در حال پالایش مطالب میباشیم تا اطلاع ثانوی مطلب قرار نخواهد گرفت.
    توجه : تمامی مطالب این سایت از سایت های دیگر جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران یا عدم رضایت مدیر سایت مطالب کپی شده توسط ایدی موجود در بخش تماس با ما بالای سایت یا ساماندهی به ما اطلاع داده تا مطلب و سایت شما کاملا از لیست و سایت حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

    کدام روحانی نقش اساسی در گرفتن فتوای تحریم تنباکو از مرجعیت شیعه را در ایران بر عهده گرفت

    1 بازدید

    کدام روحانی نقش اساسی در گرفتن فتوای تحریم تنباکو از مرجعیت شیعه را در ایران بر عهده گرفت را از سایت پشتوک دریافت کنید.

    نهضت تنباکو

    نهضت تنباکو

    قیام تنباکو، قیام تحریم تنباکو، جنبش تحریم تنباکو، نهضت تحریم تنباکو یا تنباکون در اعتراض به اعطای امتیاز توتون و تنباکو (انحصار-مونوپل) در سفر سوم ناصرالدین شاه قاجار به فرنگ شکل گرفت.

    پیشینه[ویرایش]

    سلسلهٔ قاجار در طول حیات خود دارای مشکلات عدیده‌ای بود که از میان آنها، مشکل استبداد و انحطاط اقتصادی از همه شاخص‌تر بود. قجرها که از یک سو با نفوذ استعمار انگلیس و از سوی دیگر با شکست‌های ایرانیان از روسیه رو به رو شده بودند، پیوسته تحت تأثیر بیگانگان و امپراتوری آلمان قرار داشتند. در این بین رقابت سنتی انگلیس، روسیه و امپراتوری آلمان برای به دست آوردن امتیازات گوناگون در ایران به ویژه در دوران ناصرالدین‌شاه، به اوج خود رسید. مسافرت‌های شاه به خارج از کشور که اغلب به دلیل آشنایی وی با تجدد و شیوه‌های نوین حکومت‌داری صورت می‌گرفت، به دلیل فراهم نمودن هزینه‌های سفر، معمولاً با اعطای امتیازات بزرگی نیز به روس و انگلیس همراه بود.

    اوضاع اقتصادی ایران در زمان قاجار[ویرایش]

    کشور ایران در عصر قاجار از لحاظ اقتصادی اوضاع آشفته‌ای داشت که بخشی از آن به نظام استبدادی بازمی‌گشت که نظام اقتصادی را نیز به صورت خانخانی، تیولداری و اقطاع‌داری اداره می‌کرد. بر این اساس کشور به بخش‌های نیمه مستقلی تقسیم شده بود که در آن خان‌ها می‌توانستند راه‌های تجاری را ببندند، از کاروان‌ها باج بگیرند و بدین ترتیب موانع رشد و پیشرفت تجاری را فراهم سازند. در این سیستم که تضعیف حکومت مرکزی، مساوی با استقلال بیشتر بخش‌های نیمه مستقل بود، ایران به صورت کشوری عقب‌مانده و مبتنی بر محصولات کشاورزی درآمده بود که بیش از ۸۰ درصد جمعیت آن در روستاها و ایلات براساس نظام ارباب ـ رعیتی به سر می‌بردند. بر اساس این نظام که زمین‌داران بزرگ بهره ناچیزی از سهم تولیدات کشاورزی خود را به رعیت می‌دادند، راه‌های تولیدات فراوان اقتصادی و پیشرفت نیز سد می‌گشت؛ چرا که گردش آزاد سرمایه وجود نداشت و اقتصاد کاملاً جنبه معیشتی یافته بود. این وضع نابسامان در کشاورزی، وقتی با مالیات‌های مضاعف و ظلم و ستم‌های فراوان همراه می‌شد، شکل بسیار اسفباری را در روستاها ایجاد می‌کرد.[۱] در واقع بی عدالتی‌های اقتصادی، فاصله طبقاتی، کاهش دستمزد کارگران و تنزل ارزش پول که در نارضایتی اقتصادی مردم مؤثر بودند، به همراه زوال اکثر صنایع دستی، تبدیل بافندگان فرش به کارگرانی که برای دستمزد ناچیزی کار می‌کردند، تنزل بهای صادرات ایران در مقابل بهای واردات از اروپا و افت وحشتناک قیمت نقره که پول رایج ایران بود، نارضایتی عمومی را در میان مردم افزایش داده بود؛ بنابراین از یک سو جابجایی‌های اقتصادی و سیاسی که در اثر تماس با غرب در ایران به وجود آمده بود، به نارضایتی روزافزون اقتصادی مردم دامن می‌زد[۲] و از سوی دیگر ضعف و ناتوانی دولت باعث حضور و نفوذ گستردهٔ ممالک قدرتمند اروپایی در ایران شده بود. به‌طوری‌که نفوذ انگلستان و روسیه در ایران به انحاء مختلف به چپاول اموال و دارایی‌های ملی ایرانیان انجامیده بود.

    امتیازات[ویرایش]

    امتیاز بانک شاهنشاهی، بانک استقراضی، تلگراف هند و اروپا، کشتیرانی در کارون، تأسیس قزاق‌خانه، شیلات خزر، انحصار دخانیات و… که عمدتاً به روس و انگلیس اعطا شده بود، کشور را تا مرز مستعمره شدن پیش بردند. در این بین انگلستان که در دههٔ ۱۲۲۰ به عنوان بزرگ‌ترین طرف تجاری ایران، بیش از ۵۰ درصد صادرات و واردات ایران را در دست داشت، در دورهٔ پنجاه و یک سالهٔ مابین ۱۲۴۲ تا ۱۲۹۳ رشته امتیازهایی نیز در مورد بهره‌برداری یا انحصار مواد خام و توسعهٔ زیربنایی از دولت ایران دریافت نمود. این کشور در پایان سفر اول ناصرالدین‌شاه به فرنگ در سال ۱۲۵۰، از طریق یکی از اتباع خود به نام بارون جولیوس رویتر، امتیاز احداث راه‌آهن، خطوط تلگراف، کشتیرانی در رودخانه‌ها، بهره‌برداری از معادن و جنگل‌های دولتی و کارهای زهکشی و آبیاری (احداث قنوات) ایران را به مدت هفتاد سال دریافت نمود. همچنین بریتانیا موفق شد که رویتر را در آینده برای گرفتن امتیاز بانک، احداث جاده‌ها، خیابان‌ها و ایجاد کارخانه‌ها بر سایرین مقدم سازد. این امتیاز که پس از پرداخت رشوه‌های کلان {نیاز به منبع!} به شاه و صدراعظم وی (مشیرالدوله سپهسالار) واگذار شده بود و تقریباً تمام منابع مهم ایران را به رویتر واگذار می‌کرد، از سوی لرد کرزون به «اعطای سند مالکیت ایران و تسلیم کامل همه منابع یک دولت به خارجی‌ها» تعبیر شد که مانند آن را کسی هرگز ندیده‌است.

    امتیاز تجارت توتون و تنباکو[ویرایش]

    اندیشهٔ انحصار تجارت توتون و تنباکو را نخستین بار محمدحسن خان اعتمادالسلطنه وزیر انطباعات ناصرالدین‌شاه مطرح کرد.[۳] سه سال پس از وقایع فوق و در پی سفر سوم ناصرالدین شاه به اروپا در سال ۱۲۶۹ ه‍.ش که به تشویق وزیر مختار انگلیس در ایران، سر هنری درومند ولف انجام گرفته بود، دولت انگلیس فرصت مناسب را برای کسب امتیاز انحصار توتون و تنباکو به دست آورد و زمینه‌سازی آن را به سرگرد جرالد تالبوت از نزدیکان و مشاوران لرد سالیسبوری (نخست‌وزیر و وزیر خارجهٔ انگلیس) محول کرد.[۴] ناصرالدین شاه که برای تأمین هزینه سفرهای خود به اروپا با مشکلات مالی مواجه بود، با اعطای امتیاز موافقت کرد و پس از مراجعت به ایران در فروردین ۱۲۶۸(مارس ۱۸۹۰ میلادی) قراردادی را با تالبوت - که با کمک دولت و عده‌ای از سرمایه‌داران انگلیسی، کمپانی رژی را با سرمایه‌ی ۶۵۰ هزار لیره تأسیس کرده بود- امضا کرد. بدین ترتیب در ۲۹ اسفند ۱۲۶۸ (۲۰ مارس ۱۸۹۰) امتیاز انحصاری تجارت توتون و تنباکو به مدت ۵۰ سال به تالبوت اعطا گردید. این امتیاز که به امضای شاه و سرهنری ولف رسید، دارای پانزده فصل بود که حکایت از اختیارات تام تالبوت در امور دخانیات ایران و بی‌اعتنایی به منافع ملت ایران داشت. مطابق با این قرارداد، شرکت رژی متعهد می‌گردید که در ازای انحصار خرید و فروش توتون و تنباکوی ایران به مدت پنجاه سال، سالانه مبلغ ۱۵ هزار لیره انگلیس به همراه یک چهارم سود خالص خود را به شاه بپردازد. کمپانی رژی در آغاز به صورت ناشناخته به فعالیت می‌پرداخت. هنگامی که به استناد فصل نهم امتیازنامه -که صاحب امتیاز را مجاز به واگذاری حقوق خود به دیگری می‌کردـ امتیاز خود را به «شرکت شاهنشاهی تنباکوی ایران» (یا شرکت رژی) فروخت،[۵] با مخالفت‌های گسترده‌ای از سوی مردم و روحانیون مواجه شد. در این زمان انتشار اعلامیه‌ای رسمی از سوی دولت که واگذاری امتیاز تنباکو را تذکر می‌داد و در عین حال به زارعین توتون و تنباکو نیز وعدهٔ خرید عادلانه و نقدی محصولات آن‌ها را می‌داد، موج گسترده‌ای از نارضایتی را دامن زد.[۶] در سال ۱۲۶۹، روزنامه فارسی‌زبان اختر که در عثمانی منتشر می‌شد، طی مصاحبه‌ای با تالبوت، تفاوت فاحش امتیاز دخانیات ایران را با امتیازی که کمپانی رژی از عثمانی گرفته بود، یادآور شد و ضمن انتقادهای گسترده از دولت، تبعات و پیامدهای قرارداد را برای مردم ایران روشن ساخت.[۷][۸][۹] با توجه به این مطلب که توتون و تنباکو از مهمترین اقلام تجاری و صادراتی ایران بود و حدود ۲۰۰هزار تن به کشت و خرید و فروش آن اشتغال داشتند،[۱۰] بنابراین انحصار خرید و فروش این محصول به یک شرکت انگلیسی منافع بسیاری از مردم ایران را به خطر می‌انداخت. به همین سبب نخستین اعتراض‌ها را تاجران دخانیات آغاز کردند که تجارتشان مستقیماً در معرض تهدید کمپانی رژی بود. در آغاز عده‌ای از بازرگانان به همراه امین‌الدوله نزد شاه رفتند و به انحصار تجارت تنباکو اعتراض کردند.[۱۱] همچنین در ماه مارس (اسفند/فروردین) ۱۸۹۱م/۱۲۶۹ ش ضمن دادخواستی خطاب به ناصرالدین شاه اعلام کردند حاضرند مبلغی بیش از حق امتیاز بابت مالیات به او بپردازند و او امتیاز را لغو کند. روز ششم مارس (۱۵ اسفند) تاجران توتون و تنباکو در حرم شاه عبدالعظیم بست نشستند و طی دادخواستی اعلام کردند به هیچ عنوان با رژی کنار نخواهند آمد.[۱۲] این اعتراض موجب شد که دولت به انگیزهٔ دلجویی از آنان مهلت شش‌ماهه‌ای برای فروش ذخایر توتون و تنباکوی تاجران قایل شود.[۱۳] با این حال مهلت فوق نیز نمی‌توانست خسارات ناشی از واگذاری امتیاز را جبران سازد. در این بین روس‌ها نیز که در منطقهٔ ساوجبلاغ به کشت تنباکو اشتغال داشتند به امتیاز فوق اعتراض کردند و آن را ناقض عهدنامهٔ ترکمانچای خواندند و خواستار لغو آن یا عقد قرارداد مشابهی شدند.[۱۴]

    اقدامات کمپانی رژی[ویرایش]

    پس از آنکه شرکت رژی حدود ۲۰۰ هزار از اتباع دولت بریتانیا و مستعمرات آن را به عنوان کارکنان شرکت به ایران آورد و به شهرهای مختلف فرستاد، زنگ هشدار برای ایرانیان به صدا درآمد. چرا که با حضور آن‌ها در حدود ۱۰۰ هزار مبلغ مسیحی وارد ایران شدند و ضمن بنای کلیسا در مناطق مختلف، دختران ایرانی را نیز به امور پرستاری در بیمارستان‌ها و بی‌حجابی واداشتند. در تهران و اکثر شهرها مراکز فساد برپا کردند و کافه‌هایی با انواع وسایل قمار و رقص‌های محلی و مشروبات الکی پدیدآوردند. علاوه بر این، انگلیسی‌ها هر جا که می‌رفتند، سوار، اسب، اسلحه و مزدور اسلحه به دست خود را نیز می‌بردند و این همان شیوه‌ای بود که انگلیسی‌ها در تصرف هند و ایجاد کمپانی هند شرقی و سپس حضور نظامی به بهانه حفظ امنیت این کمپانی و در نهایت مستعمره نمودن هند به کار گرفته بودند.[۱۵] از این رو اقدامات فوق عالمان دینی را به دلیل متزلزل شدن اساس دین و استقلال کشور توسط قدرت بیگانه و مغایرت امتیازات با قرآن مجید (قاعدهٔ نفی سبیل)، به تحریم تنباکو ترغیب نمود. در واقع دلیلی اصلی مخالفت علما با این امتیاز، افزون بر جنبهٔ تجاری آن و اختلال در نظام بازرگانی کشور، نگرانی از نفوذ تدریجی و سلطهٔ کامل بیگانگان بر ایران بود که از تجربهٔ کمپانی هند شرقی ناشی می‌گردید.[۱۶] به همین سبب مردم مسلمان ایران با این اندیشه که انگلیسی‌ها قصد دارند، کمپانی رژی را به کمپانی هند شرقی و ایران را همانند هند به مستعمرهٔ خود تبدیل کنند، به مخالفت گسترده پرداختند.

    مخالفت علما و اوج‌گیری مخالفت‌ها[ویرایش]

    نخستین اعتراض‌ها به رهبری روحانیت، توسط سید علی‌اکبر فال اسیری داماد میرزای شیرازی و از علمای برجسته شیراز آغاز شد. علی‌رغم تمام خشونت‌های حکام، مقاومت مردمی ادامه یافت و قیام مردم شیراز به تبریز، مشهد، اصفهان، تهران و دیگر نقاط ایران گسترش یافت.

    در تبریز، مردم به رهبری آیت‌الله حاج میرزا جواد آقامجتهد تبریزی به مقابله با قرارداد برخاستند و ضمن کندن و پاره نمودن اعلامیه‌های کمپانی از روی دیوارها و معابر عمومی، از پذیرفتن خارجیان نیز خودداری کردند. در این میان اصفهان که تجار و علمای آن همکاری بیشتری داشتند به رهبری سه عالم مجاهد، حاج شیخ محمدتقی نجفی معروف به آقا نجفی اصفهانی، شیخ محمدعلی و ملاباقر فشارکی به مخالفت با قرارداد مزبور پرداختند. علمای اصفهان برای اولین بار در منطقه خود استعمال دخانیات و تنباکو را تحریم و کارکنان رژی را نجس اعلام کردند. بدین ترتیب تولیدکنندگان تنباکو، محصول خود را یا به آتش کشیدند یا در بین فقرا تقسیم کردند و از معامله با کمپانی رژی خودداری ورزیدند. حاکم اصفهان برای لغو این حکم با علما مذاکره کرد، اما با مخالفت آنان روبرو شد. فشار روزافزون بر علما بسیاری از آنان را وادار به ترک اصفهان کرد که از آن جمله می‌توان به مهاجرت آقا منیرالدین بروجردی اصفهانی اشاره نمود که شبانه به عراق و نزد میرزای شیرازی هجرت کرده بود.[۱۷]

    هم‌زمان با سایر شهرها نارضایتی در تهران نیز آشکار شد. میرزا حسن آشتیانی از علمای بزرگ تهران بارها با شاه و امین‌السلطان ملاقات و مضار امتیاز را گوشزد کرد، ولی آنان به این بهانه که امضای شاه معتبر و طرف مقابل نیز دولت انگلیس است به این اعتراض‌ها وقعی ننهادند.[۱۸] در این ایام سید جمال‌الدین اسدآبادی نیز که به دعوت ناصرالدین‌شاه در تهران به سر می‌برد، به مخالفت علنی با امتیاز پرداخت و در پی صدور اعلامیه‌ای بر در مساجد، کاروانسراها و سفارتخانه‌ها با این مضمون که «به چه حقی خرید و فروش تنباکویی که خریدار و مصرف‌کنندهٔ آن ایرانی است به بیگانه واگذار شده‌است»، از ایران اخراج شد.[۱۹]

    میرزای شیرازی، صاحب حکم تحریم تنباکو[ویرایش]

    میرزای شیرازی از همان ابتدا به واسطهٔ نامه‌هایی که از علمای ایران دریافت می‌کرد و از طریق اخباری که سید علی اکبر فال اسیری و آقامنیرالدین بروجردی اصفهانی به وی می‌رساندند،[۲۰] از این امتیاز مطلع شده بود.[۲۱] از این رو میرزای شیرازی، هم‌زمان با شروع ناآرامی در تبریز در اول ذیحجه سال ۱۳۰۸ ه‍.ق با ارسال تلگراف مفصلی به شاه، ضمن اشاره به مضار و مفاسد اجازه مداخله خارجی‌ها در ایران به اعطای امتیازات نیز توجه نمود و همه آن‌ها را منافی صریح قرآن، نوامیس الهیه و استقلال ایران خواند. شاه به تلگراف میرزا پاسخ نداد و برای توجیه اقدامات دولت و ذکر دلایل اعطای امتیاز و مشکلات ناشی از لغو آن، میرزا محمود خان مشیرالوزاره کارپرداز ایران در بغداد را نزد میرزای شیرازی در سامرا فرستاد. مشیرالوزاره ضمن اشاره به ضرورت قرابت با دول بزرگ اروپا برای استخلاص از روسیه تزاری، لزوم تقویت بودجه و قشون و رفع نقائص و کم‌بودن مالیات‌ها، موهن بودن الغای قرارداد از نظر بی‌اعتبار شمرده شدن امضای پادشاه و…، صراحتاً از ناتوانی دولت در فسخ امتیاز و خسارات هنگفت این اقدام سخن گفت.

    با این حال میرزا در پاسخ تمام این تشبثات، تنها بر این نکته تأکید کرد که فقط باید به ملت مسلمان تکیه کرد و

    [۲۲] و

    در اواخر ربیع‌الثانی ۱۳۰۹ در تهران شایع شد که حکمی از میرزای شیرازی در باب تحریم استعمال دخانیات صادر و به اصفهان مخابره شده‌است. در اوایل جمادی‌الاولی با رسیدن محمولهٔ پستی به تهران صورتی از حکم درمیان مردم منتشر شد با این توضیح که نسخهٔ اصلی آن را فقط میرزا حسن آشتیانی مشاهده کرده‌است. متن حکم چنین بود:

    [۲۳]

    سید موسی شبیری از مراجع تقلید معاصر دربارهٔ نفوذ حکم میرزای شیرازی می‌گوید:

    "کتاب روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه بخش مربوط به قضیه تنباکو خیلی جالب است. این قسمت تاریخ معتبر قضیه تحریم تنباکو است، زیرا اعتماد السلطنه شب به شب و مخفیانه این مطلب را ضبط می‌کرد. وی نقل می‌کند:

    چند سال بود که اسب دوانی تعطیل شده بود. جای بزرگی را برای مسابقه اسب سواری مهیا کردند. آن سال، سال افتتاح آنجا بود و معمولاً جوان‌ها برای مسابقه و تماشا شرکت می‌کردند. حدود سی هزار نفر برای تماشا گرد آمده بودند. در میان آن سی هزار نفر یک نفر هم سیگار نمی‌کشید!

    همچنین اعتماد السلطنه از یکی از اشراف نقل کرده‌است: بنّایی داشتم. من سیگار کشیدم. عمله کار را نیمه کاره رها کرد و از مزدش صرف نظر کرد و رفت!

    وقتی میرزا حکم تحریم تنباکو را لغو کرد، تا مدّتی مردم، تنباکو استعمال نمی‌کردند، چون مطمئن نبودند این دستور میرزا است یا شایعه است."[۲۴]

    از صدور حکم تا لغو امتیاز[ویرایش]

    بلافاصله پس از صدور فتوا، مأموران حکومت وظیفه یافتند که از انتشار این حکم و آگاهی مردم نسبت به آن ممانعت به عمل آورند، با این حال در همان نیمهٔ روز اول که حکم به دست میرزا حسن آشتیانی رسیده بود، در حدود صد هزار نسخه از حکم نوشته و در سراسر کشور پخش شده بود. با صدور این فتوا، مردم از همهٔ اصناف، و حتی اقلیت‌های مذهبی مبارزه سیاسی علیه این قرارداد را یک وظیفه شرعی و تکلیفی الهی دانستند و قلیان‌ها را شکسته و توتون و تنباکو را به آتش کشیدند. حرم‌سرای شاه نیز از استعمال دخانیات پرهیز کردند. انیس‌الدوله، سوگلی ناصرالدین‌شاه دستور جمع‌آوری قلیان‌ها را صادر نمود.

    اقدامات حکومت[ویرایش]

    حکومت شایعهٔ جعلی بودن حکم را مطرح ساخت. از این رو با مساعدت وعاظ‌السلاطین و معممین دربار به شایعه جعلی بودن فتوی دامن زدند و حاج‌محمد کاظم ملک‌التجار را منشأ جعل حکم معرفی و او را به قزوین تبعید کردند. اما این اقدامات نیز تأثیری در روند قضایا نداشت و شاه و دربار را ناگزیر به سمت تفرقه‌افکنی میان علما کشاند. از این رو شاه و امین‌السلطان به میرزا حسن آشتیانی روی آوردند و از او خواستند که چون او نیز همانند میرزای شیرازی مجتهد است، حکمی بر اباحه و تجویز استعمال دخانیات صادر کند.[۲۵] در نتیجه آخرین حربهٔ شاه و دربار، تشکیل جلسه‌ای با حضور دولتیان و علما بود. در این جلسه که افرادی نظیر میرزا حسن آشتیانی و شیخ هادی نجم‌آبادی حضور نداشتند، شاه خواستار حکم حلیت استعمال تنباکو شد که با پاسخ صریح حاضران مواجه گردید. در این میان امین‌السلطان راه دیگری در پیش گرفت و به علما وعده داد که اقداماتی جهت لغو امتیاز خواهد کرد و در برابر از آنان خواست که صریحاً استعمال دخانیات را مجاز اعلام کنند.[۲۶] با لغو انحصار داخلی، علما در برابر اصرار امین‌السلطان اظهار داشتند که چون امتناع مردم از استعمال دخانیات مستند به حکم میرزای شیرازی است، تنها چارهٔ کار مراجعه به وی و کسب اطلاع از نظر اوست. در واقع آن‌ها ضمن رفع تکلیف از خود، به اصرار امین‌السلطان تلگرامی حاکی از لغو امتیاز داخلی پاسخ میرزای شیرازی ارسال کردند. دو هفته پس از اعلام لغو امتیاز داخلی، پاسخ میرزای شیرازی به تلگرام علما به تهران ارسال شد. او در این تلگرام ضمن تشکر از شاه به جهت لغو امتیاز، اظهار امیدواری کرده بود که دست‌های خارجی به کلی از ایران کوتاه شود. پاسخ مزبور که به هیچ وجه مقصود اصلی دولتی‌ها را که خواهان صدور حکم حلیت استعمال تنباکو بودند، تأمین نمی‌کرد،[۲۷] ادامهٔ امتناع مردم از مصرف توتون و تنباکو را نیز در پی داشت. دولت که میرزای آشتیانی را عامل ناآرامی می‌پنداشت از او خواست تا به منبر برود و حلال بودن استعمال تنباکو را اعلام کند. شاه برای پایان دادن به اوضاع نامساعد، شدت عمل بیشتری نشان داد و از یک سو فرمان بازگشایی تمام قهوه‌خانه‌ها را صادر نمود و از سوی دیگر میرزای آشتیانی را در قلیان کشیدن در مجامع عمومی یا خروج از دارالخلافه (تهران) مختار کرد. میرزا حسن آشتیانی نیز بی‌درنگ ترک تهران را بر مخالفت با حکم میرزای شیرازی ترجیح داد و آمادهٔ حرکت شد.[۲۸]

    نقش زنان در تحریم تنباکو[ویرایش]

    در سوم جمادی‌الثانی ۱۳۰۹، مردم پس از آگاهی از تصمیم میرزای آشتیانی مبنی بر خروج از دارالخلافه در منزل وی در محلهٔ سنگلج اجتماع کردند و از آنجا به سمت میدان ارگ و کاخ گلستان رفتند. زنان پیشاپیش مردان خطاب به شاه فریاد می‌زدند و نگرانی خود را نسبت به بیرون کردن علما از شهر اعلام و تأکید می‌کردند که دولت قصد دارد دین آن‌ها را از بین ببرد تا فرنگیان بر مردم سلطه یابند. جماعتی که در شیراز و تهران با نیروهای نظامی شاه درگیر شدند زن و مرد با هم بودند. در شیراز زنی و دختر بچه‌ای به ضرب گلوله پلیس شاه کشته شدند. در تهران نیز زنان در رویدادهای حساس ژانویه ۱۸۹۲ (دی/بهمن ۱۲۷۰) دخالت مؤثر داشتند.[۲۹]

    همچنین در این ایام زمزمه‌های جهاد علیه دستگاه نیز بالا گرفته بود و اعلامیه‌هایی بدین مضمون که

    بر در و دیوار شهرها نصب شده بود. به هر روی پیشروی مردم، دربار را وحشت زده کرد و کوشش کامران میرزا نایب‌السلطنه برای آرام کردن مردم حاصلی نداشت. به‌طوری‌که وعده‌های او به نیابت از شاه که «فرنگی‌ها را بیرون می‌کنیم» یا دستخط شاه خطاب به وی که اعلام می‌داشت،

    ، بی‌حاصل ماند.[۳۰] بی‌نتیجه ماندن وعده‌ها سبب شد که محمدعلی خان معین نظام، فرمان تیراندازی صادر کند و در این تیراندازی‌ها عده‌ای کشته شوند.

    در پی این کشتار، میرزای آشتیانی از پذیرش هدایای شاه که برای دلجویی از او فرستاده بود، خودداری ورزید و مردم را به استقامت عاقلانه و اجتماع در مسجد جامع فراخواند. میرزای آشتیانی برای پایان گرفتن غائله سه پیشنهاد به مضمون پرداخت خون‌بهای مقتولین، مصونیت حاضران در تظاهرات و برچیدن بساط کلیه امتیازات خارجی را مطرح ساخت.

    پایان جنبش و پیامدهای آن[ویرایش]

    سرانجام شاه در پنجم جمادی‌الثانی ۱۳۰۹ برای اطمینان بیشتر در دستخطی به امین‌السلطان لغو کامل امتیاز را اعلام کرد تا وی به آگاهی علما و مردم برساند؛ ولی مخالفان آرام نگرفتند و عزل امین‌السلطان ـ که از نظر آنان حامی امتیاز بود ـ و لغو تمام قراردادهایی که با خارجیان منعقد شده بود را خواستار شدند.[۳۱] بدین ترتیب درنتیجهٔ لغو امتیاز تنباکو، حکم تحریم تنباکو نیز پس از ۵۵ روز از سوی علماء لغو شد.

    همچنین درآخرین مراحل جنبش اختلاف نظرهایی پدید آمد و جنبشی که می‌توانست به اعتراض علیه هرنوع امتیاز تبدیل گردد به لغو امتیاز واگذاری انحصار تنباکو به شرکت انگلیسی محدود ماند. البته از بدو کار نیز توافق نظر صد در صد میان دست‌اندرکاران جنبش دربارهٔ اهداف آن وجود نداشت. در دسامبر ۱۸۹۱ (آذر_دی ۱۲۷۰) سید عبدالله بهبهانی _که احتمالاً از رژی رشوه‌ای دریافت کرده بود_ با اقدام میرزا حسن شیرازی به مخالفت برخاست و تا آنجا پیش رفت که در مسجد و در حضور مردم قلیان کشید.[۳۲] امام جمعه تهران که از بستگان نزدیک شاه بود و نیز روحانیون برجسته مشهد حاضر به حمایت از جنبش نشدند. اما در پشت این ناهمدلان پراکنده، خود آشتیانی بود که در ۵ ژانویه ۱۸۹۲(۱۵ دی ۱۲۷۰) هنگامی که رژی و دولت حاضر به فسخ امتیاز شدند از دامنه درخواست‌ها کاست. شاید بتوان این اقدام را یک مصالحه سیاسی دوراندیشانه از سوی آشتیانی قلمداد کرد، شاید هم رشوه دولت یا تهدید (یا هر دو) در وی کار گر افتاده باشد. دلیل درست قضیه هرچه باشد، یک نکته مسلم است. آشتیانی طی پیامی از شیرازی خواست مسئله سایر امتیازهای واگذار شده به خارجیان را مسکوت بگذارد.[۳۳] اندکی بعد از ختم غائله پولهایی به عنوان مستمری به بعضی از روحانیون پرداخت شد و نام عده جدیدی از روحانیون برای دریافت مستمری به فهرست حکومتی وارد شد. عامل دوم در ختم ماجرا آن بود که به مجرد فسخ شدن امتیاز، روسها نیز از فعالیت تبلیغاتی خود دست برداشتند و این یک اقدام طبیعی بود چون نمی‌خواستند علیه قدرت‌های بزرگ مسلط بر ایران گامهای بیشتری برداشته شود.[۳۴]

    با این حساب، حاصل امر یک پیروزی محدود بود. جنبش با تمرکز بر یک امتیاز که مورد توجه عامه مردم بود، حالتی فراگیر و تعیین‌کننده پیدا کرد. اما چون از این حد فراتر نمی‌رفت و خواهان الغای همه امتیازهای واگذار شده به خارجیان و برکناری وزیران مسئول در اعطای این امتیازها نمی‌شد، پیروزی جنبه نمادین به خود گرفت. اما باید در نظر داشت که جنبش تنباکو یک پیروزی برای ائتلاف مردمی بود و شکل جدیدی از ظرفیت و قابلیت مقاومت مردم را در برابر شاه و قدرت‌های خارجی به‌آن‌ها نشان داد. آگاهی سیاسی به شکل زلال خود پدید آمد و در روند مبارزه پیشرفت نمایانی پیدا کرد و مسائلی مطرح گردید که بار دیگر در انقلاب مشروطیت رخ نمود.

    پیامدها و پایان جنبش تنباکو نشان داد که در چارچوب محدودیت‌های وابستگی، ایجاد تحول و تغییر تا چه پایه دشوار است. سرانجام در آوریل ۱۸۹۲ (فروردین/اردیبهشت ۱۲۷۱ ش) توافق شد دولت بابت غرامت، ۵۰۰ هزار پوند استرلینگ به صاحب امتیاز بپردازد و چون رژی، دارایی‌های خود را نیز در ایران برجای می‌گذاشت، دولت موظف شد ۱۳۹ هزار پوند استرلینگ هم از این بابت به شرکت بدهد. در واقع با توجه به سرمایه‌گذاری اولیه تالبوت که ۱۵۰۰۰ پوند استرلینگ بود متوجه می‌شویم حل و فصل نهایی امتیاز تا چه پایه غیرمنصفانه و زیان ایران بوده‌است. شاه ناچار شد از بانک شاهنشاهی انگلیس ۵۰۰ هزار پوند استرلینگ وام بگیرد. این نخستین‌بار بود که ایران از خارجیان وام می‌گرفت و بنابراین، شاخصه مهمی در وابستگی ایران به غرب بود. در سال ۱۸۹۲م/۱۲۷۱ ش دولت بی سروصدا انحصار صدور تنباکو را به یک شرکت فرانسوی که دفترش در استانبول بود واگذار کرد. در این امتیاز قبلاً با روحانیون مشورت شد و چند نفری نیز مشمول مقرری‌های دولت شدند. به نظر می‌رسد بازرگانان هم به این قانع شدند که بازار داخلی دست آن‌ها باشد، روس‌ها هم اعتراضی نکردند. این جریان عجیب که بعد از امتیاز تنباکو رخ داد محتوای نمادین آن جنبش را به خوبی نشان می‌دهد.[۳۵]

    پانویس[ویرایش]

    جستارهای وابسته[ویرایش]

    پیوند به بیرون[ویرایش]

    منبع مطلب : fa.wikipedia.org

    مدیر محترم سایت fa.wikipedia.org لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    گزارش تاریخ|نهضت شیعی "تحریم تنباکو"؛ آغاز عصر بیدارگری و شکست قداست سلطان

    گزارش تاریخ|نهضت شیعی

    گروه تاریخ انقلاب خبرگزاری تسنیم - نهضت تحریم تنباکو حرکتی مهم و اساسی در تاریخ معاصر ایران است. از یک سو این نهضت در پاسخ و در برابر عقیده افرادی بود که باید با دادن امتیاز به خارجی‌ها و انعقاد تفاهم‌نامه‌ها و قراردادهایی با بیگانگان، راه ترقی و پیشرفت را طی کرد و از سوی دیگر سرآغاز بیداری ملت ایران شد که در ادامه شاهد نهضت مشروطه، نهضت ملی شدن صنعت نفت، نهضت اسلامی امام خمینی و انقلاب اسلامی بودیم؛ در واقع برخلاف آنچه که برخی از روشنفکران در چند دهه اخیر مطرح کرده‌اند، نهضت تحریم تنباکو سرآغاز بیداری مردم ایران بود.

    ** تحریم تنباکو در برابر واگذاری امتیازات به خارجی‌ها

    نهضت تحریم تنباکو در مقطع خاصی از تاریخ کشور به وقوع پیوست که در آن زمان دو شیوه و فکر متفاوت در خصوص رشد و ترقی ایران در حال شکل‌گیری بود. عده‌ای معتقد بودند که باید بدون چون و چرا از محصولات اقتصادی و فکری خارجی‌ها برای حل مشکلات ایران استفاده کرد و با اعطای امتیازات، انعقاد قراردادها یا آوردن مستشاران خارجی رشد و ترقی را وارد ایران کرد.

    عده‌ای دیگر هم معتقد بودند که اعتماد به بیگانگان و واگذاری منابع، امکانات و سرنوشت کشور به آن‌ها نه تنها موجب آبادانی و رشد و ترقی کشور نخواهد شد، بلکه پای بیگانگان را به کشور باز می‌کند و در نتیجه استقلال اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ایران از بین خواهد رفت. از این رو آن‌ها طرفدار رشد و ترقی ایران با تکیه بر استعداد، توانایی و امکانات مردم در داخل کشور بودند.

    البته به وقوع پیوستن نهضت تحریم تنباکو بی‌مقدمه نبود. به طور مثال در سال 1306 قمری (چند سال قبل از نهضت تحریم تنباکو) آیت‌الله میرزای شیرازی در پاسخ به شیخ فضل‌الله نوری مبنی بر اینکه «تکلیف مسلمانان نسبت به مصرف کالاهایی نظیر قند و... که از بلاد کفر _یعنی فرنگستان_ وارد بازارهای ایران می‌شود، چیست؟» در نامه‌ای می‌نویسد: «در خصوص مفاسد ورود اجناس و کالاهای بلاد کفر به سرزمین ایران همیشه ملتفت به آن‌ها بوده‌ام و زیاده‌روی در این امر را مایه خرابی دین و دنیای مسلمانان می‌دانم و از اهتمام شما در تهیه دفع آن‌ها زیاده مسرور شدم.»

    ماجرا نهضت تحریم تنباکو از آن جایی آغاز شد که ناصرالدین شاه با جمعی از دولتمردان قاجاری برای سومین‌ بار به فرنگستان رفت. او پس از بازگشت از سفر امتیاز کشت، خرید و فروش تنباکو و توتون در سراسر ایران را به یک شرکت انگلیسی به نام شرکت رژی و شخص ماژور جرالد تالبوت سرمایه‌دار معروف انگلیسی واگذار کرد. به موجب این قرارداد امتیاز خرید و فروش داخلی دخانیات ایران و صدور آن به خارج برای مدت 5 سال به شرکت مذکور واگذار شد. تالبوت به محض دریافت این امتیاز، تعهدنامه‌ای برای امین‌السلطان صدراعظم وقت ارسال کرد.

    به دنبال اعطای این امتیاز و انعقاد قرارداد، کارکنان خارجی به عنوان عوامل کمپانی رژی به ایران آمدند و به بهانه اجرای قرارداد در مراکز مهم و نقاط حساس کشور مستقر شدند و شروع به فعالیت کردند.

    امام خمینی(ره) ,
    تصویری از ناصرالدین شاه افشار

    به دنبال حضور عوامل کمپانی رژی در شهرهای مختلف ایران، به بهانه نظارت بر اجرای قرارداد و ایجاد اختلال در اوضاع اجتماعی کشور، زمزمه‌های مخالفت با امتیاز دخانیات، شهرهای اصفهان، شیراز، تبریز، تهران، مشهد، کرمانشاه و... را فراگرفت. آیت‌الله شیخ محمدتقی آقانجفی اصفهانی در اصفهان، آیت‌الله سید علی‌اکبر فال‌اسیری در شیراز، آیت‌الله میرزاحسن آشتیانی و آیت‌الله شیخ فضل‌الله نوری در تهران، آیت‌الله میرزا جواد آقا مجتهد تبریزی در تبریز و نیز در سایر شهرهای کشور در مساجد و منابر در خصوص مضرات این امتیاز و تاثیر نامطلوب  آن بر جامعه ایران سخنان شورانگیزی ایراد و مخالفت خود را با این امتیاز آشکارا اعلام کردند. در خارج از کشور نیز شخصیت مبارزی چون سیدجمال الدین اسدآبادی این حرکت را بهترین شیوه مبارزه با استعمار در سایر کشورهای اسلامی اعلام کرد.

    آیت‌الله میرزای شیرازی که مرجع تقلید مطلق شیعیان بود و در سامرا زندگی می‌کرد، ابتدا دولت ایران را نصیحت کرد و در نامه‌ای خطاب به ناصرالدین شاه به آثار زیان‌بار این قرارداد اشاره کرد. وقتی این شیوه اثر نکرد، حکم کوتاه و اثرگذاری منتشر کرد. آن حکم این بود که «بسم الله الرحمن الرحیم، الیوم استعمال تنباکو و توتون بای نحو کان در حکم محاربه با امام زمان (عج) است.»

    این حکم به قدری اثرگذار بود که حتی در اندرونی شاه نیز قلیان و تنباکو تحریم شد. حتی گفته شده است جوانان بی‌مبالاتی که به فرایض و مستحبات دینی اعتقاد و اعتنا نداشتند، به اهل دین و آیین مقدسان تاسی کردند و سیگار و سیگارت نکشیدند. قهوه‌خانه‌ها هم بسته شد. یهود و نصاری نیز به تبعیت از اسلام، ترک دخانیات کردند.

    به دنبال این اتفاقات عده‌ای از فرنگیان ساکن تهران روز دوشنبه در شروع نهضت از شهر خارج شدند و جمع دیگری که باقی مانده بودند، شبانه با لباس زنانه فرار کردند. در نهایت ناصرالدین شاه مجبور به عقب‌نشینی شد و نهضت تحریم تنباکو به پیروزی رسید. 

    ** اندیشه تحریم و اندیشه خودکفایی 

    فرمان تحریم که از سوی یک مرجع دینی صادر شد، نه تنها منجر به قطع نفوذ و سلطه اقتصادی بیگانه شد، بلکه ذهن‌ها را متوجه منافع ملی در برابر منافع بیگانگان کرد.

    تحریم تنباکو در مقابل انحصار تنباکو، استقلال را در برابر استعمار قرار داد و در واقع تحریم خط تقابلی را بین استقلال کشور و مداخله و نفوذ استثمار به وجود آورد. در کتاب تاریخ دخانیه آمده است که سفیر روس در میهمانی بزرگی که در آن سفرای کشورها و مامورین و روسای کمپانی رژی حضور داشتند، گفت: «اگر این مرد مسلم القول (میرزای شیرازی) بنویسد که تمام امتعه و اجناس که از فرنگستان حمل و نقل می‌شود به ایران، حالش همین و استعمالش روا نیست بلکه مایحتاج مسلمانان باید مثل سابق از داخل مملکت فراهم شود چندین باب بزرگ از تجارت تمامی دول اروپا از این رهگذر بالمره سد خواهد گردید.»

    پیش از قیام دخانیه اقتصاد مبتنی بر بازار خارجی آنچنان برای مردم ناپسند نبود و حتی برخی از تجار برای سود بیشتر شعب کمپانی خارجی را در شهرها گسترش می‌دادند و یا خود واسطه نفوذ بیگانگان می‌شدند. تحریم تنباکو حداقل اثری که برجای گذاشت، این بود که کالای داخلی رواج پیدا کرد.

    امام خمینی(ره) ,
    آیت‌الله آقانجفی اصفهانی نقش مهمی در راه‌اندازی شرکت اسلامیه پس از پیروزی قیام تنباکو داشت

    به اعتقاد موسی نجفی پژوهشگر تاریخ معاصر تحریم از لحاظ زمان‌شناسی و جامعه‌شناسی به خوبی عمل کرد و تمام معضلات و واقعیات ملموس و سرد جامعه را مدنظر قرار داد و در طول واقعه و قیام تحریم، پرده‌هایی واقعی از روند رو به انحطاط جامعه ترسیم شد؛ روندی که اگر ادامه می‌یافت از هویت، اسلامیت و ایرانیت نشانی باقی نمی‌ماند.

    در نتیجه می‌توان گفت اندیشه تحریم با اندیشه خودکفایی پیوند داشته و نهضت تحریم در سیر تاریخی خود، به غیر از تعمیم ابعاد و حوزه نفی، خواه ناخواه گام‌های بعدی را برای رفع نیاز از جامعه برداشته است. یکی از نتایج مهم جنبش تنباکو تقویت این فکر بود که برای رفع وابستگی به بیگانگان لازم است وسایل مورد نیاز جامعه ایران در داخل کشور تولید شود.

    از این رو از همان زمان شرکت‌های اقتصادی و تولیدی در ایران به وجود آمد که یکی از بزرگترین آن‌ها شرکت اسلامیه در اصفهان بود. این شرکت با هدف تامین منسوجات مورد نیاز مردم مسلمان ایران و با حمایت علمای ایران تاسیس شد و به تدریج شعبه‌هایی در برخی از شهرها و حتی در خارج از کشور به وجود آورد.

    اما چرا اندیشه تحریم و اندیشه خودکفایی مورد استقبال مردم ایران قرار گرفت و در نتیجه مقدمات استقلال ملی کشور به وجود آورد؟

    مردم ایران به دلیل برخورداری از هویت دینی و متاثر بودن از آموزه‌های مذهبی کالاهای بیگانه را تحریم کردند و راه خودکفایی را در پیش گرفتند.

    مردم به دلیل دین‌خواهی و وطن‌دوستی محصولات تولیدشده توسط شرکت اسلامیه را هرچند کیفیتی برابر با کالای خارجی نداشت، با افتخار مصرف می‌کردند و اگر همراهی و حمایت مردم نبود، فعالیت آن شرکت متوقف می‌شد.

    ** مبدا نهضت‌های مردمی

    نهضت تحریم تنباکو اگرچه خیلی سریع شکل گرفت و خیلی زود هم به پیروزی رسید، اما آثار و پیامدهای مثبتی در تاریخ ایران بر جای گذاشت که در فوق به یک نمونه مقطعی آن اشاره شد. اما دستاوردها و آثار آن به قدری بزرگ است که به اعتقاد بسیاری از مورخان، نهضت تحریم مبدا و آغازگر عصربیداری ایران پس از دوره تاریکی به شمار می‌رود.

    نهضت تحریم توانست جایگاه و نقش دیانت را دوباره در سیاست ایران زنده سازد و زمینه‌های لازم را برای تحولات بعدی فراهم آورد.

    با توجه به موجی که از نهضت تحریم تنباکو به دوران بعدی رسید، می‌توان گفت اکثر نهضت‌ها، جنبش‌ها و حرکت‌های اصیل سیاسی و اجتماعی، متاثر از نهضت تحریم بود؛ به طوری که امام خمینی (ره) رهبر انقلاب اسلامی فرمودند: «زمینه‌های انقلاب اسلامی را باید در نهضت تحریم تنباکو» جستجو کرد.»

    این نهضت باعث شد که در ملت ایران احساس هویت و عزت پیدا شود. بعد از چند دهه، تلخی قرارداد ترکمانچای و سایر قراردادهای استعماری در کام مردم به طعم شیرین پیروزی تبدیل شد.

    نهضت تحریم اولین قیام نیرومند مردمی بود که به صورت یک نهضت تمام عیار ظاهر شد؛ به طوری که آحاد ملت از پایتخت تا دورافتاده‌ترین نقاط کشور در آن سهیم شدند. نهضت تحریم اولین نهضت عمومی مردم ایران بود که در آن زنان به طور فعال و موثر حضور داشتند. همچنین این نهضت سرآغاز مبارزات ضداستعماری و ضداستبدادی ملت ایران در دوران معاصر است.

    اگرچه بسیاری از تاریخ‌نویسان روشنفکر تلاش دارند، نهضت مشروطه را آغاز بیداری ایران قلمداد کنند، اما تحریم تنباکو نخستین حرکت ایران در راه بیداری بود؛ به‌گونه‌ای که برخی از تاریخ‌نویسان روشنفکر همچون کسروی و ناظم الاسلام کرمانی نیز بدین موضوع اعتراف کرده‌اند. 

    سکولارها و روشنفکران از آنجایی که نگاه خوبی نسبت به دین و پیوند آن با سیاست ندارند، سعی کرده‌اند تحریم تنباکو را از مبدایت بیدارگری تاریخ معاصر ایران حذف کنند. میرزای شیرازی تحریم تنباکو را اعلای کلمه ملت عنوان کرده‌اند.

    امام خمینی(ره) ,
    میرزای شیرازی استعمال تنباکو و توتون را در حکم جنگ با امام زمان (عج)  اعلام کرد

    ** نهضت شیعی در برابر شاه و سلطنت

    در جریان تحریم تنباکو، روحانیت به طور آشکارا در برابر سلطنت قرار گرفت. میرزای شیرزای مرجع تقلید تامه شیعیان در فتوای خود عنوان فرمودند که «الیوم استعمال تنباکو و توتون بای نحو کان در حکم محاربه با امام زمان (عج) است.»

    این مرجع تقلید عنوان نکردند که استعمال تنباکو و توتون حرام است، چون در این صورت شاید جنبشی با آن عظمت شکل نمی‌گرفت. بلکه فرمودند در حکم محاربه با امام زمان (عج) است. از این رو شاید بتوان گفت که این حادثه جزو اولین مقاطعی است که مقدس‌ترین مفهوم شیعه یعنی مهدویت در مقابل سلطنت قرار گرفت.

    مفهوم شاه، شاهنشاه و سلطنت که حدود 10 قرن روی آن کار شده بود و بدان پرداخته شده بود و به شاه، ظل‌الله و فره ایزدی گفته می‌شد، شکسته شد. مردم به خیابان‌ها ریختند و گفتند: «شاه باجی سبیلو». این شعار به نوعی شعار «مرگ بر شاه» بود. بدین ترتیب برای اولین بار در جریان نهضت تنباکو قداست شاه شکسته شد و شعار مرگ بر شاه سر داده شد.

     آن چیزی که در برابر شاه، سلطان و سلطنت ایستاد نه نظریه جمهوریت، آزادی و... بلکه ولایت، مرجعیت دینی و مذهب شیعی بود. مساله سلطنت و قداست آن در ایران جز با مفاهیم شیعه همچون مهدویت، شکست‌پذیر نبود. در نهضت تحریم تنباکو قداست شاه شکسته شد، تا مسیر برای نهضت مشروطه فراهم شود.

    انتهای پیام/

    منبع مطلب : www.tasnimnews.com

    مدیر محترم سایت www.tasnimnews.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.

    جواب کاربران در نظرات پایین سایت

    مهدی : نمیدونم, کاش دوستان در نظرات جواب رو بفرستن.

    میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
    برای ارسال نظر کلیک کنید