در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    چرا هریک از امامان قبل از شهادت امام بعد خود را به مردم معرفی می کردند

    1 بازدید

    چرا هریک از امامان قبل از شهادت امام بعد خود را به مردم معرفی می کردند را از سایت پشتوک دریافت کنید.

    چرا امامان(ع) با این‌که به زمان شهادت خود، علم غیب داشتند در جهت جلوگیری از آن اقدامی صورت ندادند؟! - گنجینه پاسخ ها - اسلام کوئست - مرجعی برای پاسخگویی به سوالات دینی، اعتقادی و شرعی

    برای روشن شدن پاسخ ضروری است، ابتدا نحوۀ علم امامان(ع) به صورت خیلی خلاصه بیان شود، آن‌گاه ببنیم ائمه(ع) با این‌که به مرگ و شهادت خود علم داشتند؛ چرا از آن جلوگیری نمی‌کردند!

    در این‌که آیا امامان معصوم، علم غیب مطلق و تمام به امور داشتند؛ یعنی به تمام وقایع و حوادث گذشته و آینده از جمله زمان و مکان شهادت خود علم داشتند، محل بحث و اختلاف است. طبق آموزه‌های قرآنی، علم به غیب به صورت تام و تمام فقط در اختیار خداوند است؛ زیرا او است که احاطۀ همه جانبه بر تمامی عالم دارد. این معنا از آیات، 4 سورۀ رعد، 20 سورۀ یونس و 65سورۀ نحل استفاده می‌شود. بنابراین، عده‌ای با استفاده از این‌گونه آیات منکر علم ائمه به صورت وسیع و گسترده؛ مانند علم به زمان و مکان شهادتشان هستند.

    اما اکثر علمای شیعه، با استفاده از برخی آیات قرآن؛ نظیر: آل عمران، 179 و جن، 26 و 27 که می‌فرمایند: خدواند علم غیب را در اختیار رسولان قرار می‌دهد، معتقدند که اولیای الاهی، نیز اجمالاً از غیب آگاهی دارند. این معنا هم‌چنین از روایات ائمه استفاده می‌شود. امام صادق‌(ع) در این باره می‌فرماید: "هنگامی که امام اراده می‌کند، چیزی را بداند، خدا به او تعلیم می‌دهد".[1]

    بنابراین، با توجه به این دسته از آیات و روایات و با توجه به این‌که پیامبران الاهی(ع) مأمور هدایت انسان‌ها در تمام جنبه‌های مادی و معنوی بودند، باید سهم بسیار بزرگی از علم و دانش داشته باشند، تا بتوانند به خوبی این مأموریت را انجام دهند، و امامانی که جانشینان پیامبرند نیز همین حکم را دارند. پس آنان نیز به صورت وسیع و گسترده علم به غیب دارند، از جمله علم به زمان و مکان شهادتشان.[2]

    در هر صورت و بر فرض ثبوت علم امامان به زمان و مکان شهادت خود، باید گفت.

    الف) همۀ انسان‌هایی که روزی پا به عرصۀ حیات می‌گذارند، روزی از این دنیا رخت برمی‌بندند؛ هر متولد شده‌ای بالاخره روزی از این دنیا می‌رود. قرآن مجید می‌فرماید: "هر نفسی مرگ را می‌چشد".[3] پس هر انسان زنده‌ای روزی از دنیا می‌رود، اما جز عده‌ی خاص از اولیای خداوند، کسی از زمان مرگ خود مطلع نیست و وقت وفات آنان پوشیده شده است، تا انسان‌ها با این تفکر که هر لحظه امکان وفات یافتن وجود دارد، به سوی گناهان نروند و یا توبه را به تأخیر نیاندازند. از طرفی برترین مرگ‌ها نزد خداوند شهادت است. خداوند کشته شدگان در راهش را مرده خطاب نمی‌کند، بلکه آنان را صاحب زندگانی می‌داند که پیش او روزی دریافت می‌کنند.[4]

    ائمۀ معصومین(ع) هم که دارای علم غیب هستند، همگی به این نوع مرگ؛ یعنی شهادت از دنیا رفتند. به هر حال، باید توجه داشت که علم شخص مانع از مرگ و یا شهادت او نمی‌شود و نمی‌تواند جلوی مرگ را برای همیشه بگیرد.

    ب) قضا و قدر خداوند اگر حتمی شده باشد، به هیچ عنوان تغییر نمی‌کند. حال قضای الاهی در مورد عمر انسان‌ها باشد یا عمر امت‌ها. خداوند می‌فرماید:  "هر گاه که اجلشان برسد نه لحظه‌ای عقب می‌افتد و نه لحظه‌ای زودتر تحقق می‌یابد".[5]

    ج) ائمۀ معصومین(ع) هم علم غیب به امور داشتند، به طوری که تا وقتی که می‌دانستند قضا و حکمت خداوند به این تعلق نگرفته است که به شهادت برسند، از هر وسیله‌ای برای نجات خود از مرگ استفاده می‌کردند.

    گزارش شده است که امام هادی(ع) برای شفای بیماری خود شخصی را برای دعا به کربلا فرستاد، یا امام کاظم(ع) خرمای زهر آلودی که هارون الرشید به حضرت داد را میل نفرمود و گفت: هنوز وقتش فرا نرسیده است و  یا امام باقر(ع) می‌فرماید: "ما برای دفع شر سلطان فلان دعا را می‌خوانیم".[6]

    همۀ اینها حاکی از آن است که این ذوات مقدسه برای حفظ جان خود از هیچ کوششی فروگذار نکرده‌اند.

    د) چنین شهادتی که انسان از قبل مطلع باشد و برای رضای خداوند و تسلیم امر او و برای رعایت مصالح مهم‌تر خود با پای خویش به قتلگاه برود چیزی جز ارتقای رتبه و درجه برای انسان نیست.

    انسان اگر به این مقام از رضایت برسد، مطمئناً درجات بالایی از انسانیت را کسب کرده است. امام باقر(ع) می‌فرماید: "این مصیبت‌ها که برای ائمۀ گذشته پیش آمد، قضای حتمی خداوند و با انتخاب امامان بود و همگی به آن علم داشتند ... و همۀ اینها به دلیل درجات و کراماتی است که خداوند اراده کرده به آنها عطا کند.[7] جلوگیری کردن از بهترین مرگ که مطابق خواست حتمی خداوند است، معنایی غیر از عدم رضایت به خواست خداوند ندارد که چنین امری از آنها نه تنها بعید و غیر عقلانی است، بلکه مرگ این چنینی؛ یعنی شهادت در راه خدا بزرگ‌ترین آرزوی آنها بود و هر لحظه برای رسیدن به چنین آرزویی دعا و لحظه شماری می‌کردند؛ مثلاً امام حسین(ع) با این‌که از شهادت خود و یارانش اطلاع داشت، ولی در عین حال از آن استقبال کرد؛ چرا که شهادت آن‌حضرت آثار و برکات مثبت و تأثیرگذاری بر جهان اسلام داشت و موجب احیای دین شده است. اگر از این مرگ فرار می‌کرد، در کجا به شهادت می‌رسید که آثار و برکات این چنینی داشته باشد؟!

    حال با توجه به مقدمات ذکر شده، نتیجه می‌گیریم: در مواردی که ائمۀ اطهار(ع) به قضای حتمی خداوند علم داشتند، به دلیل مقام تسلیم و رضایی که داشتند، به این امر راضی بودند و در غیر این موارد از جان خود بسیار محافظت می‌کردند.[8]

    [1]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ‏1، ص 258، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق؛  برای آگاهی بیشتر؛ ر. ک: (انسان و آگاهی از علم غیب)، 339.

    [2]. البته آگاهی از غیب، همه جا نشانه‌ی کمال نیست، بلکه گاهی نقص است. مثلاً شبی که امام علی(ع) در جای پیامبر(ص) خوابید، اگر آن‌حضرت علم داشت که مورد خطر قرار نمی‌گیرد، کمالی برای آن‌حضرت محسوب نمی‌شد؛ زیرا در این صورت، همه حاضر بودند جای آن‌حضرت بخوابند، در این‌جا، کمال، علم نداشتن به غیب است. قرائتی، محسن، تفسیر نور، ج 4، ص 244، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ یازدهم، 1383ش.

    [3]. آل عمران، 185.

    [4]. همان، 169.

    [5]. اعراف، 34.

    [6]. مقرّم، عبد الرزاق‏، مقتل الحسین(ع)، ص 56، بیروت، مؤسسة الخرسان للمطبوعات‏، 1426ق.

    [7]. همان، ص 60.

    [8]. «علم غیب ائمه(ع)»، 2775؛ «علم اولیای خدا»، 189؛ «دلیل علم غیب داشتن ائمه اطهار(ع)»، 61459؛ «پیامبران(ع) و علم غیب»، 104673؛ «اطلاع از علم غیب برای غیر مسلمان»، 97299.

    منبع مطلب : www.islamquest.net

    مدیر محترم سایت www.islamquest.net لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    چرا هر یک از امامان قبل از شهادت امام بعد از خود را به مردم معرفی می کردند هدیه ششم

    چرا هر یک از امامان قبل از شهادت امام بعد از خود را به مردم معرفی می کردند هدیه ششم

    پاورپوینت درس ششم هدیه های آسمان ششم دبستان( سیمای خوبان)

    هر یک از امامان قبل از شهادت، امام بعد از خود را به مردم معرّفی می‌کرد تا مردم در تشخیص امام و رهبر خود دچار تردید یا گمراهی نگردند و او چراغ هدایت همه‌ی مردم و پرچم‌دار مبارزه با ظلم حاکمان باشد.

    تهیه و تنظیم : سایت کلاس درسی

    منبع: سایت گاما

    چرا هر یک از امامان قبل از شهادت امام بعد از خود را به مردم معرفی می کردند هدیه ششم

    در امر به معروف و نهی از منکر به چه نکته ای باید توجه داشته باشیم هدیه ششم

    منبع مطلب : kelasedarsi.ir

    مدیر محترم سایت kelasedarsi.ir لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    چرا امامان با این که می دانستند که چگونه و کی به شهادت می رسند ، باز به محل شهادت خود می رفتند؟

    چرا امامان با این که می دانستند که چگونه و کی به شهادت می رسند ، باز به محل شهادت خود می رفتند؟

    سؤال کننده : یاسین شوشتری

    توضیح سؤالات :

    چرا امامان با اینکه می دانستند که چگونه وکی به شهادت می رسند باز به محل شهادت خود می رفتند؟

    چرا خداوند انسان را آفرید؟

    چرا انسان بعضی مواقع که اسم خدا وائمه را می شنود احساس می کند که به آنها ایمان ندارد واین آنها اصلا وجود ندارد ؟ برای جلوگیری ازچنین حالتی باید چه کار کرد ؟

    پاسخ :

    سؤال 1 :

    چرا امامان با اینکه می دانستند که چگونه وکی به شهادت می رسند باز به محل شهادت خود می رفتند؟

    جواب :

    این که پیامبران و ائمه علیهم السلام علم غیب داشتند ، از ضروریات مذهب حق است و با دلایل قطعی از کتاب و سنت و عقل قابل اثبات است ؛ از جمله می دانستند که کی شهید می شوند ، چه کسی آن ها را به شهادت می رساند و ...

    در پاسخ به سؤال شما باید به این نکته اساسی توجه کرد که پیامبران و ائمه علیهم السلام در زندگی اجتماعی خودشان و ظیفه داشتند که همانند انسان های معمولی رفتار کنند و وظیفه نداشتند که به علم باطنی و دانشی که خداوند به آن ها اعطاء کرده بود ، عمل کنند ؛ مثلاً پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم با این که علم غیب داشتند ؛ اما در قضاوت های خود در بین مردم به علم غیب عمل نمی کردند ؛ بلکه بر طبق موازین شرعی ، از مردم شاهد و بینه می خواستند و شاهد و بینه بر طبق ادعای هر کس بود ، به نفع او رأی می داد ؛ چنانچه مرحوم کلینی رحمت الله علیه در کتاب شریف کافی این روایت صحیح السند را نقل می کند :

    عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبیهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ أَبی عُمَیْرٍ عَنْ سَعْد وَ هِشَامِ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ أَبی عَبْد اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) إِنَّمَا أَقْضِی بَیْنَکُمْ بالْبَیِّنَاتِ وَ الْأَیْمَانِ وَ بَعْضُکُمْ أَلْحَنُ بحُجَّتِهِ مِنْ بَعْضٍ فَأَیُّمَا رَجُلٍ قَطَعْتُ لَهُ مِنْ مَالِ أَخِیهِ شَیْئاً فَإِنَّمَا قَطَعْتُ لَهُ بهِ قِطْعَةً مِنَ النَّارِ .

    الکافی - الشیخ الکلینی - ج 7 - ص 414 . تهذیب الأحکام - الشیخ الطوسی - ج 6 - ص 229 و ...

    من در میان شما با استناد به شاهد و یمین قضاوت می کنم . برخی از شما دراثبات ادعای خود از دیگری زیرک تر است ؛ پس هر کدام از شما اگر از مال برادرش چیزی رابه سود او گرفتم و به او دادم [ در حالی که خود شما می دانید که مال شما نیست ] آن مال همانند پاره ای از آتش است .

    مقصود این است که من وظیفه ندارم بر طبق علم باطنی خودم که خداوند به من داده است ، در میان شما قضاوت کنم ، من بر طبق بینه ، شاهد و یمین قضاوت می کنم و هر کس بر ادعای خویش دلیلی داشت به سود او رأی خواهم داد ؛ چه آن شخص راست بگوید یا دروغ ؛ اما اگر کسی زرنگ تر بود و توانست بر ادعای خویش بینه و شاهدی فراهم کرد و مال برادرش را به ناحق غصب کند ، آن قطعه از مال برای او قطعه ای از آتش جهنم خواهد بود .

    در نتیجه ائمه علیهم السلام و ظیفه دارند که همانند مردم عادی و همانند یکی از آن ها زندگی کند . اگر قرار باشد که امام علیه السلام به علم الهی خود ، حدود ، دیات قصاص و... را اجرا کند ، نظام اجتماعی به هم خواهد خورد .

    ضمن این که ائمه علیهم السلام برای تمامی مردم در تمامی شئونات زندگی الگو و نمونه هستند و مردم نیز وظیفه دارند که به آن بزرگواران اقتدا کرده و از نحوه زندگی آن ها الگو برداری کنند ، اگر قرار باشد که آن ها زندگی غیر عادی داشته باشند و بر طبق علم غیب رفتار کنند ، نمی توانند برای مردم الگو باشند و مردم نمی توانند از آن ها الگو برداری کنند .

    حال ممکن است این سؤال پیش بیاید که با توجه به علم ائمه علیهم السلام نسبت به شهادتشان ، آیا رفتن آن ها به محل شهادت ، خود کشی نیست ؟

    ما به این شبهه نیز پیش از این پاسخ داده ایم که شما دوست عزیز را به این لینک ارجاع می دهیم :

    سؤال 2 :

    چرا خداوند انسان را آفرید؟

    پاسخ :

    خداوند کریم در جای جای قرآن مجید به این پرسش اساسی و مهم بشر پاسخ داده است ؛ از جمله می فرماید :

    وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ . الذاریات / 56 .

    من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند (و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند) .

    حرف «لام» در کلمه « لیعبدون» لام غرض است ؛ یعنی تنها فلسفه خلقت جن و انس و غرض از خلقت آن ها این است که خداوند را با اختیار و نه اجبار ، عبادت کنند تا به تکامل و سعادت ابدی نائل شوند .

    در نتیجه ، عبادت و فرمان برداری از دستورات خداوند و در نتیجه رسیدن به اعلی درجه کمال ، هدف اصلی خلقت جن و انس است و خداوند برای رسیدن بشر به این هدف مهم ، تمام وسائل و ابراز مورد نیازش را نیز فراهم کرده است . از طرف در وجود آن ها عقل یا همان پیامبر درونی را نهاده است که در هر لحظه و هر آن در اختیار انسان است و می تواند با استفاده از آن از مهلکه نجات یافته و به هدف مقدسش برسد ، و از طرف دیگر در طول تاریخ بیش از صد هزار پیامبر را همراه با کتاب های الهی فرستاده است تا انسان ها را برای رسیدن به این هدف یاری دهند و آن ها نیز به بهترین وجه وظیفه خود را انجام داده اند ، حال اگر انسان با وجود این همه وسائل ، ابزار ، راهنما و ... نتواند به هدف اصلی اش برسد و به جای رفتن به کعبه اعرابی راهی ترکستان شود ، تقصیر خود او است و نقص غرص پیش نخواهد آمد .

    مرحوم شیخ صدوق رضوان الله تعالی علیه در کتاب شریف علل الشرائع ، ج 1، ص 13 و 14 می نویسد:

    عَنْ أَبی بَصِیرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْد اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ قَالَ خَلَقَهُمْ لِیَأْمُرَهُمْ بالْعِبَادَة .

    از ابی بصیر نقل شده که وی گفت : راجع به فرموده حقّ تعالی «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ» از امام صادق علیه السّلام پرسیدم :

    حضرت فرمودند : مقصود این است که : حقّ تعالی جنّ و انس را آفرید تا ایشان را به عبادت امر فرماید.

    و در روایت دیگری نقل می کند :

    عن جمیل بن دراج، قال: قلت لأبی عبد الله (علیه السلام): جعلت فداک، ما معنی قول الله عز و جل: وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ؟ فقال: «خلقهم للعبادة».

    جمیل بن درّاج نقل شده است که وی گفت : به امام صادق علیه السّلام عرضه داشتم :

    فدایت شوم: معنای وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ الخ چیست؟

    حضرت فرمودند: خداوند متعال جنّ و انس را فقط برای عبادت آفریده.

    و همچنین می نویسد :

    عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبی عَبْد اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ قَالَ خَلَقَهُمْ لِلْعِبَادَةِ قُلْتُ خَاصَّةً أَمْ عَامَّةً قَالَ لَا بَلْ عَامَّة .

    از جمیل بن درّاج نقل شده است که وی گفت : از حضرت امام صادق علیه السّلام راجع به معنای فرموده حقّ تعالی «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ» سؤال کردم .حضرت فرمودند :

    مقصود این است که خداوند جنّ و انس را برای عبادت آفریده.

    عرضه داشتم: گروه خاصی را یا عموم مردم را؟

    فرمودند: خیر، بلکه عموم را به منظور عبادت خود آفریده است .

    برای تحقیق بیشتر در این باره ، به تفسیر المیزان تألیف علامه طباطبائی رحمت الله علیه ، ذیل همین آیه مراجعه فرمایید .

    سؤال 3 :

    چرا انسان بعضی مواقع که اسم خدا وائمه را می شنود احساس می کند که به آنها ایمان ندارد واین آنها اصلا وجود ندارد ؟ برای جلوگیری ازچنین حالتی باید چه کار کرد ؟

    پاسخ :

    بدون شک ، یکی از عوامل اصلی عدم ایمان به ائمه علیهم السلام و تمامی آیات الهی ، گناهان فراوانی است که از انسان ها سر می زند . سر پیچی از دستورات الهی و ارتکاب اعمال بد ، همچون خوره به جان ایمان انسان می افتد و کم کم ایمان انسان را نیز از او سلب خواهد کرد ؛ زیرا شیطان هنگامی که می خواهد انسان را از جاده اصلی و صراط مستقیم الهی منحرف کند ، به یکباره این کار را نمی کند ؛ بلکه آرام آرام گناهان را در نظر او کوچک و ساده جلوه می دهد و از گناهان صغیره شروع و به گناهان کبیره می کشاند ، تا جایی که این گناهان چنان قلب او را سیاه می کند که حاضر به پذیرش هیچ حقیقتی نیست و این جا است که ایمان او به آیات الهی سلب می شود و اگر به خود نیاید و از گناهان دست نکشد ، دچار زیان ابدی شده و گرفتار عذاب الهی خواهد شد . خداوند کریم در این باره می فرماید :

    ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذینَ أَسَاءُوا السُّوأَی أَنْ کَذَّبُوا بآَیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بهَا یَسْتَهْزئُونَ . الروم / 10 .

    سپس سرانجام کسانی که اعمال بد مرتکب شدند به جایی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به مسخره گرفتند .

    یکی دیگر از عوامل عدم ایمان به ائمه علیهم السلام ، عدم آگاهی به مقام و منزلت آن ها است . بدون شک اگر انسان کسی را نشناسد و نیز سعی نکند که او را بشناسد ، نمی تواند به او ایمان بیاورد . من به شما پشنهاد می کنم که برای خلاصی از گرفتاری سخت ، هر روز یک صفحه از کتاب های روائی شیعه و به ویژه کتاب شریف کافی که برترین و متقن ترین کتاب شیعه در این باب است ، مطالعه فرمایید تا معرفت و شناخت شما نسبت به ائمه علیهم السلام بیشتر . امام رضا علیه السلام می فرماید :

    َ فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسنَ کَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا .

    عیون أخبار الرضا (ع) - الشیخ الصدوق - ج 2 - ص 275و معانی الأخبار - الشیخ الصدوق - ص 180 و...

    مردم اگر سخنان نیکوی ما را ( بی آن که چیزی از آن کاسته و یا بر آن بیافزایند) بدانند هر آینه از ما پیروی (و طبق آن عمل) می کنند .

    ترجمه کتاب شریف کافی نیز در کتابخانه ها و بازار موجود است و از این بابت مشکلی برای شما وجود نخواهد داشت .

    گروه پاسخ به شبهات

    مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)

    منبع مطلب : www.valiasr-aj.com

    مدیر محترم سایت www.valiasr-aj.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهنا 6 ماه قبل
    -1

    خواهش‌‌میکنم‌بگید؟

    مهدی 8 ماه قبل
    0

    نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    برای ارسال نظر کلیک کنید