱۷]

    درخواست محمد از علی[ویرایش]

    محمد در یکی روزهایی که در غار ثور مخفی بود، از علی بن ابی طالب خواست تا امانتهای مردم را بازگرداند و بدهی‌های وی را نیز پرداخت کند و همراه با فواطم بنی هاشم یعنی فاطمه زهرا، فاطمه بنت اسد مادر علی و فاطمه بنت زبیر بن عبدالمطلب، به پیامبر در مدینه ملحق شود.[۱۸]

    پیش زمینه[ویرایش]

    سران قریش تصمیم گرفتند که از هر قبیله فردی انتخاب شود و سپس افراد منتخب به هنگام نیمه شب یکباره بر خانه محمد هجوم برده، او را قطعه قطعه کنند. بدین طریق، هم مشرکان از تبلیغات او آسوده می‌شدند وهم خون او در میان قبایل عرب پخش می‌شد ولذا بنی هاشم نمی‌توانست با تمام قبایلی که در ریختن خون وی شرکت کرده بودند به خونخواهی و مبارزه برخیزند.[۱۹]

    شب واقعه[ویرایش]

    فرشته وحی پیامبر را از نقشه مشرکان آگاه ساخت و دستور الهی را به او ابلاغ کرد که باید هرچه زودتر مکه را به عزم یثرب ترک کند. شب مقرر فرا رسید و مکه در تاریکی شب فرورفته بود. مأموران مسلح قریش هر یک از سویی به جانب خانه رسول خدا روی آوردند. اکنون پیامبر باید با استفاده از شیوه غافلگیری خانه را ترک کرده، در عین حال، چنین وانمود کند که در خانه است و در بستر خود آرمیده است. برای اجرای این نقشه لازم بود که فرد جانبازی کرده و در بستر او بخوابد. از این رو، پیامبر رو به حضرت علی کرد و گفت: مشرکان قریش نقشه قتل مرا کشیده‌اند و تصمیم گرفته‌اند که به‌طور دسته جمعی به خانه من هجوم آورند و مرا در میان بستر بکشند. از این جهت از طرف خدا مأمورم که مکه را ترک کنم؛ لذا لازم است امشب در خوابگاه من بخوابی و آن پارچه سبز را به خود بپیچی تا آنان تصور کنند که من هنوز در خانه‌ام و در بسترم آرمیده‌ام و مرا تعقیب نکنند؛ و علی در اطاعت امر رسولش از آغاز شب در بستر وی آرمید.[نیازمند منبع]

    یورش به خانه[ویرایش]

    مأموران قریش، در حالی که دست‌هایشان بر قبضه شمشیر بود، منتظر لحظه‌ای بودند که همگی به خانه وحی یورش آورند و خون پیامبر را که در بسترش آرمیده است بریزند. آنان از شکاف در به خوابگاه پیامبر می‌نگریستند و از فرط فرح در پوست نمی‌گنجیدند و تصور می‌کردند که به زودی به آخرین آرزوی خود خواهند رسید؛ ولی علی در خوابگاه پیامبر دراز کشیده بود. دشمنان محمد، نخست تصمیم گرفته بودند که نیمه شب به خانه پیامبر هجوم آورند، ولی به عللی از این تصمیم منصرف شدند و سرانجام قرار گذاشتند در فروغ صبح وارد خانه شوند و مأموریت خود را انجام دهند. پرده‌های تیره شب به کنار رفت و صبح صادق سینه افق را شکافت. مأموران با شمشیرهای برهنه به‌طور دسته جمعی به خانه پیامبر هجوم آوردند و از اینکه در آستانه تحقق بزرگترین آرزوی خود بودند از شادی در پوست خود نمی‌گنجیدند، اما وقتی وارد خوابگاه پیامبر شدند علی را به جای پیامبر اسلام یافتند.خشم و تعجب سراپای وجود آنان را فرا گرفت. رو به حضرت علی کردند و پرسیدند محمد کجاست؟! علی فرمود: مگر او را به من سپرده بودید که از من می‌خواهید؟ در این موقع، از فرط عصبانیت به سوی حضرت علی حمله بردند واو را به سوی مسجد الحرام کشیدند، ولی پس از بازداشت مختصری ناگزیر آزادش ساختند و در حالی که خشم گلوی آنان را می‌فشرد تصمیم گرفتند که از پای ننشینند تا جایگاه پیامبر را کشف کنند.[۱۹]

    روایات پس از واقعه[ویرایش]

    در روایات شیعه و اهل سنت آمده‌است که علی این کار را انجام داد و خداوند به خاطر این کار به فرشتگان مباهات نمود و موقعی که پیامبر به سوی مدینه در حرکت بود، این آیه را در شأن علی نازل کرد: «وَ مِنَ النّاس مَن یشری نَفسَهُ ابتِغأَ مَرضاتِ الله و الله رَئوفٌ بالعباد[بقره/۲۰۷]» بعضی از مردم جان خود را به خاطر خشنودی خدا می‌فروشند، و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.[۲۰]

    مستند لیلة المبیت[ویرایش]

    در این مستند به نمایش اثری منتشر نشده از ابتهال محمد طوخی در مدح علی و فداکاری او در شب واقعه لیلة المبیت پرداخته شده و سید حسن سعادت مصطفوی به تشریح واقعه «لیلة المبیت» و نقش علی می‌پردازد. همچنین محسن بادپا قاری و مبتهل ایرانی، کارشناسی آن را بر عهده داشته‌است. این مستند که به تهیه‌کنندگی و کارگردانی سید محمد قاسمیان در شبکه قرآن تولید شد، در آبان ۱۳۹۶ از شبکه‌های تلویزیونی ایران بر روی آنتن رفت. [۲۱][۲۲]

    پانویس[ویرایش]

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    لیلة المبیت

    لیلة المبیت شبی است که حضرت علی علیه السلام به جای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در بستر آن حضرت خوابید تا رسول خدا(ص) از توطئه قتلی که مشرکان مکه برای او ریخته بودند بتواند جان سالم به در ببرد و از مکه به مدینه هجرت بنماید. این واقعه در اول ربیع الاول سال چهاردهم بعثت که بعدا سال ۱ هجری قرار داد شد به وقوع پیوست. عمل حضرت علی علیه السلام در لیله المبیت یکی از فضائل امام علی علیه السلام است و در شأن آن آیه ۲۰۷ سوره بقره نازل شد.

    توطئه دارالندوه

    اشراف قریش در دار الندوه گرد هم آمدند. حاضران از خاندان‌های بنی عبد شمس، نوفل، عبد الدار، جمح، سهم، اسد، مخزوم و دیگر خانواده‌های مکه بودند و اجازه ندادند که احدی از تهامه وارد شود، زیرا تهامی‌ها هوادار محمّد (صلی الله علیه و اله و سلم) بودند. همچنان که مواظب بودند تا احدی از خاندان هاشم یا کسانی که به گونه‌ای با آن‌ها ارتباط دارند، از این جریان باخبر نشود.[۱]

    مطابق گزارش‌ها، شیطان نیز در چهره پیری نجدی همراه آنان وارد مجلس شد.[۲] آن‌ها با هم مشورت و رایزنی کردند که با محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) چه کنند؟ پیشنهادهایی مطرح شد، از جمله کسی گفت: او را به زنجیر آهنی بسته حبس نمایند، امّا احتمال دادند که با یارانش ارتباط برقرار کند و آنان، او را آزاد کنند. پیشنهاد شد او را به سرزمین ‌های دیگر تبعید کنند؛ چنان دیدند که این کار به محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) امکان می ‌دهد تا به نشر و ترویج دین خود همّت گمارد. در نهایت رأی آنان بر پیشنهاد ابوجهل یا شیطان قرار گرفت که از هر قبیله یک جوان دلیر و نسب‌دار انتخاب کنند و آنگاه به هر کدام از جوانان یک شمشیر برّنده بدهند و آنان با شمشیرهای خود بر پیامبر (ص) وارد شوند و دسته‌ جمعی او را بکشند و خون او در میان همه قبایل پراکنده شود و بنی عبد مناف نتوانند با همه طوایف قریش بجنگند و ناچار به گرفتن دیه تن در دهند و آنان هم دیه می‌دهند. بدین ترتیب کار پایان می ‌یابد.

    علی (ع) در بستر پیغمبر (ص)

    به دنبال توطئه دار الندوه، فرشته وحی پیامبر را از نقشه شوم مشرکان آگاه ساخت و دستور الهی را به او ابلاغ کرد که باید هر چه زودتر مکه را به عزم یثرب ترک کند. رسول اکرم (ص) علی (ع) را از توطئه قریش خبر داد و او را فرمود که در بسترش بخوابد. علی (ع) گفت: ای پیامبر خدا، آیا با خوابیدن من در آنجا تو سالم می‌ مانی؟ پیامبر (ص) فرمود: بلی، علی (ع) خنده‌ای تبسّم‌ آمیز کرد و به شکرانه این افتخار، سر به سجده گذاشت. سپس در بستر پیامبر (ص) خوابید و برد خصوصی حضرت را روی خود کشید.

    پیامبر (ص) در حالی از خانه خارج شد که قریش خانه را در محاصره داشتند و انتظار می ‌کشیدند تا بخوابد. رسول خدا (ص) به هنگام بیرون شدن از خانه، این‌ آیه را تلاوت می ‌کرد:«وَجَعَلْنَا مِنْ بَیْنِ أَیْدیهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لَا یُبْصِرُونَ».[۳]و ما فراروی آن‌ها سدّی و پشت سرشان سدّی نهاده و پرده‌ای بر (چشمان) آنان فروگسترده‌ ایم؛ در نتیجه نمی ‌توانند ببینند.

    آنگاه مشت خاکی برگرفت و بر سر آنان پاشید و بی‌آنکه او را ببینند، از میان ایشان گذشت و راهی غار ثور شد. برخی نیز می گویند هنگامی که پیامبر از خانه خارج شد همه آنان را خواب ربوده بود و پیامبر از غفلت آنان استفاده کرد. ولی این نظر دور از حقیقت است و هرگز شخص عاقل باور نمی کند که چهل آدم کش که خانه را برای این محاصره کرده بودند که پیامبر از خانه بیرون نرود تا در وقت مناسب او را بکشند، ماموریت خود را آن چنان سرسری بگیرند که همگی باخیال آسوده بخوابند! ولی بعید نیست، همان طور که برخی نوشته اند، پیامبر پیش از گرد آمدن تروریست ها، خانه را ترک گفته بود.[۴]

    گویند: مشرکان قریش، علی را همچون پیامبر (ص) سنگ‌باران کردند و او به خود می ‌پیچید، و سرش را زیر پارچه کرده بود و تا صبح بیرون نیاورد.

    یعقوبی می نویسد: خدای عز و جل در آن شب به جبرئیل و میکائیل وحی کرد که من یکی از شما دو نفر را محکوم بمرگ کرده‌ ام، کدامیک حاضر است در راه رفیقش از خود بگذرد؟ پس هر دو زندگی را برگزیدند و خدای بان دو وحی کرد که چرا مانند علی بن ابی طالب نبودید؟ من میان او و محمد برادری انداختم و عمر یکی از آن دو را بیشتر قرار دادم پس علی مرگ را برگزید و زندگی را برای محمد خواست و در بستر او خوابید، اکنون بزمین فرود آیید و او را از دشمنش نگهداری کنید. پس جبرئیل و میکائیل فرود آمدند و یکی از آن دو بالای سر و دیگری در پایین پای علی نشستند تا او را از دشمنش پاسبانی کنند و سنگها را از او بدور دارند و جبرئیل می گفت: بخ بخ لک یا بن ابی طالب، من مثلک یباهی الله بک ملائکة سبع سماوات،" به به تو را ای پسر ابو طالب کیست مانند تو؟ خدا بواسطه تو بر ملائکه هفت آسمان مباهات می‌نماید."[۵]

    یورش به خانه پیامبر

    ماموران قریش، نخست تصمیم گرفته بودند که نیمه شب به خانه پیامبر هجوم آورند، ولی به عللی از این تصمیم منصرف شدند و سرانجام قرار گذاشتند در فروغ صبح وارد خانه شوند و ماموریت خود را انجام دهند. قریش صبحگاهان به علی (ع) یورش بردند و تا او چشم خود را به آنان باز کند، با شمشیرهای کشیده به او حمله آوردند. خالد بن ولید از همه جلوتر بود، علی پرید و با تردستی و چالاکی، دستش را گرفت و به هم پیچاند. علی (ع) شمشیر را از دست خالد گرفت و با آن به قریش سخت گرفت. مشرکان از جلوی او به بیرون‌ خانه گریختند، چنان که گوسفند می‌رمد. چون به او نگریستند، دریافتند که علی است. پرسیدند: تو علی هستی؟ گفت: من علی هستم. گفتند: هدف ما تو نبودی. یارت چه کرد؟ فرمود: از او چیزی نمی‌دانم.[۶]

    در روایات دیگری آمده است در این موقع، از فرط عصبانیت به سوی حضرت علی علیه السلام حمله بردند و او را به سوی مسجدالحرام کشیدند، ولی پس از بازداشت مختصری ناگزیر آزادش ساختند و در حالی که خشم گلوی آنان را می‌فشرد تصمیم گرفتند که از پای ننشینند تا جایگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را کشف کنند.[۷]

    نزول آیه‌ای از قرآن در اینباره

    خداوند متعال برای تحسین و تقدیر از فداکاری امیرمؤمنان علیه‌السلام آیه ‌ای بر پیامبرش نازل کرد و جان نثاری، فداکاری، تعهد و ایمان حضرت علی علیه‌السلام را ستود. خداوند متعال در این آیه مبارکه فرمود: «وَمِنَ النَّاس مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بالْعِبَاد»؛[۸] و از میان مردم کسی است که جان خود را برای طلب خشنودی خدا می‌فروشد، و خدا نسبت به [این‌] بندگان مهربان است.».

    تمامی مفسران شیعه و اکثر مفسران اهل سنت، معتقدند که شأن نزول این آیه فداکاری حضرت علی علیه‌السلام در لیلة المبیت و در بیان فضیلت و مقام آن حضرت است. طبرسی صاحب تفسیر "مجمع البیان" گوید: این آیه در میان راه مکه و مدینه، به هنگام هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله بر آن حضرت نازل گردید.[۹]

    در همین تفسیر آمده است: هنگامی که حضرت علی علیه‌السلام در بستر پیامبر صلی الله علیه و آله خوابید تا پیامبر صلی الله علیه و آله از دسیسه مشرکان بگریزد، جبرئیل در بالای سر حضرت علی علیه‌السلام و میکائیل در پایین پاهایش قرار گرفته (و او را محافظت می‌ نمودند) و جبرئیل به آن حضرت، می‌ گفت: آفرین و خوشا به افرادی مانند تو، ای پسر ابی‌طالب که خداوند متعال در میان فرشتگانش به تو مباهات می‌ کند و به تو می‌ نازد.[۱۰]

    نکاتی در مورد این فداکاری بزرگ

    دو مطلب تاریخی گواه می دهد که عمل حضرت علی علیه السلام در آن شب جز فداکاری نبوده، و آن حضرت به راستی آماده قتل و شهادت در راه خدا بوده است.


    ترجمه: من جان خود را برای بهترین فرد روی زمین و نیکوترین شخصی که خانه خدا و حجر اسماعیل را طواف کرده است سپر قرار دادم. آن شخص عالی قدر محمد بود. و من هنگامی دست به این کار زدم که کافران نقشه قتل او را کشیده بودند ولی خدای من او را از مکر دشمنان حفظ کرد. من در بستر وی بیتوته کردم و در انتظار حمله دشمن بودم و خود را برای مرگ و اسارت آماده کرده بودم.

    اگر از نظر بعضی مرور زمان بر این فضیلت بزرگ پرده کشیده است، ولی در آغاز اسلام عمل حضرت علی علیه السلام در نظر دوست و دشمن بزرگترین فداکاری به شمار می رفت. در شورای شش نفری که به فرمان عمر برای تعیین خلیفه تشکیل شد علی علیه السلام با ذکر این فضیلت بزرگ بر اعضای شورا احتجاج کرد و گفت: من شما اعضای شوری را به خدا سوگند می دهم که آیا جز من کسی بود که برای پیامبر در غار حرا غذا ببرد؟ آیا جز من کسی در جای او خوابید و خود را سپر بلای او کرد؟ همگی گفتند: والله جز تو کسی نبوده است.[۱۳]

    مرحوم سید بن طاووس درباره فداکاری حضرت علی علیه السلام تحلیل جالبی دارد و آن را به فداکاری اسماعیل و تسلیم او در برابر پدر قیاس کرده، برتری ایثار حضرت علی علیه السلام را اثبات کرده است.[۱۴]

    پانویس

    منابع


    منبع مطلب : wiki.ahlolbait.com

    مدیر محترم سایت wiki.ahlolbait.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    برای ارسال نظر کلیک کنید