این سایت سعی دارد سایت های برتر سراسر ایران را معرفی کند ما با نمایش دادن پیش نمایشی از سایت، کاربران را به دیدن کامل مطالب سایت های معرفی شده دعوت میکنیم فلذا هیچ لینک، عکس، و متنی از سایت های معرفی شده کپی نمیشود.

    چو عمرم مدتی با گل گذر کرد کمال همنشین در من اثر کرد

    دسته بندی :
    1. پشتوک
    2. مطالب سایت

    مهدی

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    چو عمرم مدتی با گل گذر کرد کمال همنشین در من اثر کرد را از این سایت دریافت کنید.

    معنی و متن کامل شعر گل و گل از ملک الشعرای بهار در کتاب فارسی هفتم

    معنی و متن کامل شعر گل و گل از شاعر معاصر ایرانی ملک الشعرای بهار که در کتاب فارسی هفتم متوسطه نیز آورده شده است.

    شعر گل و گل

    معنی و متن کامل شعر گل و گل از شاعر معاصر ایرانی ملک الشعرای بهار که در کتاب فارسی هفتم متوسطه نیز آورده شده است.

    شعر گل و گل از ملک الشعرای بهار

    شبی در محفلی با آه و سوزی

    شنیدستم که پیر پاره دوزی

    چنین می گفت با سوز و گدازی

    گِلی خوشبوی در حمام روزی

    رسید از دست محبوبی به دستم

    گرفتم آن گِل و کردم خمیری

    خمیری نرم نیکو چون حریری

    معطر بود و خوب و دلپذیری

    بدو گفتم که مشکی یا عبیری

    که از بوی دلاویز تو مستم

    همه گِل های عالم آزمودم

    ندیدم چون تو و عبرت نمودم

    پو گِل بشنید این گفت و شنودم

    بگفتا من گِلی ناچیز بودم

    و لیکن مدتی با گُل نشستم

    گُل اندر زیر پا گسترده پر کرد

    مرا با همنشینی مفتخر کرد

    چو عمرم مدتی با گُل گذر کرد

    کمال همنشین در من اثر کرد

    و گر نه من همان خاکم که هستم

    معنی شعر

    شنیده ام که یک شب در مجلسی یک پیر مرد پینه دوز با گریه می گفت : یک روز درحمام دوستی یک گِل خوشبو به من داد.

    من با آن گِل خمیری درست کردم که مانند پارچه ابریشمی نرم و لطیف بود.

    از بس آن خمیر معطر و خوشبو بود به او گفتم تو عطر هستی یا دارویی خوشبو که من از بوی دل انگیز تو سر حال و مست هستم.

    من تمامی گِل های سر شور جهان را امتحان کرده ام و مانند تو ندیده ام که اینقدر خوشبو و معطر باشند.

    گِل زمانی که گفت و گوی من را شنید گفت : من گِلی بی ارزش بودم اما اندک زمانی را با یک گُل همنشین شدم.

    او گلبرگ های خویش را بر روی زمین افکند و افتخار همنشینی را به من داد و هنگامی که با او گشتم مدتی از عمرم را با او گذراندم لطافت و خوشبویی آن گُل به من نیز منتقل شد؛ وگرنه من همان خاک بی ارزش و ناچیز باقی مانده بودم.

    ماجرای این شعر زیبا چیست؟

    شعری کوتاه از سعدی شیرازی وجود دارد در مورد یافتن دوست و تاثیر دوست در زندگی هر فرد. در زمان های قدیم به جای شامپو از گِل خاصی برای شست و شوی موهای سر استفاده می کردند که برای معطر شدنش مدتی این گِل را در کنار گلبرگ های یک گل خوشبو قرار می دادند.

    پند بسیار زیبای این شعر نیز در این است که دوست خوب یا بد در زندگی تاثیر زیادی دارد؛ مانند گِلی که چون در کنار یک گُل خوشبو قرار گرفته معطر شده و می گوید کمال همنشین در من اثر کرد. بنابراین در انتخاب دوستان زندگی تان دقت کنید.

    ملک الشعرای بهار نیز که به سعدی شیرازی و این شعر او علاقه زیادی داشته این شعر را در دل شعر سعدی سروده است.

    شعر سعدی

    گِلی خوشبوی در حمام روزی

    رسید از دست محبوبی به دستم

    بدو گفتم که مشکی یا عبیری

    که از بوی دلاویز تو مستم

    بگفتا من گِلی ناچیز بودم

    و لیکن مدتی با گُل نشستم

    کمال همنشین در من اثر کرد

    و گر نه من همان خاکم که هستم

    در ادامه بخوانید : شعرهای عاشقانه ملک الشعرای بهار

    منبع : www.coca.ir

    معنی شعر گل و گل (ملک الشعرای بهار)

    درباره معنی و مفهوم شعر گل و گل فارسی پایه هفتم از ملک الشعرای بهار، معنی کلمات شعر گل و گل هفتم، شبی در محفلی با آه و سوزی

    معنی شعر گل و گل (ملک الشعرای بهار)

    ادبیات 3 دیدگاه

    معنی و مفهوم شعر گل و گل فارسی پایه هفتم از ملک الشعرای بهار

    در این پست، معنی و مفهوم شعر زیبای گِل و گُل از ملک الشعرای بهار را برای شما دوستان عزیز آماده کرده ایم. با دانشچی همراه باشید.

    معنی شعر گل و گل و واژه های مهم آن

    شبی در محفلی با آه و سوزیشنیدستم که پیر پاره دوزیمعنی: شبی در یک مجلسی، شنیدم که شخص پیری که شغلش پینه دوزی بود، با آه و گریه گفت.محفل = مجلسپاره دوز = پینه دوز، کسی که لباس های پاره را می دوزدچنین می گفت با سوز و گدازیگِلی خوشبوی در حمام روزیرسید از دست محبوبی به دستممعنی: آن پیر پینه دوز غمگینانه گفت:  روزی در حمام بودم که گِل خوشبویی را دوستی به دستم داد.گرفتم آن گِل و کردم خمیریخمیری نرم نیکو چون حریریمعنی: آن گِل را ورز دادم و خمیرش کردم. خیلی نرم بود؛ درست مانند حریر.حریر= پارچه یا پیراهن ابریشمیمعطر بود و خوب و دلپذیریبدو گفتم که مشکی یا عبیریکه از بوی دلاویز تو مستممعنی: آن گِل، خوشبو بود و دلنشین. به گِل گفتم تو گِلی یا عطر؟ چرا که از بوی خوش تو مست شده ام.عبیر = مخلوطی از گیاهان خوشبو مانند مشک، صندل، زعفران و گلاب.همه گِل های عالم آزمودمندیدم چون تو و عبرت نمودممعنی: من همه گِل های دنیا را امتحان کرده ام اما هیچ کدام مثل تو خوشبو نبودند. به همین دلیل توجهم به تو جلب شد.چو گِل بشنید این گفت و شنودمبگفتا من گِلی ناچیز بودمو لیکن مدتی با گُل نشستممعنی: وقت گِل این حرف های من راشنید، گفت: من در ابتدا گِل بد بو و خوار و ذلیلی بودم اما مدتی در کنار گُل خوشبو نشستم.گُل اندر زیر پا گسترده پر کردمرا با همنشینی مفتخر کردمعنی: گُل، گلبرگ هایش را زیر پای من ریخت و به من افتخار داد که با او همنشین شوم.چو عمرم مدتی با گُل گذر کردکمال همنشین در من اثر کردو گر نه من همان خاکم که هستممعنی: چون مدتی از روزهای عمرم را با گُل سپری کردم، بالاخره خوبی های او در من هم اثر گذاشت و من هم مثل او خوشبو شدم. وگرنه اصل من همان خاک ناچیز است.

    شاعر: ملک الشعرای بهار

    مفهوم شعر

    این شعر زیبا، با زبانی شاعرانه و دلنشین اثرات همنشین را در زندگی انسان نشان میدهد؛ انسان هرچقدر هم بد باشد، همنشینی با آدم های خوب در او اثر مثبت می گذارد و باعث می شود راه درست را در زندگی اش انتخاب کند.

    یکی از مهم ترین آرایه های این شعر آرایه تشخیص یا جان بخشی به اشیاء است؛ زیرا از زبان گِل هم سخنانی آورده تا اثرات همنشین خوب را برای دیگران بیان کند و به داشتن دوست خوبش که گُل خوشبو بود، افتخار کند.

    بیشتر بدانید: درباره ملک الشعرای بهار

    اختصاصی-دانشچی اشتراک گذاری: Telegram Email WhatsApp Copy Link Gmail LinkedIn

    ≡≡مطالب پیشنهادی≡≡≡≡≡≡≡≡

    شعر درباره عید نوروز از باباطاهر تحقیق در مورد قالب شعری غزل گوهر تن، از گوهر اصل، بهتر بود یعنی چه؟ معنی شعر ای ایران (حسین گل گلاب) معنی شعر سخن (نظامی) معنی شعر صورتگر ماهر (قاآنی شیرازی)

    منبع : www.daneshchi.ir

    معنی شعر گل و گل فارسی هفتم

    معنی شعر و کلمات شعر گل و گل فارسی هفتم را در انتشارات پدربزرگ دانا بخوانید.

    معنی شعر گل و گل فارسی هفتم

    معنی شعر گل و گل فارسی هفتم

    برای دیدن نمونه سوالات فارسی هفتم همراه با پاسخنامه، اینجا کلیک کنید.

    گل و گل

    شبی در محفلی با آه و سوزی *** شنیدستم که مرد پاره دوزی

    چنین می‌گفت با پیر عجوزی *** «گلی خوشبوی در حمام روزی

    رسید از دست محبوبی به دستم»

    یک شب در مجلسی شنیدم که پیرمرد کفش دوزی با حسرت و ناله به پیرزنی می‌گفت: روزی در حمام گل خوشبویی از یار محبوبی به دستم رسید.

    گرفتم آن گل و کردم خمیری *** خمیری نرم و نیکو، چون حریری

    معطر بود و خوب و دلپذیری *** «بدو گفتم که مشکی یا عبیری

    که از بوی دلاویز تو مستم»

    آن گل را گرفتم و با آن خمیری درست کردم که مانند ابریشم نرم بود. آن گل خیلی خوش‌بو بود. از او پرسیدم آیا تو مشک یا عبیر هستی؟ زیرا که بوی خوش تو من را مست کرده است.

    همه گل‌های عالم آزمودم *** ندیدم چون تو و عبرت نمودم

    چو گل بشنید این گفت و شنودم *** «بگفتا من گلی ناچیز بودم

    ولیکن مدتی با گل نشستم»

    من گل‌های زیادی دیده‌ام ولی هیچ گلی مانند تو نبود و از عطر تو تعجب می‌کنم. وقتی گل این حرف مرا شنید گفت: من گِل ناچیز و بی‌مقداری بودم ولی مدتی هم‌نشین گُل شدم.

    گل اندر زیر پا گسترده پر کرد *** مرا با همنشینی مفتخر کرد

    چو عمرم مدتی با گل گذر کرد *** «کمال همنشین در من اثر کرد

    وگرنه من همان خاکم که هستم»

    گل خودش را زیر پای من گسترد و به من افتخار هم‌نشینی با خودش را داد. وقتی بخشی از عمرم در کنار گل گذشت، صفات خوب و عطر هم‌نشینم در من تاثیر گذاشت و من خوش‌بو شدم. وگرنه من همان خاکی هستم که بودم و تغییری نکردم.

    معنی لغات درس گل و گل:

    محفل: مجلس و گروهپاره دوز: کفش دوزعجوز: پیرزنمشک: ماده سیاه رنگ و خوش‌بوعبیر: نوعی ماده خوش‌بودلاویز: دلپذیر و عطرآگین

    محمد تقی بهار که ملقب به ملک‌الشعرای بهار است، از شاعران بزرگ معاصر کشورمان است. او در این شعر به زیبایی تاثیر همنشین و دوست خوب را به تصویر کشیده است. ما هم باید از آن درس بگیریم و در انتخاب دوستان و همنشینان خود دقت کنیم و با افراد خوب نشست و برخاست کنیم.

    منبع : virgool.io

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    مهدی 10 روز قبل
    4

    بچه ها کسی جواب رو میدونه ؟

    برای پاسخ کلیک کنید