این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    پیامبر اکرم به فرمانروایان کدام کشورها نامه نوشتند و آنان را به اسلام دعوت کردند مطالعات هشتم

    دسته بندی :
    1. پشتوک
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    پیامبر اکرم به فرمانروایان کدام کشورها نامه نوشتند و آنان را به اسلام دعوت کردند مطالعات هشتم را از سایت تکست لس دریافت کنید.

    نامه‌های محمد به سران کشورها

    نامه‌های محمد به سران کشورها

    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

    محمد

    گسترش سیره نبوی گسترش اقدامات گسترش معجزات گسترش جانشینی محمد گسترش ستایش گسترش دیدگاه گسترش مرتبط درگاه محمد درگاه اسلام نبو

    نامه‌های محمد به سران کشورها به مجموعه نامه‌هایی گفته می‌شود که مطابق گفته منابع اسلامی توسط محمد پس از صلح حدیبیه، در سال هفتم هجرت، برای پادشاهان و سران ممالک هم عصر با او ارسال گشته‌اند.[۱][۲][۳] او نامه‌هایی به هرقل، نجاشی یا آرماه ، خسرو پرویز، مقوقس قبطی و منذر بن ساوی التمیمی ارسال نمود.

    نامه محمد به هرقل پادشاه روم[ویرایش]

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    از محمد بنده و فرستاده خدا به هرقل، بزرگ روم. درود بر کسی که از هدایت پیروی کند. اما بعد من تو را به آیین اسلام فرا می‌خوانم اسلام بیاور تا سالم بمانی و اسلام بیاور تا خدا دو بار تو را پاداش دهد و اگر از پذیرش آن سر باز زدی، گناه اریوسیان (فرقه‌ای از مسیحیت که بوسیله اسقف اریوس در سال ۳۱۰ میلادی پایه‌گذاری شد و معتقد به مخلوق بودن عیسی و نفی الوهیت او بودند[۴]) بر گردن توست؛ و ای اهل کتاب، بیایید از آن کلمه حق که میان ما و شما یکسان است پیروی کنیم که به جز خدای یکتا را نپرستیم، و چیزی را با او شریک قرار ندهیم، و برخی برخی را به جای خدا به ربوبیّت تعظیم نکنیم. پس اگر از حق روی گردانند بگویید شما گواه باشید که ما تسلیم فرمان خداوندیم.[۵][۶]

    پس از آن قیصر گفت: کسی را از قوم او بیابید تا از وی دربارهٔ محمد پرسش کنیم. در آن هنگام ابوسفیان با عده‌ای از مردان قریش، در زمان صلح حدیبیه برای تجارت در غزه بودند. ابوسفیان گوید: فرستاده قیصر نزد ما آمد و ما را پیش او در بیت‌المقدس برد. وی تاج برسر نهاده بود و بزرگان روم گرداگرد او بودند. قیصربه مترجم خویش گفت: بپرس کدام یک از اینان به این مردی که ادعا می‌کند پیغمبر است نزدیک تر است؟ ابوسفیان گفت من نزدیکترم. قیصر پرسید: نسب تو با او چیست؟ ابوسفیان پاسخ داد: محمد پسر عموی من است. قیصر گفت: پیش آی. آنگاه به اصحاب ابوسفیان دستور داد پشت او قرار گیرند و به آنان گفت شما را پشت سر او قرار دادم تا اگر دروغی گفت: شما راست آن را بگوئید. ابوسفیان گوید: به خدا اگر حیا مانعم نبود هر آینه دروغ می‌گفتم اما برخلاف میل خویش وبا وجود دشمنی ام با محمد، به پرسشهای او پاسخ راست دادم. سپس هرقل به مترجم خود گفت: از او بپرس که نسب این مرد در میان شما چگونه است پاسخ دادم: او از ما و با نسب است. پرسید: آیا کسی از شما پیش از وی چنین ادعایی کرده‌است؟ گفتم: نه پرسید آیا شما او را متهم به دروغگویی می‌کنید؟ گفتم: نه پرسید: آیا کسی از پدرانش پادشاه بودند؟ گفتم :نه پرسید: مراتب عقل و رای او چگونه است؟ گفتم: هرگز بر عقل و رای او عیب نگرفته‌ایم. پرسید: آیا چون پیمانی بندد خیانت می‌کند؟ گفتم :نه و اکنون در میان ما و او کار به مصالحت برقرار است. پرسید: آیا با او نبرد آزموده‌اید؟ گفتم: بلی پرسید: جنگ شما و جنگ او چگونه است؟ گفتم:کار ما با او به نوبت رفت گاه او پیروز بود و زمانی ما. پرسید: شما را به چه امر می‌فرماید؟ گفتم: ما را امر می‌کند که خدای یکتا را بپرستیم و بد و شرک نورزیم و ما را به نماز و زکات و وفای به عهد و ادای امانت امر می‌کند. هرقل به مترجم خویش گفت:به او (ابوسفیان) بگو: من تو را از نسب او پرسیدم و تو گفتی او مردی نسب دار است انبیا چنین باشند و در نسب قوم خویش برانگیخته شوند و از تو پرسیدم که آیا کسی پیش از او (محمد) چنین ادعایی کرده‌است؟ وتو گفتی که هیچ‌کس چنین ادعایی نداشته‌است و چنانچه کسی پیش از او این سخن را گفته بود، می‌گفتیم که او این سخن را از دیگران گرفته‌است و پرسیدیم که آیا او را به دروغگویی متهم می‌کنید؟ پیش از آن که در این باره پاسخی دهد ما گمان کردیم چنین نباشد و ما با پاسخ تو دانستیم که او نمی‌تواند کسی باشد که به مردم دروغ نگوید اما به خدا دروغ بندد و از تو پرسیدم که آیا کسی از پدرانش پادشاهی کرده‌است؟ و تو گفتی نه که اگر پاسخ تو مثبت بود آنگاه می‌گفتیم که او مردی است که به طلب پادشاهی پدرش این ادعا را مطرح کرده‌است و از تو پرسیدم که آیا بزرگان مردم او را پیروی کردند یا ضعفایشان؟ و تو گفتی:ضعفا حال آنکه اینان پیروان پیغمبران اند زیرا معمولاً پیروان پیغمبران از این طبقه بوده‌اند؛ و از تو پرسیدم که آیا شمار پیروانش روبه فزونی است یا کاستی؟ و تو پاسخ دادی: روبه فزونی است ایمان چنین است تا آنگاه که تمام و کامل شود؛ و تو را پرسیدم که آیا کسی از روی نارضایی از دین او ارتداد جسته‌است؟ و تو گفتی: نه. ایمان نیز چنین است هنگامی که ایمان حاصل شود سینه‌ها گشاده گردند. تو را پرسیدم که آیا خیانت می‌کند؟ و تو گفتی. نه پیامبران چنین اند و هیچ‌گاه خیانت روا نمی‌دارند و تو را پرسیدم که آیا با او نبرد آزموده‌اید؟ گفتی: آری و کار ما با او به نوبت بوده گاه او پیروز می‌شده و گاه ما. پیامبران چنین آزموده می‌شدند و در پایان، نصرت از آن آن‌ها می‌شده‌است؛ و از تو پرسیدم شما را به چه فرمان می‌دهد؟ جواب دادی: او ما را به نماز و زکات و عفاف و وفای به عهد و ادای امانت فرمان می‌دهد و من از این پاسخها دانستم که او پیغمبر است.[۷]

    نامه محمد به خسروپرویز[ویرایش]

    بنام خداوند بخشنده مهربان، از محمد، فرستاده خدا، به خسرو، بزرگِ ایران. درود بر آن کسی که حقیقت را بجوید و هدایت را پیرو باشد و به خداوند و رسولش ایمان آورد و گواهی دهد که جز الله معبودی نیست و شریک ندارد و یگانه است، و گواهی دهد که محمّد بنده و فرستاده‌ی اوست. من تو را به سوی خدا می‌خوانم. فرستاده خدا برای همگان هستم تا آنان را بیم دهم و حجت را بر کافران تمام کنم. اسلام بیاور تا در امان باشی و اگر از اسلام روی‌گردان شوی، گناه مردم مجوس بر گردن تو است.

    به گفته منابع اسلامی، خسرو پرویز نامه محمد را پاره کرد[۸] و گفت «بنده ناچیز میان اتباع من جرئت می‌کند نام خود را مقدم بر نام من بنویسد.»[۹] و به باذان فرمانده دست‌نشانده‌اش در یمن دستور داد دو مرد را نزد این شخص در حجاز فرستد و او را دستگیر کرده و به دربار ساسانی ارسال کند. به گفته منابع اسلامی، زمانی که محمد از پاره کردن نامه توسط خسرو پرویز مطلع شد، گفت که «پس امیدوارم الله ملک او را نابود کند.»[۸]

    منبع : fa.wikipedia.org

    پيامبر اکرم(ص) به فرمانروايان کدام کشورها نامه نوشتند و آنان را به اسلام دعوت کردند؟

    پيامبر اکرم(ص) به فرمانروايان کدام کشورها نامه نوشتند و آنان را به اسلام دعوت کردند؟

    🏆🏆 مسابقه استعدادیابی گاما تلنت 🏆🏆

    ثبت نام   ورود

    پربازدیدها: #درآمدزایی#مدرسه_یاب#آزمون‌ساز

    درس 9: ظهور اسلام در شبه جزیرهٔ عربستان مطالعات اجتماعی هشتم دوره اول متوسطه درسنامه آموزشی این مبحث

    پيامبر اکرم(ص) به فرمانروايان کدام کشورها نامه نوشتند و آنان را به اسلام دعوت کردند؟

    1 )

    مصر، روم، حبشه و ايران

    2 )

    روم، ايران، مصر و يونان

    3 )

    ايران، حبشه، مصر و يونان

    4 )

    روم، ايران، هند و حبشه

    گزارش خطا یک تست دیگه بزن یک آزمون کامل بده

    تحلیل ویدئویی تست

    تحلیل ویدئویی برای این تست ثبت نشده است!

    پاورپوینت دوره کامل آموزشی، مطالعات اجتماعی هشتم دوره اول متوسطه

    مدرس: نسرین کاظمی کوجکی

    مدت دوره: 388 اسلاید (18 فایل)

    ریاضی

    2704 تست 189,280 تومان

    عربی

    1230 تست 86,100 تومان

    علوم تجربی

    3858 تست 270,060 تومان

    فارسی

    1949 تست 136,430 تومان

    پیام‌های آسمان

    759 تست 53,130 تومان

    مطالعات اجتماعی

    2148 تست 150,360 تومان

    کار و فناوری

    184 تست 12,880 تومان

    تفکر و سبک زندگی

    149 تست 10,430 تومان

    انگلیسی

    1621 تست 113,470 تومان

    قرآن

    485 تست 33,950 تومان

    نمونه سوالات مرتبط

    آزمون آنلاین

    15 تست

    تست خودارزیابی درس 6 مطالعات اجتماعی هشتم | قوه قضائیه

    تیم مدیریت گاما

    آزمون آنلاین

    15 تست

    آزمون تستی آنلاین درس 1 تا 17 مطالعات اجتماعی هشتم دبیرستان دهخدا

    تیم مدیریت گاما

    آزمون آنلاین

    10 تست

    آزمون آنلاین درس 6 مطالعات اجتماعی هشتم | قوه قضائیه

    تیم مدیریت گاما

    2 صفحه

    آزمون میان ترم دوم مطالعات اجتماعی هشتم مدرسه مهر آئین | اردیبهشت 1396

    مرتضی جمالی ابیانه

    2 صفحه

    آزمون نوبت دوم مطالعات اجتماعی هشتم دبیرستان شهید فرازمند | اردیبهشت 1398

    زهره لک

    2 صفحه

    سوالات امتحان نوبت اول مطالعات اجتماعی هشتم دی 93 | محمد رزمجو

    شهین خواجه امیری

    33 صفحه

    سوالات تستی مطالعات اجتماعی هشتم تفکیک شده به صورت درس به درس | فصل 1 تا 12

    فیروزه فرخ نیا

    2 صفحه

    نمونه سوال امتحان نوبت دوم مطالعات اجتماعی هشتم مدرسه شهید مطهری اهواز

    علی مرمزی

    3 صفحه

    آزمون مطالعات اجتماعی هشتم مدرسه شهید چهاردانگی چالو | فصل 8: عصر مغول و تیموری

    سید حسین مصطفی نژاد…

    2 صفحه

    نمونه سوال امتحان نوبت دوم مطالعات اجتماعی هشتم | خرداد 95

    حسین کارگر

    3 صفحه

    ارزشیابی مستمر مطالعات اجتماعی هشتم | فصل 4 تا 6

    دبیر مطالعات

    2 صفحه

    آزمون نوبت دوم مطالعات اجتماعی هشتم با پاسخ| دبيرستان نمونه دولتي اسوه منطقه 9 تهران

    منبع : gama.ir

    نامه‌هایی که پیامبر به پادشاهان مختلف نوشت

    رسول الله(ص) در ماه محرم سال هفتم هجری، چند نامه از مدینه منوره به سوی «هرقل» امپراتور روم شرقی، «خسروپرویز» شاهنشاه ایران، «نجاشی»پادشاه حبشه؛ «مُقُوقس» حاکم مصر؛ «هَوذَه بن علی» حاکم یمامه و «حارث بن ابی شمر» حاکم غسّان ارسال کرد.

    مشرق نیوز

    دوشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۱ - Jul 25 2022

    کد خبر 382135

    تاریخ انتشار: ۱ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۰:۲۴

    ۰ نظر چاپ تاریخ

    نامه‌هایی که پیامبر به پادشاهان مختلف نوشت

    رسول الله(ص) در ماه محرم سال هفتم هجری، چند نامه از مدینه منوره به سوی «هرقل» امپراتور روم شرقی، «خسروپرویز» شاهنشاه ایران، «نجاشی»پادشاه حبشه؛ «مُقُوقس» حاکم مصر؛ «هَوذَه بن علی» حاکم یمامه و «حارث بن ابی شمر» حاکم غسّان ارسال کرد.

    گروه تاریخ مشرق- پیامبر اسلام(ص) بر قوم و قبیله خاصی مبعوث نشده بود تا پیامش در حصار و محدوده آن قوم و قبیله محصور بماند، بلکه طبق آموزه‏های قرآنی ماموریت داشت پیام خود را به عموم مردم ـ فارغ از تمایزات قومی، نژادی و زبانی ـ ابلاغ کند.

    از این رو سال هفتم هجری در راستای رسالت جهانی خویش با ارسال نامه‏​هایی به سران ممالک همجوار حجاز در آن روزگار، گام مهمی را در سیاست‏ خارجی برداشت. او که در این زمان دغدغه خاطر چندانی از جانب یهودیان مدینه و شرارت‏های آنها نداشت و نیز به دلیل انعقاد معاهده صلح حدیبیه از جانب مشرکان مکه احساس خطر جدی نمی‏کرد، بر آن شد نامه‌هایی را به سران کشورهای همجوار ارسال کند و آنها را به اسلام فراخواند.

    رسول الله(ص) در ماه محرم سال هفتم هجری، چند نامه از مدینه منوره به سوی 1ـ «هرقل» امپراتور روم شرقی، 2ـ «خسروپرویز» شاهنشاه ایران، 3ـ «نجاشی»پادشاه حبشه؛ 4ـ «مُقُوقس» حاکم مصر؛ 5ـ «هَوذَه بن علی» حاکم یمامه و 6ـ «حارث بن ابی شمر» حاکم غسّان و ... ارسال کرد. در ادامه به متن نامه‌ها و برخورد دریافت کنندگان نامه اشاره می‌شود:

    1ـ نامه به هرقل (امپراتور روم شرقی)

    این نامه توسط دحیه کلبی در شهر حمص به هراکلیوس رسید. قسمتی از این نامه چنین است: «به نام خداوند بخشاینده مهربان. از محمد رسول خدا به قیصر بزرگ روم، سلام برکسی باد که هدایت را پیروی کند. اکنون تو را به سوی اسلام دعوت می‌کنم، دین اسلام را بپذیر و مسلمان شو تا سلامت بمانی و خداوند دوباره به تو پاداش دهد، برای ایمان به عیسی و سپس به محمد. اگر رویگردان شدی، گناه پیروانت بر تو خواهد بود.»

    پس از آن قیصر گفت: کسی را از قوم او بیابید تا از وی درباره محمد(ص) پرسش کنیم. در آن هنگام ابوسفیان با عده‌ای از مردان قریش در زمان صلح حدیبیه برای تجارت در غزه بودند. ابوسفیان گوید: فرستاده قیصر نزد ما آمد و ما را پیش او در بیت المقدس برد. قیصر به مترجم خویش گفت: بپرس کدام یک از اینان به این مردی که ادعا می‌کند پیغمبر است نزدیک تر است؟ ابوسفیان گفت من نزدیک‌ترم و قیصر از او درباره نسب، ادعا و احوال رسول گرامی اسلام(ص) پرسید. نقل است که ابوسفیان گوید: به خدا اگر حیا مانعم نبود هر آینه دروغ می‌گفتم، اما برخلاف میل خویش و با وجود دشمنی‌ام با محمد(ص) به پرسش‌های او پاسخ راست دادم. در پایان پرسش و پاسخ از ابوسفیان، هرقل گفت: من از این پاسخ‌ها دانستم که او پیغمبر است. (سیره معصومان ـ زندگی پیامبر اسلام ـ سیدمحسن امین 103 الی 105) البته هرقل اسلام نیاورد، ولی هدایایی برای آن حضرت فرستاد.

    2ـ نامه به خسرو پرویز، پادشاه ایران

    مکتوب پیامبر به خسرو پرویز پادشاه ایران توسط عبدالله بن حذافه سهمی به خسرو رسانده شد، قسمتی از آن چنین است: «به نام خداوند بخشنده و مهربان. از محمد فرستاده خدا به خسرو، بزرگ پارسیان. درود بر آن که پیرو هدایت ‏شود و به خدا و پیغمبر وی ایمان آورد و شهادت دهد که خدایی جز خدای یکتا نیست و محمد بنده و فرستاده او بر همه مردم است.پس اسلام بیاور تا سالم بمانی و اگر دریغ کنی گناه مجوسان به گردن تو است.»

    ولی چنان که همه شنیده‌ایم خسرو پرویز تنها کسی بود که نسبت به نامه آن‏ حضرت اهانت و آن را پاره کرد. این خود نشانه فسادی بود که در اخلاق دستگاه حکومتی ایران راه یافته بود، هیچ شخصیت دیگر از پادشاهان و حکام و امپراتوران چنین کاری نکرد، بعضی از آنان جواب نامه را با احترام و توأم با هدایایی فرستادند.

    خسرو به پادشاه یمن که دست‌نشانده حکومت ایران بود، دستور داد‏ درباره این مرد مدعی پیغمبری که به خود جرأت داده که به او نامه‏ بنگارد و نام خود را قبل از نام او بنویسد، تحقیق کند و عنداللزوم او را نزد خسرو بفرستد.

    ولی هنوز فرستادگان پادشاه یمن در مدینه بودند که خسرو سقوط کرد و شکمش به دست پسرش دریده شد. رسول اکرم قضیه را به فرستادگان پادشاه‏ یمن اطلاع داد، آنها با حیرت تمام خبر را برای پادشاه یمن بردند و پس‏ از چندی معلوم شد که قضیه همچنان بوده که رسول اکرم خبر داده است. خود پادشاه یمن و عده زیادی از یمنی‌ها بعد از این جریان مسلمان شدند و همراه‏ آنان گروه زیادی از ایرانیان مقیم یمن نیز اسلام اختیار کردند. (خدمات متقابل اسلام و ایران، شهید مطهری)

    3ـ نامه به نجاشی، پادشاه حبشه

    این نامه با نامه‌ای که به کسری نوشته شد، بسیار متفاوت بود و آن را عمروابن امیه ضمری نزد نجاشی برد، محتوای نامه چنین است: «به نام خدای رحمان رحیم، این نامه از محمد رسول خداست به نجاشی پادشاه حبشه. امیدوارم سلامت باشی. من درباره تو خدا را حمد می‌کنم و خدای حکمران، پاک، سلامت، ایمنی‌دهنده، مراقب بندگان را، گواهی می‌دهم که عیسی روح و اراده خداست که در وجود مریم قرار گرفته، مریم بتول و پاک و عفیف. او (مریم) با دمیدن روح‌القدوس در او به عیسی حامله شد، چنان که خدا آدم را مانند عیسی با دست خویش آفرید. من تو را می‌خوانم به سوی خدای واحد بی‌شریک و به پیوستگی اطاعتش و این‌که از من پیروی کنی و به دینی که برای من آمده ایمان بیاوری، من رسول خدایم، تو را و لشکریانت را به سوی خدای عزوجل می‌خوانم. دعوت را رساندم و نصیحت کردم. نصیحت مرا قبول کنید، سلام بر کسی که از هدایت حق پیروی کند.»

    نجاشی وقتی نامه حضرت(ص) را خواند، آن را بر چشم خود گذاشت و به احترام نامه از تخت پایین آمد و بر خاک نشست. آنگاه جعبه‌ای از عاج ساخت و نامه را در آن گذاشت و گفت: تا این نامه در حبشه است، اهل آن در سعادت خواهند بود. آنگاه در جواب رسول خدا (ص) نامه‌ای از سر مهر و محبت نوشت: نجاشی هدایای زیادی به مدینه ارسال کرد و 30 نفر از علمای نصاری را نیز فرستاد تا سخن گفتن، نشستن، طعام خوردن و دیگر علائم رسالت را در آن حضرت(ص) در نظر بگیرند و به آنها گفت: به کلام و نشستن و مشرب و مصلای حضرت (ص) نگاه کنید تا ببینند آیا او در زی پادشاهان و جباران است یا نه. چون آنها به مدینه آمدند، حضرت(ص) ایشان را به اسلام دعوت کرد و برای آنها از قرآن درباره حضرت مریم(س) خواند، آنان از شنیدن قرآن به گریه افتادند، پس از ایمان آوردن نزد نجاشی برگشتند. نقل است که نجاشی اسلام آورد، ولی از ملت حبشه ترسید و اسلام خود را بر آنها آشکار نکرد.

    منبع : www.mashreghnews.ir

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 1 ماه قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید